- Последний пост
- 29 дек.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Картинки
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
سایهروشنهای فدراسیون تکواندو / تقلای جمشیدی برای بقا 🔹در سایهروشنهای فدراسیون تکواندوی ایران، جایی که زدوبندهای پنهان و ضربات نامرئی بیش از تصمیمات رسمی اثرگذارند، محمد جمشیدی ـ خزانهدار اسبق و سرپرست فعلی دبیرکلی ـ بیوقفه در حال رفتوآمد و رایزنیهای پشتپرده است. 🔹جمشیدی تلاش کرد با سیدمحمد پولادگر به تفاهم برسد، اما پاسخ قاطع و سرد بود؛ «نه»ای که عملاً راه او را بست و جمشیدی را یک گام به عقب راند. 🔹جمشیدی که آشفتگی و بیثباتی شرایط را بهخوبی درک کرده، حالا بهدنبال تثبیت جایگاه خود به هر شکل ممکن است. او در محافل غیررسمی مدعی است بیش از ۲۰ رئیس هیئت استانی با او همسو هستند و شبکهای هماهنگ در پشت صحنه از او حمایت میکند. 🔹تمرکز ویژه او بر هیئتهای تأثیرگذار و رأیساز مانند اصفهان، تهران، البرز و مازندران است؛ استانهایی که بهخوبی میداند در معادلات انتخاباتی آینده نقش تعیینکنندهای خواهند داشت. 🔹بهزعم نزدیکانش، جمشیدی هنوز همه برگهای بازیاش را رو نکرده است. گفته میشود قرار است در روزهای پیشرو و درست در مقطع سرپرستی، حرکتی حسابشده و غافلگیرکننده انجام دهد؛ اقدامی که میتواند معادلات فعلی را بهکلی تغییر دهد. 🔹در این سناریو، کنار رفتن چهرههایی چون رحیمی، عباسی و محتشمی نه یک اتفاق تصادفی، بلکه بخشی از پروژهای از پیش طراحیشده تلقی میشود؛ پروژهای که حالا گفته میشود جمشیدی یکی از مهرههای اصلی و هدایتکننده آن است و در انتظار لحظه مناسب برای کنار زدن رقبا از صفحه شطرنج قدرت نشسته است. 🆔 @Htkdiran
без подписи
روابط عمومی علیه رئیس؛ گزارشی از یک نشست خبری ناکام 🔹در واپسین روزهای چهار سال مدیریت هادی ساعی بر فدراسیون تکواندو، نشست خبریای برگزار شد که قرار بود فرصتی برای پاسخگویی، شفافسازی و ترمیم شکاف میان مدیریت فدراسیون و جامعه تکواندو باشد. اما آنچه رخ داد، نه یک نشست موفق، بلکه نمونهای روشن از شکست ارتباطی و رسانهای بود؛ شکستی که بیش از هر عامل دیگری، ریشه در عملکرد ضعیف روابط عمومی فدراسیون داشت. 🔹نشست خبری ۷ دیماه ۱۴۰۴ در شرایطی برگزار شد که حجم انتقادات نسبت به عملکرد فدراسیون به اوج رسیده بود. انتظار رسانهها، شنیدن پاسخهای روشن و مستند بود، اما فضا بهشدت کنترلشده و گزینشی پیش رفت. 🔹بسیاری از رسانههای منتقد یا دعوت نشدند یا امکان طرح پرسش نیافتند و نشست عملاً به جلسهای انتخاباتی با پرسشهای کمهزینه تبدیل شد. 🔹در این میان، روابط عمومی فدراسیون بهجای ایفای نقش پل ارتباطی میان مدیریت و افکار عمومی، با حذف صداهای منتقد و طراحی فضایی یکطرفه، رئیس فدراسیون را در موقعیتی ضعیفتر قرار داد. این رویکرد نهتنها کمکی به اقناع افکار عمومی نکرد، بلکه شائبه فرار از پاسخگویی را تقویت کرد. 🔹اشتباه راهبردی دیگر، تبدیل نشست خبری به محلی برای تسویهحساب با منتقدان بود. استفاده از ادبیات مبهمی چون «حاشیهسازان» بدون پاسخ مشخص، بار دیگر جای گفتوگوی شفاف را گرفت و بر بیاعتمادی موجود افزود. 🔹در نهایت، این نشست بهجای ترمیم تصویر مدیریتی، نشانهای از بنبست ارتباطی فدراسیون بود. هادی ساعی فدراسیون را ترک میکند و بازگشت احتمالی او به اتاق ریاست، وابسته به حل مسائلی است که نه سادهاند و نه فوری؛ مسائلی که رسیدگی به آنها زمانبر خواهد بود و چهبسا تا پس از ۲۷ فروردین نیز ادامه یابد. 🆔 @Htkdiran
без подписи
«تکواندو به هر آنچه میخواست رسید»؛ واقعاً چه کسی به خواستههایش رسید؟ 🔹جملهای که هادی ساعی در نشست خبری پایانی خود بر زبان آورد« در این چهار سال تکواندو به هر آنچه میخواست رسید» بیش از آنکه یک گزاره افتخارآمیز باشد، نیازمند کالبدشکافی جدی است. 🔹پرسش اصلی اینجاست: آیا واقعاً تکواندو به خواستههایش رسید یا حلقهای محدود از مدیران و نزدیکان رئیس فدراسیون؟ 🔹اگر قرار است معیار قضاوت، وضعیت کلی تکواندو باشد، جامعه این رشته با پرسشهای بیپاسخ فراوانی روبهروست. وعده ارزانی تکواندونه تنها محقق نشد، بلکه افزایش چندبرابری تعرفه ها کمر خانواده ها را خم کرد، همدلی نه تنها ایجاد نشد بلکه اختلاف طبقاتی و حذف شایسته ها و اعطای بی ضابطه کمربندهای دان بالا، گسترده شد. 🔹از سوی دیگر، تغییر سبک زندگی برخی مدیران فدراسیون و نزدیکان هادی ساعی، نیز ناخواسته به نمادی از این چهار سال تبدیل شد؛ مسیری که از خودروی معمولی به خودروی لوکس و از خانهای ساده به ملکی گرانقیمت در شمال تهران ختم شد. اینها پرسشهایی است که با شعار «موفقیت خانواده تکواندو» پاسخ داده نمیشود. 🔹اگر تکواندو به خواستههایش رسیده، پس چرا بدنه این ورزش هنوز از بیعدالتی، بیاعتمادی، حاشیههای اخلاقی و ابهام مالی گلایه دارد؟ 🔹 موفقیت، زمانی معنا دارد که دستاوردها جمعی، شفاف و پایدار باشند؛ نه زمانی که تنها عدهای خاص به خواستههایشان برسند و دیگران فقط تماشاگر باشند. 🆔 @Htkdiran
без подписи
بازگشت اجباری به «وفاق و همدلی» در آستانه انتخابات 🔹آغاز سمینار رؤسای هیأتهای تکواندو سراسر کشور، در ظاهر رویدادی عادی و مدیریتی است؛ نشستی برای بررسی تقویم ورزشی، لیگها و ساختار اجرایی سال آینده. اما زمانبندی این سمینار و ادبیات حاکم بر آن، معنایی فراتر از یک جلسه ساده مدیریتی را تداعی میکند؛ بازگشتی ناگهانی و پررنگ به واژگانی چون «وفاق»، «همدلی» و «همراهی»، درست در روزهایی که فدراسیون در آستانه پایان یک دوره پرحاشیه و ورود به فضای انتخابات قرار دارد. 🔹واقعیت این است که اگر وفاق و همدلی واقعاً ستون اصلی مدیریت چهار سال اخیر بود، امروز فدراسیون با این حجم از شکاف، بیاعتمادی، نارضایتی پرسنل، اعتراض هیأتها و دلزدگی بدنه فنی مواجه نبود. همدلی مفهومی نیست که در واپسین ماهها و با برگزاری سمینارها احضار شود؛ همدلی باید محصول رفتار مستمر، تصمیمسازی مشارکتی و احترام به نقد در طول زمان باشد، نه شعار پایانی یک دوره مدیریتی. 🔹بیان موفقیتها و پراکندگی ملیپوشان در استانها، اگرچه میتواند بخشی از واقعیت باشد، اما نمیتواند سایه سنگین مشکلات ساختاری، بیثباتی مدیریتی، حاشیههای اداری و افت سرمایه اجتماعی تکواندو را پنهان کند. جامعه تکواندو بهخوبی میداند که بسیاری از هیأتها در سالهای اخیر نه با «همراهی»، بلکه با «تحمل» مسیر را ادامه دادهاند. 🔹سمینار رؤسای هیأتها میتوانست فرصتی واقعی برای شنیدن نقدهای تلنبارشده و پاسخگویی شفاف باشد؛ نه تکرار کلیدواژههایی که بیش از آنکه ریشه در باور مدیریتی داشته باشد، به نسخهای انتخاباتی شباهت دارد. وفاق، اگر قرار است معنا داشته باشد، باید در عمل و پیش از انتخابات دیده شود؛ نه درست در زمانی که صندلیها در حال تغییرند. 🆔 @Htkdiran
без подписи
وقتی قرآن هم ابزار میشود؛ روایت تلخ ریاکاری در روزهای پایانی 🔹برگزاری مسابقات قرآنی تکواندوکاران در قم، آن هم در روزهای ۲۷ و ۲۸ آذر، فینفسه میتواند اقدامی ارزشمند و قابل تقدیر باشد؛ اما مسئله از جایی تلخ میشود که این سؤال جدی پیش میآید: چرا در چهار سال گذشته حتی یکبار چنین رویدادی برگزار نشد؟ چه شد که ناگهان، درست در آستانه پایان دوره مدیریت و نزدیک فضای انتخابات، یاد قرآن و فعالیتهای دینی افتادهاند؟ 🔹واقعیت این است که رفتارهای اخیر فدراسیون بیش از آنکه از دغدغه فرهنگی و اعتقادی ناشی شود، بوی استفاده ابزاری از دین میدهد. در چهار سال گذشته، نه خبری از مسابقات قرآنی بود، نه حضور مسئولان فدراسیون در نماز جماعت. حتی نماز جماعتی که برگزار میشد، عملاً بدون نمازگزار بود؛ فقط برای اینکه «عریضه خالی نماند»، حقالقدم امام جماعت پرداخت میشد، بیآنکه خود مدیران پایبندی عملی نشان دهند. 🔹تناقضها زمانی پررنگتر میشود که به یاد بیاوریم برخی مدیران، از جمله جمشیدی، در ابتدای کار صراحتاً میگفتند: «مسابقات قرآن تکواندوکاران چه ربطی به فدراسیون دارد؟» حالا همان فرد، پیگیر برگزاری این مسابقات آن هم در قم شده و مسئول اجرایی آن را نیز مشخص کرده است. این تغییر موضع ناگهانی، اگر نامش اعتقاد نیست، پس چیست؟ 🔹همزمانی این تحرکات با حضور هادی ساعی در جلسات فرهنگی وزارت ورزش و دیدار با مدیرکل فرهنگی، اتفاقی نیست. گویی در هفتههای پایانی، ناگهان همه خداشناس شدهاند؛ نه از سر باور، بلکه برای جلب نظر نهادهای بالادستی و ساختن یک ویترین مذهبی. 🔹دین، قرآن و نام ائمه، سرمایههای اعتقادی مردماند، نه ابزار تبلیغاتی مدیرانی که چهار سال تمام از این فضا فاصله داشتند. جامعه تکواندو بهخوبی فرق میان باور واقعی و ریاکاری مقطعی را میفهمد. استفاده ابزاری از مقدسات شاید در کوتاهمدت عکس و خبر بسازد، اما در بلندمدت فقط یک چیز به جا میگذارد: بیاعتمادی عمیقتر. 🆔 @Htkdiran
без подписи
وقتی قرآن هم ابزار میشود؛ روایت تلخ ریاکاری در روزهای پایانی 🔹برگزاری مسابقات قرآنی تکواندوکاران در قم، آن هم در روزهای ۲۷ و ۲۸ آذر، فینفسه میتواند اقدامی ارزشمند و قابل تقدیر باشد؛ اما مسئله از جایی تلخ میشود که این سؤال جدی پیش میآید: چرا در چهار سال گذشته حتی یکبار چنین رویدادی برگزار نشد؟ چه شد که ناگهان، درست در آستانه پایان دوره مدیریت و نزدیک فضای انتخابات، یاد قرآن و فعالیتهای دینی افتادهاند؟ 🔹واقعیت این است که رفتارهای اخیر فدراسیون بیش از آنکه از دغدغه فرهنگی و اعتقادی ناشی شود، بوی استفاده ابزاری از دین میدهد. در چهار سال گذشته، نه خبری از مسابقات قرآنی بود، نه حضور مسئولان فدراسیون در نماز جماعت. حتی نماز جماعتی که برگزار میشد، عملاً بدون نمازگزار بود؛ فقط برای اینکه «عریضه خالی نماند»، حقالقدم امام جماعت پرداخت میشد، بیآنکه خود مدیران پایبندی عملی نشان دهند. 🔹تناقضها زمانی پررنگتر میشود که به یاد بیاوریم برخی مدیران، از جمله جمشیدی، در ابتدای کار صراحتاً میگفتند: «مسابقات قرآن تکواندوکاران چه ربطی به فدراسیون دارد؟» حالا همان فرد، پیگیر برگزاری این مسابقات آن هم در قم شده و مسئول اجرایی آن را نیز مشخص کرده است. این تغییر موضع ناگهانی، اگر نامش اعتقاد نیست، پس چیست؟ 🔹همزمانی این تحرکات با حضور هادی ساعی در جلسات فرهنگی وزارت ورزش و دیدار با مدیرکل فرهنگی، اتفاقی نیست. گویی در هفتههای پایانی، ناگهان همه خداشناس شدهاند؛ نه از سر باور، بلکه برای جلب نظر نهادهای بالادستی و ساختن یک ویترین مذهبی. 🔹دین، قرآن و نام ائمه، سرمایههای اعتقادی مردماند، نه ابزار تبلیغاتی مدیرانی که چهار سال تمام از این فضا فاصله داشتند. جامعه تکواندو بهخوبی فرق میان باور واقعی و ریاکاری مقطعی را میفهمد. استفاده ابزاری از مقدسات شاید در کوتاهمدت عکس و خبر بسازد، اما در بلندمدت فقط یک چیز به جا میگذارد: بیاعتمادی عمیقتر. 🆔 @Htkdiran
پایان یک دوره؛ وقتی همدلی فقط یک شعار بود 🔹در حالی که کمتر از ۲۰ روز به پایان دوره چهارساله ریاست هادی ساعی باقی مانده، فدراسیون تکواندو وارد فازی شده که بیش از آنکه نشانه پویایی و برنامهریزی باشد، بوی اضطرار و نمایش میدهد. برگزاری پیدرپی رویدادها، صدور بخشنامههای متعدد و شتابزدگی در اجرا، تلاشی آشکار برای ترمیم چهرهای است که در چهار سال گذشته، بهتدریج اعتبار خود را نزد بدنه تکواندو از دست داده است. 🔹واقعیت میدانی اما چیز دیگری میگوید. تقریباً تمامی پرسنل، همکاران پارهوقت و حتی بسیاری از عوامل اجرایی رویدادها، در فضایی از بلاتکلیفی و انتظار به سر میبرند؛ انتظاری نه از جنس امید، بلکه چشمدوختن به یک تغییر ناگزیر. تأخیرهای مکرر در برگزاری برنامهها، بینظمی آشکار، جابهجاییهای دقیقه نودی و اجرای سرد و بیانگیزه رویدادها نشان میدهد که امور نه از سر باور، بلکه صرفاً برای «رفع تکلیف» پیش میرود. 🔹در پایان این چهار سال، آنچه بیش از همه زیر سؤال رفته، شعاری است که بارها از زبان رئیس فدراسیون شنیده شد: «همدلی». امروز شواهد نشان میدهد این همدلی، چیزی جز یک واژه زیبا در سخنرانیها نبود. فضای فدراسیون نهتنها همدلانه نیست، بلکه به شدت چندپاره و فرسوده است؛ جایی که هر کس به دلیلی مانده است: عدهای برای حفظ منافع مالی، برخی از ترس حذف شدن، گروهی برای سوءاستفاده از شرایط آشفته و تنها معدودی، با وجود همه فشارها، هنوز با وجدان کاری برای تکواندو تلاش میکنند. 🔹پایان دوره هادی ساعی، بیش از آنکه یادآور یک مسیر رو به رشد باشد، تصویر تلخی از فرصتهای از دسترفته، اعتماد سوخته و بدنهای خسته را به جا گذاشته است. تکواندو امروز نه به نمایش و آمارسازی، بلکه به صداقت، بازسازی اعتماد و مدیریتی سالم نیاز دارد؛ چیزی که در روزهای پایانی این دوره، بیش از هر زمان دیگری غایب است. 🆔 @Htkdiran
без подписи
وقتی تکواندو سقوط میکند و از کشتی عقب میماند 🔹در ارزیابی عملکرد کاروان ایران در بازیهای کشورهای اسلامی، یک حقیقت روشنتر از هر توضیحی دیده میشود: تکواندو به ضعیفترین کارنامه سالهای اخیر خود رسید؛ رشتهای که همیشه ستون موفقیت کاروان ایران بود، اینبار نهتنها ستون نشد، بلکه خودش به یکی از دلایل سقوط رتبه کاروان تبدیل شد. 🔹آمارها بیرحماند. تکواندو با ۱۲ نماینده فقط ۸ مدال گرفت و چهار شکست بدون مدال ثبت کرد؛ آن هم در شرایطی که رقبا در همین کاروان، از جودو و بوکس تا کاراته و وزنهبرداری، عملکردی منظمتر و قابل دفاع ارائه دادند. اما مقایسه اصلی جایی معنا پیدا میکند که کنار کشتی قرار میگیرد؛ رشتهای که همانقدر نماینده داشت، اما نتیجهاش زمین تا آسمان متفاوت بود. 🔹کشتی آزاد و فرنگی با ۱۲ ورزشکار، ۸ طلا، ۲ نقره و ۲ برنز گرفتند؛ یعنی مدالآوری صددرصدی. کشتی بار اصلی کاروان را کشید و افت رتبه ایران را تا حد زیادی جبران کرد. در مقابل، تکواندو با تنها ۲ طلا عملاً مانع قرار گرفتن ایران روی سکوی دوم شد. این اعداد نه قابل توجیهاند، نه قابل بزک رسانهای. 🔹در چنین وضعیتی، یاد رفتار عجیب مجید افلاکی میافتیم که بعد از ناکامی در قهرمانی جهان چین، به جای پذیرش اشتباه، شمشیر از رو برای کشتی بست! گویی نقد دیگران قرار است ضعفهای مدیریتی و فنی داخل تکواندو را پنهان کند. 🔹وضعیت فعلی تکواندو نشان میدهد که این رشته برای خروج از بحران، بیش از هر چیز نیازمند صداقت، بازنگری و شجاعت در پذیرش خطاست. سقوط اخیر نه با بیانیه تزیینی اصلاح میشود، نه با حمله به سایر رشتهها. اگر تکواندو میخواهد دوباره به دوران اقتدار خود برگردد، باید قبل از هر چیز با واقعیت تلخ جدول مدالها روبهرو شود؛ واقعیتی که فریاد میزند مدیریت و انتخابها در این دوره سخت ناکارآمد بودهاند. 🆔 @Htkdiran
без подписи
نبود بزرگتر در تکواندو البرز؛ حکمی که خلأ مدیریت را فریاد میزند 🔹حکم سنگین علیه میثم باقری، قهرمان سابق جهان، بیش از آنکه یک اختلاف اداری ساده باشد، نشانهای از بحران عمیق در تکواندو البرز است. این هیأت امروز دیگر «بزرگتر» ندارد؛ مدیری که وزن فنی، حرمت و اعتبار داشته باشد و پیش از آنکه اختلافات از اتاق مدیریت بیرون بروند، آنها را مدیریت کند. 🔹سالها پیش، در دوران استاد محمد نوذری، تکواندو البرز بر پایه تجربه و احترام اداره میشد. حرمت قهرمانان شکسته نمیشد، تصمیمهای بزرگ در اختیار افراد کمتجربه قرار نمیگرفت و اختلافات، خانوادهوار حل میشد. 🔹امروز اما فقدان این ریشسفید و بزرگتر، زمینهساز تصمیمهای عجولانه و گاه مغرضانه شده است. حکم علیه میثم باقری دیگر تنها یک اشتباه اداری نیست؛ علامت خلأ مدیریت فنی، فقدان شخصیت شناختهشده و نبود کسی است که بزرگیاش خودش قانون باشد. 🔹وقتی بزرگتر نیست، افراد کوچک جرأت بزرگ شدن پیدا میکنند؛ وقتی مدیر مطلع و مسلط نیست، هیأت به میدان تصمیمهای احساسی تبدیل میشود و اختلافهای ورزشی به پروندههای قضایی کشیده میشوند. 🔹تکواندو البرز نیازمند بازگشت به دوران عقلانیت و تجربه است؛ دورانی که در آن اختلافات، نام «اختلاف خانواده» داشتند، نه پروندههای حقوقی. 🔹بازگشت به این مسیر تنها با احیای احترام، دانش و وزن فنی مدیریت امکانپذیر است؛ در غیر این صورت، هیأت همچنان گرفتار سردرگمی و تصمیمهای بیثمر خواهد بود. 🆔 @Htkdiran
без подписи
سقوط اعتبار فنی تکواندو؛ نتیجه تصمیمهای بدون حساب و کتاب 🔹تکواندو ایران همیشه با انضباط، احترام و تلاش شناخته میشد. در این ورزش، هر مربی و قهرمان سالها زحمت میکشید تا به جایگاه بالاتر برسد. هیچ چیز آسان به دست نمیآمد؛ نه کمربند، نه عنوان، نه احترام. 🔹اما در یکی دو سال اخیر، مسیر تکواندو از این اصول فاصله گرفته است. کمربندهای دان بالا که باید نتیجه سالها تمرین و تجربه باشد، امروز خیلی راحت به افرادی داده میشود که نه سابقه فنی دارند، نه دانش، نه تجربه؛ فقط یک چیز دارند: رابطه با مدیریت فدراسیون. 🔹وقتی یک مربی یا قهرمان واقعی بعد از سالها تلاش هنوز باید آزمون بدهد و مسیر قانونی را طی کند، اما فردی بدون سابقه با یک امضا «استاد» معرفی میشود، ارزش و احترام دانهای فنی از بین میرود. 🔹نتیجه این روند را امروز داریم لمس میکنیم: افت سطح تیمهای ملی سردرگمی در انتخاب مربیان و بازیکنان ضربه به آینده نسل جوان و بیانگیزه شدن مربیان و قهرمانان واقعی 🔹هادی ساعی به عنوان رئیس فدراسیون، مسئول مستقیم این اتفاقات است. او باید پاسخ بدهد: این احکام بر چه اساسی صادر شده؟ چه کسی تشخیص داده این افراد شایستهاند؟ آیا ارزش داشت حرمت زحمتکشهای واقعی این ورزش قربانی رابطهبازی شود؟ 🔹تکواندو ایران فقط با یک راه نجات پیدا میکند: بازگشت به اصول و احترام به شایستگی واقعی. 🔹تا زمانی که دان و عنوان نتیجه رفاقت و رابطه باشد و نه تلاش و دانش، این سقوط ادامه خواهد داشت. 🆔 @Htkdiran
без подписи
نمکدانشکنی در لباس فروتنی 🔹هادی ساعی در تازهترین گفتوگوی خود پس از مسابقات جهانی چین، از «نمک نداشتن دستش» سخن گفته است؛ تعبیری که در ظاهر نشانه فروتنی است، اما در واقع نشانی از وارونهنمایی و فراموشی تاریخ دارد. 🔹حقیقت اما روشنتر از آن است که پنهان شود. اگر دستی در تکواندوی ایران «نمک» نداشت، آن دستی نبود که امروز بر صندلی ریاست تکیه زده است؛ بلکه همان دستی بود که روزگاری قهرمانان را از گمنامی به سکوهای المپیک رساند. 🔹دستی که فرصت ساختن و درخشیدن را به ساعی، کرمی، حاجیزواره، افلاکی، باقریمعتمد، نصرآزادانی و دهها قهرمان دیگر داد. 🔹پایههای افتخار تکواندوی ایران در سالهایی شکل گرفت که فدراسیون تحت مدیریت سیدمحمد پولادگر، نظم، دانش و برنامهریزی سیستماتیک را وارد این رشته کرد و تکواندو را از یک ورزش پراکنده به یک «مدرسه قهرمانسازی» تبدیل نمود. نسلهایی که پرچم ایران را در المپیکها و جهانیها بالا بردند، محصول دو دهه سرمایهگذاری، مربیپروری و سیستمسازی بودند؛ نه نتیجه مدیریت عجولانه، احساسی و کوتاهمدت امروز. 🔹وقتی کسی از «بینمکی» سخن میگوید اما دست همان نسلی را که او را پرورش داد نادیده میگیرد، مسئله نه فروتنی که فراموشکاری است. 🔹تکواندو ایران در این مقطع، بیش از هر زمان دیگری نیازمند صداقت، فروتنی واقعی و درک ارزش میراث مدیریتی خود است. 🔹یادمان نرود: قهرمان شدن در میدان مبارزه یک چیز است؛ قهرمان ماندن در میدان اخلاق و انصاف چیز دیگری. 🆔 @Htkdiran