tgindex
The Book Thief

The Book Thief

Статистика
@IbooksthiefКнигиперсидский

my mind.

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
15
Всего постов
21
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги
В каталоге с
14 авг.
Подписчики
90
+19 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
173
21 постов
Вовлечённость
192,2%
к подписчикам
Постов в день
2,1
всего 21
Упоминаний
2
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
61
1/48двое суток
69
1/72трое суток
75

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • داستان خاصی پشت اسم چنلم نیست. ولی وقتی داشتم تو گودریدز دنبال کتاب میگشتم این کتابو پیدا کردم. از کتاب "کتاب دزد" الهام گرفتم واقعا روحم هر جا کتاب ببینه به سمتش هجوم میبره وبخاطر همین واقعا احساس کردم اسم چنلم باید شبیه خودم باشه پس همین اسمو انتخاب کردم.

  • 14 авг.10из Howcanigointoneverland

    بیاید یه چالش راه بندازیم. اگه چنل داریـد بگید بک‌استوری اسم چنلتون چیه؟ چی‌شد که تصمیـم گرفتید با اون اسم بنویسید؟

  • طولانی ترین رمان های تاریخ ادبیات! 🕯 ★در جست‌وجوی زمان ازدست‌رفته|مارسل پروست حدود ۱.۲ میلیون کلمه این اثر هفت جلد داره و پروست بیشتر از یک دهه روی آن کار کرد. داستان بیشتر از اینکه دنبال یک ماجرای پرهیجان باشه، وارد خاطرات، احساسات و ذهن راوی می‌شه. ★آرتامِن یا کوروش کبیر|مادلن دو اسکودری حدود ۱.۹ میلیون کلمه. این رمان فرانسوی قرن هفدهم یکی از طولانی‌ترین رمان‌های تاریخ به حساب میاد و در ده جلد منتشر شد. جالب اینه که امروزه خیلی‌ها حتی اسمش رو هم نشنیدن. ★کلاریسا|ساموئل ریچاردسون حدود ۹۶۹ هزار کلمه. داستان تقریباً به‌طور کامل از طریق نامه‌ها روایت می‌شه؛ یعنی با یک رمان چندصد هزار کلمه‌ای طرفی که بخش زیادی از آن نامه‌نگاری شخصیت‌هاست. ★پانوراما|فیلیپ سولرز یکی از آثار خیلی طولانی ادبیات فرانسه است و نمونه‌ای از رماناییه که حجم عظیمشون بخشی از تجربه‌ی خوندن محسوب می‌شه ★اولیس|جیمز جویس حدود ۲۶۵ هزار کلمه؛ در مقایسه با آثار بالاتر شاید خیلی عظیم به نظر نرسه، ولی داستان فقط یک روز رو دنبال می‌کنه! جویس تقریباً ی روز معمولی تو دوبلین رو به ی جهان کامل از فکر، خاطره، زبان و ارجاع‌های ادبی تبدیل کرده.

  • без подписи

  • 14 авг.643из chlngirani

    راویِ کتاب‌ها، سلام. تو از آدم‌هایی می‌نویسی که شاید سال‌ها پیش زندگی کرده‌اند، اما هنوز پشت نقاب کلماتشان نفس می‌کشند. کتاب‌ها فقط چند صفحه کاغذ نیستند؛ هر کدامشان ردپای یک انسان‌اند. و تو با روایت کردن زندگی نویسنده‌ها، کمک می‌کنی آدم‌ها قبل از خواندن یک اثر، صاحبِ آن کلمات را هم بشناسند. چه زیباست که کسی پیدا شود و قصه‌ی کسانی را بگوید که خودشان قصه‌های زیادی برای گفتن داشته‌اند. -از طرف روزنامه‌شرقی

  • 14 авг.523из TheLadysArchive

    @Ibooksthief • Anna Karenina (2012)🪷 (من عاشق چنلتمممممم😭)

  • کتابایی که از روی زندگی نقاشا نوشته شدن! ★شهوت زندگی"شور زندگی"اروینگ استون این کتاب درباره‌ی زندگی ونسان ون‌گوگه؛ نقاشی که امروز همه می‌شناسیمش، ولی زمان خودش کسی قدرش رو نمی‌دونست. داستان تنهایی، فقر، عشقش به هنر و تلاششه برای اینکه بالاخره دیده بشه. یه جورایی نشون می‌ده پشت اون نقاشی‌های معروف، چه آدم حساسی بوده ★دختری با گوشواره های مرواریدی |تریسی شوالیه تا حالا پرسیدی اون دختر توی نقاشی معروف ورمیر کی بوده؟ هیچ‌کس واقعاً نمی‌دونه. این کتاب از همین راز استفاده می‌کنه و یه داستان خیالی درباره‌ی زندگی اون دختر و رابطه‌اش با نقاش می‌سازه؛ پر از سکوت، هنر و حس‌های پنهان. ★فریدا|هایدن هررا زندگی فریدا کالو خودش شبیه یه رمانه. نقاشی‌هاش از دردها، عشق‌ها و تجربه‌های خودش می‌اومدن. این کتاب نشون می‌ده چطور یه زن با وجود زندگی سختش، تبدیل شد به یکی از معروف‌ترین نقاش‌های دنیا.

  • چون سلیقه فوق‌العاده ای داری، و چیزای شاهکاری خوندی.

  • 13 авг.21из MeadowOfPoppiesудалён 14 авг.

    این پیام و این پست رو فوروارد کنید تا بگم چنلتون وایب کدوم اقتباس کتاب رو میده🩰

  • 13 авг.224из MeadowOfPoppiesудалён 14 авг.

    𝘈𝘶𝘵𝘩𝘰𝘳𝘴 𝘵𝘩𝘢𝘵 𝘥𝘪𝘴𝘭𝘪𝘬𝘦𝘥 𝘦𝘢𝘤𝘩 𝘰𝘵𝘩𝘦𝘳⭑𓂃 ‍ ꒷꒦︶꒷꒦︶ ๋ ࣭ ⭑꒷꒦꒷꒦︶꒷꒦︶ ๋ ࣭ ⭑꒷꒦ نویسنده‌هایی که با هم مشکل داشتن🍅

  • 13 авг.285из Rage_absolueудалён 14 авг.

    فور بزنید حدس بزنم چندسالتونه. چنل‌هایی که سن ادمین‌شون رو می‌دونم هم می‌تونن فور بزنن نهایت سنی که حس می‌کنم به شخصیتشون می‌خوره رو می‌گم.

  • без подписи

  • انتخاب شما فیدیبو هست یا طاقچه؟

  • 12 авг.331из whatilivingfor29удалён 14 авг.

    فور بفرمایید : حدس بزنم فقط حدس که چه نوع شخصیتی دارید؟ و چه نقاط قوت و چه نقاط ضعفی دارید ؟ فقط حدس و اینکههه خوشحال میشم شماهم بگیددد جوین باشی قشنگ تره

  • آثاری که بعد از مرگ نویسنده اشون منتشر شدن! ★فرانتس کافکا|محاکمه کافکا ۱۹۲۴ مرد. محاکمه رو زمان حیاتش منتشر نکرد و رمان ۱۹۲۵، ی سال بعد از مرگ با تلاش ماکس برود منتشر شد. حتی کافکا خواسته بود نوشته‌های منتشرنشده‌اش از بین برن. ★جین آستن|ترغیب ونورثنگر اَبی آستن ژوئیهٔ ۱۸۱۷ فوت کرد. این دو رمان در دسامبر همون سال، چند ماه بعد از مرگش، منتشر شدن بنابراین خودش هیچ‌وقت نسخهٔ چاپ‌شده‌ ی این دو اثر رو ندید ★میخائیل بولگاکف|مرشد و مارگاریتا بولگاکف ۱۹۴۰ فوت شد در حالی که رمانش هنوز منتشر نشده بود نسخه‌ ی ویرایش‌شده از اون سال‌ها بعد۱۹۶۶ منتشر شد و به یکی از مشهورترین رمان‌های روسی قرن بیستم تبدیل شد. ★جان کندی تول|اتحادیهٔ ابلهان تول قبل از دیدن انتشار رمانش درگذشت. کتاب سال ۱۹۸۰ یازده سال بعد از مرگش منتشر شد و بعدها پولیتزر داستان رو برد. این یکی از تلخ‌ترین نمونه‌هاست نویسنده هیچ وقت نفهمید کتابش قراره موفق بشه. ★آن فرانک|خاطرات یک دختر جوان آن فرانک۱۹۴۵ درگذشت و کتابش ۱۹۴۷ منتشر شد. اون هیچ‌وقت ندید نوشته‌هایی که دوران پنهان‌شدنش نوشته بود به یکی از شناخته‌شده‌ترین کتاب‌های قرن بیستم تبدیل بشن

  • 11 авг.326из Iranisstarудалён 14 авг.

    این پیاممو فوروارد کنید تا یکی از پست هاتونو انتخاب کنم، در قالب نامه پاسخی به پستتون بنویسم🫒

  • me.

  • без подписи

  • без подписи

  • کتابایی که تقریباً هیچ‌کس قرار نبود اونارو بخونه! ★فرانکنشتاین|مری شلی مری شلی اول داستانش رو بیشتر به‌عنوان یه داستان خصوصی و سرگرمی ادبی تو جمع دوستانش درست کرد. بعدها اون ایده تبدیل شد به یکی از مشهورترین رمان‌های گوتیک تاریخ. ★اولیس|جیمز جویس انتشارش واقعاً دردسرساز بود. بخشایی از رمان تو مجله ها منتشر شد و به‌خاطر محتواش پرونده‌ قانونی براش درست شد و انتشار کامل کتاب با مشکلات جدی روبه‌رو شد. یعنی یه مدتی واقعاً شرایط طوری بود که خواننده‌ها نمی‌تونستن آزادانه به اون دسترسی داشته باشن ★لولیتا|ولادیمیر ناباکوف ناباکوف اول درباره انتشارش تردید داشت و چند ناشر هم حاضر به چاپش نبودن. در نهایت کتاب توی فرانسه منتشر شد و بعدتر به یکی از بحث‌برانگیزترین رمانای قرن بیستم تبدیل شد. ★محاکمه|فرانتس کافکا کافکا تا زمان مرگش بخش زیادی از آثارش و منتشر نکرده بود و از دوستش ماکس برود خواسته بود که دست‌نوشته های منتشرنشدش و نابود کنه. برود این کار رو نکرد ومحاکمه بعدها منتشر شد