جهان ما ، ایران ما ( باقری مقدم )
Статистика@bagheri_moghaddam این کانال را به هدف اطلاع رسانی و ترویج انسان گرایی ، اصلاح گرایی ، رواداری ، صلح جویی ، واقع گرایی و میهن پرستی اثباتی ایجاد کرده و محتوای آن عمدتا بر سیمای جهان از منظر ایران و ایران از منظر جهان متمرکز است . شروع ششم فرودین ۹۷
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 63
- Всего постов
- 126
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Новости и СМИ (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 412
- 1/48двое суток
- 472
- 1/72трое суток
- 509
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
رویترز در بحبوحه ادعاهای متناقض آمریکا و ایران، تردد کشتیها در تنگه هرمز به سقف محدودی رسیده است
اکسیوس فاصله گرفتن ترامپ از نتانیاهو به موازات کاهش شانس پیروزی او در انتخابات ائتلاف فعلی حاکم بر اسرائیل دارای ۶۸ کرسی و تعداد کرسی مورد نیاز برای تشکیل دولت ۶۱ کرسی است و حال آنکه پیش بینی های جاری در مورد نتایج انتخابات اکتبر اسرائیل آنست که ائتلاف حاکم فعلی بیش از ۴۹ الی ۵۳ کرسی بدست نخواهد آورد و سقوط،خواهد کرد .
این همان تناقض تفکر صفر یا صدی است . خوب می توانی بگویی جمهوری اسلامی کارنامه اش مثبت و منفی هست اما قائل باشی که منفی اش بیشتر است... اما وقتیکه اصلا همه ستون کارنامه را منفی بدانی شاید داشته های نرم و مجازی را بتوانی انکار کنی اما در بیرون اتوبان و پل و نیروگاه و.... تو را گرفتار تناقض می کند . تناقض فقط این هم نیست . این پنجاه سال بخش مهمی از عمر این کشور است،. عرصه فعالیت جمعیت عظیمی از نیروی انسانی این کشور بخصوص متخصصان این کشور است و شما برای اصرار بر یک فرضیه غلط و غیرواقعی باید همه آنها را نبینی و ..... این تناقض فقط ناظر بر نظام بعد از انقلاب نیست نسبت به قبل از آن نیز صادق است. این شیوه تفکر از هرنوع و رنگی باشد غلط است . جامعه پدیده ای روان است و حکومت بخشی از آن البته بخشی مهم از آنست اما حکومت نه همه جامعه است و نه همه اعمال حکومت منفی است و شما با یکی دانستن عملکرد آن دو و نفی مطلق عملکرد حکومت اینچنین از وادی واقعیت به وادی وهم پرت می شوید تا جاییکه حتی قادر به توجیه و توضیح خودت هم نمی شوی
باز هم در خلاف جریان بسیارند کسانی که به کاربرد کلمات و عبارات عربی در زبان و ادبیات حقوقی ما بهشدت معترضاند و جالب آنکه تردیدی هم در حقانیت اعتراض خود ندارند!!! در عصر جوانی و در ابتدای کار اجرایی، در پاسخ به ارجاع مدیری فرنگخوانده و البته بسیار ارزشمند، نوشتم: «این متن و عبارات جنابعالی حصری نیست.» حضوری برآشفت و گفت: «شما حقوقیها مریض هستید؛ اینهمه کلمه عربی به کار میبرید!» پاسخ دادم: «جملات متن شما Exhaustive نیست.» یکباره به فکر فرو رفت و متوجه شد چه میگویم. با شگفتی پرسید: «پس منظورتان این است؟». زار و نزار گفتم: «بله؛ حالا شما بفرمایید آن مفهوم را چه بنامم؟! چه کلمه ای در زبان قراردادی ما هست که چنان مفهومی را برساند ؟» این همان گمانه سادهانگارانهای بود که تصور میکرد میتوان کد ناپلئون را عیناً ترجمه کرد و بهعنوان قانون مدنی ایران به اجرا گذاشت؛ غافل از آنکه حقوق، همچون هر دانش ریشهدار دیگری، با ریشههای عمیق و رشتههای بلندی به تاریخ، مذهب، زبان، معارف و مقتضیات بومی هر جامعه متصل است. زبان ابزار تفکر و معرفت است و دقت زبان، یکی از بنیادیترین پایههای شکلگیری و تداوم هر دانش است. کلمات صرفاً وسیله بیان اندیشه نیستند؛ در بسیاری موارد، خودِ صورتبندی و مرزبندی اندیشه را نیز تعیین میکنند. همه علوم، برای بیان دقیق مفاهیم خود، به کلمات و تعابیر دقیق و اصطلاحات تثبیتشده نیاز دارند. بسیاری از این اصطلاحات در طول سالیان، بهتدریج شکل گرفته و در میان اهل علم به یک قرارداد زبانی و مفهومی تبدیل شدهاند. تغییر این قراردادها نیز، لزوما امری بطئی و تدریجی است، نه فرمانی و دفعی در غیراینصورت موجب اختلال و قطع ارتباط با ذخیره و عقبه و انتقال مفاهیم در عرض خواهد شد و همه چیز را بهم خواهد ریخت . حقوق، صرفاً مجموعهای از قواعد نوشتهشده نیست؛ دانشی است که بخش مهمی از مفاهیم آن در طول تاریخ ساخته، آزموده، تفکیک، تعریف، صیقل و تثبیت یافته اند و سادانگارانه تر از این نیست که گمان کنیم می توان به جای کلمانی چون استصحاب/ اعراض / ایقاع/اقاله و...... کلمات دیگری برای همه جایگزین کرد . آنها خشت های آین ساختمان اند و با کشیدن آنها مشکلات بزرگی ایجاد می کنید حالا همه کسانی که کلافگیشان از کلمات عربی، گاه رنگ و بوی فرنگمآبی دارد، بد نیست بدانند که در ادبیات علمی اروپا نیز شمار قابلتوجهی از اصطلاحات تخصصی، بهویژه در حقوق، پزشکی، فلسفه و علوم دانشگاهی، از لاتین و یونانی به ارث رسیده و قرنهاست در زبان علمی تثبیت شدهاند. برای نمونه در حقوق اروپایی شمار چنین کلمات و عبارات لاتین فراوان است : Pacta sunt servanda — اوفو بالعهود Per se — فینفسه / به خودی خود De facto — بالفعل / در عالم واقع De jure — قانوناً / از حیث حقوقی Ad hoc — برای مورد خاص و دهها و ده ها اصطلاح دیگر، هنوز در ادبیات حقوقی جهان بطور گسترده استفاده می شود . همین امروز کلمه لاتین status quo را که در ادبیات سیاسی اروپا بسیار رایج است دیدم. می شود گفت وضعیت فعلی و جاری اما آن بسیار دقیق تر است و به ریشه بیشتر وضعیت جاری در گذشته هم اشاره دارد پس مسئله، عربی بودن یا لاتین بودن یک واژه نیست. مسئله این است که آیا آن واژه در یک دانش، معنایی دقیق و تثبیتشده یافته است یا نه.اگر واژهای عربی است اما یک مفهوم حقوقی دقیق را با یک کلمه بیان میکند، حذف آن فقط به دلیل عربی بودن، نه نشانه پیشرفت زبان است و نه نشانه سادهنویسی؛ ممکن است حتی موجب از دست رفتن بخشی از دقت مفهومی شود. همانگونه که اگر کسی در یک متن حقوقی انگلیسی به pacta sunt servanda یا prima facie برخورد کند، صرف لاتین بودن آن را دلیل بر بیماری زبان حقوقی نمیداند، عربی بودن «اقاله»، «ابراء»، «ضمان»، «تسبیب»، «اتلاف» یا «استصحاب» نیز بهخودیخود هیچ ایراد علمی ندارد. و سرانجام آنگونه که گفته شد زبان تخصصی هر علم، محصول تاریخیِ فکر کردن، تجربه کردن، اختلاف کردن، تعریف کردن و در نهایت قرارداد کردن است. اصلاح آن نیز ممکن است و گاه ضروری است؛ اما اصلاح زبان علم، مانند اصلاح خود علم، تدریجی، دقیق و از درون همان سنت معرفتی صورت میگیرد، نه با پاک کردن واژهها به جرم آنکه از زبان دیگری آمدهاند؛ این شیوه نگرش نه علمی بلکه ناشی از تعصبی کور و یا غفلت بزرگی است . همه ما برای معقول بودن باید کمی کوتاه بیاییم . تفکرهای صفر یا صدی واقعا در شان انسان امروزی و آموزش دیده نیست
بر خلاف جریان لایه ای کمابیش از ایرانیان فراتر از تحسین دستاوردهای غرب ، از دیرباز به ذهنیتی خود ناچیزپندار مبتلایند و لایه دیگر از هم از نارضایی و کلافگی از اوضاع و .. به آنها اضافه شده اند و بی اطلاعی و.... مزید بر آنها جریانی ایجاد کرده که گاه بدیهیات مرئی را هم انکار می کنند به یک پزشک قوی می گویی نظام درمان ایران چگونه است می گوید قوی است اما قبول ندارد که مثلا مهندس متالورژ یا پتروشیمی یا برق یا الکترونیک ایران هم دست کمی از پزشک اش ندارد .نه اینکه همه چیز خوب است نه ابدا فقط اینکه اینها جزئی اساسی از محاسبات و بنای سیاست ها و راه حل های ملی ماست و بدون آگاهی و وقوف و اعتراف به اینها امکان گزینش مصلحت ملی نیست. یکی از مزیت های کشورما حتی در بالاترین استانداردها ، بهداشت عمومی و وجهی از آن نظافت عمومی است . کامل نیست اما آنها که دیده اند و مقایسه می کنند نمی توانند بگویند استاندارد نظافت عمومی در ایران پایین است . شگفتی گردشگر عراقی را ببینید. برای حل مشکلات و معضلات فراوان مان باید داشته های بزرگ مان را در محاسبات مان بپذیریم .آن تصویر ذهنی نابود از کشور، راهگشا که نه، بلکه بسیار گمراهکننده است
فکر میکنم در تهران یک ذهنیت دیگر هم شکل گرفته که «حالا یا هیچوقت» است. آنها دیگر هیچگاه چنین موقعیت برتریای نخواهند داشت. اگر نتوانند در همین مقطع، پیروزیهایی را که در این جنگ به دست آوردهاند ــ پیروزیهایی که حاصل اشتباهات و محاسبات غلط آمریکا و همچنین احتمالاً محاسبات درست خودشان درباره نحوه کنترل تنگه هرمز و بقا در جنگ بوده ــ به دستاوردهای واقعی راهبردی تبدیل کنند، دیگر چنین فرصتی نصیبشان نخواهد شد. آنها برای اینکه چیزی نخواهند و تلاش نکنند، هیچ پاداشی دریافت نخواهند کرد. و اگر در مذاکرات خواستههای کمتری مطرح کنند و همانطور که غرب انتظار دارد، رفتاری معقول و مصالحهجویانه داشته باشند، قرار نیست به خاطر این رویکرد پاداشی بگیرند. بنابراین، آنها بسیار سخت و تهاجمی فشار میآورند و خواستههای خود را با جدیت دنبال میکنند.اگر حتی نیمی از خواستههایی را که مطرح کردهاند به دست بیاورند، باز هم برای آنها یک پیروزی بزرگ محسوب خواهد شد.
فایننشالتایمز تحلیل گر ارشد فارین افیرز : به نظر من، بهعنوان یک فرد غیرمتخصص که از بیرون به ماجرا نگاه میکند، شاید ایرانیها حتی از تعداد کارتهایی که در اختیار دارند بهطور خوشایندی غافلگیر شدهاند؛ اینکه توانستهاند مسیرهای جنگ مستقیم را مسدود کنند و همین موضوع آنها را تشویق کرده که اهداف بلندپروازانهتری را دنبال کنند.آنها دیگر صرفاً به دنبال زنده ماندن و دوام آوردن در جنگ نیستند؛ بلکه واقعاً فکر میکنند فرصتی دارند تا وضعیت راهبردی خودشان را بهطور اساسی تغییر دهند و آمریکا را به عقب برانند. ولی نصر : من مرتب میگویم که خواستههای آنها بسیار پرریسک است و ممکن است در حال زیادهروی و بیشازحد بازی کردن با کارتهای خود باشند. اما در نهایت، آنها از زمانی که این جنگ شروع شده، آن را نسبتاً مؤثر مدیریت کردهاند. آنها آمریکا را در تمام مراحل در موضع تدافعی قرار دادهاند و این کار را با پذیرش ریسک و فشار آوردن به آمریکا، قدمبهقدم انجام دادهاند.