اندیشکده تهران | Tehran Institute
описание
اندیشکده تهران در تهران پیرامون سیاست و اقتصاد و جامعه گفتوگو میکنیم. ارتباط با ما: @InstituteTehranAdmin آدرس سایت اندیشکده تهران: https://institutetehran.com
9 904
подписчиков
Охват к подписчикам
27,5%
ERR
Реакции к просмотрам
0,40%
495 на 49 постов
Пересылки к просмотрам
0,73%
913
Постов в день
0,3
всего 176
Где отзываются чаще
доля реакций к просмотрам- 18 маябез подписи0,85%
- 17 июл.без подписи0,81%
- 3 июн.без подписи0,79%
- 18 июл.без подписи0,77%
- 25 июл.🌐آیا آمریکا به ایران حمله زمینی میکند؟ 📝عرفان علمشاهی #تحلیل_کوتاه #جنگ_رمضان 🔹حملات هوایی آمریکا به تأسیسات نظامی و زیرساختهای استانهای جنوبی ایران، این برداشت را تقویت کرده که آمریکا برای حمله زمینی مقدمهچینی میکند. آمریکا طی بیش از چهار ماه جنگ و حتی با تهدید به نابودی زیرساختها نتوانست تنگه هرمز را باز کند. به همین خاطر ممکن است با اشغال جزایر یا سواحل جنوبی ایران بخواهد به این هدف دست یابد. جدای از بحث توانمندیهای نظامی، حمله زمینی به ایران، هزینههای سیاسی بالایی برای ترامپ و جمهوریخواهان دارد که احتمال وقوع آن را پایین نگه میدارد. 💢افکار عمومی و ترومای جنگ عراق 🔸جنگ عراق، جامعه آمریکا را نسبت به کشتهشدن سربازان آمریکایی بسیار حساس کرد. طی این جنگ ارتش آمریکا متحمل بیش از ۴ هزار تلفات در عراق شد، بیآنکه بتواند اهداف جنگ، یعنی برقراری یک دموکراسی باثبات را محقق کند. همچنین در نتیجه آن، ایران نفوذ خود را در عراق گسترش داد. تجربه عراق جامعه آمریکا را به این نتیجه رساند که جنگ زمینی در خاورمیانه بیهوده است و تنها جان آمریکاییها را میگیرد. به همین خاطر، ترامپ به طور مداوم میکوشد مرگ ۱۸ سرباز آمریکایی را در جنگ با ایران توجیه کند. 🔸رأیدهندگان هر دو حزب دید منفی نسبت به حمله زمینی دارند. بر اساس نظرسنجیها، ۶۲٪ مردم با این موضوع مخالف و تنها ۱۸٪ موافق هستند. در میان دموکراتها، ۸۵٪ مخالفت خود را اعلام کردهاند و تنها ۴٪ از آن حمایت میکنند. در مقابل، جمهوریخواهان تقریباً به دو اردوگاه برابر تقسیم شدهاند؛ ۴۱٪ مخالف و ۳۹٪ موافق هستند. دولت ترامپ برای حمله زمینی، حتی پشتیبانی پایگاه رأی خود را نیز به طور کامل ندارد. 💢تردید میان نخبگان جمهوریخواه 🔸نهتنها رأیدهندگان، بلکه نخبگان جمهوریخواه نیز چندان از اشغال زمینی طرفداری نمیکنند. به عنوان نمونه، دو سناتور حزب، تد کروز و لیندسی گراهام چندین بار اعلام کرده بودند که اشغال زمینی به سبک جنگ عراق دستورکار آمریکا نخواهد بود. اندیشکده افدیدی نیز پیشتر تصرف خارک را تلهای برای آمریکا عنوان کرده بود. اگرچه برخی برخی اندیشکدههای محافظهکار (نظیر جینسا) یا برخی نمایندگان حزب در کنگره از این گزینه حمایت میکنند، اما موضع جمهوریخواهان در این باره منسجم نیست. 🔸افزون بر این، هیچکس در آمریکا نمیخواهد که جنگ با ایران تبدیل به یک نبرد طولانیمدت شود. جمهوریخواهان در هفتههای نخست جنگ، با بیان اینکه این جنگ «درد کوتاهمدت برای دستاورد بلندمدت است» آثار اقتصادی آن را توجیه میکردند. حال، اگر حمله زمینی رخ دهد، پایان جنگ پیچیدهتر میشود و حتی احتمالا تا پایان ریاست جمهوری ترامپ به طول میانجامد. نهتنها جامعه آمریکا چنین چیزی را نمیپذیرد، بلکه اساساً با دکترین نظامی ترامپ - پیروزی نظامی کوتاه و قاطع - و همچنین اولویتهای ژئوپلتیکی آمریکا، یعنی مهار چین، در تضاد است. 🔸نگرانی جمهوریخواهان، از تردید در کارآمدی حمله زمینی ریشه میگیرد. استدلال اصلی اندک موافقان حمله زمینی این است که این اقدام یا به کنترل تنگه هرمز منجر میشود یا اهرم فشاری در مذاکرات ایجاد میکند تا ایران را به عقبنشینی از خواستههایش وادارد. با این حال، تحقق این اهداف در هالهای از ابهام قرار دارد. اشغال نواحی جنوبی مجاور تنگه هرمز لزوماً مانع هدفقراردادن کشتیها از سوی ایران نخواهد شد. همچنین، تجربه مقاومت ایران در برابر مطالبات آمریکا طی دو جنگ ۱۲روزه و رمضان نشان میدهد اشغال جزایر ایرانی بعید است تهران را وادار به تسلیم کند. 💢نگرانی از انتخابات پیش رو 🔸نباید از دو عامل انتخابات میاندورهای و انتخابات ۲۰۲۸ نیز گذشت. حمله زمینی به ایران مخاطره بالایی برای جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای آبانماه خواهد داشت. این اقدام ممکن است ضمن تداوم قیمت بالای بنزین و افزایش تلفات سربازان آمریکایی، در چهار ماه به پایان نرسد که در این صورت این حزب شکست سختی در انتخابات خواهد خورد. افزون بر این، طولانیشدن درگیری زمینی با ایران پس از انتخابات، ممکن است جمهوریخواهان را به سرنوشت انتخابات ۲۰۰۸ دچار کند، زمانی که بحران جنگ عراق به شکست سنگین این حزب در رقابت ریاست جمهوری انجامید. ✅احتمال سناریوی حمله زمینی به ایران -حداقل تا انتخابات میاندورهای- پایین است؛ زیرا چنین اقدامی با مخالفت افکار عمومی، تردید نخبگان جمهوریخواه، خطر گرفتارشدن در جنگ فرسایشی و ابهام در دستیابی به اهداف نظامی همراه است. تجربه جنگ عراق نیز موجب شده اشغال زمینی ایران گزینهای پرهزینه و کمفایده برای واشنگتن تلقی شود. هرچند همیشه باید احتمالی را برای تصمیمات ناگهانی و بدون محاسبه ترامپ باقی نگه داشت، مخصوصاً در شرایطی که او به دنبال راهی فوری برای پایان جنگ است. ✅اندیشکده تهران✅ 👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام0,70%
- 24 июл.🌐آخرین کارت حزب کارگر؛ اندی بورنهام نخست وزیر جدید بریتانیا #تحلیل_کوتاه #مطالعات_اروپا 📝علی محبی 🔹اندی بورنهام در حالی نخست وزیر تازه بریتانیا میشود که پیش از او، در طول یک دهه گذشته این کشور هفت نخست وزیر مختلف را تجربه کرده است. ورود او به قدرت صرفاً جابهجایی در رأس هرم نیست؛ بلکه نشاندهنده یک تغییر پارادایم ساختاری از «تکنوکراسی متمرکز پایتختمحور» به سوی «حکمرانی منطقهگرا و شبکهای» است. او در شرایطی به این مقام میرسد که محبوبیت حزب کارگر در یکی از پایینترین ارقام خود در دهههای اخیر قرار دارد و بریتانیا با عمیقترین بحرانهای ساختاری اقتصاد و معیشت دستوپنجه نرم میکند. 💢آخرین کارت حزب کارگر برای حفظ قدرت 🔸ظهور بورنهام به عنوان آلترناتیو نهایی، محصول درک شکاف عمیق میان پایتخت و جامعه پیرامونی بریتانیاست. او تنها سیاستمدار مطرح حزب کارگر است که به پشتوانه عملکرد اجراییاش، از محبوبیت بالایی در نزد عامه بهره میبرد؛ اعتباری که اکنون هیچ سیاستمدار دیگری در حزب کارگر آن را نداشته و به همین دلیل بورنهام بدون رقیب جدی به این جایگاه رسیده است. او برخلاف تکنوکراتهای معمولِ حزب کارگر، از «سیاست زمینی و خاکی بودن» برای بازتعریف محبوبیت خود استفاده کرد. 🔸او در دوران مدیریت منچستر به عنوان شهردار با اجرای مدلی که خود آن را «منچستریسم» مینامد؛ یعنی ترکیبی از سوسیالیسم دوستدار کسبوکار و تمرکززدایی از قدرت، توانست رشد اقتصادی این منطقه را به بیش از دو برابر میانگین ملی برساند و عملکرد او در طول دوران کرونا باعث محبوبیت گسترده او در شمال انگلستان شد. ایستادگی قاطعانه او در برابر محدودیتهای دولت مرکزی در دوران پاندمی کرونا، از او چهرهای مستقل ساخت که توانست فراتر از جناحبندیهای سنتی حزب، اعتماد همزمان اتحادیههای کارگری و بخش خصوصی را جلب کند. 💢اقتصاد؛ بزرگترین چالش پیشرو 🔸بورنهام با میراث سنگینی از بدهیهای دولتی و مشکلات اقتصادی روبروست که زندگی روزمره مردم را دشوار کرده است. چالش اصلی او این است که از یک طرف مردم انتظار بهبود خدمات عمومی، کاهش هزینهها و توسعه زیرساختها را دارند، و از طرف دیگر دولت با محدودیت شدید مالی و کسری بودجه مواجه است. راهکار او برای حل این مشکل سرازیر کردن بودجه و اختیارات مالی به سمت مناطق مختلف بریتانیاست تا رونق اقتصادی از پایین به بالا شکل بگیرد. اگر او موفق شود با جذب سرمایهگذاریهای محلی و پروژههای عمرانی، چرخ اقتصاد را در شهرها به حرکت درآورد، بخش مهمی از مشکلات اقتصادی بهبود خواهد یافت. اما اگر در این مسیر با مقاومت ساختارهای بوروکراتیک لندن روبرو شود یا نتواند منابع مالی را به درستی مدیریت کند، نارضایتی عمومی افزایش یافته و شرایط اقتصادی حتی از گذشته نیز شکنندهتر خواهد شد. 💢دکترین خارجی: عملگرایی، احتیاط و تمرکز بر داخل 🔸در عرصه بینالمللی، بورنهام رویکردی منفعتمحور و «بریتانیا-محور» را جایگزین مداخلهگریهای پرهزینه پیشین خواهد کرد. تجربه رای به جنگ عراق که او آن را «تراماتیکترین تجربه دوران پارلمانی» خود میداند، باعث شده تا او نسبت به درگیریهای نظامی جدید، به ویژه در قبال تنشهای ایران در سال ۲۰۲۶، به شدت محتاط باشد. او هشدار داده است که نباید اشتباهات استراتژیک عراق را تکرار کرد و بر لزوم راهکارهای دیپلماتیک تاکید دارد. 🔸در قبال ایالات متحده، بورنهام احتمالاً روابطی غیررسمیتر و محتاطانهتر با دولت دوم ترامپ برقرار خواهد کرد. او در موضوع غزه، با عذرخواهی از موضع دیرهنگام حزبش در قبال آتشبس، نشان داده که مایل است فشار بیشتری بر اسرائیل برای پذیرش راهکار دو کشوری اعمال کند. در مورد چین نیز، کمتر متمایل به راه انداختن یک جنگ تجاری با چین است و نگاه او عمدتاً از دریچه توسعه اقتصادی و جذب سرمایه برای زیرساختهای سبز در انگلستان خواهد بود. 💢جمعبندی ✅اندی بورنهام آخرین امید حزب کارگر و جریانهای لیبرال-سوسیال حاکم بر بریتانیا است. بریتانیا تحت رهبری او، یا به یک مدل حکمرانی شبکهای موفق تبدیل میشود، و یا به چرخه بیثباتی بازمیگردد که این بار در صورت ناکامی منجر به فروپاشی کامل اعتماد عمومی به احزاب سنتی و لیبرال خواهد شد؛ امری که راه را برای ظهور و قدرتگیری بیمحابای جریانهای راست افراطی و پوپولیستی در انتخابات آینده هموار خواهد کرد و تأثیرات شگرفی بر ساختار سیاسی بریتانیا برجای خواهد گذاشت. ✅اندیشکده تهران✅ 👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام0,62%
- 26 июл.♦️پاکستان برنده جنگ در ایران شد 📝اسفندیار میر ▪️فارن افرز #تهران_ریویو #جنگ_رمضان 🔸در هفتم آوریل و همزمان با نزدیک شدن به ضربالاجل دونالد ترامپ به ایران برای بازگشایی تنگه هرمز یا مواجهه با «نابودی کل تمدن»، یک ژنرال پاکستانی تماسی برقرار کرد که مانع فاجعه شد. فیلد مارشال عاصم منیر (فرمانده ارتش پاکستان بهعنوان قدرتمندترین نهاد این کشور) به دونالد ترامپ و رهبران باقی مانده ایران برای توقف جنگ فشار آورد. ظرف چند ساعت، واشنگتن و تهران آتشبسی را اعلام کردند. 🔹ترامپ و عراقچی به صورت علنی از عاصم منیر و شهباز شریف، نخست وزیر پاکستان، قدردانی کردند. چند روز بعد، جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، در اسلامآباد بیش از ۲۰ ساعت با مذاکرهکنندگان ایرانی دیدار کرد؛ این بالاترین سطح تماس مستقیم میان دو کشور از زمان انقلاب ۱۹۷۹ بود. 🔹چشمانداز این آتشبس، صلح و برنامههای جاری درباره شکلگیری یک توافق گستردهتر از پی آتشبس، اکنون بهشدت مبهم است. با این وجود، میانجیگری پاکستان به هر صورت تحولی قابلتوجه بود. در بخش عمده دوران پساجنگ، مولفههایی که تعیینکننده اثرگذاری ژئوپلتیک کشورها مشخص بود: موقعیت قدرت بزرگ، وزن اقتصادی، اعتبار هنجاری لیبرال و توان گردآوردن سایر قدرتهای اصلی. 🔹پاکستان در هیچ مقطعی از تاریخ خود با این مولفهها تطبیقپذیر نبود. پاکستان، کشوری بود دارای سلاح هستهای و در حاشیه نظم غربی، که بیشتر با بیثباتی منطقهای شناخته میشد تا حل منازعه؛ اقتصادی محدود داشت و از حیث دموکراسی لیبرال نیز واجد برتری چندانی نبود. در عینحال، پاکستان در خطرناکترین بحران خاورمیانه برای یک نسل، کاری را انجام داد که چین، فرانسه، آلمان، هند، بریتانیا و دیگر قدرتهای ژئوپلیتیکی قادر به انجام آن نبودند. 🔹تلاشهای اسلامآباد نماد تغییری گستردهتر در سیاست جهانی است. نظم بینالمللی آشفته ناشی از رقابت چندقطبی، در حال تشویق کشورهای متفاوتی است که فاقد اعتبار ژئوپلیتیک سنتی هستند. قدرتهای غیرسنتی مانند پاکستان، قطر، ترکیه و دیگران، در سایه ناتوانی سازمان ملل و دیگر نهادهای چندجانبه در مهار منازعات معاصر، مشغول پر کردن خلا موجود با استفاده از سیاستورزی تثبیتگر نظم هستند. 🔹قابلیت این کشورها در اعتمادسازی میان بلوکهای ژئوپلتیکی و گشودن کانالهای ارتباطی میان رقبایی که نمیتوانند یا نمیخواهند بهطور مستقیم وارد تعامل شوند، به آنها این ظرفیت را اعطا کرده است که برای مدیریت منازعات پیش از تشدید و از کنترل خارج شدن وضعیت نقشآفرینی کنند و در آزادسازی گروگانها و زندانیان میانجیگری کنند، برای گشودن کریدورهای تجاری مذاکره کنند و گفتوگوهای سیاسی معنادار را تسهیل کنند. در دهه پیش رو، این شکل از سیاستورزی برای آنها به داراییهای ژئوپلیتیکی ارزشمندی مبدل خواهد شد. ✅همه این کشورها الزاما معیارهای معمول ایالات متحده برای انتخاب شرکا را (مانند اعتبارات دموکراتیک، حکمرانی لیبرال یا فاصله سیاسی از چین) در اختیار ندارند. واشینگتن ممکن است بر این باور باشد که باید تنها به متحدان و شرکای تثبیتشدهای تکیه کند که در ارزشها و اهداف راهبردی رقابت با پکن با این کشور اشتراک دارند. اما اگر ایالات متحده بخواهد خود را از درگیریهای پرهزینه در سراسر جهان دور نگه دارد، احتمالا چارهای جز تقویت روابط با قدرتهای تثبیتگر جدید نداشته باشد. ✅اندیشکده تهران✅ 👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام0,58%
- 15 июл.без подписи0,57%
- 19 маябез подписи0,55%
- 9 июн.без подписи0,54%
- 23 июл.🌐محاصره دریایی عربستان؛ آیا حلقه دوم بازدارندگی فعال شده است؟ #مقاله_تحلیلی #غرب_آسیا #یمن 📝کامران کرمی 🔹اعلام محاصره دریایی عربستان از سوی انصارالله یمن را نمی توان صرفا در چارچوب یک اقدام تلافی جویانه در پاسخ به حملات اخیر سعودی به صنعا تحلیل کرد. اکنون، در شرایطی که جنگ ایران و آمریکا تنگه هرمز را به کانون بحران انرژی و امنیت دریایی تبدیل کرده است، بابالمندب نیز در حال تبدیل شدن به یک اهرم فشار ژئوپلیتیک است؛ اهرمی که ظرفیت آن را دارد تا منازعه یمن را از یک جغرافیای منطقهای، مجددا به بخشی از یک معماری گستردهتر برای فشار جهانی تبدیل کند. 💢بازگشت یمن به جنگ با عربستان؟ 🔸تحولات یک دهه گذشته در یمن نشان داد که نه مداخله نظامی توانست انصارالله را از معادلات قدرت حذف کند و نه روندهای دیپلماتیک توانستند به یک توافق سیاسی جامع منجر شوند. در این وضعیت، عربستان بهتدریج از راهبرد مداخله مستقیم فاصله گرفت و تلاش کرد از طریق مذاکره و مدیریت تنش، هزینههای پرونده یمن را کاهش دهد. در مقابل، انصارالله توانست کنترل خود بر صنعا و بخش عمدهای از شمال و غرب یمن را تثبیت کند و از یک بازیگر محلی به یک بازیگر شبهدولتی تبدیل شود. 🔸رصد تحلیلهای اخیر نیز نشان میدهد که روند صلح در یمن در وضعیت شکنندهای قرار دارد و تنشهای نظامی و سیاسی بار دیگر افزایش یافته است. از این منظر، اعلام محاصره دریایی را میتوان نوعی بازدارندگی نامتقارن دانست. انصارالله در برابر برتری نظامی عربستان و ائتلافهای منطقهای و فرامنطقهای، از جغرافیای یمن و موقعیت خود در ساحل دریای سرخ بهعنوان یک مزیت استراتژیک استفاده میکند. منطق این بازدارندگی ساده است: اگر فشار نظامی و اقتصادی بر مناطق تحت کنترل حوثیها افزایش یابد، هزینه آن میتواند از طریق تهدید امنیت تجارت و انرژی به رقیب منتقل شود. 💢 تبعیت از ایران یا تصمیمگیری مستقل؟ 🔸ساختار تصمیمگیری جنبش انصارالله نشان میدهد که این گروه را نمیتوان صرفا یک نیروی نیابتی کاملا تابع تهران تلقی کرد. انصارالله منافع، محاسبات داخلی و اهداف سیاسی خاص خود را دارد و در بسیاری از موارد، از پیوند با ایران برای ارتقای جایگاه منطقهای و داخلی خود استفاده میکند. این تمایز برای فهم بحران کنونی اهمیت زیادی دارد. انصارالله با محاصره دریایی همزمان سه هدف را دنبال میکند: حمایت از متحد راهبردی خود، افزایش هزینههای منطقهای جنگ و تقویت جایگاه خود در معادلات داخلی یمن. تبعاً در این سناریو، ایران از افزایش فشار کنترل شده بر عربستان و همزمان ایجاد یک جبهه جدید در برابر آمریکا منتفع میشود؛ انصارالله نیز از این وضعیت برای تثبیت جایگاه خود بهعنوان یک بازیگر منطقهای بهره میگیرد. 💢دو گلوگاه در یک معادله انرژی 🔸بعد اقتصادی بحران شاید از بعد سیاسی آن نیز مهمتر بهنظر برسد. تنگه هرمز و بابالمندب دو گلوگاه متفاوت، اما مکمل در شبکه انرژی جهانی محسوب می شوند. در فضای اختلال همزمان هر دو گلوگاه، مسئله صرفا کاهش عرضه نفت نیست؛ بلکه افزایش هزینههای حملونقل، بیمه، زمان انتقال و اختلال در زنجیره تامین است که به چرخه تراکم بحران اضافه می شود. رویترز برآورد کرده است که در صورت اختلال جدی در بابالمندب، حدود سه میلیون بشکه در روز از نفت عربستان ممکن است مجبور به تغییر مسیر شود؛ مسیری که میتواند زمان حمل را تا حدود یک ماه افزایش دهد. 🔸در سناریوهای شدیدتر، برخی تحلیلگران احتمال افزایش قیمت نفت تا محدوده ۱۱۵ تا ۱۲۰ دلار را مطرح کردهاند، هرچند وجود مسیرهای جایگزین مانند خط لوله سومد و مسیر دماغه امید نیک میتواند بخشی از شوک را جذب کند.الجزیره گزارش داده که در سال ۲۰۲۴ حدود ۴.۱ میلیارد بشکه نفت خام و فرآوردههای نفتی از این آبراه عبور کرده است و همزمانی اختلال در بابالمندب با تداوم بحران هرمز میتواند فشار بسیار شدیدی بر بازار جهانی وارد کند. ✅برآورد نهایی درخصوص احتمال سرایت بحران یمن به سطح منطقهای تا حد زیادی به سه متغیر بستگی دارد: نخست، میزان تداوم جنگ ایران و آمریکا؛ دوم، سطح واکنش عربستان به تهدید دریایی انصارالله؛ و سوم، توان تهران و ریاض برای جلوگیری از پیوند خوردن پرونده یمن با رقابت دوجانبه خود. اگر این سه متغیر همزمان در مسیر تشدید حرکت کنند، نه جنگ، نه صلح یمن میتواند به پایان خود از مسیر بازگشت منازعه به یک الگوی جدید از بازدارندگی متقابل، جنگ نامتقارن و رقابت بر سر گلوگاههای دریایی نزدیک شود. در چنین سناریویی، بابالمندب صرفا یک جغرافیای یمنی نخواهد بود؛ بلکه به بخشی از معادله امنیت انرژی جهانی و یکی از حساسترین نقاط اتصال میان بحران یمن، رقابت ایران و عربستان و جنگ گستردهتر خاورمیانه تبدیل خواهد شد. ✅اندیشکده تهران✅ 🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗 👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام0,51%
- 12 июн.без подписи0,50%