رادیو نرگسیوس.
Статистикаنرگس.ع هستم؛ دانشجوی پرستاری. نشستم یه گوشه مینویسم. "راستی، ممنون که کپی نمیکنی."
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 24
- Всего постов
- 31
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Музыка (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 299
- 1/48двое суток
- 342
- 1/72трое суток
- 369
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
من و نگار نباید به هیچ شیوهای کنار هم بیفتیم. ویرانگریم.
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
عدس پلو با گلدون. "امروز شال و کلاه کردم، تو این گرما رفتم گلفروشی آقا محسن. چهار تا گلدون خریدم. یکیشون ارغوانه. جلو در کاشتمش که هر سال بهار، گل بده." +نه. دارم بد مینویسم. -اینا چیه خریدی مرد حسابی؟ +نمیبینی؟ گلدونن. با گلشون. -تو هفتهای یه بار به خودت نمیرسی الان میخوای از گلدون مراقبت کنی؟ +کی گفته نمیرسم؟ -کسی نگفت. یه هفتهست میام همین لباسا تنته. عجیبه بو نمیدی. +احمق! من سه دست از این لباس دارم. البته یه چیزی هم دارم به اسم لباسشویی. لباس میندازی توش برات میشوره. -یعنی تو رفتی سه دست دقیقا از همین لباس خریدی؟ چرا؟ +ارغوان دوسشون داشت. میگفت وقتی میپوشم، چهرهم خوشحال تره. -حالا خدا بیامرز یه چیزی گفته ازت تعریف کنه. ولی خدایی این راه راه هاش چشم آدمو کور میکنه. محض رضای خدا عوضشون کن. +نه بفرما لختمون کن. بهت رو دادم پر رو شدیها! -من برای خودت میگم. به من چه! +حرفتو میزنی بعد میگی به من چه. -حالا چرا این گلدونارو خریدی؟ +حوصلهم سر رفته بود. -من که میدونم اینارو خریدی باهاشون حرف بزنی. بعدشم قراره دم در اتراق کنی با اون بوته ارغوانه خو بگیری بعد که خشک شد بشینی بزنی تو سر خودت چون عرضه نداشتی ازش مراقبت کنی. +تو کار و زندگی نداری بیژن؟ -تقصیر من احمقه بهخدا. هر بار میگم نمیام بهت سر بزنم هر بار هم عین گوسفند سر میندازم پایین میام. +کولی بازی درنیار حالا. گلای ارغوان خشک شده بودن. گفتم دوباره بخرمشون. خوشحالش کنم. -باز گفت ارغوان. ده بار گفتم یه تراپیستی مشاوری چیزی برو. به حرفم که گوش نمیدی. +اوه! تراپیستم بلدی آقا بیژن؟ -بله به لطف شما دوتا خواهر برادر سرشار از سلامت روان هفته ای یه جلسه تشریف میبرم تراپی. +خب حالا تشخیصشون چی بوده آقا دکتر؟ -به تو چه؟ من برم خونه. بهار منتظره. نمیای؟ +شام چی دارین؟ -عدس پلو، با ماست و خیار. +امممممم. نه، نمیام. -غذای مورد علاقهته خر خدا. دستپخت بهار خداست ها. +شاگرد خودم بوده بهار، میدونم. نوش جان. -خودت میدونی. فعلا جناب! "ارغوان، گلدان هایت را برایت خریدم. دوستشان داری؟" نه. متنهام امروز خوب درنمیاد. از بیژن ناراحت نشو. میشناسیش که. عقل نداره راحته. ارغوان، گلدونارو ول کن. هوس عدس پلو کردم. میای باهم درست کنیم؟ نرگس.ع
از صبح این "نو بسکوت نوووووووو" افتاده تو سرم.
وقتی به خرج و خرید های ماه بعدم فکر میکنم:
یه سر به چنل دوستمون بزنید.
видео или голосовое, без подписи
آخیش، خونه.
قیافه و سر شکل الانم ترکیبی از یعقوب نبی و معینه.
видео или голосовое, без подписи
از هرجای زندگیم سوال میپرسم یه نمیدونم گنده میخوره تو صورتم.
چقدر من این آهنگو دوست دارم.
видео или голосовое, без подписи
دو روزه عین چی دارم از نور فرار میکنم. ومپایر بودن هم سختهها.
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
بیست مرداد هزاروچهارصدوپنج. امروز بعد از تحمل یه عمل کوچیک تقریبا سخت، با چشم راستی که هیچجوره بیحس نمیشد، بالاخره هشت سال عینک گذاشتن من به پایان رسید.
Let’s get this shit done.