- Последний пост
- 6 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Искусство
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 117
- 1/48двое суток
- 134
- 1/72трое суток
- 144
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
«شبهای مهر» شبهای مهر شبهای در کمین آسمان نشستن شبهای خون میلیونی میهن. تاریکماه تنها عبور مرگ را میپوشاند و ریزش سحابی بر بام شهرها اشتباقی برنمیانگیزد. و ماه ماه مزاحم که زندگانی را بی حفاظ میکند. خورشید با صدای آژیر در مغرب موضع میگیرد و مرزهای منفجر غربی آسمان استعماری را به آتش میکشند. موج بلند مردم در راهست ایران به سوی مرزهایش میشتابد، و دشت آزادگان غبار از روی آفتاب میزداید. پیروزی از دستهائی تتق میکشد که آفتاب را به مدارش باز میگردانند و آسمان را تنظیم میکنند. عشق از درون سایه برون آمده ست و صد هزار چهره ابری شکفته است. آئینههای خونی استقلال در معابر خاک میدرخشد، و بازوان ایرانی بر جهان انعکاس مییابد. خون محلههای جنوبی نبض تاریخ را تند کرده است، و قلبهای جوادیه در حصیر آباد می طپند. ایران شبهای پایداری خرمشهر را آسان تدارک ندیده است زحمتکشان بر نخلها و دکههای ماهی سنگر میگیرند. نخل و بلوط و بيد و سپیدار و گز، گرمای خون خطههای ستمدیده، موج فلات جنگل اندامهای ایرانی. شبهای مهر شبهای کار در مخازن آتش شبهای چاههای نفت و بدنهای تکه تکه شبهای صید آدمی در آبهای نفتی خلیج. و کارگران بندر که محمولههای باروت را بر دوش میبرند. خمپاره در مواجهه خوشههای خرما، و سقفهای حصیری بر دیوارهای گرسنگی. شبهای کودکان شلمچه و غرش مداوم توپها که قلب دریا را درهم میشکند. و کوسهها که به خشکی آمدهاند و زبر طاقهای گلی طعمه میطلبند. شبهای مهر شبهای چرخهای خونی زرادخانهها شبهای باز گشتن موشکها و باز نگشتن کارگرانی که سفرههاشان را در سنگر میگشایند. در سر پل ذهاب مهتاب بر کدام پیشانی قرار می گیرد؟ و آفتاب بر کدام گونه گل میاندازد؟ احشام رودخانه گنگیر از موج خون چگونه میآشامند؟ سومار در مراتع باروت بوی ایل را چگونه تشخیص میدهد؟ بیلاق در چادر بلوطی نارنجک، و باد شرمگین موسیان که دستها و رگها را از صیفی زارها تمیز نمیدهد. و لاشه لاشه لاشه که در آفتاب میترکد. وهن بشر عفونت استعمار. و قصر شیرین که تنها درندگان بر مرگ و ماهتاب و عفونت میخرامند شبهای مهر شبهای فتح که انسان را به حساب نمیآورند شبهای بمب که تنها خرابی فرودگاهها را مخابره میکنند شبهای تیربارهای هوائی که تنها بمب افکنها را میشمارند شبهای انفجار که تنها صدای پالایشگاهها در رادیوها منعکس میشود. شبهای فتح که آمار اشیاء رو به افزایش میگذارد. آمار آمار آمار پاسگاههای منهدم آمار شهرهای خالی از سکنه آمار تانکهای فرو رفته در گل آمار آتشهای مهار نشده آمار قبضههای تفنگ. آمار فقر را در دفترهای فتح نمینویسند. شبهای مهر شبهای دیدگان منتظر در جبهههای کور. شبهای تودههای فاتح شبهای تودههای ویران. پس خاك چگونه زیبائیش را به ما باز خواهد گرداند؟ تردیدهای مرا خون زحمتکشان وطنم پاسخ گفته است امواج دجله رسوب فرات با طعم استخوان خلقها آمیختهست. اروندرود آرامش قديم امریکایی را باز نخواهد یافت و انتظار نفتکشها در خلیج تنها جنایت جهانخواران را عریان تر میکند. «محمد مختاری» منبع: «نامهی کانون نویسندگان ایران»، شمارهی ۴، سال ۱۳۵۹ @Honare_Eterazi
داستان کوتاه «در نمایشگاه» «حسن صانعی» مجلهی «کلک»، سال ۸۰، شمارهی ۱۲۴ @Honare_Eterazi
📕 نمایشنامه «پرندگان در طویله» شش نمایشنامه از انقلاب مشروطه ✍ غلامحسین ساعدی (گوهرمراد) @Honare_Eterazi
برادر ! کتابهایی را برای من بفرست که پایانی خوش داشته باشند؛ هواپیمایی به سلامت فرود میآید جراح، لبخندزنان اتاق عمل را ترک میکند پسر کور، بیناییاش را باز مییابد عشاق، سرانجام یکدیگر را یافتند عروسیای در پیش است تشنگان به آب میرسند و به نان و آزادی. «ناظم حکمت» @Honare_Eterazi
سرود قیام سی تیر آهنگساز : حسین ملک شاعر : ابوالحسن صبا اجرا توسط شاگردان ملک به رهبری منوچهر گودرزی/ تالار رودکی ۱۳۷۱ @Honare_Eterazi
خورشید، سبیل خود را میتابد و هِی، ورق، ورق رفتار قدمها را روی آسفالتِ خیابان شماره میگذارد؛ ...اینجا، جنوب در جنون است. «الف کندو» @Honare_Eterazi
تنام درد میکند از ظلم! از ستم! از بیداد! تجاوزگرانِ شمالیِ جهان به جانِ جنوبِ تنام افتادهاند جنوبِ رنجور جنوبِ تفته جنوبِ بینصیب از گنج زیرِ آفتاب نشانده؛ میخواهند در ورای تخریب و خونریزی خونِ سیاهِ رگهایم را بیرون بکشند تصاحب... تملک؛ دلتنگِ خورشیدِ صلحام پشت ابرهای تیره و تاری که جنگ راه انداخته برایش رمقی- برای طلوع! میخواهم؛ خشم ام را به روی هر چه شمال... در جهان- قی میکنم تا جهانی در عرض بسازیم بی جنوب بی- شمال. «فلزبان» t.me/Honare_Eterazi
انزوا کبریت زدم تو برای این روشنایی محدود گریستی سراپا در باد ایستادم من فقط یک نفرم، اما اکنون هزاران پرنده را در باد به یغما میبرند از مهتاب که به خانه بازگردم آهنها زنگ خوردهاند شاعران نشانی باد را گم کردهاند زنبوران عسل را فراموش کردهاند افق بیروشنایی در دستان تو نازنین جان میبازد من گل سرخ بودم که سراسرِ مهتاب را شکستم راه برای شاعران سالخورده هموار بود من شاعر جوان مردمکان چشمانم را رها میکردم که شهر را از دور ببینم دیده بودم تصویری از عشق ندارم شب به خیر «احمدرضا احمدی» @Honare_Eterazi
آنونسی از فیلم سینمایی «ژرمینال» بر اساس رمانی از امیل زولا با اعلام آزادی کارگران، فقط به ریش آنها خندیده بودند. بله آزاد بودند که از گرسنگی بمیرند و از این آزادی خوب استفاده میکردند... مادامی که اقلیتی بیرحم بر اکثریت ضعیف حکومت میکنند، برابری وجود نخواهد داشت... @Honare_Eterazi
آنها، کتابهای قانون نوشتهاند، و زندانها و قلعهها ساختهاند، بنیادهای نیکوکاریشان را نمیشماریم! گوش به فرمانشان نشستهاند، زندانبانها و قاضیها، که پول کلانی میگیرند و به هر کار حاضرند خوب، ولی آخر برای چه؟ با اینها میخواهند ما را به زانو درآورند؟ پیش از آن که دستگاهشان واژگون شود- که عنقریب خواهد - میبیند که اینها همه دیگر، به دادشان نمیرسد. آنها، چاپخانهها را گرفتهاند و روزنامهها را، تا ما را بکوبند و دهانمان را بدوزند. دولتمردانشان را نمیشماریم! گوش به فرمانشان نشستهاند، علمای زبون و استادان عالیجاه، که پول کلانی میگیرد و به هر کار حاضرند. خوب، ولی آخر برای چه؟ باید این قدر از حقیقت بترسند؟ پیش از آن که دستگاهشان واژگون شود - که عنقریب خواهد شد - میبینید که اینها همه دیگر، به دادشان نمیرسد. آنها، توپ و تانک و مسلسل دارند، و نارنجک دستی. چماقهایشان را نمیشماریم! گوش به فرمانشان ایستادهاند، سربازها و پاسبانها، که جیره ناچیزی میگیرند و به هر کار حاضرند. ولی آخر برای چه؟ مگر دشمنانشان این قدر قوی است؟ میپندارند تکیهگاهی لازم است که آنها را، سقوط کنندگان را، نگاهدارد. عنقریب، یکی از همین روزها، میبینند که اینها همه بیفایده است. بگذار فریاد التماسشان به آسمان برود، ولی آنوقت نه پول به دادشان میرسد و نه زور! ترجمه متن سرود«خواندن از درون زندان» از بهرام حبیبی @Honare_Eterazi
مجموعه عکسهای «شهر نو» عکاس: کاوه گلستان(بازیابی شده با هوش مصنوعی) @Honare_Eterazi
📕 منتخبات عشقی مجموعه اشعار میرزاده عشقی @Honare_Eterazi
ﮐﻢﮔﻮ ﮐﻪ ﮐﺎﻭﻩ ﮐﯿﺴﺖ، ﺗﻮ ﺧﻮﺩ ﻓﮑﺮ ﺧﻮﺩ ﻧﻤﺎ ﺑﺎ ﻧﺎﻡ ﻣﺮﺩﻩ، ﻣﻤﻠﮑﺖ ﺍﺣﯿﺎ نمیشود. «میرﺯﺍﺩﻩ ﻋﺸﻘﯽ» تصویری از میرزاده عشقی، شاعر و روزنامه نگار دوران مشروطه که در دوازدهم تیرماه سال۱۳۰۳ توسط عوامل رضاخان ترور شد . @Honare_Eterazi
به گرسنه ای که آخرین قرص نانت را از تو میقاپد به چشم دشمن نگاه میکنی؛ اما هیچوقت خرخرهی دزدی را که اصلا گرسنگی نکشیده ، نمیگیری !!! «برتولت برشت» http://T.me/Honare_Eterazi
غزل زمانه شعر و صدا :سعید سلطانپور اجرا شده در شب های شعر گوته @Honare_Eterazi
آزادی چیست؟ بهار سوگوار وطن برگشته از پشت دیوارهای زندان سرگشته در پایتخت کشتار؟ بهار با چشم گریان برگها در گلبنهای خون میپیچد روی بهار میگردم با دامنی از عشق و فریاد آ…ه چگونه جمع کنم این همه لاله پرپر را سلام میهن گلگون سلام مادر گریان من بهار سرخ سلام «سعید سلطانپور» @Honare_Eterazi
«مترجم گلوله» چیست زبان؟ و ترجمهی جنگ چیست؟ چیست درد؟ و ترجمهی اشک چیست؟ انگشت اشارهات را از ماشه بردار سرباز! ای مترجم گلوله! از تو حرف میزنم ای جنگ، ای جنگ، ای جنگ! تو تمام زبانها را بند میآوری و بمب با هر زبانی بغض انسانها را میترکاند. «بکتاش آبتین» @Honare_Eterazi
سرود «قیام» اجرا: زنان افغانستان بهپاخیز هموطن قیام کن قیام کن سکوت را بهم بزن قیام کن، قیام کن اگر تیر خوردهایم، هنوز هم زندهایم قیام، قیام قیام کن تمام گشته مرمیات ز کوه پنجشیر سنگ بکن به سینهی دشمن بزن قیام، قیام ز بردگی زنجیر بکن آزاده زیست مرد و زن مقاومت یقین ماست قیام، قیام @Honare_Eterazi
«جنگ طبقاتی» خبر پیچیده بود: جنگ رفته و صلح دارد میآید؛ کسی نمیتوانست خوشحال نباشد که دیگر بمب کودکان میناب را به خاک و خون نمیکشد خانهها ویران نمیشود اجسادی زیرِ آوار نمیماند کارخانهای نابود نمیشود کارگران سپاهِ بیکاران را افزایش نمیدهند؛ نباید به رادیو تلویزیون اعتماد کرد بیرون میزنم تا باور کنم که صلح آمده است؛ نه! خیابان شاد نیست از چهرهها غم میریزد خشم چکه میکند دستها دارند به زور خودشان را میرسانند به نان حیاطِ مدرسه از گرانی خلوت است کودکان هنوز دارند به سطلِ زباله تعظیم میکنند دخترِ رحمان از گرانیِ درمان هنوز دارد میمیرد کارگران معلمان بازنشستگان هنوز دارند حقوقِ اولیهشان را فریاد میزنند؛ نه! صلح هنوز- نیامده است! خودمان باید صلح را صدا کنیم... رادیو باز حرفِ مفت- زده است. «فلزبان» @Honare_Eterazi
📕 فیلمنامه «تریولوژی جنگ» سه فیلمنامه از روبرتو روسلینی رم، شهر بیدفاع /پائیزا /آلمان سال صفر برگردان: وازریک درساهاکیان @Honare_Eterazi