tgindex
کاشانه رندان

کاشانه رندان

Статистика
@Krendanперсидский

ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند

Последний пост
12 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
8
Всего постов
205
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
2 412
+2 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
396
40 постов
Вовлечённость
16,4%
к подписчикам
Постов в день
1,1
всего 205
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
262
1/48двое суток
300
1/72трое суток
323

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 12 авг.3261210

    سکوت می‌کنم تا خدا سخن گوید رها می‌کنم تا خدا هدایت کند دست بر می‌دارم تا خدا دست به کار شود و فقط به او می‌سپارم تا آرام شوم 🌙شبتون در پناه پروردگار ⚜ @Krendan ⚜

  • ویلن : #پرویز_یاحقی سنتور : #مجید_نجاهی شعر : #مشتاق_اصفهانی دستگاه:#شور به یاد #ایرج ⚜ @Krendan ⚜

  • تو مگو ما را بدان شه بار نیست با کریمان کارها دشوار نیست #مولانا ⚜ @Krendan ⚜

  • کجا رفتند آن یاران که دیگر با فغان من سری بیرون نمی آید نه از خاکی نه از لاکی #شهریار ⚜ @Krendan ⚜

  • آوازی از: ایرج خواجه امیری غزلی بسیار زیبا از حضرت حافظ روحش شاد و یادش گرامی♥️♥️ ⚜ @Krendan ⚜

  • عنان به دست فرومایگان مده زنهار که در مصالح خود خرج می کنند تو را… #صائب_تبریزی ⚜ @Krendan ⚜

  • مملکت ملت دانا می‌خواهد امیر کبیر❤️ ⚜ @Krendan ⚜

  • زمانی که شهریار برای خواندن درس پزشکی به تهران آمد، عاشق دختر صاحبخانه می شود. صحبتی بین مادران آنها مطرح می شود و یک حالت نامزدی بوجود می آید. قرار بر این می شود  دکترای پزشکی را گرفت با دختر عروسی کند. بعد از دوره پزشکی متوجه میشود پدر دختر او را به یک سرهنگ داده و با هم ازدواج کرده اند. شهریار دچار ناراحتی روحی شدیدی می شود و حتی مدتی هم بستری می شود و در این دوران غزل های خوب شهریار سروده می شوند. بهجت آباد سابق بر این تفرجگاه تهران بود و مثل امروز آپارتمان سازی نشده بود. این محل، جایی بود که بیشتر اوقات شهریار با دختر برای گردش به آنجا می رفت. بعد از اینکه دختر ازدواج می کند، شهریار یک روز سیزده بدر برای زنده کردن خاطرات آنجا می رود و دختر هم با شوهر و بچه آنجا می آیند. شهریار با دختر روبرو می شود و این غزل را آنجا می سراید: یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم ⚜ @Krendan ⚜

  • 8 авг.6591211

    اگر خدا بخواهد خیری به تو برساند هیچ کس نمی‌تواند فضل و لطف او را از تو برگرداند 💫شبتون بخیر ⚜ @Krendan ⚜

  • 8 авг.586810

    از تو با مصلحت خویش نمی‌پردازم همچو پروانه که میسوزم و در پروازم گر توانی که بجویی دلم امروز بجوی ور نه بسیار بجویی و نیابی بازم! #سعدی #استاد_شجریان ⚜ @Krendan ⚜

  • جانا، نظری که ناتوانم بخشا، که به لب رسید جانم دریاب، که نیک دردمندم بشتاب، که سخت ناتوانم من خسته که روی تو نبینم آخر به چه روی زنده مانم؟ #عراقی ⚜ @Krendan ⚜

  • 8 авг.4531011

    دلت را به همیشگی بودنِ هیچ‌چیز خوش نکن. آدم‌ها شبیه موادِ شیمیایی هستند؛ در یک شرایطِ خاص، واکنش خاص نشان می‌دهند و در شرایطی دیگر، خاصیت‌شان را از دست می‌دهند. آن کسی که امروز برایت “جان” می‌دهد، شاید فردا حتی “جواب” هم ندهد. و این لزوماً به خاطر بدیِ او نیست، فقط تاریخِ انقضایِ آن “نسخه‌اش” در زندگیِ تو تمام شده است. یاد بگیر که از آدم‌ها در همان لحظه‌ای که “خوب” هستند لذت ببری، بی‌آنکه به فکرِ مالکیتِ ابدی‌شان باشی. دنیا، ایستگاهِ قطار است، نه اقامتگاهِ دائمی. ⚜ @Krendan ⚜

  • 8 авг.454119

    چو عاشق می‌شدم گفتم که بُردم گوهرِ مقصود ندانستم که این دریا چه موجِ خون‌فشان دارد #حافظ ⚜ @Krendan ⚜

  • دلت رو به ڪسے بده ڪه👇 مشتاق باشه ... نه محتاج دلبسته باشه ... نه وابسته شخصیتت رشد ڪنه نه اینڪه تخریبت ڪنه خوشحالت ڪنه نه اینڪه باعث ناراحتیت بشه بهت آرامش بده نه اینڪه آرامشتو بگیره عشق ورزیدن یه هنره تنها راه اثباتش عمله نه شعار و دروغ ⚜ @Krendan ⚜

  • زمان عجیب ترین قاضی دنیاست ⚜ @Krendan ⚜

  • #هایده ⚜ @Krendan ⚜

  • چه نقش باختی ای روزگار رنگ آمیز که این سپید سیه گشت و آن سیاه سپید #هوشنگ_ابتهاج ⚜ @Krendan ⚜

  • از رنجی خسته‌ام که از آنِ من نیست بر خاکی نشسته‌ام که از آنِ من نیست #احمد_شاملو ⚜ @Krendan ⚜

  • #حکایت دست و پا بریده‌ای هزار پایی بکشت. صاحب دلی بر او گذر کرد و گفت سبحان الله با هزار پای که داشت، چون اجلش فرا رسید از بی دست و پایی گریختن نتوانست. در آندم که دشمن پیاپی رسید کمان کیانی نشاید کشید #گلستان_سعدی ⚜ @Krendan ⚜

  • 7 авг.6661216

    سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی چشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو ساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمی زیرکی را گفتم این احوال بین خندید و گفت صعب روزی، بوالعجب کاری، پریشان عالمی #حافظ ⚜ @Krendan ⚜