اتاق زیر شیروانی .
описание
اتاقی زیرشیروانی با عطر چوب سوخته و قهوه؛به سبزیِ زیستنی شیرین، توأم با رنج! "برای کنار هم یاد گرفتن، به صرف یک فنجان چای" (لطفا عکس و متن هارو بدون ذکر نام جایی نگذارید.) http://t.me/HidenChat_Bot?start=1154039199 درباره ی من: @greangablesbiu
787
подписчиков
Охват к подписчикам
24,0%
ERR
Реакции к просмотрам
1,32%
197 на 48 постов
Пересылки к просмотрам
1,29%
192
Постов в день
1,4
всего 47
Где отзываются чаще
доля реакций к просмотрам- 14 авг.میپرسی چطور شیفته ات شدم؟ دل باختن به تو آسان ترین کار ممکن بود جان شیرینم .. تار موهای سفید کنار شقیقه ات، جغرافیای خط لبخند تا چین کنار چشم هایت، کلامی که جز به احترام بر زبان جاری و غضبی که به ناحق برانگیخته نمیشود، کفش های واکس زده و لباس های اتو کشیده، چشم های روشنِ خسته، لحن بی ادای صدا و پلک های آرام بهم رسیده ... اما انگار دوست داشتن من، در این دنیا، محال ترین محال است... • آنا نوشت10,45%
- 14 авг.زلف سیه گیت لیلا روشنای گلارم تو تخصیر نیری لیلا خوم سیه چارم9,59%
- 13 авг.без подписи8,33%
- 13 авг.-You need to open your eyes, Clark. You only get one life. It’s actually your duty to live it as fully as you can. 🎞 Me before you, 2016. #movie7,50%
- 11 авг.без подписи7,04%
- 14 авг.без подписи6,15%
- 13 авг.اول اینکه این فیلم رو من فکرکنم بعد دو سال خاک خوردن بین سیو کرده هام دیدم چرا؟ چون بعضی فیلم و کتاب ها هست باید وقتش برسه، یا بقولی حسش بیاد!! از طرفی میدونستم که قراره اشکم رو دربیاره. حالا نکات جالبی که داشت و یادم هست رو بگم براتون: ـ پشت شخصیت های جدی و سرسخت یک انسان بسیار مهربان، احساسی و نکته سنج هست که تا حد زیادی بنظرم به یک اصل تبدیل شده و به کرکتر های فیلم و انیمیشن محدود نمیشه - توی روابط مختلف نیاز نیست عین هم باشیم، اما اینکه همدیگه رو درک بکنیم و مهم تر از اون، همدیگه رو بشناسیم برگ برنده زندگیِ!! این چالش ویل و کلارک توی زندگی شون بود و شاید همیشه هم اینطور نیست که "تا کسی نخواد نمیتونی کمکش کنی" شاید بلدش نیستی!!! حالا اینجا کلارک و آلیشیا نقطه مقابل همدیگه ان .. کلارک داره مادرانه رفتار میکنه و با مثبت اندیشی افراطی کار رو خراب میکنه و آلیشیا هم تصمیم گرفته صرفا کنار بگذارتش ... و وقتی کلارک مقابله درستی با ویل داره، اون هم متوجه میشه اینجا چیزی ساختگی و تصنعی نیست و به خودش میاد. - و در آخر، علاقه کلارک به ویل از سر هیجان، وابستگی یا ترحم بود؟ خب نه... باز برمیگرده به اون بلد بودنِ که کار رو اساسی درمیاره.. و برمیگرده به قلب و روح آدمی!! خلاصه که لذت بردم، شمام ببینید و کیف کنید.5,66%
- 5 авг.1:46 When life gets overwhelming Relying on yourself is hard to do But don’t give up on you ...5,17%
- 13 авг.без подписи4,00%
- 12 авг.без подписи4,00%
- 5 авг.این روزها نون توی رویا فروشیِ .. سال های رفته و ندیده رو جلوت میذارن و آینده ندیده رو قاب طلا میگیرن به همون رنگ و لعاب گذشته و قرون به قرون شاید نه، اما به هر آه حسرتی که میکشی، شیرهی جونت رو ازت میخرن... به هر طریقی القا میکنن که تو هیچی نداری و نیستی، چون نفع شون در همینِ. ولی زندگی یه آینه است که فقط همین الان رو بهت نشون میده و خودِ خودت رو. تو زمینی بازی نکن که گورستون بوده و روش چمن کشیدن. • آنا نوشت3,98%
- 11 авг.قتلگاه حق و حقیقت، کنار رودی است زلال و پاک به مثال اشک نوزادی .. هرکجای تاریخ را که ورق میزنی، بوی خون صورتت را در هم میکشد و شامه ات را پر میکند، هرچند که دستانت بَری باشد از هر تَری .. پیش از این هر چه خواستند کردند و زیر تَلّی از خاک مدفون، تا هم رنگ خاک شود، خاکستر شود، نیست شود .. اما باران که بارید ریشه دوانید به دل خاک و زمین را لرزاند.. همین شد، که به رودخانه پناه آوردند. خیال کردند که مگر یک سر چند قطرهی خون دارد به رگ؟ رنگ نمیگیرد این رود جاری و بگیرد هم به دریا که برسد، گم میشود.. دریغا که ریشه جای خود محکم تر کرد و ... بارانی از عِطر حق باریدن گرفت و... به دنیا رسانید عطر حقیقت را .. آری، تاریخ خط به خط تکرار است و متحمل رنجی بی پایان ... • آنا نوشت3,95%