نگهبان قلبمـ♥️
Статистика♥️⃝⃔∞↬﷽↫♥️⃝⃔∞ Start: ✧¹⁴⁰²٫¹²٫¹✧ به دنیایی از رمان، کلیپ، تکس، آهنگ، چالش، نظرسنجی، داستان کوتاه و شعر خوش اومدید😍
- Последний пост
- 11 дек.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 23
- Тип
- открытый
- Язык
- ur
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
نگهبان قلبمـ♥️ pinned «•❥•----------•♥️•---------•❥• عاشقے در پس سیاهے♥️ 𝗣𝗮𝗿𝘁 ️️𝟰𝟳 چند روزی همینطور گذشت و من هرروز استرسم بیشتر میشد. همش فکر میکردم اگه برم بیرون الاناس که جلومو بگیره و باز بگه گفتی یا نه؟؟ غزل و کیارش میگفتن نترس جرعت همچین کاری رو نداره ولی نشون داد که جرعتشو…»
•❥•----------•♥️•---------•❥• عاشقے در پس سیاهے♥️ 𝗣𝗮𝗿𝘁 ️️𝟰𝟳 چند روزی همینطور گذشت و من هرروز استرسم بیشتر میشد. همش فکر میکردم اگه برم بیرون الاناس که جلومو بگیره و باز بگه گفتی یا نه؟؟ غزل و کیارش میگفتن نترس جرعت همچین کاری رو نداره ولی نشون داد که جرعتشو…
•❥•----------•♥️•---------•❥• عاشقے در پس سیاهے♥️ 𝗣𝗮𝗿𝘁 ️️𝟰𝟲 بازم یه ساعت گذشت و خبری نشد.. تهش دید نمیشه خودش پیاده شد و اومد سمتم. زد به شیشه. بدون هیچ عجله ای، آروم کشیدم پایین. طلبکار نگاش کردم. ـ گفتی؟؟ قلبم ریخت یه لحظه ولی به روی خودم نیاوردم. ـ چیو؟؟…
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
تو اولین و آخرین کسی بودی که حاضر بودم بخاطرش انقدر کور و احمق باشم .
میشه غرق شد توش ، با اینکه دریا نیست چشمات .
تنها دلیل زنده موندنِ من اونه ، بقیه میتونن تشریف ببرن .
مراقب خودت باش ، من دستم بهت نمیرسه كه ازت مراقبت كنم .
تو همانی که به دردِ دلِ من درمانی: )❤️
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
نگهبان قلبمـ♥️ pinned «•❥•----------•♥️•---------•❥• عاشقے در پس سیاهے♥️ 𝗣𝗮𝗿𝘁 ️️𝟰𝟱 دستمو گرفت و آروم گفت: ـ خیالت راحت هیچ غلطی نمیتونه بکنه. من کنارتم غصه چیو میخوری؟؟ برای لحظه ای آروم شدم ولی باز نگرانیم شروع شد. کاملا حق با پسره بود و اگه میومد به بابام میگفت فقط این وسط من…»
•❥•----------•♥️•---------•❥• عاشقے در پس سیاهے♥️ 𝗣𝗮𝗿𝘁 ️️𝟰𝟱 دستمو گرفت و آروم گفت: ـ خیالت راحت هیچ غلطی نمیتونه بکنه. من کنارتم غصه چیو میخوری؟؟ برای لحظه ای آروم شدم ولی باز نگرانیم شروع شد. کاملا حق با پسره بود و اگه میومد به بابام میگفت فقط این وسط من…
•❥•----------•♥️•---------•❥• عاشقے در پس سیاهے♥️ 𝗣𝗮𝗿𝘁 ️️𝟰️️𝟰 با کشیده شدن دستی روی سرم از خواب پریدم. نگاهی به دور و اطرافم کردم و بالا سرم کیارش رو دیدم. ـ چی شده؟؟ بوسم کرد و گفت: ـ هیچی فداتشم خوبی تو؟؟ سر جام نشستم و جواب دادم: ـ خوبم دیر خوابیدم الان…
فوق العادس😍
بودنت کمه🥹