tgindex
𝑾𝒊𝒕𝒉 𝑲𝒐𝒘𝒔𝒂𝒓 ^_^🎒

𝑾𝒊𝒕𝒉 𝑲𝒐𝒘𝒔𝒂𝒓 ^_^🎒

Статистика
@Kowsariiismперсидский

ذوق اگر باشد ، همه دنیا خوش است 🩷 کیستَم مَن؟ اِلتیامِ جِسمُ جانْ👩‍⚕️🩺 [ملقب به خانوم Nurse] برنج خیس کردم بیا تو 🫴 روزمرگی ها و تراوشات ذهنی بنده🐰✨

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
27
Всего постов
105
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
563
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
142
40 постов
Вовлечённость
25,2%
к подписчикам
Постов в день
3,9
всего 105
Упоминаний
4
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
133
1/48двое суток
152
1/72трое суток
164

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • حق حق حق خیلی حق گفت متین😭

  • توام که آروم و ریلکسی و عاشق اینی که کاراتو با آرامش انجام بدی

  • با عمه‌م (که پرستاره) داشتیم صحبت می‌کردیم راجب رگ گیری و بیمارستان و اینجور چیزا، که گفتم میخوام طرحمو برم فلان بیمارستان که تخصصی فلان چیزه و کم کاره که خیلی فشار نیاد بهم؛ گفتش نه، به نظرم واسه طرح بخشای شلوغ مثل داخلی خیلی خوبه، چون راه میفتی و انقدر کیس‌های مختلف و متنوع هست که دیگه بعدا تو هر بخشی هم بخوای بری مشکلی نداری، و راحته برات. گفتم نهه خیلی سخته، من واقعا از پسش برنمیام، دستم کُنده. بعد برگشت گفت آره واسه تو داخلی و اورژانس خوب نیست، باید فرز باشی، بدو بدو زیاد داره، توام که آروم و ریلکسی و عاشق اینی که کاراتو با آرامش انجام بدی، برا همین ICU و دیالیز برات خیلی بهتره :)))😂😂

  • تو روستای مادربزرگم اینا اینجوریه که میتونی به جای پول، نخود یا گندم ببری مغازه و چیزی بخری؛ وقتی بچه بودیم یکی از تفریحات‌مون این بود که موقع درو کردن گندم یا نخود، کیسه برمی‌داشتیم می‌رفتیم خرمن، از گندم یا نخود پر می‌کردیم و واسه خودمون بستنی و کیک و نوشابه می‌خریدیم =))))

  • без подписи

  • غروب؛ 🌇✨

  • همین².

  • 13 авг.15121из AROSHA17

    احساس میکنم یه چیزی توی دلم هست که نمیتونم کامل براش اسم پیدا کنم، نه کاملاً غمه، نه کاملاً آرامش، یه حس مبهمه که بعضی روزها سنگین‌تر میشه و بعضی روزها فقط گوشه‌ای از ذهنم میشینه احساس میکنم خیلی چیزها رو تحمل کردم بدون اینکه دربارشون حرف بزنم، خیلی مسیرها رو رفتم بدون اینکه مطمئن باشم به کجا میرسم و با این حال هنوز یه جایی درونم هست که نمیخواد دست از ادامه دادن بکشه، همون جایی که با وجود تمام خستگی‌ها هنوز آروم زیر لب میگه شاید فردا کمی بهتر باشه.

  • به آدم‌ها یاد می‌دی چطور باهات رفتار کنن، با چیزی که تحمل می‌کنی.

  • 13 авг.26253удалён 13 авг.

    без подписи

  • 13 авг.672удалён 13 авг.

    без подписи

  • без подписи

  • برگاااام چقدر هوا خوبههه.😭

  • اینجا شب که پنجره‌ها رو باز میذاری، یَکککک باد خنکییی می‌پیچه تو خونه که روحتو جلا میده!!😭

  • без подписи