tgindex
Persian Legacy

Persian Legacy

Статистика
@Legacy_Of_Historyперсидский

آن سوی دیگر تاریخ

Последний пост
24 авг. 2025 г.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
958
−2 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
1 777
20 постов
Вовлечённость
185,5%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 📸 ریچارد نیکسون پس از استعفا در حال خداحافظی August 9, 1974 🎙ریچارد نیکسون: بله، من مردم آمریکا را نا امید کردم و باید بار آن را تا پایان عمر بر دوش بکشم. https://t.me/Legacy_Of_History

  • واترگیت🇺🇸 بخش دوم واترگیت تنها به یک اسم خلاصه نمی شود؛ واترگیت پرونده ای است که زمانی به عنوان ناقض اصلی قانون اساسی آمریکا توسط مردم آمریکا و سیاستمداران مخالف نیکسون تلقی می شد. امروزه نیز هیچ پرونده ای همچون واترگیت تهدیدی علیه انتخابات سالم در آمریکا نبوده است. 🏛در میان هیاهوی معترضانِ نیکسون، رئیس کمیته بررسی پرونده نیکسون و گماشتگانش در کاخ سفید را به تلاش برای اختلال در روند دموکراتیک انتخابات ریاست جمهوری متهم کرد؛ او باور داشت عطش قدرت سبب غفلت آن ها شد و در نهایت قوانین ایالات متحده را به چالش کشیدند. همان گونه که پیشتر گفته شد، در تاریخ سیاسی ایالات متحده، واترگیت از نظر گستره اقدامات غیرقانونی و غیراخلاقی پدیده ای بی سابقه بود؛ زیرا توانسته بود در روند دموکراتیک انتخاب رئیس جمهور آمریکا تاثیر بگذارد. واترگیت چگونه تعریف می شود؟ واترگیت مجموعه ای از فعالیت های غیرقانونی و غیراخلاقی توسط مقامات وقت کاخ سفید با هدف انتخاب مجدد ریچارد نیکسون به دوره دوم ریاست جمهوری که شامل شنود و سرقت اطلاعاتِ حزب رقیب(دموکرات) در راستای به دست آوردن اطلاعات برون حزبی و خنثی کردن ترفند های انتخاباتی دیگر رقبای نیکسون بود. چه اتهاماتی متوجه نیکسون در ارتباط با واتر گیت بود؟ 1.اختلال در روند ریاست جمهوری آمریکا 2.مخفی کردن هویت و خطاهای مقاماتی که در واترگیت نقش داشتند 3.هزینه های هنگفت با منابع مالی ناشناس برای به دست آوردن اطلاعات حزب دموکرات و... پس از گذشت چهار دهه از رخداد واترگیت، میتوان آن را در کمال قانون شکنی اش، ارمغانی در راستای دقت بر انتخابات به شمار آورد. https://t.me/Legacy_Of_History

  • 👤🎙بخشی از سخنرانی ریچارد نیکسون: من هرگز آدم بزدلی نبوده ام. از این که مجبورم قبل از پایان دوره ریاست جمهوری ترک وظیفه کنم عمیقا در حال حاضر ناخشنودم، اما در مقام رئیس جمهور باید پیش از هر چیز منافع کشورم را در نظر بگیرم. در حال حاضر با توجه به مشکلاتی که ایالات متحده در درون و بیرون با آن ها دست و پنجه نرم می کند، آمریکا به رئیس جمهوری تمام وقت و کنگره ای تمام وقت نیاز دارد. https://t.me/Legacy_Of_History

  • 🇺🇸واترگیت پرونده ای پیچیده و شگفت آور که در نهایت منجر به استعفای عالی ترین مقام سیاسی ایالات متحده شد بخش یکم بر اساس تحلیل پژوهشگران و تحلیلگران، اگر از همان ابتدا ریچارد نیکسون اشتباه خود در واترگیت را می پذیرفت و از جامعه آن زمان خود پوزش میطلبید، کار به استعفای او کشیده نمی شد. اما در سمت دیگر ماجرا، نیکسون با پافشاری بر بی گناهی خود در واترگیت در حالی که تمام شواهد و قراین حاکی از دخالت مستقیم او داشتند، مقدمات کاهش محبوبیت و سرانجام استعفایش را فراهم کرد. 👤🇺🇸ریچارد ام.نیکسون، حقوق دانی بود که به مدت پنج سال و نیم، پرزیدنت کشوری بود که در کشمکش های جنگ سرد با اتحاد جماهیر شوروی قرار داشت. نیکسون در آغاز راه سیاسی اش، برای نخستین بار در انتخابات کنگره سال1946 پیروز شد و در دو دوره ریاست جمهوری آیزنهاور(1953_1960) به معاونت ریاست جمهوری رسید و جایگاه خود را در عرصه سیاسی ایالات متحده تثبیت کرد. مدتی بعد، پس از غلبه بر رقیبان درون حزبی، برای انتخابات ریاست جمهوری گام برداشت اما در نهایت از جان اف. کندی طعم شکست را چشید. سرانجام او در سال 1968 در انتخابات پیروز شد و در سال1972 برای بار دوم این مقام را بدست آورد. واترگیت چرا به وقوع پیوست؟ ترس نیکسون و هم حزبی های جمهوری خواهش از واگذاری قدرت در سال1972، سبب رخ دادن واترگیت شد. این کار شامل ورود غیرقانونی به دفاتر کمیته ملی حزب دموکرات در ساختمان واترگیت می شد. تحقیقات نهاد های امنیتی و قضایی ایالات متحده پرده از اسراری ناخوشایند برای مردم آمریکا برداشتند. این تحقیقات و خشم عمومی نیکسون را واداشت تا پیش از مواجه شدن با استیضاح، از عالی ترین مقام کشورش کناره گیری کند. پس از آن معاونش_جرالد آر. فورد_ به ریاست جمهوری رسید و نیکسون را از تمامی جرم ها و اتهامات عفو کرد. ریچارد نیکسون از هنگام استعفای خود تا زمان مرگش کوشید تا وجه تخریب شده اش را به وسیله مصاحبه های گوناگون بازسازی کند؛ امری که تا حدودی در آن موفق بود. ورود غیرقانونی به واترگیت مردم برای نخستین بار از طریق گزارش واشنگتن پست، از تلاش دولت نیکسون برای جاسوسی از حزب دموکرات آگاه شدند. ماجرا از این قرار بود در شبانگاهی پنج نفر از افرادی که اصالت بیشترشان کوبایی بود، به ساختمان واترگیت به صورت غیرقانونی ورود پیدا کردند تا ابزار شنود و جاسوسی از حزب دموکرات را آنجا مستقر کنند. آن ها روی قفل در ها نواری چسبانده بودند تا مانع بسته شدن در شوند؛ نگهبان واترگیت متوجه نوار چسب ها شد و آن ها را از بین برد. اما دقایقی بعد متوجه شد دوباره نوار چسب ها بر روی در ها قرار داده شدند؛ همین تلنگر کافی بود تا پلیس را مطلع کند و از بزرگترین پرونده رسوایی ایالات متحده پرده بر دارد. نیکسون و خبرگزاری ها ریچارد نیکسون به رفتار نفرت آلودش نسبت به ژورنال ها و ژورنالیست ها سرشناس بود. پرهیز او از رسانه به حدی بود که به تمامی دستیارانش دستور داده بود از هرگونه تماس با مطبوعات منتقد پرهیز کنند. او از ارعاب رسانه ها چشم پوشی نمی کرد و تنها به خبرنگارانی که رفتارشان در راستای اهداف او بود، اجازه مصاحبه می داد. سر انجام دو خبرنگار جویایِ نام، ترس نیکسون را به واقعیت تبدیل کردند. دو خبرنگار واشنگتن پست به نام های باب وودوارد و کارل برنشتاین از ارتباط میان ماجرای واترگیت و دولت نیکسون پرده برداشتند. نمایندگان مجلس آمریکا با تهیه فهرستی از دلایل استیضاح نیکسون، خواستار استیضاح و دادرسی او شدند. نیکسون در یک سخنرانی خطاب به مردم آمریکا از استعفای خود خبر داد و گفت ترجیح می داد تا در مقامش باقی بماند و علیه اتهامات وارده از خود دفاع کند، اما جایگاه سیاسی اش متزلزل شده و ادامه این روند سبب آسیب به آمریکا می شود. https://t.me/Legacy_Of_History

  • نازیسم و دین بخش چهارم و پایانی پیرامونِ نازیسم و دین، ابهامات گوناگونی در میان بود که تلاش شد با بررسی پیوندِ میان حزب نازی و کلیسا، باور های دینی هیتلر، باور های سران نازی و سرانجام با بررسی دیدگاه های رهبران و مبلغانِ مذهبیِ کلیسا در ارتباط با رایش سوم، زوایای پنهان آن مورد واکاوی قرار گرفته شود. پیشوا و طبیعت آدولف هیتلر طبیعت را به مثابه مشیت الهی می پنداشت. بنا بر گفته های عمومی و تک گویی های شخصی وی، به سختی می توان مرزی میان طبیعت و مشیت الهی را در حرف های او یافت. طبیعت در جهان بینی پیشوا، نیرویی والا و حکمران بر زندگی انسان تلقی میشد؛ در جهان بینی او، طبیعت دستور میداد تا چه نژادی شایسته زندگی در این جهان است و چه نژادی از این شایستگی برخوردار نیست. آدولف هیتلر آشکارا چنین نظریه ای را "تنازع بقا" نامید. پیشوا پی در پی در محافل سران نازی بر اهمیت برتری نژادی تاکید می ورزید؛ او باور داشت لازمه پاسداری از نژاد برتر، تولید مثل و در اختیار داشتن اراضی کافی برای اسکان دادن نژاد برتر است. پیشوا با بازگویی دلیل دوم در میان سران بلند پایه نازی و مردم رایش، جنگ با سایر ملل را توجیه کرد. او چندین بار یادآور اهمیت طبیعت میشد که در نهایت بنا بر خواست طبیعت، اراضی دیگر ملل به سرزمین های نوید داده شده یِ نژاد برتر تبدیل خواهند شد. یکی از باور های ایدئولوژیکِ انکار ناپذیر هیتلر، نظریه تکامل یا فرگشت چارلز داروین بود. طبیعتاً میان نظریه فرگشت و باورهای مسیحی، تعارضی آشکار وجود دارد. هیتلر در دو راهیِ تکامل یا مسیحیت، بی چون و چرا تکامل را برگزید. کلیسایِ پس از پیروزی یکی از تصورات بحث برانگیز تاریخ، سرنوشت مسیحیت و کلیسا در صورت پیروزی آلمان در WW2 بود. آینده روشن کلیسا را پس از آن به سختی می توان متصور شد. هیتلر با زیرکی و سیاستمداری از هرگونه مقابله آشکار با کلیسا در دوران پر التهاب جنگ، پرهیز می ورزید. می توان به آسانی متصور آینده کم رونق کلیسای مسیحی در صورت پیروزی هیتلر بود؛ زیرا از دیدگاه هیتلر پس از شکست دادن متفقین، چیرگی بر کلیسا کارِ دشواری نمی توانست باشد. فیلمی با عنوان "فرار از آلمان" چگونگیِ مبهمِ مبلغان مذهبیِ آلمان را در روزهایی که زمزمه جنگ جهانی، گوش هر انسانی را فرا گرفته بود، نشان می دهد. کلیسا به پشتوانه فرمانروایی و نفوذ مصیبت بار خود در قرون وسطا، نمی توانست در آن برهه زمانی نفوذ خود را کنار بگذارد؛ مسئله ای که پیشوا آن را مانعی برای پیشبرد اهداف رایش می دانست. https://t.me/Legacy_Of_History

  • نازیسم و دین بخش سوم زمان آن فرا رسیده تا به چرایی این مسئله بپردازیم که چرا برخی از مردم حتی در زمان کنونی، بر این موضوع که هیتلر مسیحی بود یا خیر پافشاری می کنند؟ این پرسش و چرایی آن ریشه در اظهارات ضد و نقیض هیتلر دارد. او در سخنرانی های عمومی اش اغلب خود را مسیحی نشان می داد. همچنین او عیسی را خدا و منجی او تلقی می کرد و تلاش داشت تا ایدئولوژی نژادی نازیسم را به عیسی ربط دهد؛ به این معنا که او عیسی را یک آریایی می پنداشت. اگر دین و ایدئولوژی در مقابل هم قرار می گرفتند، هیتلر بی شک ایدئولوژی را برتر می دانست؛ چرا که نزد پیشوا و حزب، حفظ دولت آلمان و نژاد کاملا بر آزادی دینی اولویت داشت بنابراین می توان به آسانی نتیجه گرفت که مسیحیت دغدغه حاشیه ای نازی ها بود. نازیسم تنها زمانی به سمت دین می رفت که با باور های ایدئولوژیک آن سازگار باشد. هیتلر در اظهاراتی تاریخی، به بررسی موضوع دوگانگی در میان ملت آلمان در مسائلی همچون دین و وحدت ملی پرداخت؛ او آشکارا اعلام کرد که تمام کسانی که اتحاد و احترام متقابل میان آلمانی ها را تقویت می کنند، مسیحی تر از کسانی هستند که اختلافات مذهبی را حفظ می کنند. هیتلر تلاش داشت تا عیسی مسیح را یک یهودی ستیز به مردم رایش معرفی کند تا با برانگیختن احساسات مذهبی مردم، آن ها را به یهود ستیزی سوق دهد. هیتلر در کل کسانی را که از او به خاطر مواضع ضد مسیحی اش مورد انتقاد قرار می دادند، نکوهش می کرد و تایید می کرد که او مخالف کاتولیک سیاسی است اما انکار کرد که نازیسم ضد مسیحی است. تقریبا تمام مورخان از جمله استایگمان گال، باور دارند که پیشوا در سال های پایانی جنگ به دلیل شرایط نامطلوب رایش در جنگ و نا امیدی از کلیسا، ضد مسیحی شده بود. سیاست هیتلر در زمان جنگ نسبت به کلیسا بسیار هوشمندانه بود؛ او می دانست که زمان جنگ لحظه مناسبی برای اقدام علیه کلیسا نیست. زیرا این کار سبب اختلافات دینی مردم و در نتیجه شکست وحدت ملی آلمان ها میشد. هیتلر شرکت در مراسم مربوط به حزب را بر شرکت در آیین های کلیسا مقدم می شمرد و اندک دفعاتی که هیتلر در مراسم کلیسایی شرکت کرد، زمان های ویژه ای از جمله عروسی و ختم مقامات دولتی یا غسل تعمید پسر هرمان گورینگ، فرمانده نیروی هوایی رایش در WW2 بود. هیتلر در فوریه 1942 به آگاهی همگان رساند که نمیخواهد هیچ کشیش تا ده کیلومتری جنازه او باشد و همین حرف به واقعیت پیوست! پس از خودکشی او و اوا براون و سوزاندن اجساد آن ها طبق وصیت نامه اش، دیگر جنازه ای از پیشوا و اوا براون برای کشیشان نماند. https://t.me/Legacy_Of_History

  • نازیسم و دین بخش دوم پس از زیر ذره بین قرار دادن هیتلر و سران نازی، شاید بهتر است یک راست به دنبال اصل مطلب برویم! به راستی که هیتلر از چه کسانی در زمینه باورهای دینی یا ضد دینی تاثیر پذیرفت؟ به طور کل سه تن از فلاسفه پر نفوذ آلمان که افرادی نیستند جز شوپنهاور، نیچه و کانت با نوشته هایشان، ذهن هیتلر را مشغول خود کردند؛ به گونه ای که هیتلر در یک سخنرانی برای افسران ارتش در می 1944 اقرار کرد که در جنگ جهانی نخست، در حالی که سربازان، کتاب مقدس را در کوله پشتی هایشان نگهداری می کردند او در کل جنگ آثار شوپنهاور را همراه خود داشت. هیتلر برای نیچه نیز احترام ویژه ای دارا بود؛ او در شصتمین سالروز تولد موسولینی در سال 1943 نسخه ای ویژه از آثار نیچه را به او تقدیم کرد؛ همچنین او با خواهر نیچه ملاقات کرده بود و بودجه ای از دارایی شخصی اش را برای نشر آثار نیچه اختصاص داده بود. گرچه نازی ها به وسیله پروپاگاندای گسترده خود، هرجا که راغب بودند، فلسفه نیچه را تحریف می کردند زیرا فلسفه نیچه همواره سازگار با نازیسم نبود؛ برای مثال، اصل ایدئولوژی هیتلر، نژادپرستی بیولوژیکی بود که در فلسفه نیچه جایگاهی نداشت. اما در مقابل، برخی اصول در فلسفه نیچه از سازگاری مطلوبی با نازیسم برخوردار بود؛ همچون انکار اصول اخلاقی یهودی مسیحی و نفی ترحم برای افراد بیمار و ناتوان که بعد ها پیشوا به پشتوانه همین اصل به نابودی افراد ناتوان همچون معلولین پرداخت. اما در مورد کانت باید گفت که فلسفه کانت بر شخصیت هیتلر بی تاثیر هم نبود. کانت دیدگاه دوگانه ای در زمینه خداباوری داشت؛ او باور داشت اثبات خداوند با استدلال های نظری امری غیر ممکن است اما در زمینه عقل عملی، وجود خداوند ضروری است. استفاده یا سوء استفاده از دین؟ هیتلر تلاش می کرد برای موجه کردن برخی از اقدامات خود از دین کمک بگیرد. او یهود ستیزی را این گونه به وسیله دین توجیه می کند که انتقامجویی علیه یهودیان به دلیل کشتن حضرت عیسی هنوز باید در راس کار قرار بگیرد. پیشوا بلشویسم را تحت سلطه یهودیان می دید و به همین علت، مردم رایش را به مبارزه علیه آنان ترغیب می کرد. اما هیتلر همیشه روی خوش به دین نشان نمی داد؛ بسیاری از اظهارات او به بنیان کلیسا آسیب وارد کرد و سران نازی، رهبران مذهبی کلیسا را مورد آزار خود قرار می دادند. ستایش هیتلر از فیلسوفان ملحدی همچون شوپنهاور و نیچه و عوامل دیگر، سرانجام تصویری ضد دین از او را برای بخشی از جامعه آن زمان مجسم کرد. رو در رویی آدولف و آموزگار دینی اش هیتلر خود را پرسشگری پویا می دانست. او معلم دینی اش را با پرسش هایش به چالش می کشید و در نهایت او را به بن بست می رساند. او از معلمش در مورد مسائل دارای ابهام کتاب مقدس و مسیحیت می پرسید و پاسخ های مبهمِ معلمش سبب سردرگمی هرچه بیشتر او میشد. او بعد ها در زمان زمامداری اش با تحقیر از او نزد منشی های دفترش یاد می کرد. هیتلر و مشیت الهی هیچ گاه با قاطعیت نمی توان هیتلر را ملحد دانست همان طور که نمی توان او را بی چون و چرا فردی متدین پنداشت. او مشیت الهی را پشتوانه دستاورد هایش می دانست. او زمانی که از یک ترور دهشتناک در 1944 جان سالم به در برد، خواست خدا را دلیلی بر ادامه حیات وی در این دنیا دانست. او باور داشت که خداوند به او برای پیشبرد اهداف نازیسم فرصتی دیگر بخشیده است. او همواره مردم رایش را به دعا و نیایش برای پیروزی دعوت میکرد، اما تنها دعا را کارگشا نمی دانست و تلاش ملت را عاملی مهم تر برای پیشبرد اهداف خود به شمار می آورد. https://t.me/Legacy_Of_History

  • نازیسم و دین بخش یکم به هیچ عنوان نمی توان در دنیای امروز، بحث پیرامون پیوندِ نازیسم با ابعاد گوناگون جامعه را بحثی بیهوده در نظر گرفت زیرا که جوانان بسیاری مشتاق دانستن این ابعاد هستند. مشاجره درباره دین هیتلر و در مجموع پیوند میان دین و نازیسم زمانی مهم میشود که هیتلر در قامت سیاستمدار نوظهوری در مونیخِ دهه 20 شناخته شد. این مشاجره زمانی برای خواننده جالب تر میشود که اتو اشتراسر، رهبر اولیه جنبش نازی ها، که مسیر سیاسی اش را بعد ها از هیتلر جدا ساخت، این گونه درباره هیتلر صحبت میکند: 《ما مسیحی بودیم. اروپا بدون مسیحیت از بین می رود‌. هیتلر ملحد است!》 طبیعتا برای راستی آزمایی حرف اتو اشتراسر، باید زوایای گوناگون هیتلر بررسی شود. نازیسم و کلیسا اکنون به ارتباط میان حزب نازی و کلیسا می پردازیم. آیا هیتلر پشتیبان بقای کلیسا بود و یا کلیسا را خطری برای حزب نازی می دید؟ پاپ پیوس ششم در 1937، یعنی 4 سال پس از قدرت گرفتن هیتلر، رژیم نازی را به دلیل آزار کلیسای کاتولیک لعن کرد. همچنین او ایدئولوژی نازیسم را در تعارض با مسیحیت می پنداشت. اما زمانی این قضیه جالب میشود که برخی از آلمانی هایی که به حزب پیوسته بودند، خود را در گروه متدین ها میدانستند و همچنین به هیتلر برای پاسداری از مسیحیت در برابر جوامع کافر، درود میفرستادند و یا در زبان طنز آمیز همان هایل هیتلر خودمان! البته آدولف هیتلر در نبرد من مردم را از لقب دادن به او به عنوان اصلاح گر دینی، نهی میکند و تاکید می کند که نازیسم جنبش سیاسی است و نه یک جنبش مذهبی. هیچ نشانه ای از یکسان بودن دینِ سران نازی وجود ندارد؛ ناگفته نماند که هیتلر تا زمانی که عقاید سران حزب با ایدئولوژی نازیسم دوگانگی پیدا نمی کرد، آن ها را در گزینش دین آزاد می گذاشت. هیتلر از هم حزبی های خود میخواست که باور های مذهبی شان را پنهان نگه دارند تا مبادا مردم آن ها را برانند و طرد کنند. گوبلز، وزیر پروپاگاندای نازی ها، در خاطرات خود نقل کرده است که هیتلر به منظور جذب توده های مردم، دیدگاه دینی خود را پنهان کرده و یا دست کم در ابهام گذاشته است؛ همچنین از آلفرد روزنبرگ، دوست صمیمی هیتلر نقل شده است که زمانی که دیگران از هیتلر درباره دین شخصی وی سوال می پرسیدند، هیتلر پاسخ مشخصی به آن ها نمی داد. هیتلر بر اساس اصل 25 نازیسم، وعده آزادی دینی را به مردم داده بود و در سال 1933 مصادف با به قدرت رسیدنِ وی، بار دیگر بر پایبندی به آن اصل اشاره کرد اما در عمل ممکن بود طوری دیگر به نظر برسد. هیتلر مانع فعالیت کلیسا نمیشد مگر در زمانی که کلیسا قصد آموزش اصول اخلاقی را به مردم رایش داشت؛ زیرا او باور داشت که مردم رایش باید از اصول اخلاقی بر آمده از نازیسم پیروی کنند. بنابراین اعتبار اصل 25 زیر سوال میرود. از هرچه بگذریم، سخن دوست خوش تر است! یوزف گوبلز، یار وفادار هیتلر، پس از خواندن نبرد من در سال1925، در دفترچه خاطراتش این جمله را در وصف آدولف هیتلر ثبت کرد:《این مرد کیست؟! آیا او به راستی عیسی مسیح یا یحیی تعمید دهنده است؟!》 بر اساس گفته های گوبلز، هیتلر پیش از به قدرت رسیدن نازی ها گفته بود که قصد دارد رسماً از کلیسای کاتولیک کناره گیری کند و حتی می خواهد بعداً جنگی علیه آن به راه بیندازد. https://t.me/Legacy_Of_History

  • ⛪️نازیسم و دین⛪️ مقاله ای که در چندین بخش بارگذاری خواهد شد و به بررسی پیوند مبهم ایدئولوژی نازیسم و کلیسا می پردازد.

  • حتما نقاش را میشناسید اما چه شد که فردی با استعداد هنری، هنرش را در زمینه ای دیگر به جهانیان نشان داد! شما چه گره و استعدادی دارید که ممکن است جهان را به لرزه درآورد؟!

  • без подписи

  • چگونه سیاست زمین سوخته جوزف استالین، رهبر شوروی، منجر به مرگ میلیون ها نفر در جنگ جهانی دوم شد؟ سیاست زمین سوخته توسط ارتش سرخ با ظلم و کارآمدی بسیار تحت دستور مستقیم استالین انجام شد. هزاران کارخانه در اوکراین ویران یا تخریب شدند، سد دنیپر در دنپروپتروفسک، بزرگترین سد برق آبی اروپا، منفجر شد، خیابان اصلی کیف، خرسچاتیک، مین گذاری و منفجر شد. به مزارع جمعی دستور داده شد تا محصولات کشاورزی و دام را از بین ببرند یا آنها را به ارتش در حال عقب نشینی تسلیم کنند. از آنجایی که تمام اوکراین شوروی توسط آلمان ها اشغال شده بود، مردم اوکراین از سیاست زمین سوخته به شدت آسیب دیدند. اقتصاد اوکراین عملاً توسط ارتش سرخ در حال عقب نشینی ویران شد. بنابراین جمعیت غیرنظامی توسط دولت شوروی رها شد. سیاست زمین سوخته تأثیر زیادی بر روند جنگ در جبهه شرق داشت. بیش از نیمی از تلفات جنگ در جبهه شرقی غیرنظامیان بودند. برای اولین بار در تاریخ جنگ، تلفات غیرنظامیان از تلفات نظامی فراتر رفت...

  • پس از شکست آلمان در جنگ جهانی دوم تمامی اسناد، نامه های اداری و حتی نامه های محرمانه حکومت به طور عجیب و بی سابقه ای توسط مقامات متفقین بررسی شد اما حتی یک کاغذ که مربوط به هولوکاست یا دستور از رهبران بلندپایه رایش سوم باشد پیدا نشد.

  • پایتخت رویایی هیتلر که هرگز ساخته نشد... آلمان پایتخت جهان بود؛ شهری که هیتلر می خواست بر اساس بازسازی برلین بسازد. آلمان قرار بود اقامتگاه ناسیونال سوسیالیست های برجسته و مشهور شود. بیش از 150 هزار نفر در آنجا زندگی می کردند اما کمبود کارگران ماهر، کمبود مصالح ساختمانی و مشکلات خانه هایی که برای بازسازی برنامه ریزی شده بود و البته نتیجه عکس جنگ، مانع از تحقق رویای هیتلر شد.

  • داوری ها در باره کوروش بزرگ ⚜️داوری افلاطون 🔻هنگام پادشاهی کوروش، ایرانیان آزادی داشتند داشتند و همه مردان آزاد بودند و سرور وفرمانروای بسیاری از مردمان دیگر نیز بودند. فرمانروایان رعایای خود را در آزادی سهیم کرده بودند ؛ چون سربازان و سرداران همه را به چشم می دیدند و با همه به برابری رفتار میکردند ، سربازان در موقع خطر آماده جانفشانی بودند ، و در جنگ با جان میکوشیدند . اگر در میان ایرانیان مرد خردمندی بود که میتوانست اندرزی بدهد که مردمان را سودمند باشد ، چنان میکردند که همه مردم از خردمندی او استفاده کنند ، پادشاه بر کسی حسد نمیورزید اما بهمه آزادی میداد تا آنچه می خواهند بگویند ، و آنکس را که ارز بهتر میداد و رای بهتر می نهاد ، گرامی تر میداشت . 🔴این بود که کشور از هرلحاظ پیشرفت کرد و بزرگ شد ، زیرا افراد آزادی داشتند ، و در میان آنان محبت بود و نسبت بهم ، حس خویشاوندی میکردند.

  • 🔸گلوبالیست ها و یهودی ها هروز در حال ساخت گرایش های جنسی جعلی با پرچم های متفاوت هستند! اولین گرایش همجنسگرایی بود و فقط پرچم رنگین کمان حال مشاهده کنید چه گرایش های جدیدی توسط گلوبالیست ها ساخته شده است! 🔸چرا یهودی ها بطور واضح از همجنسگرایی حمایت نمی‌کنند؟ 🔸یهودی ها برای اینکه دین کثیف یهودیت را بد نام نکنند گلوبالیسم را ساختند و به وسیله گلوبالیست ها کار های اهریمنی خود را انجام می‌دهند. 🔸گلوبالیست ها دست کثیف یهودی ها در این دنیا هستند و دستورات یهودی ها را مو به مو انجام میدهند.

  • افکار و اعمال ما به هیچ وجه نباید با تأیید یا عدم تأیید زمان ما تعیین شود، بلکه باید با تعهد ضروری به حقیقتی که به آن اذعان داریم تعیین شود.» - آدولف هیتلر، نبرد من

  • وقتی از سرزمین های «از دست رفته ایران» یاد میکنیم؛ از مصر و لندن و مسکو سخن نمی‌گوییم! از سرزمین هایی یاد میکنیم که هزاران سال بخشی از ایران بودند و هنوز هویت و زبان و تاریخِ ایرانی دارند! و با پیکار و زور از ما گرفتند !!

  • زمانی که آدولف هیتلر به قدرت رسید، برلین به بزرگترین شهر فحشا و فساد در اروپا تبدیل شده بود و به استعاره به اون شهر گناه( Sin City) میگفتند... -طی یک مراسم کتاب سوزی، همه کتاب های پورنوگرافی، تصاویر مستهجن و جزوه های کمونیست ها که از طرف شوروی چاپ می شدند، سوزانده شدند. هیتلر به جامعه ای سالم و خالی از هرگونه فحشای افسارگسیخته و دخانیات باور داشت.

  • یهودی و مارکسیست مانند دو طاعون کشنده ای است که یکی قلب و دیگری مغز انسان را مسموم میسازد. 📕نبرد من 👤آدولف هیتلر