tgindex
قلب عقرب ♏️

قلب عقرب ♏️

Статистика
@Fourty4nine9персидский

به من بگو، چطور می‌شود به کسی که مُرده‌است، حالی کرد که عمدی او را نکشته‌ای؟

Последний пост
24 февр.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
94
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
227
20 постов
Вовлечённость
241,5%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • عکسا خوشکلی اینجا دارم پاکش نمیکنم اما شما لفت بدید خاستید اینجا جوین شید @anbari141

  • شاید بمیرم، شاید به زیر کشید منو این اهریمن و با خودش، به جهنم برد روحم رو. شاید کم بشم ازین هستی، بشم یه اسمِ منسوخ، یه تاریخِ شروع، یه تاریخِ اتمام، شاید رفتم. شاید پشت کرد بهم جوونی، مرگ دوید درم، شاید ازین تن بزرگتر شد آرزوم، شاید مردم. تو ولی، نترس نازم. بایست کنار پنجره هرشب که دلتنگی منو به یادت آورد. یه ستاره ی دوز فرضم کن. ببین که برات میرقصه نورم، چشمک میزنم بهت با اون قلب آسمونی. بخند جای دوتامون، به نیابت از هر بوسه که نمیتونی بشونی، لبخند بزن. لبخند تو بوسه‌ست برام، حتا اگه نباشم تا ببوسم بوسه‌ت رو متقابلا.

  • هجوم اشک‌ها به اطراف چشمم، یه میل غریب به گریستن که وقت و بی وقت درم بیدار میشه. فکر میکنم این همیشگی ترین یادگارِ دی ۱۴۰۴ باشه. این میل ناگهانی به گریستن.

  • 13 февр.192из anbari141

    من این کسی که می‌بینی نیستم یک گره کورم که هیچ‌وقت درست نمی‌شود

  • یکی از جمعه‌ترین جمعه های زندگیم بود امروز‌.

  • بی معنی شده برام فردا. انگار همش امروزه. دارم یه روز تکراری رو زندگی می‌کنم دائما. روزی غمگین و کرخت که شبش خسته‌‌م و بغض‌دار. چرا فردا با نور نمیاد. چرا، بس نمیکنه تاریکی.

  • 2 янв.192из Fourty4nine9

    یه خبر بد بگم؟ فقط تو می‌تونی درستش کنی. حالا یه خبر خوب بگم؟ تو می‌تونی درستش کنی.

  • و اون کسیه که حتی تصور آغوشش منو از غم نجات می‌ده ¹¹

  • ایکاش قبل تجربه کردنش مرده بودم.

  • شب بَدیه .

  • به شکنندگی یه قندیل یخ لاغرم امروز. می‌ترسم بیفتم و بشکنم.

  • همه چی جمع شده رفته انگار. حرارت عاطفیِ روابط. لبخند. رویاپردازی. امید. همش شده حسرت. حرص. خشم. آشفتگی. یأس. چه ناراحت کننده شدیم همه.

  • لطفا اصرار نکنید هیچوقت به هیچکس برای هیچ چیزی و هیچکاری:)))

  • شکستم خودمو تا پیشت جا بشم. قول بده هیچوقت اونقدر بزرگ نشی که دیگه، نتونی ببینی منو ازون بالا.

  • ‏به دل بگیر، باور کن آدما می‌دونن دارن چیکار می‌کنن.

  • هیچی اوکی نیست. نه هوا. نه پاییز. نه این بی خبری من از تو. نه ایران.

  • من ترجیح میدم برای اونی زندگی کنم که حاضر به برام مردنه. نه تویی که میتونی منو بکشی و دوباره به خودت ادامه بدی، انگار که هیچوقت برات اتفاق نیفتاده بودم.

  • خودمونیم. اصلا خوش نگذشت این پاییز. انگار نسخه ی مزخرف‌تر یه تابستونِ زشت رو زندگی کردم. ناراحتم.

  • حتا دنبال بهانه هم نمی‌گردم دیگه. خیلی خشک و بی واسطه دلم برات تنگه، خیلی رک و بی پرده، دلم تورو می‌خواد.

  • میزان محتاج تو بودنِ منو، تنها یه پاییزِ تشنه ی بارون میفهمه. مثل پاییزِ امسالم، تشنه‌ت. مثل بارونی برام. نیستی.