tgindex
ایران همراه روایتی از تاریخ

ایران همراه روایتی از تاریخ

Статистика
@IWanoHперсидский

«ملتی که کتاب نمیخواند باید تمام تاریخ را تجربه کند»

Последний пост
9 июн.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
154
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
665
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
190
40 постов
Вовлечённость
28,6%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 154
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • از اصل حق انتخاب مردم کوتاه نخواهم آمد بخشی از نشست آنلاین با شماری از فعالان و چهره‌های رسانه‌ای و هنری، ۱ خرداد ۲۵۸۵/۱۴۰۵ @OfficialRezaPahlavi

  • نسخه کامل سخنرانی در نشست امنیتی دریای سیاه (با زیرنویس فارسی) اودسا - اوکراین شنبه ۹ خرداد ۲۵۸۵/۱۴۰۵ @OfficialRezaPahlavi

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • جمهوری اسلامی در حمایت از تروریست‌های حزب‌الله لبنان، درگیری نظامی دیگری را آغاز کرد تا ماهیت ناایرانی و ضدایرانی خود را آشکارتر کند. این رژیم، ملت ایران را به گروگان گرفته و جان و مال ایرانیان را ابزاری برای صدور ترور، جنگ و بی‌ثباتی می‌بیند. در این درگیری نیز، همچون همیشه، مسئول هرگونه آسیب به زیرساخت‌های ایران و جان غیرنظامیان بی‌گناه در هر دو سو، جمهوری اسلامی است. ملت ایران، که نخستین و بزرگ‌ترین قربانی این رژیم بوده است، به‌خوبی می‌داند که تا زمانی که جمهوری اسلامی بر سر کار باشد، ترور، خشونت و بی‌ثباتی بر ایران، منطقه و جهان سایه خواهد افکند. صلح، امنیت و رونق پایدار تنها با پایان این رژیم امکان‌پذیر است. راه‌حل، مذاکره با سپاه پاسداران و تروریست‌های اشغالگر ایران نیست؛ راه‌حل، ایستادن در کنار ملت ایران و حمایت از مبارزه آن برای پایان دادن به جمهوری اسلامی است. @OfficialRezaPahlavi

  • کودکانه های سیاسی صمد بهرنگی... ✍ سید جواد طباطبایی ۳۰ صفحه

  • فضایل و مدنیت «ملت ایران» را به نام فرقه جمهوری اسلامی فاکتور نزنید. در دوره‌هایی چون جنگ هشت‌ساله، بحران کرونا، و جنگ‌های ۱۱ روزه و ۳۹ روزه در یک سال اخیر، جامعه ایران نظم خودش را به‌طور نسبی حفظ کرد و هرج و مرج چندانی در ایران دیده نشد، به ویژه در جنگ ۳۹ روزه اخیر. برخی‌ها سعی دارند این مسأله را ناشی از مدیریت فرقه جمهوری اسلامی تلقی کرده و این فضایل و ویژگی‌های مثبت جامعه ایران را به نام جمهوری اسلامی فاکتور بزنند. اولاً باید پرسید کدام مدیریت؟! همه ادارات و پادگان‌ها و کلانتری‌ها در طول جنگ خالی شده بودند. حتی دکه‌های پلیس راه در اغلب جاده‌ها و اتوبان‌ها هم خالی از افسر و سرباز بودند. حتی همین الان هم بعد از گذشت بیش از دو ماه از آتش‌بس، هنوز هم بسیاری از کلانتری‌ها خالی هستند و فرماندهان و درجه‌داران آنها در نیمکت‌های کنار خیابان‌ها و در داخل ماشین‌ها حضور دارند و بسیاری از کارهای مردم زمین مانده است. مدیریت کجا بود؟! ثانیاً، این نظم موجود در ایران و عدم هرج و مرج در بحران‌ها، نتیجه انباشت هزاران سال مدنیت و فضایل بزرگ مدنی در بطن جامعه ایران است. جمهوری اسلامی اگر مدیریت بلد بود که وضعیت اقتصاد و سیاست داخلی و خارجی کشور در این حد فاجعه نبود! شما تصور کنید یک کشور کوچکی به نام اسرائیل که کوچک‌تر از کوچک‌ترین آستان این مملکت است و یک باریکه بیابانی است و میزان آب تجدیدپذیر آن از آب تجدیدپذیر کویر لوت ایران هم کم‌تر است، علی‌رغم دوهزار کیلومتر فاصله از ایران، با نیروی هوایی خود، در دو برهه ۱۱ روزه و ۳۹ روزه، هر کاری که دلش خواست در آسمان ایران انجام داد و آن نیروی هوایی یک خط هم برنداشت، عالی‌ترین مقام سیاسی و مهم‌ترین مسئولان امنیتی و دست‌کم ۸۵ ژنرال ج.ا به همراه هزاران افسر و درجه‌دار و بسیجی و سپاهی را کشت. اما ج.ا با شلیک هزاران موشک و پهپاد نتوانست حتی یک سرباز آش‌خور آن را بکشد و در مجموع ۴۴ غیرنظامی را کشت. می‌دانید مرگ ژنرال در جنگ یعنی چه؟! جمهوری اسلامی اگر مدیریت بلد بود که اساساً نباید چنین جنگی رخ می‌داد! کسانی این نظم خشک و خالی باقی‌مانده در کشور (که قطعاً مدیون مدنیت ایرانیان است، نه مدیریت خون‌خواران و غارت‌گران فرقه حاکم) را به نام جمهوری اسلامی فاکتور می‌زنند، که علاقه ندارند، سطح جامعه ایرانی را بالاتر از سطح جمهوری اسلامی تلقی کنند. زیرا دوست دارند در بزنگاه‌های مهم علیه جامعه و ملت ایران زبان به یاوه‌گویی و هرزه‌درایی بگشایند، تا به خیال خود جمهوری اسلامی را برآیند جامعه ایران معرفی کرده و مطالبه تغییرات سیاسی را از طریق توصیه‌های رذیلانه‌ای چون «لزوم تغییر ریشه‌ای فرهنگ جامعه» تعلیق به محال کنند. همچنین علاقه دارند، سقوط فرفه جمهوری اسلامی را همراه با موهوماتی چون هرج و مرج و تجزیه و ... تلقی کنند. جامعه و ملت ایران هم مثل اغلب جوامع و ملل دنیا دارای نقاط قوت و ضعف است، و هیچ‌کس مدعی بی‌عیب بودن ملت ایران نیست، اما به لطف هزاران سال زندگی مشترک و تجارب گران‌سنگ در حافظه تاریخی، در میان ایرانی‌ها یک نظم و مدنیت نسبی نهادینه شده است که مانع فروپاشی کشور در بدترین بحران‌ها می‌شود. ایرانی‌ها همیشه در ابربحران‌ها، از حمله اسکندر و اعراب تا یورش مغولان، نظم و مدنیت خود را حفظ کرده‌اند، و بعد از بازسازی کشور، موجب امتداد تمدن خود شده‌اند. قطعاً دوران اشغال ایران به دست فرقه جمهوری اسلامی هم به پایان خواهد رسید و تمدن ایرانی امتداد یافته و کشور ایران به ریل توسعه باز خواهد گشت. ✍محمد محبی @IWanoH

  • روشنفکری ایرانی، چنان‌که از نام آن برمی‌آید، روشنفکری ایرانی، یعنی حزب روشنفکران ایران است که اصحاب آن نه اهل فکرند و نه توانسته‌اند به عنوان ایرانی در نسبتی با جهان پرسش‌های خود را مطرح کنند، زیرا آن‌گاه که در جهان هستند در ایران نیستند، و در دو سده‌ی اخیر، آن‌گاه که ایرانی بود‌ه‌‌اند مکانی در جهان نداشته‌اند. به عبارت دیگر، روشنفکری ایرانی، به طور عمده، اهل تقلید مضاعفی است و اگر خرقه‌ی تقلید از تن بیرون کند، نمی‌تواند تنفس کند. در روشنفکری ایرانی، اصل بر تقلید است و مرجعِ تقلید اهمیتِ چندانی ندارد: آن‌چه در تقلید از کارل مارکس، ژان پل سارتر، میشل فوکو، کارل اشمیت، و نویسندگان خرده‌ریز دیگر مانند اَلَن بَدیو، ریچارد رورتی و ژیژک، مشترک است، که هر یک در دوره‌ای به مرجعی برای همه‌ی بحث‌های ایرانی تبدیل شده بودند بی‌آن‌که بدانند ایران در کجای ربع مسکون قرار دارد، همان تقلید است. مهم نیست که مارکس نظریه‌پرداز دیکتاتوری پرولتاریا و اشمیت نظریه‌پرداز دولت توتالیتر بوده‌اند؛ آن‌چه اهمیت دارد، این است که با تکیه بر هر یک از آنان می‌توان وضع تقلید را ابدی کرد. البته، وضع تقلید این حُسن را نیز داشت که دست‌کم مانع خیال‌اندیشی‌هایی از نوع «آن‌چه خود داشت ...» می‌شد. تقلید از مارکس و اشمیت خود مبیّن این درجه از آگاهی است که روشنفکری ایران بدون پشتوانه‌ی دانش آنان حتی از طرح پرسش‌های خود ناتوان است. 📚 ابن‌خلدون و علوم اجتماعی؛ گفتار در شرایط امتناع ✍ استاد جواد طباطبایی، تهران، مینوی خرد، ۱۴۰۰، ص ۴۵ @lWanoh

  • ‏چرا نمی‌توان از نو قانون اساسی نوشت؟ حاکمیّت از آنِ ملّت است. در این اختلافی نیست. بحث در روش اظهار آن است. نخستین اظهارِ حاکمیّت ملّت را که به شکل‌گیری دولت‌ملّت می‌انجامد «قوّه موسّس اوّلیه» می‌نامند. هر اظهار بعدی اراده ملّت، «ثانویّه» خواهد بود. تفاوت در آن است که قوّه موسّس ثانویه تنها حامل بخشی از قدرت اوّلیه خواهد بود نه همه آن. چون اگر می‌توانست هر بار به همان شدّت آن‌چه را که قبلاً خود تاسیس کرده فروبپاشاند و از نو بسازد، مفهوم حقوق بی‌معنی می‌شد. حقوق بر پایه انباشت داشته‌های پیشین می‌تواند تجلّی تداوم ملّت بودن باشد. هر بار که ملّت از بین نمی‌رود که از نو بشود قانون اساسی نوشت. قانون اساسی یک بار نوشته می‌شود؛ از آن پس اظهار قوّه موسّس، به شکل ثانویّه ظهور می‌کند یعنی ذیلی از قانون اساسی. برای همین است که در اغلب قانون‌های اساسی قفل «بندِ ابدیّت» وجود دارد: «مشروطه کلّاً و جزئاً تعطیل‌بردار نیست!» مردم با نوشتن قانون اساسی تعهّد می‌دهند که از آن‌پس، سوخت موتور قانون اساسی باشند. معنای بازپس‌گیری ایران در مبارزه با ج‌ا نیز همین است. رفراندُم ۵۸، ملّت را به توده‌ها تبدیل کرد. شَان ملّت دوباره باید به همان‌چه که بوده بازگردد. قرار نیست ملّت جدیدی تاسیس شود. همان ملّتی که بود باید احیاء شود. قانون اساسی مشروطه مختصر است. آلوده به فضولی‌های اکتیویستی نیست. رسالت بردن ملّت به بهشت را ندارد. تا کنون نیز سه بار با فراخواندن قوّه موسّس ثانویّه، خود را اصلاح‌کرده است. آن‌چه را که نیاز به اصلاح باشد، با تشکیل مجلس موسّسان چهارم، تصحیح می‌کنیم. بنابراین وقتی ملّتی برای اوّلین‌بار اراده می‌کند که کشور و حکومت مدرن بسازد، به آن «قوه مؤسس اولیه» می‌گویند. این اتّفاق مثل جنبش مشروطه فقط یک‌بار در تاریخ رخ می‌دهد. دفعات بعدی، مردم در حکم قوّه مؤسّس ثانویّه فقط می‌توانند همان ساختار قبلی را «اصلاح» کنند. اگر قرار باشد هر چند سال یک‌بار همه‌چیز را بکوبیم و از نو بسازیم، چیزی به نام «قانون» و «تداوم تاریخی یک ملّت» معنا پیدا نمی‌کند. قانون اساسی نوشته می‌شود تا به کشور ثبات بدهد، نه اینکه مدام صفر شود. آمریکا حدود ۲۵۰ سال است که همان قانون اساسی اولیّه را دارد و فقط به آن «متمم» (Amendment) اضافه کرده است. انگلیس هم قرن‌هاست بر پایه سنّت‌های حقوقی انباشته‌شده حرکت می‌کند. انقلابی‌گریِ مداوم و از نو نوشتن قوانین، معمولاً به بی‌ثباتی و دیکتاتوری‌های جدید ختم می‌شود. @IWanoH

  • اعرابی که اهورامزدا را می‌پرستیدند: آیین زرتشتی در عربستان پیش از اسلام «همزمان با گسترش فعالیت‌های باستان‌شناسی در خلیج‌فارس، آگاهی ما از سنن مذهبی گوناگون در شبه‌جزیره عربستان پیش از اسلام نیز افزایش می‌یابد. مردمانی که در عربستان، بحرین و یمن می‌زیستند، با آیین‌های دینی ایرانیان آشنا بودند. برای نمونه، در دوران بیزانس-ساسانی، غیرمسلمانان مکه به محمد(ص) گفتند که ایرانیان همان‌گونه که پیش‌تر بر اهل کتاب، یعنی مسیحیان بیزانس، پیروز شده‌اند، مسلمانان را نیز شکست خواهند داد. طبری، مورخ مسلمانِ آملی، نقل می‌کند که محمد (ص) به پیروزی زرتشتیان در نبرد با اهل کتاب چندان تمایلی نداشته است. در پاسخ به این نگرانی وحی‌ای نازل شد که بعدها به نام سوره روم (سوره سی‌ام قرآن) شناخته شد و شکست شاه شاهان ساسانی، خسرو دوم (۵۹۰ - ۶۲۸ میلادی) و پیروزی امپراتور هراکلیوس (۶۱۰-۶۴۱ میلادی) را پیش‌بینی کرد. از این رو، قرآن منبعی ارزشمند برای تحلیل دیدگاه‌های نخستین مسلمانان درباره سیاست‌های ایران و بیزانس به شمار می‌آید. آیین زرتشتی یکی از ادیان مهم در شبه‌جزیره عربستان پیش از اسلام محسوب می‌شد. زرتشتیان در این دوره در عربستان و به احتمال زیاد در میان قبایل تمیم در یمن زندگی می‌کردند و همچنین شواهدی از سکونت آنان در بحرین و عمان در دست است. به نظر می‌رسد در بحرین آتشکده‌ای وجود داشته که بعدها در حیره به تصرف مسلمانان درآمده است. اعراب ساکن خلیج‌فارس نه‌تنها تعاملات گسترده‌ای با آیین زرتشتی داشتند، بلکه برخی قبایل به این دین گرایش پیدا کرده بودند. شواهد حاکی از آن است که در اوایل قرن ششم و زمان قباد یکم (۴۸۸ - ۴۹۶ و ۴۹۸ - ۵۳۱ میلادی) قبایل اعراب حجاز جذب آیین زرتشتی مزدکی شده‌اند. در پی سیطره اسلام اعراب زرتشتی به اسلام گرویدند و آتشکده‌ها متروکه شده یا ویران گشتند. به‌تازگی گورهایی منسوب به ساسانیان، متعلق به حدود قرن پنجم در شارجه امارات کشف شده‌اند. اگر وجود گورهای پارسیان در شبه جزیره عربستان اثبات شده باشد، یافتن بقایای معماری مذهبی زرتشتی نیز در این منطقه ممکن است. برای گسترش درک ما از ماهیت زرتشتی‌گری عربی و به‌ویژه شناخت کیفیت معماری معابد ساخته‌شده در شبه‌جزیره عربستان، پژوهش‌های باستان‌شناختی بیشتری لازم است.» #باستان‌شناسی #دین #زرتشتی #اعراب 📚تورج دریایی، پادشاهان، جادوگران و کودکان، ترجمه‌ی شبنم بهمن پور، ص ۹۹ تا ۱۰۱ @IWanoH

  • 🏛️ کردارِ اِسکندَر در ایران‌زمین اِسکندَر، آن‌گاه که به ایران‌زمین درآمد، آهنگ آن کرد که گوهرِ ایرانی را دگرگون سازد و آن را به خوی و آیینِ یونانی بگرداند. لیک زود دریافت که دو بازدارِ سترگ در برابرِ یونانی‌سازیِ ایرانیان ایستاده‌اند: یکی زبانِ ایرانیان و دیگری کیش و آیینِ ایشان. انگیزهٔ این اندیشه، پندی بود که آموزگارش، اَرِستو (ارسطو)، بدو داده بود؛ آن‌جا که گفته بود: «در گیتی، می‌باید یک زبان و یک کیش و یک آیینِ کشورداری فرمان براند، و آن نیز زبان و کیش و آیینِ یونانی است.» 🔥 سوختنِ نسک‌خانهٔ پارسه اِسکندَر، پیش از آن‌که کاخِ پارسه (پرسپولیس) را به آتش کشد، نسک‌خانهٔ بزرگِ آن را ــ که در جهان همانندی نداشت و از دیدِ انبوهِ نامه‌ها و گوناگونیِ دانش‌ها بی‌همتا بود ــ پالود و سپس در آتش افکند. او همهٔ دفترهایِ ستاره‌شناسی، رَیوَندشناسی (ریاضیات)، پزشک‌دانی و فرزانگیِ ایران را به یونان فرستاد تا به یونانی برگردانده شوند و سپس به نامِ یونانیان در جهان پراکنده گردند. این کردار را می‌توان یکی از بزرگ‌ترین دَزدی‌های دانشی و فرهنگیِ تاریخِ آدمی دانست. بسیاری از آنچه سپس به نامِ دانشِ یونانی آوازه یافت، ریشه در خِرَد و داناییِ ایرانیان داشت؛ لیک این بن‌مایه‌ها را از دیدهٔ جهانیان نهان داشتند و دانش‌ها را به نامِ یونان پراکندند. 🧠 اَفلاطون، اَرِستو و بازتابِ اندیشهٔ ایرانی اَفلاطون در آرزوی جهانی بود که در آن بیداد و نابرابریِ طبقاتی نباشد؛ هرچند بردگان در نوکری اربابان همچنان خدمت کنند. پس از او اَرِستو، که شیوهٔ مَشّائی را بنیاد نهاد، پاره‌ای از جهان‌بینیِ ایرانیان را ــ که سرچشمهٔ هستی را روشنایی می‌دانستند ــ برگرفت و اندیشه‌های آیینِ مهرپرستیِ ایرانی را به شیوه‌ای دیگر بازگفت و به نامِ خویش در جهان پراکند. ⛩️ خاموشیِ آتشکده‌ها و یونانی‌سازیِ ایران اِسکندَر، پس از ویرانیِ پارسه، فرمان داد که در خوزستان و پارس، آتشکده‌ها را خاموش کنند و به جای اهورامزدا، زِئوس و دیگر خدایانِ یونانی را بستایند و برای آنان آدمی قربانی کنند. او همچنین فرمان راند که همهٔ مردمان به زبانِ یونانی سخن بگویند. چون ایرانیان از سخن گفتن به یونانی ناتوان بودند، سه سال زمان برایشان نهاد و گفت: «هر کس می‌باید در سه سال، نیازهایِ بنیادینِ خویش را به یونانی برآورد.» از آن پس، در هر بخشی از ایران که به دستِ اِسکندَر گشوده می‌شد، این فرمانِ سخت و بی‌مهر برای یونانی‌کردنِ ایرانیان به کار بسته می‌گردید. ⚔️ ایستادگیِ زبانِ ایرانی با این همه، در بخش‌هایی از ایران که هنوز زیرِ چیرگیِ اِسکندَر نرفته بود، مردمان همچنان به زبانِ خویش ــ یعنی پارسیِ هخامنشی ــ سخن می‌گفتند. از آن‌جا که یونانیانِ بسنده‌ای برای آموزشِ زبانِ یونانی در ایران نبودند، اِسکندَر گروهی از سپاهیانِ خویش را در پارس و خوزستان برجای نهاد تا آموزگارانِ مردم شوند و زبانِ یونانی را به ایشان بیاموزند. 📘بُن‌خان: اسکندر مقدونی و جنایت‌ها و فجایع او در ایران و جهان، ایرج رامتین، نشر سنبله، رویه ۳۴ تا ۳۶ @IWanoH

  • 🔻عباس سلیمی آنگیل: سیاست خارجی ترکیه از سال‌های پایانی خلافت عثمانی تاکنون، بیش از یک سده، دگرگونی بنیادینی نداشته است. عثمانی در جنگ جهانی نخست از آشفتگی دولت ایران و دربار قاجار بهره برد و نام سرزمین ارّان و شروان را به آذربایجان دیگرگون کرد و هم‌زمان در فرارودان (آسیای میانه) اندیشه‌های پان‌ترکیستی را تبلیغ می‌کرد. این روزها نیز دولت ترکیه هم در اران و شروان نیروی نظامی و نفوذ اقتصادی و فرهنگی دارد و هم در فرارودان و نیز در افغانستان. 👈 «مدرسه‌های ترکیه‌ای در پهنه‌ی ایرانشهر» را در «اینجا» بخوانید. پارسی‌انجمن 🔻 @Parsi_anjoman

  • без подписи

  • از شمار دو چشم یک تن کم وز شمار خرد هزاران بیش دریغ و افسوسی دیگر برای ایران رقم خورد، اندکی پس از درگذشت استاد برجسته زبانهای باستانی، دکتر عمبدالمجید ارفعی گرامی، امروز دکتر جلال خالقی مطلق، از شاهنامه پژوهان سرشناس از میان ما رفت. یادش گرامی و روانش به مینو شاد

  • اطلاعیه کارزار ایران را پس می‌گیریم: معرفی پیام‌رسان کاملا امن «زمزمه» برای حفظ ارتباط با یکدیگر در زمان قطع اینترنت پیام‌رسان «زمزمه» که توسط گروهی از برنامه‌نویسان آزادیخواه و مورد اعتماد طراحی و ساخته شده است، در حال حاضر فقط برای تلفن‌های اندروید و به…

  • اطلاعیه کارزار ایران را پس می‌گیریم: معرفی پیام‌رسان کاملا امن «زمزمه» برای حفظ ارتباط با یکدیگر در زمان قطع اینترنت پیام‌رسان «زمزمه» که توسط گروهی از برنامه‌نویسان آزادیخواه و مورد اعتماد طراحی و ساخته شده است، در حال حاضر فقط برای تلفن‌های اندروید و به صورت فایل APK در دسترس است، و به زودی بر روی گوگل‌پلی نیز قرار می‌گیرد. هر چه عده بیشتری این پیام‌رسان را نصب کنند، کارآیی آن در زمان قطع اینترنت بالاتر خواهد بود. بنابراین توصیه می‌کنیم که زمزمه را هم‌اکنون نصب و در همه گروه‌های خانوادگی و دوستی نیز تبلیغ کنید. لینک دانلود: https://zemzeme.app/download.html @OfficialRezaPahlavi

  • هم‌میهنان عزیزم، امروز نسخه به‌روزشده کتابچه دوران اضطرار پروژه شکوفایی ایران منتشر می‌شود. پروژه شکوفایی ایران، بخش پنجم از استراتژی پنج‌گانه ما برای بازپس گرفتن ایران و دوباره ساختن آن است. پروژه شکوفایی، چشم‌انداز و ‌برنامه‌ گذار به دموکراسی و ‌‌بازسازی کشور را ارائه می‌کند. کتابچه دوران اضطرار در شش ماه اول، نیازهای فوری کشور، بحران‌های پیش رو در این دوره، و راه‌ حل‌ها و‌ فرصت‌ها تمرکز دارد، و با مشارکت مستقیم ده‌ها متخصص تهیه شده است. پیش‌نویس این کتابچه در تابستان ۱۴۰۴ ارائه شد. در راستای شفافیت و‌ پاسخگویی حداکثری، از متخصصان و عموم مردم خواسته شد نظرات خود را با دست‌اندرکاران در میان بگذارند. تیم پروژه شکوفایی صدها ساعت با متخصصان به گفتگو نشست؛ هزاران پیشنهاد رسیده را بررسی کرد و اینک نسخه به‌روزشده را ارائه کرده است. من از مدیریت، تیم‌ اجرایی، نویسندگان، و مشاوران پروژه شکوفایی ایران برای برداشتن این گام بلند سپاسگزارم. همچنین از همه کسانی که به شکلی دلسوزانه ‌و سازنده، پیشنهادهای خود را برای بهبود کیفیت این کتابچه ارائه کردند تشکر می‌کنم. برای نخستین بار در این چند دهه، پروژه‌ای ملی و در این ابعاد، با مشارکت همگانی و در یک روند شفاف انجام شده و به سرانجام رسیده است. ما این روند را در دیگر فازهای پروژه شکوفایی و دیگر پروژه‌ها ادامه خواهیم داد و استفاده خواهیم کرد. کتابچه اضطرار، رئوس کلی ساختار و برنامه‌های مورد حمایت من برای اداره کشور در فردای سقوط جمهوری اسلامی در شش ماه نخست دوران گذار است. من و تیم همراهم به این برنامه‌ها متعهدیم و آماده‌‌ایم که پس از رساندن انقلاب شیروخورشید به سرمنزل پیروزی و‌ سرنگون کردن جمهوری اسلامی، زمام امور را در دست بگیریم. در پی آن، فرایند انتقال قدرت، استقرار سامانه گذار، ایجاد امنیت، بازسازی کشور، و گذار به دموکراسی را هدایت کرده و به سرانجام خواهیم رساند. چون همیشه، حمایت و اعتماد شما ملت بزرگ ایران‌، بزرگ‌ترین سرمایه من بوده و خواهد بود. پاینده ایران، رضا پهلوی کتابچه مرحله اضطراری - نسخه فارسی کتابچه مرحله اضطراری - نسخه انگلیسی @OfficialRezaPahlavi

  • ☑️چراییِ شکست چپ‌ها در دانشگاه "ما برای آنکه ایران، خانه خوبان شود؛ خون دل‌ها خورده‌ایم..." 🖊فرهود ربیعی از نخستین روزی که دانشگاه‌ به پشتیبانی از خیزش ملی ایران برخاست، همه نشانه‌ها گویای یک پیشرویِ باورنکردنی و پرشتاب از دل رویدادهای تازه بود. ولی این شتاب چندان هم ساده به دست نیامده و هزینه‌ی بالایی برای لایه‌های اندیشه‌ورز ایران داشته است. از جنبش اصلاح‌طلبانه دانشجویی در سال ۱۳۷۸ که به کشتار کوی دانشگاه انجامید، تا خیزش پادشاهی‌خواهانه دانشجویان در بهمن ۱۴۰۴ که به شهرهای بسیاری کشیده شده ۲۶ سال می‌گذرد و در این همه سال که چیرگی چپ‌ها بر دانشکاه سایه افکنده بود کمتر کسی باور می‌کرد که روزی دانشگاه از چنگ چپ‌های جمهوری اسلامی بیرون آید و درست در جایی بایستد که "سه فاسد" نگرانش بودند: جای درست تاریخ. اینک باید پرسید این چرخش تاریخی از کجا پدید آمده و چگونه به ایستگاه "انقلاب ملی ایران" رسیده است؟ در سال گذشته، زنده‌نام بهرام بیضایی در گزارشِ واکاوانه‌ی خود از چهره‌ی ویرانگر "روشنفکران چپ" رونمایی کرد، نخستین بار بود که یک اندیشمند خوشنام، یاره‌ی چنین افشاگری‌‌ای را پیدا کرد. این گزارش در کنار هزاران برگ و نوشته و دستک که دانشجویان در این سالها از کارکرد نابودگر چپ‌های اسلامگرا در دستگاه آموزشی دیده بودند، جوانان پرسشگر را به اندیشه‌ای ژرف وا داشت تا جستجو کنند که چه کسانی و چرا با ایران دشمنی کردند و این رویکردِ چراجویی مایه‌ی خیزش دانشگاه گردید تا به سرشت پاک خویش برگردند. چپ‌های اصلاحات‌چی، دهها سال مغز دانشجویان جوان را با ایدئولوژی مذهب و الگوواره‌های چپگرایی شستشو دادند تا مبادا روزی به بنیادهای فرهنگیِ خویش بازگردند و خواهانِ بازگشت ایران به نهاد شاهنشاهی شوند که یکباره همه چیز در یک دم واژگونه شد و فریاد "جاوید شاه" از دل دانشگاه، گوش پسمانده‌‌های روشنفکری چپ را کر کرد. این راه پر پیچ و خم و دژخوار، آسان به‌دست نیامده و آسان نیز از دست نخواهد رفت. چرا که همین نخستین گام برای آزادی ایران از چنگال رژیم خون‌آشامِ اسلامی چنان بلند و استوار برداشته شده که خیز بسیار بالایی را برای ساختن ایرانی باشکوه در چشم‌انداز خود می‌پیماید. پایان چپ، پس از پایان دو فاسد دیگر، آغاز ایرانی آزاد را نوید می‌دهد که دست هر تباهی و کژرفتاری را از سوی هر بداندیش و بدخواه ملت ایران از هم‌اکنون می‌بندد. اگر شاهنشاه آریامهر در دوره پهلوی دوم با همه‌ی زیرساخت‌های جاودانه‌ای که از خود در ایران به یادگار گذاشت، نتوانست مغز چپ‌زده‌ی دانشجویان را از اهریمن مارکسیسم اسلامی رهایی بخشد، پهلوی سوم با هشیاری شگفت‌انگیزی، راه مینویِ میهن‌پرستی را با ملت یکپارچه ایران با همه‌ی اندیشه‌ها و باورهای گوناگون هموار می‌کند. آنچه در فردای پس از حکومت خوانخوار اسلامی آشکار است و جای تردید و نگرانی ندارد، شتاب تندِ پیشرفت ایران، پا به پای کشورهای جهان؛ در پرتو مغزهای نوشکفته و هازمانِ ایران‌گرا است. @IWanoH

  • انقلاب‌هایی مانند انقلابِ اکتبر در روسیه، و انقلابِ اسلامی در ایران، به‌هر‌حال با دیدگاه‌هایی به مخالفت پرداختند که در چارچوب آن‌ها «منافعِ ملّی» می‌توانست مطرح شود. این هر دو انقلاب بر دریافتی از اندیشه‌ی سیاسی تکیه داشتند که مفهومِ «مّلت» را نفی می‌کرد، بنا‌بر‌این رهبران این انقلاب‌ها، به طور اصولی حتی اگر می‌خواستند، نمی‌توانستند نمایندگانِ «مصالحِ ملّی» باشند. هدف انقلاب اکتبر تامین مصالح پرولتاریای روسیه و انقلاب جهانی، و هدف انقلاب اسلامی تامین مصلحت «امت اسلامی» بود... ✍دکتر جواد طباطبایی @IWanoH