tgindex

مُداخِلات

описание

اظهارات و مکتوبات یک جامعه‌روزشناس‌نامه‌شعرنگار

503
подписчиков
Охват к подписчикам
48,7%
ERR
Реакции к просмотрам
0,71%
51 на 25 постов
Пересылки к просмотрам
1,61%
115
Постов в день
0,3
всего 25

Где отзываются чаще

доля реакций к просмотрам
  • 2 авг.پاسخ مهرداد وهابی به یوسف اباذری ____________ 👈متن کامل2,86%
  • 13 июл.الان با شعله‌کشیدن دوباره‌ی آتش جنگْ اسلام‌گرایان ‌و دنباله‌روهای چپ محورمقاومتی‌شان و بلوک اسراییلی‌امریکایی و رمه‌های پادشاهی‌خواه با شادی می‌گویند: «چی بهتر از این. برگشتیم به بازی!» @interventions2,18%
  • 27 июл.مهرداد وهابی چه‌گونه می‌اندیشد؟ آیا دیدگاه‌های اقتصادی وی در مجموعه‌ی چپ یا اقتصاددانان دگراندیشِ چپ‌گرا جای می‌گیرد؟ ____________ 👈متن کامل1,85%
  • 22 июл.خبری درباره‌ی «واگذاری پایگاهی در بلغارستان به هواپیماهای سوخت‌رسان ایالات متحد» به نظرم خبر مهمی است و پیامدهایی قابل توجه خواهد داشت. در این یادداشت کمی درباره‌اش نوشته‌ام. https://bit.ly/4bFuUs5 @interventions1,48%
  • 31 июл.جلد نخست: سياست سرکوب و وحشت‌آفرينی در ‏ايران بخشی از پیش‌گفتار: جمهوری اسلامی در نزدیک به پنج دهه از وجود فاجعه‌بار خود بالاترین مقام‌های ‏ننگین جهانی را در زمینه‌ی #اعدام در اختیار دارد: ‏ ‏* شمار اعدام‌ها: رتبه‌ی دوم (پس از چین)؛ ‏ ‏* سرانه‌ی اعدام: رتبه‌ی نخست؛ ‏ ‏* اعدام کودکان: رتبه‌ی نخست؛ ‏* اعدام زنان: رتبه‌ی نخست.‏ .... شمار کل اعدام‌ها که در ۲۰۲۵‏ ‏ به ‏بالاترین میزان پس از کشتار ۱۳۶۷ رسید، در نیمه‌ی نخست ۲۰۲۶ نیز ‏درحدود ۴۰۰ تن برآورد شده است. در ماه‌های اخیر، اعدام زندانیان سیاسی به‌ویژه ‏افزایش یافته است.... پس از کشتار چند هزار تن... ظرف هفت ماه نخست ‌‏۲۰۲۶، تا ۳۰ ژوئیه‌، دست‌کم ۵۴ تن متهم «امنیتی» ‏اعدام شده‌اند: ازجمله ۴۴ ‏زندانی سیاسی ‌‏(شامل ۱۴ زندانی پیشین و ۲۸ تن از معترضان ‏دی‌ماه ۱۴۰۴، ۲ تن به اتهام ‏عضویت ‏در داعش و بغی، و دست‌کم ۱۰ متهم به ‏جاسوسی... ‏ عنوان‌های فرعی پیش‌گفتار: * نگاهی به مبارزه‌ی ضداعدام * برنامه‌های جاری سلطنت‌طلبان * چه باید کرد؟ ‏* * * * * * *‏ *‏ *‏ کانال یوتیوب ‌‏و کانال تلگرام #هم‌اندیشی‌ـ‌چپ.‏1,36%
  • 29 июл.⭕️ اگر دیگر نتوان دست به عمل زد، علوم اجتماعی چه معنایی دارد؟ فراخوان شماره نخست «فلات» (ضمیمه مجله جامعه‌شناسی ایران) پرونده ویژه: عاملیت در زمانه تعلیق اگر هر بحران به تعلیقی تازه بینجامد، اگر هر امیدی به آینده‌ای نامعلوم حواله داده شود، اگر هر کنشی پیشاپیش ناممکن تصور شود، اگر جهان هر روز بیش از پیش در انبوهی از داده‌ها، تصاویر، روایت‌ها و تفاسیر غرق شود، بی‌آن‌که فهمی روشن‌تر یا امکانی تازه برای عمل بیافریند، آنگاه وظیفه علوم اجتماعی چیست؟ و، آیا رسالت علوم اجتماعی صرفاً افزودن بر تفاسیر جهان است، یا مداخله در آن؟ آیا هنوز می‌توان از عاملیت سخن گفت؟ شماره نخست «فلات»، به سردبیری دکتر فؤاد حبیبی، که در حال حاضر به عنوان ضمیمه مجله «جامعه‌شناسی ایران» (از مجلات تحت امتیاز انجمن جامعه‌شناسی ایران) منتشر می‌شود، به پرونده ویژه «عاملیت در زمانه تعلیق» اختصاص دارد. به زعم ما، عاملیت صرفاً یک مفهوم نظری نیست؛ گره‌گاهی است که وضعیت کنونی، علوم اجتماعی و مسئولیت اندیشیدن را به یکدیگر پیوند می‌زند. در جهانی که با فرسودگی، انفعال، انتظار، تعویق و درماندگی احاطه شده، بازاندیشی امکان کنش، آفرینش، مقاومت، رخداد، سازمان‌یابی، مسئولیت و دگرگونی، دیگر یک انتخاب نظری نیست؛ ضرورتی برای خودِ اندیشیدن است. فلات می‌خواهد قلمرویی باشد برای شدت‌بخشی به ایده‌ها، مفاهیم، تجربه‌ها و آزمون‌های خلاق؛ میدانی برای خلق مسئله، آزمودن نظریه‌ها و گشودن راه‌های تازه برای فهم و مداخله در اکنون. ما در پی افزودن بر تفاسیر سرد، خنثی و بی‌تفاوت نیستیم؛ بلکه می‌خواهیم علوم اجتماعی را دوباره به متن زندگی، به دل بحران‌ها و به امکان‌های دگرگون‌سازی وضعیت بازگردانیم. این امر ممکن نیست مگر با دست کشیدن از سیاست نوستالژی؛ با پایان دادن به انتظار بی‌پایان برای گودو، برای مداخله‌ای بیرونی که هرگز از راه نمی‌رسد؛ با دل‌کندن از حسرت گذشته‌های ازدست‌رفته و وعده‌های خیالین آینده. آنچه پیش روی ماست، مخاطره اکنون است؛ درآمیختن با حال حاضری که هرگز به تمامی در آن نبوده‌ایم و افزودن چیزی به وضعیت که بتواند آن را دگرگون سازد. از همین رو، فلات از استادان، پژوهشگران، دانشجویان، نویسندگان، مترجمان، فعالان اجتماعی و همه علاقه‌مندان علوم اجتماعی دعوت می‌کند با مقاله، جستار، ترجمه، گزارش میدانی، روایت، گفت‌وگو، یادداشت انتقادی و هر شکل دیگری از نوشتار خلاق و مداخله‌گر در این پرونده مشارکت کنند. ما از شما نمی‌خواهیم صرفاً درباره عاملیت بنویسید؛ از شما دعوت می‌کنیم امکان‌های عاملیت را بیازمایید. بپرسید چگونه می‌توان در زمانه تعلیق دوباره عمل کرد؛ چگونه می‌توان امکان کنش را از دل انفعال، امکان امید را از دل فرسودگی، و امکان رخداد را از دل بن‌بست‌ها بیرون کشید. این، به تعبیر دیگر، دعوتی است به معاصر بودن. دعوتی به پذیرفتن مخاطره اندیشیدن در اکنون؛ به پذیرفتن مسئولیتی که زمانه ما بر دوش علوم اجتماعی نهاده است؛ و به شجاعتی که بدون آن هیچ اندیشه‌ای معاصر نخواهد بود. چنان‌که جورجو آگامبن می‌گوید: «معاصر بودن پیش از هر چیز کسب‌وکار شجاعت است: چراکه معاصر بودن نه‌تنها توانایی خیره‌شدن به تیرگی‌های زمانه، بلکه مشاهده‌ی نوری‌ست که در بطن این تیرگی‌ها سوسو می‌زند؛ نوری که رو به سوی ما دارد، و در عین حال پیوسته از ما فاصله می‌گیرد.» *** 🚨 حجم مطالب ارسالی حداقل ۱۰۰۰ و حداکثر ۳۰۰۰ کلمه باشد. 🚨 در ترجمه، ذکر دقیق منبع ضروری است. 🚨 مطالب ارسالی پیش‌تر در جای دیگری منتشر نشده باشد. 🚨 لطفاً مطالب خود را، در هر یک از قالب‌های یادداشت، تحلیل، گزارش، نقد و ...، حداکثر تا ۱۵ شهریور ارسال کنید. 📮 ایمیل فلات: falaat.mag@isa.org.ir #انجمن_جامعه_شناسی_ایران @iran_sociology1,36%
  • 23 янв.без подписи1,32%
  • 29 июл.واقعاً جای سؤال دارد که چرا یک حکومت باید وسط جنگ با امپریالیسم جهانی به فکر بستن کافه‌ها و دیگر کارهای عجیب‌وغریبی باشد که خود این‌ها گستره‌ی عجیبی از «بگیروببند بر سر حجاب» تا «پی‌گیری اعدام جوانان معترض دی‌ماه» دارند. در این نوشته سعی کرده‌ام پاسخ‌هایی به این پرسش بدهم البته نه با زبانی شسته‌رفته و در چارچوبی لزوماً دقیق بلکه این کار را با زبانی جدلی و کنایی و ساده انجام داده‌ام. این نوشتهْ طولانی و دچار زبانی جدلی و کنایی شده است. راستش را بخواهید هم طولانی‌شدن‌اش و هم زبان جدلی‌اش ناشی از ضرورت خود نوشتن در این روزهاست. خود همین نوشتن است که برای کسی چون من راهی برای دوام‌آوردن است. https://bit.ly/4x8UFcv @interventions1,30%
  • 16 янв.без подписи0,98%
  • 27 июл.برخلاف نظر محمد مالجو به نظرم این جستار جای خودش را دارد و این نوشتار قرار نبوده است که به نقد رویکرد مهرداد وهابی بپردازد. برای بحثی خواندنی درباره‌ی خود رویکرد مهرداد وهابی به نوشتارهای جدل‌آمیزی مراجعه کنید که پرویز صداقت، محمد مالجو و مهرداد وهابی در وبگاه‌های رادیو زمانه و نقد اقتصاد سیاسی در نقد رویکرد یکدیگر نوشته‌اند. مباحثه‌ی آخری محمد مالجو و مهرداد وهابی پس از مصاحبه‌ی پرویز صداقت با رادیو زمانه آغاز شد. پرویز صداقت پیش از این دو مناظره مهم با مهرداد وهابی داشت (در رادیو زمانه). فهرست عنوان‌های آن مباحثات آخری را در اینجا می‌گذارم که در آخر به جستار رازآمیزکردن سرمایه‌داری ایرانی نوشته‌ی پرویز صداقت انجامید. ۱. مناظرات پرویز صداقت با مهرداد وهابی در رادیو زمانه ۲. گفت‌وگو با پرویز صداقت: ریشه‌های بحران اقتصادی امروز ایران در رادیو زمانه ۳. سپس مهرداد وهابی در یادداشتی که به همراه آن توضیح پرویز صداقت نیز آمده بود به آن مصاحبه نقدهایی وارد کرد در رادیو زمانه ۴. کدام تمایز راه‌گشاست؟ / محمد مالجو در نقد اقتصاد سیاسی ۵. ابداع یا آشفته‌‌فکری اقتصادی؟ / مهرداد وهابی در نقد اقتصاد سیاسی ۶. «آشفته‌فکری» یا آشفته‌خوانی؟ / محمد مالجو در نقد اقتصاد سیاسی ۷. «آشفته خوانی» یا طفره و مغلطه؟ / مهرداد وهابی در نقد اقتصاد سیاسی ۸. سلب‌مالکیت از نیروهای کار در اثر تورم در ایران / محمد مالجو در نقد اقتصاد سیاسی ۹. تفاوت درآمد از دارایی و نرخ استثمار / مهرداد وهابی در نقد اقتصاد سیاسی ۱۰. اقتصاد ایران: بستر توأمان سلب‌مالکیت و استثمار / محمد مالجو در نقد اقتصاد سیاسی ۱۱. به سوی کاربست تحلیل تاریخی مارکس (پاسخ پایانی به آقای مهرداد وهابی) / محمد مالجو در نقد اقتصاد سیاسی ۱۲. در سترونی مشاجره‌ی قلمی با آقای محمد مالجو / مهرداد وهابی در نقد اقتصاد سیاسی ۱۳. رازآمیزکردن سرمایه‌داری ایرانی / پرویز صداقت در نقد اقتصاد سیاسی (که نسخه‌ی انگلیسی آن در مجله‌ی Critique منتشر شده است) برخلاف عنوان‌های جدل‌آمیز این نوشتارها، آن‌ها دربردارنده‌ی مجادله‌ای جدی و البته با‌دشواری‌پیش‌رونده میان این سه اقتصادسیاسی‌دان برجسته‌اند که اهمیتی قابل توجه دارند. این مجادلات، در سطحی، نقد درون‌ماندگار نگرش مهرداد وهابی (و پرویز صداقت و محمد مالجو) هستند. باز هم نکته‌ی مهم قبلی را در این‌جا تکرار کنم و آن این‌که جستار بلند یوسف اباذری تلاشی نظام‌مند برای قراردادن نگرش مهرداد وهابی در یک بافتار نظریه‌ای و اقتصادی‌سیاسی است نه نقد درون‌ماندگار آن. درباره‌ی رابطه‌ی میان این دو کار نیز حرف بسیار است و جایش در این‌جا نیست. @interventions0,80%
  • 3 июл.فاشیسم و زنان: چرا برخی زنان از گروه پهلوی حمایت می کنند؟ 3⃣ قسمت سوم ✍ سیمین کاظمی @drsiminkazemi فاشیسم، زنان و پهلوی 🔻در ایران اوج گیری جنبش فاشیستی را باید واکنشی دانست به ظهور جنبش زن، زندگی آزادی، که یک جنبش دموکراتیک، نفی کننده ارزش های سنتی، ضدمحافظه­‌کاری، خشونت پرهیز و با محوریت حقوق زنان و عاملیت نوظهور زنان در میدان مبارزات اجتماعی بود. برآمدن جنبش فاشیستی محصول احساس ناامنی مردانه ای بود که جایگاه برتر و هژمونیک خود را در جنبش زن زندگی آزادی در خطر می دید. جنبش فاشیستی که به حاشیه رفته بود و یکی از ارکان آن یعنی هژمونی قدرت مردانه مورد تهدید قرار گرفته و ارزش های مردسالاری را در خطر می دید با احساس ناامنی و سرگشتگی تلاش هایی را برای به دست گرفتن این جنبش جدید یا به عبارتی کنار زدن زنان، با جعل شعار مرد، میهن آبادی آغاز کرد، شعاری که آشکارا حامل مردسالاری، ناسیونالیسم افراطی و قدرت طلبی مردانه بود. با فروکش کردن جنبش زن زندگی آزادی، تلاش های جنبش فاشیستی با حمایت قدرت های خارجی و بازنمایی رسانه ای تشدید شد و این جنبش به تدریج ماهیت خشونت طلبی، ضدیت با دموکراسی و حمله به نیروهای مستقل و دموکراسی خواه و به خصوص نیروهای چپگرا، جنگ طلبی، سرسپردگی به امپریالیسم و دشمنی با فمینیسم را عیان ساخت. 🔻حال با وجود رویگردانی گروه پهلوی از جنبش زن زندگی آزادی و حملات بی امان به فمینیست ها و فعالان حقوق زنان، جای تأمل است که برخی زنان از این گروه و ایدئولوژی آنها حمایت می کنند. پهلوی­گرایان با ارائه تصویری گزینشی از دوره پهلوی و تکیه بر برخی اقدامات شاه سابق مثل اعطای حق رای به زنان خود را مدافع زنان جا می زنند اما واقعیت آن است که این مراحم ملوکانه به معنای باورمندی به برابری جنسیتی و حقوق زنان نبوده و از راهبردهایی است که ضد زن ترین سیاستمداران هم بنا به اقتضائات زمانه و برای اهدافی دیگر اتخاذ می کنند؛ چنان که در ایتالیای فاشیست هم موسولینی برای کسب حمایت زنان کارگر و طرفداران حق رأی، به زنان حق رای داده بود ولی همو بود که باور داشت زنان نباید جدی گرفته شوند، زنان باید اطاعت کنند، زنان باید فرزند بیاورند و همسران و مادران خوبی باشند - ماموریت اصلی آنها باید مراقبت از خانواده و زایمان باشد. زنان باید تابع اقتدار شوهران خود باشند، زنان نباید کار کنند زیرا این امر موجب انحراف از تولید مثل می‌شود و شروع به محدود کردن فرصت‌های شغلی برای زنان کرد تا مشاغل بیشتری برای مردان فراهم شود. 🔻در دوره پهلوی هیچگاه برابری جنسیتی به رسمیت شناخته نشد و زنان نتوانستند در هیچ حوزه ای به برابری با مردان دست یابند. اقداماتی که برای زنان انجام شد محدود به زنان شهری و طبقه مرفه بود و سایر زنان از آن بی نصیب. هر دو شاه پهلوی جنبش مستقل زنان را سرکوب کردند و فعالیت در حوزه زنان تنها در صورتی امکان پذیر بود که تحت کنترل حکومت و با تایید حکومت باشد. حق رای زنان که از دوره انقلاب مشروطه مطالبه زنان بود و سالها پیگیری شد، بعد از بیش از نیم قرن به زنان داده شد. پهلوی گرایان منش واقعی شان در مواجهه با مسأله زن را عیان و آشکار کرده اند. نفی جنبش زن زندگی آزادی، حمله به فمینیست ها و فعالان حقوق زنان، فحاشی و خشونت کلامی جنیست زده، مشارکت حداقلی زنان در فضاهای رهبری، سکوت درباره ستم جنسیتی و به حاشیه بردن مسائل زنان و درک ناچیزشان از فمینیسم همگی نشان می دهد که این جنبش پایبندی و تعهدی به حقوق زنان ندارد و زنان تنها سیاهی لشکر مطیع و سرسپرده این گروه در فضای مجازی و تجمعات شان در خارج از کشورند. 🔻مانوسفر[1] فارسی زبان با اوباشگری اعضای جنبش فاشیستی پهلوی گرا، فضایی است که با هدف مرعوب کردن فعالان مستقل حقوق زنان شکل گرفته و محیط را برای فعالیت فمینیستها و زنان مستقل ناامن می کند، اما فمینیستها باید با درک خطر فاشیسم، برای جلوگیری از به یغما رفتن دستاوردها و مبارزات زنان و زنده نگهداشتن چراغ مطالبه گری و گام برداشتن در مسیر برابری جنسیتی تلاش کنند و اجازه ندهند یک جریان ضد زن، جنبش فمینیستی ایران را به سکوت یا انحراف بکشاند. [1] Manosphere منابع: در فایل pdf https://t.me/drsiminkazemi/13520,52%
  • 27 июл.جستار خواندنی و مهم یوسف اباذری کاری است درباره‌ی این‌که تفکر مهرداد وهابی در چه بافتار سیاسی‌‌فکری قرار می‌گیرد. به نظرم جستار یوسف اباذری بیش از این‌که بخواهد به خود نگرش مهرداد وهابی بپردازد و آن را نقد کند می‌خواهد جایگاه نگرش او را در بافتار سیاسی‌فکری دهه‌های اخیر و به‌ویژه در گستره‌ی رویکردهای اقتصادی‌سیاسی مشخص کند. و یکی از مهم‌ترین نکات این جستار این است که بر «انسجام فکری» دست می‌گذارد. برخلاف مُدِ این روزها تفکر، حتا اگر توانایی این را داشته باشد که در دریاهای موج‌خیز گوناگونی شنا کند و خود را با آن‌ها محک بزند، باید برآیندش چیزی «انسجام‌یافته» از نظر روش‌شناختی و معرفت‌شناختی و بی‌تردید وجودشناختی باشد. تفکر شلم‌شوربا نیست که هر چه دم دست باشد را در آن بریزی و همان را از قابلمه‌ی مغز بیرون بکشی. «انسجام فکری» ماده‌ی کمیاب دوران ماست. @interventions0,50%