فريد مرجايي
Статистика"افسون زدايى از قدرت" در صورت تمايل، با شناسه زير تماس بگيريد: @Daavar2
- Последний пост
- 15 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 20
- Всего постов
- 115
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Картинки
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 30
- 1/48двое суток
- 34
- 1/72трое суток
- 37
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🔹مهدی بازرگان کمونیست از ایلان ماسک تا غنینژاد، از ترامپ تا کیف کشان پهلوی چی کارزار ضد کمونیستی ایدیولوگهای راست افراطی را با سرمایه میلیاردها و حمایت سیاستمداران ارکستر منحوس و نکبت آور ضد کمونیستی شان را کوک کرده تا با کوبیدن هر اقدام مثبت یا هر گام هرچند کوچک در مسیر توسعه و رفاه زحمتکشان با چماق چپ هر فاجعهای که سرمایهداری در چند دهه اخیر به بار آورده را لاپوشانی کنند. در ویدئوی بالا دکتر فرشاد مومنی اقتصاددان نهادگرا طرفدار سرمایهداری مولد ادعای کمونیستی بودن ملی کردن بانکها در آغاز انقلاب را به نقد میکشد. #فاشیسم #فرشادمومنی #ملیسازی https://t.me/azadivabarabari
🔺شریعتی بهانه است، اسلام سیاسی نشانه است! خشونت کلامی بیسابقهای که در پی اظهارات موسی غنینژاد بر سر میراث علی شریعتی و در مقیاسی بزرگتر پروژه انقلاب ۱۳۵۷ درگرفت، چیزی فراتر از منازعه میان چند روشنفکر بود. شدت و حدت این جدال و آمیخته شدن آن با خشونت کلامی…
без подписи
🔺شریعتی بهانه است، اسلام سیاسی نشانه است! خشونت کلامی بیسابقهای که در پی اظهارات موسی غنینژاد بر سر میراث علی شریعتی و در مقیاسی بزرگتر پروژه انقلاب ۱۳۵۷ درگرفت، چیزی فراتر از منازعه میان چند روشنفکر بود. شدت و حدت این جدال و آمیخته شدن آن با خشونت کلامی حاکی از اتفاقی بزرگتر است: نشانهای از پایان یک لحظه تاریخی و ورود به لحظهای دیگر. از ابتدا روشن بود که شریعتی صرفاً یک بهانه است؛ بهانهای برای تسویهحسابی فکری و سیاسی با مجموعهای از نشانهها و نمادهای یک دوران. در این تسویه حساب گسترده و البته بیرحمانه هر چیزی میتواند آماج حمله قرار گیرد. از کتاب ایران بین دو انقلاب آبراهامیان به عنوان کتاب " توضیحالمسائل انقلابی " ایران معاصر تا پروژهی اسلامی شریعتی و الهیات رهایبخش حزب توده. شریعتی زبان گویای لحظهای بود که اسلام میتوانست در ایران زبان اصلی اعتراض، عدالتخواهی و سیاست رهاییبخش باشد؛ میشد با قرار دادن اسلام در مرکز یک دستگاه فکری مدرن، از بیعدالتی، استثمار، امپریالیسم و توسعهنیافتگی سخن گفت. انقلاب ۱۳۵۷ این پروژه را از عرصه روشنفکری به عرصه قدرت منتقل کرد و صدالبته، تناقضهایش را نیز آشکار ساخت. پس از انقلاب، عبدالکریم سروش و روشنفکران دینی کوشیدند با نجات دین از زندان ایدئولوژی و قدرت سیاسی، میان اسلام و مفاهیمی چون فردیت، حقوق بشر، آزادی و دموکراسی نسبتی تازه برقرار کنند. اما اینجا یک پارادوکس تاریخی و البته آشنا شکل گرفت: پروژهای که برای نجات یک سنت فکری از بحران آغاز شده بود، ممکن است ناخواسته به فرسایش همان سنت کمک کرده باشد. این تجربه، بیشباهت به سرنوشت اوروکمونیسم و دیگر جریانهای تجدیدنظرطلب چپ اروپا نیست. کوشش برای نجات کمونیسم از جزمیت شوروی و سازگار کردن آن با دموکراسی و تکثر سیاسی، در نهایت نتوانست مانع فرسایش کمونیسم اروپایی شود و خود نیز به بخشی از روند گذار از آن تبدیل شد. آیا روشنفکری دینی نیز چنین نقشی در افول اسلام سیاسی نداشته است؟ به عبارت دیگر، آیا روشنفکری دینی، فارغ از نیت حاملانش، به مرحلهای انتقالی و منزلگاهی موقت در مسیر افول پروژه دینی کردن امر سیاسی و اجتماعی در ایران معاصر تبدیل نشده است؟ صد البته زیگزاگهای فکری و رجعتهای بعضا بنیادگرانهی سروش دهه نود نیز نتوانست از آهنگ این فرسایش بکاهد. به نظر میرسد بخشی از تندی کلام و عصبانیت قلم دکتر سروش به خاطر این موضوع است. با این اوصاف، پرسش کانونی امروز و در واقع محل تقریر نزاع روشنفکران این است: پس از اسلام سیاسی، چه چیزی باید در مرکز روایت ایران قرار بگیرد؟ صفبندیهای پیرامون مناظره این پرسش را بیش از گذشته نمایان و برجسته کردهاند. طیفی از روشنفکران دینی، ملیگرایان و مصدقیها و اصلاحطلبان، با وجود اختلافات فکری جدی، از سروش دفاع کردند؛ در سوی دیگر، ایرانگرایان، بخشی از سلطنتطلبان و ملیگرایان مخالف وضع موجود، عمدتاً در کنار غنینژاد قرار گرفتند. بنابراین دعوا دیگر صرفاً بر سر شریعتی نیست؛ بر سر این است که ایران را چگونه باید روایت کرد و چه کسی حق دارد روایت مسلط ایران را بسازد. در این میان، تجربه اروپا و دلواپسیهای اصلاحطلبان کمونیست و لنینیستهای مؤمن تا آخرین لحظه برای حفظ آن نظام فکری، درس مهمی برای ما دارد؛ اما این تجربه همزمان حاوی هشداری جدی نیز هست. پایان لحظه کمونیسم در واپسین دهههای سده بیستم و عبور از بسیاری از آنچه میراث چپ نامیده میشد، در نهایت به معنای پایان همه مسائل و ارزشهایی نبود که چپ به آنها پاسخ میداد. اروپا، بهویژه از دهه ۱۹۸۰ به بعد، تا حدی از یک راستکیشی به دام راستکیشی دیگری، یعنی نئولیبرالیسم، افتاد. تضعیف دولت رفاه و سوسیالدموکراسی، افزایش نابرابری و فرسایش برخی پیوندهای اجتماعی، در کنار عوامل دیگر، زمینه رشد ناسیونالیسم راستگرای پوپولیستی و اقتدارگرا را فراهم کرد؛ جریانی که گاه شبحی از اروپای دهه ۱۹۳۰ را تداعی میکند. این تجربهها برای ایران هم آموزندهاند و هم رهزن. ایران اگر از اسلام سیاسی عبور میکند، نباید صرفاً یک ایدئولوژی تازه را جایگزین ایدئولوژی قدیم کند. عبور از یک ارتدوکسی نباید ما را تسلیم ارتدوکسی دیگری کند. اگر «ایران» به مرکز روایت بازمیگردد، این نباید به معنای تن دادن به جزمیت ناسیونالیسم افراطی باشد؛ همانگونه که عبور از اسلام سیاسی به معنای کنار گذاشتن عدالت، اخلاق، همبستگی اجتماعی و دغدغه فرودستان نیست. شاید مسئله اصلی امروز، نه انتخاب میان اسلام و ایران، بلکه ساختن روایتی جامع است که ایران را مستقل از اسلام سیاسی، مدرن بدون بریدن از پیشینهی تاریخی و ملی بدون افتادن در دام ناسیونالیسم افراطی روایت کند. از این رو منازعه بر سر شریعتی، گرچه در ظاهر دعوایی درباره گذشته، اما در عمق خود نزاعی بر سر آینده ایران است. #صلاح_الدین_خدیو @sharname1
پاسخ به یک ادعا؛ هرچه بر سر ایران آمد تقصیر چپهاست! چهار دهه است که دولتها میآیند و میروند؛ با شعارها، چهرهها و گرایشهای سیاسی متفاوت. اما آیا در سیاستهای اقتصادی هم این تفاوتها به همان اندازه بوده است؟ دکتر فرشاد مؤمنی معتقد است برای فهم وضعیت امروز اقتصاد ایران باید به جای برچسبزنیهای سیاسی، عملکرد واقعی سیاستهای اقتصادی را بررسی کرد؛ سیاستهایی که به گفته او سالهاست با نامهای مختلف تکرار شدهاند. مردادماه ۱۴۰۵ خبر آنلاین @DINOEQTESAD
یکی از دلایل دلاری شدن اقتصاد کشور همین پتروشیمیها هستند. دولتی که نمیتواند ارزهای صادراتی را برگرداند و همزمان میلیاردها دلار را در شرایط جنگی بین مردم پخش میکند و بعد ناله میکند که یک میلیارد دلار برای واردات دارو ندارم، این دولت نیست! اولین شرط توسعه، عزم سیاسی است. 🔗 حسین راغفر (@Dr_hRaghfar) 📲 @twittervid_bot
نوجوانی ما در طلب دموکراسی، آزادی بیان، حقوق شهروندی، حاکمیت قانون، پذیرش تفاوتها، نقد قدرت و تقویت نهادهای مدنی گذشت. سرنوشتمان چنین شد که میبینید. این جوانکهای جاهل که شعارشان «جاوید شاه» و مطالبهشان سلطانیسم و بردگی اجنبی است به چه قهقرای سیاهی سقوط…
نوجوانی ما در طلب دموکراسی، آزادی بیان، حقوق شهروندی، حاکمیت قانون، پذیرش تفاوتها، نقد قدرت و تقویت نهادهای مدنی گذشت. سرنوشتمان چنین شد که میبینید. این جوانکهای جاهل که شعارشان «جاوید شاه» و مطالبهشان سلطانیسم و بردگی اجنبی است به چه قهقرای سیاهی سقوط خواهند کرد خدا داند. 🔗 Ehsan Mansouri 🎒 (@ehsanmansuri) 📲 @twittervid_bot
پیام جناب مرجایی برای کانال مصدق به روایت تاریخ و اسناد سلام، خسته نباشيد. بسيار متشكر از توضيحات جامع، غنى و علمىتان در مورد سؤالات مذكور. كانال جنابعالی خدمت بزرگى به تاريخگاری نهضتملى مىكند. در مورد بحث مذكور، من دو نكته اضافه كنم. مارك گازيوروسكى حدود ٣٠ سال پيش با ٧ مأمور سازمان سيا كه با كودتا درگير بودند، مصاحبه كرده بود. البته اسامى را محرمانه نگه داشت. بعبارتى موضع سازمان سيا كه به نوعى سياسى و جانبدارانه بود، به تحقيقات آقاى گازيوروسكى جهت داد. سازمان سيا، خطر سرخ را در توضيحاتاش عمده مىكرد. (سالها پيش كه با دكتر گازيوروسكى با ايميل در تماس بودم، براى شوخى اسامى ٧ مقام سيا را پرسيدم، ايشان گفت محرمانه است). از طرف سازمان سيا، دو گزارش در مورد كودتا بوده است. اولى گزارش دونالد ويلبر بود كه با وصيتاش بعد از فوتاش بدون تصميم سيا منتشر شد. گزارش دوم Long Live the Shah يا "زنده باد شاه" تيتراش هست. گزارش ويلبر دقيق براى خود سازمان سيا در نوامبر ١٩٥٣ تهيه شده بود. ولى گزارش دوم در اواخر دهه ١٩٦٠ تهيه شد بصورت تبليغاتى براى بيرون سازمان سيا و اينكه ثابت كند خطر سرخ عامل اصلى كودتا بود. در اين گزارش به نوشته افراد ديگر مثل يرواند آبراهاميان اشاره دارد. دكتر آبراهاميان در تحقيقات اش به "نفت" به عنوان عامل اصلى كودتا اشاره دارد، و موضوع "امپرياليسم" را در اين مورد مركزى نمىكند، چون امپرياليسم يك بحث وسيع بوده، و توجه را از نفت دور مىكند. در نظر داشته كه بحث آبراهاميان در مورد «نفت» بخاطر اصرار دكتر مصدق در مذاكرات نسبت به "كنترل" نفت بود، چرا كه "كنترل نفت" حاكميت ملى را تضمين مىكرد. طرف مقابل، چه انگليس، و چه بانك جهانى كنترل نفت را نمىخواستند به ايران واگذار كنند (عليرغم ملى شدن صنعت نفت). در مورد منابع تحقيقات، يرواند آبراهاميان براى كتاب كودتا، براى اولين بار اسناد آرشيو خود شركت نفت انگليس-ايران را بررسى مىكند. ارادتمند، فريد مرجايى
✅ ادامه سؤالات در مورد كودتاى ٢٨ مرداد، 🔸در تاريخ شناسى نهضت ملى، و مطالعات كودتاى آژاكس، دو نظريه متفاوت از انگيزه امريكا براى كودتا و سرنگونى دولت دكتر مصدق بوده است. 🔸توضيح و نظريه مارك گازيوروسكى در مورد انگيزه امريكا براى كودتا چه بوده است؟ در مقايسه، توضيح و نظريه يرواند آبراهاميان در مورد انگيزه امريكا براى كودتا چه بوده است؟ 🔸گازيوروسكى از چه منابع و شواهدى براى نظريه خود استفاده كرد؟ آبراهاميان از چه منابع و شواهدى براى نظريه خود استفاده كرد؟ فريد مرجايى،
ارنست بلوخ؛ وقتی امید به یک نیروی سیاسی تبدیل میشود | قسمت اول یکی از خطرناکترین چیزهایی که ممکن است برای یک جامعه اتفاق بیفتد، فقط فقر، ناامنی یا از دست دادن رفاه نیست؛ گاهی تراژدی بزرگتر این است که انسانها دیگر نتوانند جهانی متفاوت را تصور کنند. ارنست بلوخ، فیلسوف مارکسیست آلمانی، فلسفه خود را از همین نقطه آغاز میکند: از امید. ادامه مقاله را از اینجا بخوانید 📖نقد توسعه ✅@naqd_e_tosee
انسان در برهوت پساسوسالیسم. رهایی: از درون چاکراها و انرژیهای کیهانی آغاز نمیشود؛ از جایی آغاز میشود که انسان دوباره خود را موجودی تاریخی، اجتماعی و جمعی بداند و امکان تغییر جهان را به عنوان یک امکان واقعی بازپس گیرد. «توضیح در فرسته بعدی» @presagee
✅یک گنجینه معتبر مستند به امارهای زمان محمد رضا پهلوی در سال ۱۳۵۶ به آمار خود رژیم پهلوی. 🔰«از این به بعد هر نادان فرقه ایی گفت زمان شاه ژاپن بودیم همینو بکوبید تو چشمش» @presagee
موجودات عجیب وغریب خلیج فارس 1_لیسه دریایی 2_عروس دریایی دکمه ی یا چشم زخمی 3_عروس دریایی مهتابی 4_حلزون تی 5_شقایق دریایی 6_خرگوش دریایی 7_طوطیای دریایی یا خارپشت دریایی 8_ پاتریک 9_خرگوش دریایی سیاه سم بنفش 10_ماهی گلخورک یا اشلمبو که قدیمترین موجودات دنیاست
جناح چپ در رقابت هاى درون حزبى دموكرات، در ايالت مينه سوتا موفقيت داشت: 👇👇 https://www.theguardian.com/us-news/2026/aug/11/minnesota-peggy-flanagan-wins-primary?CMP=Share_iOSApp_Other
وقتی نئولیبرالیسم لباس دین میپوشد ــــ نقدی بر نوشتۀ «فهم اقتصاد وظیفهای همگانی است» از آیتالله سیدمصطفی محقق داماد گروه «۱۰ مهر» آیتالله سیدمصطفی محقق داماد در نوشتۀ تازهای با عنوان «فهم اقتصاد وظیفهای همگانی است»، منتشرشده در وبسایت مؤسسۀ فرهنگیـهنری «روشنگری دینی»، از تنگترشدن سفرهها، خالیترشدن دستها و ضرورت حفظ کرامت انسان سخن میگوید. او از طلاب، جوانان، و مردم میخواهد مبادی علم اقتصاد را بیاموزند تا اهل فن را از مدعیان بازشناسند و بتوانند دربارۀ برنامههای اقتصادی داوری کنند. در نگاه نخست، کسی نمیتواند با چنین سخنانی مخالفت کند. آموختن اقتصاد ضروری است؛ فقر و صدقهزیستی تحقیرکننده است؛ و سیاستگذاری بدون دانش میتواند نتایجی فاجعهبار به بار آورد. اما درست از همینجا پرسشهای اصلی آغاز میشوند: منظور از «علم اقتصاد» کدام اقتصاد است؟ «اهل فن» چه کسانیاند؟ این متخصصان طی چند دهۀ گذشته کجا بودهاند؟ (ادامه)
◾️روزنامه دست راستى و صهيونيست "نيويورك پست"، يك روز در ميان زهران ممدانى را آماج حمله قرار مى دهد. ◾️موفقيت يا شكست ممدانى، تبعاتى براى خود حزب دموكرات و آليگارشى امريكا خواهد داشت.
без подписи
۵. خوانش کتاب ابله- فایل پنجم صص۶۸-۷۹ ترجمه سروش حبیبی چاپ اول : ۱۳۸۳ چاپ پنجم: ۱۳۸۷ قیمت: ۱۴۰۰۰ تومان. ارائه: دکتر مسعود نوروزی @ketabkhaniGoftoshenud
مسير طبيعى بستر تحولات جامعه بعد از مشروطه:👇 محرمعلى خان مسؤل سانسور مطبوعات بوده، و بوسيله رضا شاه بكار گماشته شد. زمان رضا شاه، مسؤليت سانسور مطبوعات و سركوب، بعهده شهربانى بود. دكتر مصدق بعنوان نخست وزير، اولين بخشنامه اش به دادگسترى و رونوشت به شهربانى، كه همه آزاد اند كه دولت و نخست وزير را مورد هر انتقادى قرار داده، و بخاطر انتقاد يا دشنام نبايد تحت تعقيب قرار گيرند- بنابراين، نيازى به كار محرمعلى خان (سانسور مطبوعات) نبود، و بركنار شد. فريد مرجايى،