آب نبات لیمو.
Статистикаhttp://t.me/Chevalet_bot?start=XZqbdrR4X7cf 🦕 یک دایناسور شیفتهی لیمو و کتاب قصه.🍋
- Последний пост
- 12 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 3
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 203
- 1/48двое суток
- 232
- 1/72трое суток
- 250
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
اگه هیچوقت همچین چیزی کادو نگیرم چی.
این مجموعهی "همیشه کلاسیک" نشر پرتقال رو دیدید که چقدر خوشگلن؟:(
به عنوان کودکی که باباش هر شب با گفتن "شب بخیر لورا" پتورو روش میکشید، زندگی داره خیلی باهام سخت تا میکنه.
به دریایی درافتادم که پایانش نمیبینم. _سعدی
داشتم فکر میکردم که کدوم یکی از خواهرهای مارچ هستم و فهمیدم از هر کدوم یک چیزی دارم. مثل مگی با چیزهای کوچیک خوشحال میشم و همه چیز رو به عشق ربط میدم. مثل جو میخوام آزاد باشم و حرفی برای گفتن داشته باشم. مثل بث از چیزهای خلاقانه و ساختنی خوشم میاد. و مثل ایمی وقتی هیچکس ایدهها و خودم رو جدی نمیگیره، باورشون دارم.
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
میخوام یک جوری زندگی کنم که اگه شخصیت یک فیلم بودم و کودکیم اون فیلم رو میدید، عاشقش میشد.
دربارهش گریه نکردم، اما پنج صفحهی ژورنالم رو بهش اختصاص دادم.
واقعا تصور داشتن یک خونه در آینده یکی از چیزهاییه که باعث میشه توی زندگی جلو برم. منظورم یک خونهی واقعیه. خونهای که واقعا حس خونه بده.
تاکید میکنم واقعا هیچچیزی توی دنیا بهتر از کتابایی که توی صفحهی اولشون کسی واسهت چیزی نوشته، یا کادوهای کوچیکی که کنارشون چندتا جمله با یه قلب یادداشت شده نیست، همیشه همشون رو جمع میکنم و یک جای مخصوص توی قلبم میذارمشون. خدایا. خیلی از این لوس بازیا خوشم میاد.
видео или голосовое, без подписи
چه غمناک بوده است پرندهای که در وقت مرگ پرهای جوان داشت.
مگر در آشیان بوف مرا زاییدهای مادر که بختم این چنین تیرهست که چون بوفی درون لانه گریانم.
آب دستتونه بذارید زمین و کتابهای کودک احمدرضا احمدی رو بخونید!!!!!
تماما مخصوص معروفی اولین کتاب مرداد ماه بود، تموم شد و بهش ۳.۵ از ۵ میدم.
زندگی خیلی عجیبه و تو خوب میشی.
درناها هویتسو ساکای (Sakai, Hoitsu) آغاز صدۀ ۱۹ م. مرکب، آبرنگ و طلا روی کاغذ ۱۴۳.۵ × ۱۴۳.۳ سانتیمتر موزۀ ورچستر
در اسطورهها مرداد یعنی بیمرگی و جاودانگی و تو انتخاب کردی که چشمهات رو برای همیشه توی همین ماه ببندی، در ساعت دوی ظهر برای همیشه خودت رو جاودانه کنی. توی دستهای من، دستهای مرگ رو بگیری جامی که بهت میده رو نوش کنی، چشمهای عسلیت رو آروم ببندی و بری. یکسال از زمانی که تصمیم گرفتی بری گذشته و من فهمیدم که میشه از مرگ عبور کرد و نمرد. یک بشقاب کمتر روی سفره، چند لباس کمتر توی کمد، یک شمارهی کمتر برای زنگ زدن و هزار جای خالی در قلب من! ۳۶۵ روز از کاشتنت توی زمین میگذره، نهال سبز یکسالهی من دوستت دارم و مراقبم باش.
:)))))