- Последний пост
- 10 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 3
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Новости и СМИ (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 714
- 1/48двое суток
- 818
- 1/72трое суток
- 882
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
مَن؟ انسان گریزِ، خلوت گُزینِ، پَناهنده به شب.
بگُذار آنچه از دست رفتنی است، از دست برود وگرنه تو در قلب یک اِنتظار خواهی پوسید..
زندگی هیچ وقت اندازهی تنم نشد؛ حتی وقتی خودم بریدم و دوختم.
در قطار صندلی هایمان رو عوض کردیم؛ تو پنجره را میخواستی و من نگاه کردن به تو را..
همهچیز از یه "عیبی نداره" شروع شد که واقعاً عیب داشت.
تو برام؛ شبیه خونهای هستی که دیگه آدرسش رو ندارم.
видео или голосовое, без подписи
تکّهای از من است، که در من زندگی نمیکند.
دستِ قلبم را گرفتم.. تمامِ راه گریه میکرد.. حق داشت اولین بار بود که مجبورش میکردم از کسی دل بکند که هنوز؛ تمامِ دلیلِ تپیدنش بود. دل، منطق را دیر تر از آدم باور میکند.
دلم میخواست دستهایم را سقفی بر سرِ قلبش کنم؛ تا بارانِ غم راهی به آن نیابد.
اجازه دهید داستان نامعلوم و بدون هیچ پایانِ مشخصی تمام شود؛ گاهی هیچکس در هیچ داستانی مقصر نیست.
видео или голосовое, без подписи
معتادِ هیچ شدم؛نهکاری،نهجایی،نهحتیحرفی.
نامت را در عمیقترین چاهِ فراموشی انداختم، اما انگار بعضی نامها سقوط نمیکنند؛ در تاریکی ریشه میدوانند و هر بار که دل ترک برمیدارد، از همان شکافها سبز میشوند.
видео или голосовое, без подписи
گفتم میدانستی غم اگر ریشه کند؛ از دل، باغ میسازد؟ امّا نه برای شکوفه؛ برای ماندنِ درد.
видео или голосовое, без подписи
من پذیرفتهام که گاهی ممکن است ما برای آدمها فقط پناهگاهی باشیم تا زمانی که، یک خانه امن پیدا کنند و بروند.
گاهی نرسیدن، لطفِ پنهانِ سرنوشت است.
پردهٔ اتاق کنار نرفته است؛ امّا نور آمده، شاید خیالِتو جایی در آستانهٔ صبح قدم میزند.