- Последний пост
- 2 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 769
- 1/48двое суток
- 881
- 1/72трое суток
- 950
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
[ ما را به رندی، افسانه کردند پیران جاهل، شیخان گمراه از دست زاهد، کردیم توبه وز فعل عابد، استغفرالله جانا چه گویم...؟ شرح فراقت چشمی و صد نم، جانی و صد آه ] @FotrosWallpaper
[ آمد آنکه عبادتش کردند هرچه عبد و عبید و معبود است آنکه از دوریاش عذاب شدند هرچه فرعون، هرچه نمرود است آمد آن یوسفی که میگفتند چَشمِ یعقوب را کِشد در بند آنکه میگفت حضرت ایوب از نگاهش نمیشود دل کند...] @FotrosWallpaper
[ دخیلک آقا یا موسی بن جعفر ] #Mousaa 🌿 @FotrosWallpaper
[ چون ز حیرانی گذشته دیدهی حیرانِ ما از پی آن آفتابست اشکِ چون بارانِ ما آن خیالِ جانفزای بختسازِ بینظیر هم امیرِ مجلس و هم ساقیِ گردانِ ما در رخِ جانبخشِ او بخشیدنِ جان هر زمان گشته در مستیِ جان هم سهل و هم آسانِ ما صد هزاران همچو ما در حُسنِ او حیران شود کاندر آنجا گم شود جان و دلِ حیرانِ ما خوشخوش اندر بحرِ بیپایانِ او غوطی خورد تا ابدهای ابد خود این سر و پایانِ ما شرم آرد جان و دل تا سجده آرد هوشیار پیشِ چشمِ مستِ مخمورِ خوشِ جانانِ ما ] #Mousaa 🌿 @FotrosWallpaper
[ با یک نگاه کشت و نگاه دگر نکرد با ناز، شاه کشت و نگاه دگر نکرد ] @FotrosWallpaper
[ یا برگرد یا این دل را برگردان... ] @FotrosWallpaper
[ کسی اینگونه مبتلا نشود مردی از همسرش جدا نشود گر روَد همسری چنین از دست ماندنِ مردِ خانه دشوار است گاه اشکی به چشم میآورد گاه زانوی غم بغل میکرد مرتضی بود وُ باوری خاموش بستری بود وُ همسری خاموش قفلِ صندوقِ رازِ خود وا کرد زیرِ لب قطعهقطعه نجوا کرد: فاطمه.. همسرم.. ببین که منم همسرِ خستهات، ابوالحسنم منم آن قهرمانِ بدر وُ احد که سرافکنده نزدِ همسر شد نه اسیرِ غمم، اسیرِ توام شاهِ مردانم وُ فقیرِ توام ایکه تاب وِ توانِ من بودی گرمیِ آشیانِ منِ بودی ایکه تنها سفر نمیکردی کاش میشد دوباره برگردی... ] #Malikeh🪽 @FotrosWallpaper
[ اللّهمَّ صَلِّ عَلیٰ فاطِمَةَ وَ ابیها وَ بَعلِها و بَنیها وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها بِعَددِ ما احاطَ بِه عِلمُک 🤍 ] #Malikeh🪽 @FotrosWallpaper
[ باده دهد مست کند، ساقیِ خَمّار، مرا ] @FotrosWallpaper
[ ای همه عالم وُ آدم به فدای تو حسین ] @FotrosWallpaper
[ وسطِ عرش بُوَد تختِ سلیمانِ نجف ] @FotrosWallpaper
[ ما غباریم غباری ز بیابانِ نجف ] @FotrosWallpaper
[ بنویسید که عالم همه قربانِ نجف ] @FotrosWallpaper
[ بنویسید مرا بیسر و سامانِ نجف ] @FotrosWallpaper
[ نیمهشب است، مدینه در خواب فرو رفته، اما کوچهای روشن و خلوت در دل تاریکی، قدمهایی را در آغوش گرفته که آشناست. قدمهای همان کسی که آرام راه میرود مبادا آرامشِ خاک برهم بخورد. آسمان محو زیبایی و وقار او شده. بوی جنت میآید از نخبهنخِ عبایش. اوست... حسن بن علی، چون آینهای از مرتضی، همانکه لبخندش اندوه دارد و نگاهش غمِ سالها درد. تنهای تنهاست، همچون پدر. کوچههای مدینه گواهاند که شبهای بسیاری، صدای نجوایشان را فقط دیوارها شنیدهاند... فرشتگان صف کشیدهاند، چشم به زمین دوختهاند و از آسمان، حضرت مجتبی را بدرقه میکنند. ستارهها از شرم، یکییکی خاموش میشوند و سلام میفرستند بر پسر فاطمه. خاک میگرید و با پسر ابوتراب نجوا میکند و میداند این آخرین شبی است که بهترین خلق خدا روی زمین قدم برمیدارد ] @FotrosWallpaper🩸
[ آمدند از بهشت بدرقهاش... ] @FotrosWallpaper🩸
[ کفنی نیست، تنی نیست ولی بوی تو هست....🍃 ] @FotrosWallpaper
© Piraahane Khoonin Collection - 1404 #PiraahaneKhoonin🩸 @FotrosWallpaper
[ ۱۰. كانَ قَميصُهُ مَصبُوغاً بِالدَّمِ وَ اَحاطَت بهِ ذِئَابُ ] #PiraahaneKhoonin🩸 @FotrosWallpaper
[ ۱۰. كانَ قَميصُهُ مَصبُوغاً بِالدَّمِ وَ اَحاطَت بهِ ذِئَابُ ] #PiraahaneKhoonin🩸 @FotrosWallpaper