دلیریوم
Статистикаپاکـت نامـه { @Vivin_27_bot } چالـشهای دلیـریوم https://t.me/Daliriu_m
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 9
- Всего постов
- 26
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 15
- 1/48двое суток
- 17
- 1/72трое суток
- 18
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
انگار فقط میخواستن کنارِ هم باشن.
без подписи
без подписи
без подписи
[...]در برج کوچک هیچ کسی پذیرفته نبود برای نقاش که شیفته بزرگ شده بود با گرمی اثرش، و چشمانش را به ندرت از روی پارچه نقاشي برمي داشت حتی برای سلام بر همسرش و او نمیتوانست ببیند که رنگهایی که او بر روی پارچه نقاشی پخش میکند از لبهای همسرش که در کنار او نشسته بود گرفته شده بودند. _گذران زندگی.
без подписи
без подписи
You complain of being lonely, but it's you who rejects the whole world.
без подписи
без подписи
در زندگی لحظاتی پیش می آید که انسان نه کسی را دوست دارد و نه دلش می خواهد کسی او را دوست داشته باشد.از همه چیز و همه کس حتی از وجود خود بیزار است؛مثل اینکه تمام نیروها و رشته های زندگی را از او بریدهاند. _شوهر آهو خانم
هر که را خانهای نیست دیگر خانهای نخواهد بود هر که تنهاست همچنان تنها خواهد ماند، برای شب زندهداری و خواندن، و نامههای بلندنگاشتن، و آنگاه که برگها فرو میریزند بر گذر گاههای پردرخت، از سر گرفتن گردش ناآرام. _راینر ماریا ریلکه.
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
و دستی میکشد بر صبح و بر خورشید و بر نور. و میخواهد بخندد یا بگرید در میان نور. و میخواهد بمیرد یا بماند در میان نور. و او میخواهد از جائی که خوابیده است، یا آرام بنشسته است، برخیزد. به سوی درههای سبز بگریزد. و یا چون زنبقی وحشی میان ریگها روید. و یا خورشید را در تپهها بر سینه بفشارد. _رضا براهنی.
без подписи
без подписи