- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 7
- Всего постов
- 38
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 104
- 1/48двое суток
- 119
- 1/72трое суток
- 128
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
@GhasemSarafan
#شهادت_امام_رضا نفسهای آخر، عطش، روضهخوان شد که لبهای تشنه، به یادم بیاید اباصلت! آبی بزن کوچهها را قرار است امشب، جوادم بیاید #قاسم_صرافان @GhasemSarafan
در رثای علی ابن موسی الرضا علیه آلاف التحیة و الثناء نفسهای آخر، عطش، روضهخوان شد که لبهای تشنه، به یادم بیاید اباصلت! آبی بزن کوچهها را قرار است امشب، جوادم بیاید قرار است امشب، شود طوس، مشهد شود قبلهگاه غریبان، مزارم اگر چه غریبی، شبیه حسینم ولی خواهری نیست اینجا کنارم به دِعبِل بگو: شعر کامل شد اکنون «و قبرٍ بطوس»ی که خواندم برایش بگو: این نفسهای آخر هم، اشکم روان است، از ابیات کرببلایش از آن زهر بیرحم، پیچیدهام من به خود، مثل زهرای پشت در، از درد شفابخش هر دردم، از بس که خواندم در آن لحظهها، روضهی مادر از درد بلا نیست جز عافیت، عاشقان را تسلای دردم، نگاه طبیب است من آن ناخدایم، که غرق خدایم «رضا»یم، رضایم، رضای حبیب است رئوفم، شهیدم، امامم، امیدم من آن شمس عشقم که بخشیدهام نور شود هر کسی، هر کجا، بیقرارم دلش را در آغوش میگیرم از دور شدم آسمان، تا کبوتر شوی تو رسیدم که آهویی آزاد باشی بیاور غمت را، بیا زائر من! که مهمان صحن گهرشاد باشی اباصلت! آبی بزن کوچهها را به یادِ سواری که با ذوالفقارش بیاید سحر، تا بگردند دورش خراسان و یاران چشم انتظارش #قاسم_صرافان @GhasemSarafan
دلم به عشق تو، تا آسمان هشتم رفت نماز در حرمت، «اهدنا» نمیخواهد #قاسم_صرافان @GhasemSarafan
گوش کن، اینجا دلِ هر سنگ، میگوید: رضا(ع) سینهی نقّاره با آهنگ میگوید: رضا(ع) #قاسم_صرافان @GhasemSarafan
تقدیم به کریم آلطاها، امام مجتبی علیهالسلام: آن ماه که در دامن زهرا بنشیند باید که چنین در دل دنیا بنشیند ای عرش نشین! شأن قدمهای تو تنها این است که بر شانهی طاها بنشیند بر دوش نبی، عطر تو، با موجی از اعجاز برخیزد و بر قلب دو دریا بنشیند حالا که تویی آیهای از سورهی کوثر، باید که به تفسیر تو مولا بنشیند آنقدر کریمی که فقیر آمد و گفتی: از ماست، بگویید که بالا بنشیند آقای جوانان بهشت است، جماعت! دورِ که نشستید؟ که تنها بنشیند اسلام شما چیست؟ که در آن پسر هند، جای پسر امّ ابیها بنشیند شاید پسر فاطمه از پای بیفتد، اما که شنیده است که از پا بنشیند؟ صلح تو، چنان تیر که در چله نشسته ست گیرد هدف امروز، که فردا بنشیند در حیرتم از جَعده، چگونه دلش آمد، آن زهر، به کام تو دلآرا بنشیند؟ لعنت به دلِ سنگ و سیاهی که سبب شد داغت به دلِ گنبد خضرا بنشیند این تیر که اینجا کفنت را به تنت دوخت فرداست که بر دیده سقا بنشیند شیرین دهن کرببلا، گلپسر توست از توست که اینگونه به دلها بنشیند میگفت: عمو! نامهی باباست به دستم برخوان و بگو قاسمت آیا بنشیند؟ با اذن عمویش، شب آخر، قمر تو برخاست که خیمه به تماشا بنشیند جسم پسرت، آه! شبیه جگرت شد تا خونِ تو هم، در دل صحرا بنشیند #قاسم_صرافان @GhasemSarafan
#امام_حسن_مجتبی علیه السلام آنقدر کریمی که فقیر آمد و گفتی: با ماست، بگویید که بالا بنشیند #قاسم_صرافان @GhasemSarafan
دلبر شیرازیام در حافظیه میدوید... #قاسم_صرافان #سرزمین_شعر @GhasemSarafan
без подписи
فراخوان سوگواره عاشورایی نذر شعر @GhasemSarafan
راهی بیپایان داری، ای عشق! در رگها، جریان داری، ای عشق! با سرها، پیمان داری، ای عشق! میدانم تیتراژ سریال #عشق_کوفی خواننده: مصطفی راغب شاعر: قاسم صرافان @GhasemSarafan
میگفت روضهخوان : که تنت غرق تیر بود هر تیر ، واژگون که شدی ، با تنت چه کرد؟ #قاسم_صرافان روضه عاشورا #میثم_مطیعی @GhasemSarafan
آن تندباد تیر ، بگو با تنت چه کرد ؟ با قلب مثل آینه ی روشنت ، چه کرد ؟ وقتی که عرش را به تلاطم کشیده است با ما ، ببین که روضه ی افتادنت چه کرد؟ می گفت روضه خوان : که تنت غرق تیر بود هر تیر ، واژگون که شدی ، با تنت چه کرد ؟ افتادی و سه ساله خبر دارد و خدا بر خاک ، سنگ ، با رخِ بی جوشنت چه کرد؟ انداخت این سه شعبه تو را ، باغبان ! ببین با حلق نازکِ گل در گلشنت ، چه کرد ؟ جان داد خواهرت ، به خدا ! تا که دید ، شمر با چکمه ، در کشاکشِ جان دادنت ، چه کرد؟ ای بوسه گاه مادر دریا ، گلوی تو ! آن تیغ کُند ، با رگ و با گردنت چه کرد؟ از حال رفت و بی رمق افتاد ، روضه خوان دیگر نگفت از این که پس از کشتنت ، چه کرد؟ یا ایها العزیز ! پس انگشترت کجاست ؟ آن گله گرگ ، با تن و پیراهنت چه کرد ؟ لرزید آسمان ، چو دویدند اسب ها بر سینه زد رسول ، مگر دشمنت چه کرد ؟ #قاسم_صرافان @GhasemSarafan
روضه عاشورا #میثم_مطیعی آن تندباد تیر ، بگو با تنت چه کرد ؟ با قلب مثل آینه ی روشنت ، چه کرد ؟ #قاسم_صرافان @GhasemSarafan
نگران بودم از این لحظه وآمد به سرم زینب و روز وداع تو!؟ امان از دل من #قاسم_صرافان @GhasemSarafan
میگفت روضهخوان: که تنت، غرقِ تیر بود هر تیر، واژگون که شدی، با تنت چه کرد؟ #قاسم_صرافان @GhasemSarafan
زندگی چیز دیگری شده است، تا به نامت رسیدهایم حسین #قاسم_صرافان #شعرخوانی @GhasemSarafan
رفتی و این ماجرا را تا فصل آخر ندیدی عباس من! دیدی اما مانند خواهر ندیدی #قاسم_صرافان @GhasemSarafan
شعرخوانی در مدح #قمربنی_هاشم: رزم عباس و علی، به به! چه رزمی میشود #ساقی و #سقا کنار هم، چه بزمی میشود #قاسم_صرافان @GhasemSarafan
سقای حرم! دوباره برخیز منگر تو به مشک پاره، برخیز این مشک، عمود اگر گذارد اندازهی اصغر آب دارد #قاسم_صرافان @GhasemSarafan