- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 10
- Всего постов
- 395
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 117
- 1/48двое суток
- 134
- 1/72трое суток
- 144
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
هزار سال میان جنگل ستارهها پیِ تو گشتهام ستارهای نگفت کزین سرای بیکسی کسی صدات میکند...؟ #سایه @havarpress
دنیای فانتزی بازار آزاد بنزین «به نقل از کانال حکمران» فرض کنیم طرح مسئول محترم سازمان بهینهسازی انرژی، جناب آقای سقاب اصفهانی، اجرایی شود و به هر نفر ماهی ۳۰ لیتر سهمیه بنزین تعلق بگیرد و فرد فاقد ماشین سهمیه اش را به یک راننده اسنپ به قیمت لیتری ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومان بفروشد؛ وی از این محل ماهیانه ۲ میلیون و ۶۱۶ هزارتومان درآمد کسب میکند. در طرف مقابل، راننده اسنپ الان باید بجای ۱۵۰ هزار تومان (با بنزین لیتری ۵ هزارتومان) ۲ میلیون و ۴۶۶ هزارتومان پول بیشتر برای بنزین بدهد و قاعدتاً باید کرایهاش را بالا ببرد؛ چون قیمت سوختش ۱۶.۴ برابر شده است. جناب آقای سقاب اصفهانی لطفاً بفرمایید آیا محاسبه کردید که تراز درآمد و هزینه فرد فاقد ماشین چقدر خواهد شد؟ دانش اقتصاد به ما میگوید چون بنزین کالای بی کشش است؛ قیمت حمل و نقل به همان تناسب و شاید حتی بیشتر افزایش پیدا میکند؛ و چون تورم معمولا ناعادلانه توزیع میشود، فرد فاقد ماشین که احتمالاً کارگری ساده یا حقوق بگیر است قادر نیست درآمدش را به همان میزان افزایش دهد و اوضاعش بدتر از قبل میشود؛ در این صورت ما به اسم عدالت، بیعدالتی را گسترش دادیم. ✍ محمدجواد توکلی #بنزین @havarpress
«تنه مهوری به ختم نمه وری» در روزگاری که بدبیاریها همچون شبه سیاهی فرساینده در تاریخ ایرانِ معاصر پیوسته بازتولید میشوند، یادکردن خاطرهای از کریمخان زند آن لکِ دلاور و سردارِ شریف برآمده از دلِ رنج خالی از لطف نیست. در روایتها آمده است که پیش از شاهشدن، پس از چند شکست پیاپی در یکی از نبردها شکست میخورد و ناگزیر به عقبنشینی میشود. در میانهی این عقبنشینی، سربازی لجوج از سپاه دشمن به تعقیب او میپردازد و قصد جانش دارد از این رو که سرباز دشمن به نزدیکی وی می رسد کریمخان ناچار میشود پیش از آنکه دشمن ضربهای وارد کند، با تیغ شمشیرش او را از پای درآورد و سر از تنش جدا سازد. در همان لحظه، در اوجِ خستگی و پیدرپیآمدنِ بدبیاریها، نگاهی به شمشیرش میاندازد و به گویش لکی، جملهای میگوید که داغِ دلِ ما ایرانیها را تازه میکند: «تنه مهوری به ختم نمه وری» یعنی: تو میبری، بختم نمیبرد. و چه تلخ که این احساس، آری، سالهای دراز است که بختِ ایران خانوممان نمیبرد... #کریم_خان_زند @havarpress
«باید بمب اتم بسازیم» درد دلی بادوستان عزیزم: دوستان، بیایید پردهٔ توهّم را کنار بزنیم؛ جهانِ امروز با ما شوخی ندارد. برای ایالات متحده، این کشاکش یک نزاع گذرا نیست؛ یک مسئلهٔ وجودی است، و ایران اگر اکنون هم سودای حفظ استقلال در سر دارد، ناگزیر باید واقعیت را همانگونه که هست ببیند، نه آنگونه که برخی خیالپردازان متوهم میپسندند. تقلیل این رویارویی به «اختلافات مقطعی» یا «تنشهای محدود» توهین به فهم هر کسی است که حتی دو صفحه تاریخ خوانده باشد. آنانی که در میانهٔ دههٔ هفتاد شمسی به سوی فناوریهای تسلیحاتی هسته ای رفتند، جهانبینیشان از مرزهای سادهانگاری امروز فراتر بود. آنان میدانستند که کشوری که میخواهد قربانی مطامع امپریالیسم و قدرتهای نوظهور نشود، باید بازدارندگی واقعی داشته باشد؛ بازدارندگیای که ماهیت کشور را حفظ نماید. این همه سال هزینه، این همه فشار، این همه انرژیِ ملی که صرف برنامههای هسته ای شد، سندی است بر اینکه ایران هرگز نمیتوانسته و نمیتواند با دست خالی در برابر قدرتهای جهانی بایستد... امروز، ایران در معرض خطر است؛ آمریکا قطعا با قدرت بیشتر باز خواهد گشت. در چنین بزنگاهی، سادهانگاری برخی مسئولان و انتزاعگرایی برخی شبهروشنفکران که میکوشند چنین وانمود کنند که ایران نیازی به بازدارندگی هسته ای ندارد، برای کشور هزینهای سنگین خواهد داشت. از همهٔ شما، برادران و خواهران، خواهش میکنم: صدای خود را بلند کنید، در جمعها، در رسانهها، در گفتگوهای روزمره؛ نه برای دعوت به خشونت، بلکه برای یادآوری یک حقیقت ساده: برای بقای کشور و زندگی بهتر در آینده ایران باید بازدارندگی هسته ای داشته باشد؛ بازدارندگیای که هیچ قدرتی جرئت تهدید موجودیت این سرزمین را نداشته باشد. تهدیدها جدیاند؛ اگر امروز هوشیار نباشیم، اکنون غزه باید آرزوی ما باشد. این سخن، درد دلی است با هممیهنانم؛ نه برای جنگ، بلکه برای بیداری. نه برای ساخت ویرانی، بلکه برای جلوگیری از ویرانی. نه برای تهدید جهان، بلکه برای آنکه در جهان کسی نتواند ما را تهدید نماید. #بمب_اتم @havarpress
☑️ بیش از ۲۰۰ دانشگاهی و هنرمند خواستار محکومیت تهدیدهای آمریکا علیه غیرنظامیان و زیرساختهای حیاتی ایران شدند https://akhbar-rooz.com/2026/08/13/61372/
☑️ بیش از ۲۰۰ دانشگاهی و هنرمند خواستار محکومیت تهدیدهای آمریکا علیه غیرنظامیان و زیرساختهای حیاتی ایران شدند https://akhbar-rooz.com/2026/08/13/61372/
دوستان عزیز تحلیل تخیلی و پیکنیکال سردار نقدی را مشاهده بفرمایید... ادامه در پست بعدی 👇
دوستان عزیز تحلیل تخیلی و پیکنیکال سردار نقدی را مشاهده بفرمایید... ادامه در پست بعدی 👇
«نئولیبرالیسم و تبدیل انسان به ابژهای مصرفی در برساخته ای سکسیستی» ✍مهدی وفائی نژاد افزایش آمار طلاق در کشور بیش از آنکه ریشهای اقتصادی داشته باشد، از شیواره شدن انسان برمیخیزد. در جهان برساخته نئولیبرال، ذهن انسان ها تهی گشته و این خلأ با زرقوبرق مصرف، سودمحوری و کالاییشدن پر میگردد از این رو دیگر با انسانی روبهرو نیستیم که معنا و سوژگی داشته و ارزشهای انسانی را معیار بداند؛ جای اخلاق را اروتیکسازیِ ظاهری گرفته است؛ یعنی زنانگی به ناخن های بلند، آرایش غلیظ، عمل های جراحی برجسته ساز اندام و مردانگی به نمایشهای سطحی و حیوانی از احساس قدرت پوچ و مصرف گرایی بی حد تقلیل یافته، بدین سان انسانِ سودمحورِ امروزی سیمایی سکسیستی دارد، موجودی تنوعطلب و غرق در بیقراری بی نهایت است و توان زیست درازمدت در کنار دیگری را از دست داده زیرا به موجودی تنوع طلب بدل گشته از این رو در شهوتی بیانتها غرق میشود؛ شهوتی که او را نه به زیست اجتماعی یا حیوان اجتماعی به تعبیر ارسطو، بلکه به تباهی میکشاند. آری، این سیمای برساختهی سرمایهداری است که بر جهان امروز سایه افکنده؛ سیمایی که فاعلیت و پراکسیس را از انسان میگیرد و او را در جهانی بیریشه و بیژرفا گرفتار میسازد. انسان در این منظومه نه کنشگر، بلکه ابژهای مصرفی است؛ غرق در نمایشها، وانمودهها و سطحینگریای که امکان زیست اصیل را از او میرباید. مشکل شخصی من با روانشناسی زرد از همینجا آغاز میشود؛ یعنی از جایی که سرمایهداری، بحرانهای برآمده از خود را ـ که ماهیتی جمعی و ساختاری دارند ـ به سطح مشکلات فردی تقلیل میدهد. در چنین وضعی، ما با «علم» روبهرو نیستیم؛ بلکه با دکانی رؤیافروش مواجهیم که بحران را خصوصیسازی میکند، آن را به گردن فرد میاندازد و از همین بحرانها به انباشت سود خود دامن میزند و هر روز فربهتر میشود. این یعنی فریفتن سیستماتیک تودهها: نخست، با واداشتن آنان به پذیرش بحران در چارچوب فرد و کور کردن چشمِ دیدنِ ریشههای ساختاری؛ دوم، با واداشتن آنان به پذیرش بیچونوچرای سلطهٔ سرمایهداری. بنگرید به زنانی که بیشترین جراحیها و آرایشهای مکرر را تجربه میکنند؛ آنان بیش از دیگران درگیر بحرانهای روانشناختیاند، و این خود ریشه در کالاییشدن جهان دارد. انسان در این زمینِ بازی نه در پی معناست و نه در پی کنش برای تغییر؛ بلکه در پی دیدهشدن است. از همینجاست که بلاگرها بر متفکران پیشی میگیرند؛ زیرا دیدهشدن جای زیستِ اصیل انسانی را گرفته و آن را مختل ساخته است. آری، روانشناسی در عصر کنونی سرمایهداری، در تقابل با تودهها قرار دارد؛ زیرا ابزاری برای تثبیت سلطهٔ مفهومی به نام سود بر جهان فرودستان است و سوژه را به پذیرش بحران در سطح فردی وامیدارد. #سوژگی_انسان #روانشناسی #انسان @havarpress
«الزامات اخلاقی هرچقدر هم عینی باشند، تنها بر موجوداتی اطلاق می شوند که ظرفیت تصدیق آن ها را دارند.» #تامس_نیگل @havarpress
«مسئلهٔ مدرنیته به مسئلهای مرکزی برای روشنفکرانی بدل خواهد شد که اکنون دربارهٔ مسیر مدرنشدن چین میاندیشند؛ زیرا مدرنیزاسیون نه تحقق پیروزمندانهٔ مجموعهای از ارزشهای مثبت، بلکه روندی است که همزمان ارزشهای منفی عظیمی را نیز با خود حمل میکند. و دشوارترین نکته آن است که، دستکم در جهان غرب، این دو سوی ظاهراً متضاد را نمیتوان از یکدیگر جدا کرد؛ بلکه این ارزشهای متقابل، در ژرفای خود پیوندی درونی با یکدیگر دارند.» #گان_یانگ @havarpress
دكتر داريوش رحمانيان، "ملى شدن صنعت نفت"-
هنگامى که تاریخ تمدن را مدّ نظر قرار مىدهیم، میبینیم انسان در مقاطعی رشد یکجانبه و یک بُعدی داشته است. سیاست و مدیریت و اقتصاد و آبادانی چون بر پایۀ ایمان نبوده است رشدى ناهماهنگ مىیابد و به استعمار و جنگافروزیها و جستجوی بازارهای جدید و برقرار شدن دورههای صلحِ آمیخته به تجهیز و تسلیح منتهى مىشود، و زندگى انسان میان جنگهای سرد و گرم و التیام زخمها و صلحِ تسلیحمدار نوسان پیدا میکند. لبنان، سرزمینِ ما؛ سرزمینی که انسانِ آن اولین و آخرین سرمایه آن است؛ انسانی که عظمت لبنان را با تلاش و هجرت و اندیشه و اقداماتش پدید آورده است؛ چنین انسانی را در این کشور باید صیانت کرد. اگر کشورهای دیگر، پس از انسان، سرمایههای دیگری دارند، سرمایۀ ما در لبنان، پس از انسان، باز همان انسان است. در لبنان، ما شاهد محرومیت هستیم، محرومیت در لبنان ناشی از سوءِ تدبیر است و همگان در این زمینه مسئولاند. جنوب و دیگر مناطق امانتهایی هستند که بنا به فرمان خدا و خواست وطن باید حفظ شوند. #امام_موسی_صدر #عدالت #هم_زیستی @havarpress
سخنرانی #امام_موسی_صدر در کلیسای کبوشیین بیروت یک مانیفست در تبیین، ترویج و عمل به اصول هم زیستی انسانی در بستر یک جامعه متکثر است (۱۹ فوریه ۱۹۷۵ / ۳۰ بهمن ۱۳۵۳) این سخنرانی در قالب خطبۀ موعظۀ آغاز روزه، در کلیسای کبوشیین بیروت و با حضور بزرگان مسیحیت لبنان در بالاترین سطوح سیاسی و دینی فرقههای مسیحی ایراد شد. شارل حلو، رئیسجمهور اسبق لبنان، این اقدام را «برای نخستین بار در تاریخ مسیحیت» توصیف کرد که یک روحانی غیرکاتولیک در یک کلیسای کاتولیک و در جایگاه موعظه سخن میراند. امیدوارم دوستان است سخنان ارزشمند آن مرد بزرگ را مطالعه کرده و از جهان و بینی و ژرف اندیشی آن مجاهد عدالت خواه بیاموزد. متن کامل سخنرانی: خدایا، تو را سپاس مىگوئیم. پروردگارا، اى خداى ابراهیم و اسماعیل، ای خداى موسى و عیسى و محمد، ای خداى مستضعفان و همۀ آفریدگان. سپاس خدایى راست که ترسیدگان را امان و صالحان را نجات میدهد، مستضعفان را ارجمند و مستکبران را بیارج میسازد، خسروان را هلاک میکند و دیگران را بر جای آنان مینشاند. و سپاس خدایى را که درهمکوبندۀ جبّاران، نابودکنندۀ ستمگران، فروگیرندۀ گریزندگان، کیفردهندۀ ستمپیشگان و فریادرس فریادخواهان است. خدایا، تو را شکر مىگزاریم که ما را به عنایت خود موفق داشتى و به هدایت خویش گردآوردى و با رحمت خویش دلهای ما را یکى کردى. ما، اکنون، در پیشگاه تو و در خانهاى از خانههاى تو، در وقتِ روزه، از برای تو، گِرد آمدهایم. دلهای ما به سوى تو پر مىکشد و ذهن ما نور و هدایت را از تو برمىگیرد، با این اعتقاد که تو ما را فراخواندهاى تا، در کنار یکدیگر، در خدمت به خلق گام برداریم و بر وحدت کلمه، براى سعادت آفریدگانت، اتفاق کنیم. براى انسان گرد آمدهایم، که ادیان از براى اوست، ادیان یکى بودند و هریک ظهور دیگرى را بشارت مىداد و دیگری را تصدیق مىکرد. به این ادیان، خداوند مردم را از تاریکیها به سوى نور بر کشید و آنان را از اختلافاتِ پراکنَنده و تباهکننده رهایی بخشید. ادیان یکى بودند و یک هدف بیش نداشتند: در افتادن با خدایان زمینى و طاغوتها و یارى مستضعفان و ستمدیدگان. این دو نیز نمودهاى حقیقتى یگانه اند و چون غلبۀ ادیان و پیروزی مستضعفان به دست آمد، مظلومان دیدند که طاغوتها چهره عوض کرده و زودتر از همه به غنائم رسیده و در صدد برآمدهاند که بر آنان به نام ادیان و به سلاح دین حکومت کنند و اینگونه بود که رنج و محنت مظلومان مضاعف گشت و مصیبت ادیان و اختلاف آنها پدید آمد. هیچ اختلافی نیست مگر در منافع سوء استفادهکنندگان. ادیان یکى بودند، زیرا مبدأ همۀ آنها، خدا، یکی است؛ هدف همۀ آنها، انسان، یکی است؛ و میدان سرنوشت، جهان هستى، یکی است. و چون هدف را فراموش کردیم و از خدمت انسان فاصله گرفتیم، خدا هم ما را وانهاد و از ما دور شد و ما گروه گروه گشتیم و به راههای گوناگون رفتیم و میان ما اختلاف و تفرقه افتاد. در این هنگام، در این کلیسا، در ایام روزه، در مراسم وعظ دینى و بنا به دعوت مسئولان متعهد، خود را در میانۀ راه در کنار شما مىبینم: هم اندرز دهنده و هم اندرز پذیر؛ هم گوینده و هم شنونده؛ با زبان خود سخن مىگویم و با قلب خود مىشنوم. تاریخ گواه ماست. به او گوش فرامىدهیم و خود نیز به ما گوش میدهد. تاریخ گواه لبنان است: دیارِ تلاقی، دیارِ انسان، وطنِ ستمدیدگان و مأمن ترسندگان. آزادى فضای مناسب برای رشد توانایی ها و ظهور استعدادهای انسان در صورت فراهم بودن فرصتهاست. این آزادى همواره در معرض تجاوز قرار داشته و به بهانه هاى مختلف از انسانها سلب مى شده است... سلب آزادى و درهم شکستن تواناییها در گذر زمان جلوهها و صور متفاوت داشته است: گاهى به صورت استبداد، گاهى به صورت استعمار، گاه به صورت نظام ارباب و رعیتى، گاه به صورت ترورِ اندیشه، گاه به هیئت و ادعاى قیمومیت بر مردم و اتهام آنان به نداشتن قدرت درک، گاه به صورت استعمار نو، گاه به صورت تحمیل مواضع بر افراد یا ملتها، گاه به صورت فشارهاى اقتصادى و فرهنگى و فکرى، گاه به صورت بیتوجهی برای محروم کردن برخى از مردم و برخی مناطق از فرصتها، و گاه به صورت نگاه داشتنِ مردم در جهل و بىسوادى و حتی محروم کردن مردم از بهداشت و سلب فرصتهای تحرک و توسعه است. ثروت، این بتِ بزرگ، که مسیحِ بزرگوار آن را برای ورود به ملکوتِ آسمان مانعی بزرگتر از حجم شتر در گذر از سوراخ سوزن میداند، نیز مایۀ فتنه است. همچنین است تمام نیازهاى انسانى که به بهای نادیده گرفتن نیازهاى دیگرِ انسان تقویت میشوند و ما آنها را شهوات مینامیم. هر نیازى در انسان انگیزه ساز و حرکت آفرین است، ولى اگر به قیمت مغفول ماندن دیگر نیازها شدّت یابد، فاجعه آفرین خواهد بود.
میوهی زیتون همیشه سبز بود سبز، ای محبوبم. پنجاه شهید، هنگام غروب به گرد زیتون، برکهی خونی برپا داشتند محبوبم، آزارم مده شهیدمان کردند ما را کشتند. #محمود_درویش @havarpress
«حسادت هنگامی در دل پدید می آید که انسان در طی راهی یا در کسب چیزی که بدان ارزش قائل است و آن را آرزو می کند دیگری را از خود موفق تر و پیشرفته تر ببیند و به او حسد ورزد شرط دیگر حسد هم اینست که آدمی که حسد مرد را تحریک می کند هم شان و همجنس وی تلقی شود و برای من هیچیک ازین "شرایط خلق و پرورش حسد" پدید نیامده بود که نه آن میزها را شایسته خود میدانستم و می دانم و نه این میزداران را هم شان و هم سطح خودم.» گفتگوهای تنهایی ص۶۵ #شریعتی @havarpress
هربار که مواضع ضدایرانی بحرین را میبینم، خود را لعنت میکنم! هم اعلیحضرت و مشاورانش و هم منی که بهخاطر روابطم با شاه به استقلال بحرین کمک کردیم خیانتکاریم. ای کاش ذرهای از وجود سلیمانی در ما بود تا امروز نبینیم کشوری که اندازه رباطکریم هم نمیشود برای ما گوه زیادی تناول میکند - اردشیر زاهدی، داماد شاه مخلوع، وزیر امورخارجه حکومت پهلوی و سفیر ایران در آمریکا @havarpress
بخشی از گفتگوی عبدالکریم سروش با اندیشه پویا در مورد جواد طباطبایی: «جواد طباطبایی یک سطل زهر به من نوشاند» سروش در پاسخ به این نقد رضا خجستهرحیمی که او را منتقدی با شمشیر برنده مینامد میگوید: «در مقابل کسانی که شمشیر میزدند، شمشیر زدهام. کلوخانداز را پاداش سنگ است. وگرنه در مواجهه با دیگران دستان مخملی داشتم و زبان نرم شاعرانه به کار میبردم.» او در تایید سخن خود سید جواد طباطبایی را مثال میزند: «مثلا وقتی طباطبایی یک سطل زهر به من نوشاند، من در جواب یک قاشق سرکه به او دادم. البته که وقتی سید جواد طباطبایی برای درمان به امریکا آمد خودم به او تلفن زدم و با او اظهار دوستی کردم چندبار تماس گرفتم و صحبت کردیم خیلی هم دوستانه بود سید جواد وقتی حضورا با او صحبت میکردی، خیلی زود کوتاه میآمد و من تعجب میکردم. اما در خلوت که کتابهایش را می نوشت علیه این و آن شمشیر میزد. در همان آخرین صحبتهای دوستانه از او خواستم برایم توضیح دهد که به چه معنایی گفته است روشنفکران مشروطه را نفهمیدند و روحانیون مشروطه را بهتر فهمیدند؛ پاسخ داد که این را ژورنالیستها بزرگ کردند حال آن که انتظار داشتم توضیح مفصلی بدهد و پای نظر خودش بایستد.» سروش در ادامه با اشاره به نقدهای گزنده طباطبایی میگوید: «مرحوم طباطبایی به این و آن، نقد زیاد نوشته است بدتر از همه به دکتر کریم مجتهدی که شنیدم با کدورت از دنیا رفت. آقای طباطبایی که خودش را همزبان و شریکالاذواق هگل میدانست و به قول من با هگل پا به گل بود به دکتر مجتهدی که کتابی دربارهی هگل نوشته بود، چنان حمله کرد که دلم خیلی برایش سوخت.» در پایان نیز اذعان میکند که اگر همانند خود طباطبایی عیبجو بود، ترجمهی او از متن فرانسهی کتاب تاریخ فلسفهی اسلامی هانری کربن را که اغلاط فراوانی دارد نقد می کرد و نشان میداد که چه جملههایی از متن اصلی افتاده و بالاتر از آن چه جملههایی غلط ترجمه شده است. #عبدالکریم_سروش @havarpress
"شیخ ابوالحسن خرقانی گفت: اگر از ترکستان تا به درِ شام کسی را خاری در انگشت شود آن [رنج] از آنِ من است و همچنین از ترک تا شام کسی را قدم در سنگ آید زیان آن مراست و اگر اندوهی در دلی ست آن دل از آن من است" (تذکرة الاولیا - عطار نیشابوری) #عطار #جهان @havarpress
без подписи