🍷 می ناب 🍷
Статистика@MEYNAAB 🔗 لینک ابتدای مطالب کانال: https://t.me/MEYNAAB/4
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 128
- Всего постов
- 2 998
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Новости и СМИ (по похожим)
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 151
- 1/48двое суток
- 173
- 1/72трое суток
- 186
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
نگاهی به کتاب مردانفرخ اولین منتقد زرتشتی اسلام 📘 «شکندِ گمانیکِ ویچار» مردانفرخ، پسر اورمزدداد، از متفکران زرتشتی ایران در سدهٔ نهم میلادی بود؛ دورهای که زرتشتیان پس از سقوط ساسانیان، زیر سلطهٔ خلافت اسلامی قرار گرفته بودند خودش میگوید از کودکی در جستجوی حقیقت بوده و نمیخواسته دینش را صرفاً از راه تقلید و ارث بپذیرد. به سرزمینهای مختلف سفر کرد، با فرقههای گوناگون آشنا شد و نوشتههای ادیان دیگر را خواند او مدتی گرفتار تردید شد و حتی ظاهراً به اندیشههای مانوی گرایش پیدا کرد، اما سرانجام به مزدیسنا بازگشت نخست رسالهای کوتاه در پاسخ به پرسشهای شخصی به نام مهریار نوشت و بعد آن را به کتابی مفصلتر تبدیل کرد: 📘شکند گمانیک ویچار یعنی: اثری برای گشودن و برطرفکردن شک و گمان هدف او دفاع از دوگانهباوری زرتشتی بود و نشان دهد شر نمیتواند از خدای کاملاً نیک سرچشمه گرفته باشد اهمیت کتاب درین است که نقدی گسترده بر دهریان، مانویان، یهودیت، مسیحیت و بهویژه اسلام و قرآن ارائه میدهد؛ و دیگر اینکه بخشهایی از آثار کهن زرتشتی، بهویژه مطالبی از نسخههای گمشدهٔ دینکرد، تنها در همین کتاب باقی ماندهاند @MEYNAAB
📺 نگاهی به کتابِ مردانِ فرخ: 📘 «شکندِ گمانیکِ ویچار» — اولین منتقد زرتشتی اسلام (۲/۲) 💡 نظامهای الهیاتی مبتنی بر یکتاپرستی مطلق، بدون در نظر گرفتن منشاء مستقل برای شر، دچار تناقضهای ساختاری لاینحل میشوند. این همگرایی میان اندیشه کهن ایرانی و فلسفه تحلیلی غرب نشان میدهد که عقلانیت بشری در مواجهه با تناقضهای منطقی، ساختارهای نقد یکسانی را بازتولید میکند. 3️⃣ مسئله شر 💥 تلاقی متون دینی و واقعیت طبیعی: تناقض منطقی در صفات الهی، خود را در واقعیت عینی رنج و «مسئله شر» نشان میدهد. مسئله شر نقطهای است که الهیات متون مقدس را به زیستشناسی تکاملی داروین پیوند میزند. اگر مردانفرخ با استناد به آیات قرآن تناقض وجود شر را مطرح میکند، داروین قرنها بعد با مشاهده رنج بیدلیل جانداران، همان پاسخهای الهیاتی را رد کرده و در خدای ادیان تردید میکند. 🔻نگاه مردانفرخ به آیات متعددی است معطوف است که خیر و شر، و هدایت و گمراهی را مستقیماً به خدا نسبت میدهند: نساء، ۷۸ :«...و اگر خیری به آنان برسد میگویند: «این از جانب خداست»، و اگر بدی به آنان برسد میگویند: «این از جانب توست!» بگو: «همه از جانب خداست»...»؛ ❓مردانفرخ میگوید: اگر گناه، بدی، بیماری، زندگی و مرگ همگی از جانب خدا صادر میشوند، چگونه میتوان او را خیر محض و دشمن گناه دانست؟ بقره، ۷: «خداوند بر دلها و بر گوشهای آنان مهر نهاده، و بر چشمانشان پردهایست [که حقیقت را نمیبینند]؛ و برای آنان عذابی بزرگ خواهد بود.»؛ ❓ او ایراد میگیرد که اگر خود خدا بر دل و گوش مردم مهر میزند تا حقیقت را نیابند، مجازات و دوزخی کردن آنان بر اساس کدام عدالت است؟ 🩸 دغدغه تاریخی شر و نگاه داروین: این دغدغه همواره در تاریخ اندیشه حضور داشته: اپیکور با مثلث معروف شر، آگوستین قدیس، و ولتر با رمان «کاندید» در نقد خوشبینی الهیاتی. در عرصه علم نیز چارلز داروین هنگام بررسی حیاتوحش و مشاهده رفتارهایی مانند زجر دادن طعمه توسط شکارچی یا دیدن رنج بردگان و کودکان بیگناه، دچار خداناپذیری شد. داروین مطرح کرد که نمیتوان باور کرد خدای مهربانی جهانی را طراحی کرده باشد که حیات در آن بر پایه درد و زجر شدید دیگر جانداران استوار است. 💡 شر یک مسئله فرعی نیست، بلکه واقعیت ساختاری جهان طبیعی است. چه از منظر الهیاتی مردانفرخ که خدای تکاصلی را مسئول آفرینش شر میداند، و چه از منظر زیستشناختی داروین که طبیعت را کور میبیند، هر دو به یک نتیجه میرسند: پذیرش خدایی که همزمان قادر، دانا و خیر محض باشد، با واقعیتهای عینی جهان و متون دینی ناسازگار است. 4️⃣ نقد غالبیت الهی، الگوی شهرسوزی و جمعبندی نهایی 🔥 الهیات مدنیتزدا و ضدیت با توسعه: وقتی خدای توحید مطلق منشاء همزمان خیر و شر تعریف شود، این اندیشه در عرصه اجتماع نیز پیامدهای عینی بروز میدهد. «غالبیت و قهاریت الهی» مستقیماً به الگویی از الهیات میانجامد که به جای حفاظت از ساختارهای مدنی، نابودی و شهرسوزی را تجویز میکند؛ الهیاتی که انسان را نه یک همکار در آفرینش، بلکه موجودی خوار میبیند. مردانفرخ دو ایراد اساسی دیگر را مطرح میسازد: مفهوم بیمعنای پیروزی و غالبیت: با استناد به آیاتی نظیر یوسف، ۳۹ «...آیا خدایانِ پراکنده بهترند، یا خداوندِ یگانۀ چیره؟»، او میپرسد: پیروزی زمانی معنا دارد که رقیبی واقعی وجود داشته باشد. اگر خدا همه چیز را خودش آفریده، پیروزی او بر چه کسی است؟ پیروز خواندن خدا بر آفریدگان خودش مثل این است که خدا با خودش در جنگ باشد. الگوی شهرسوزی: او به اسراء، ۱۶ استناد میکند «و چون بخواهیم شهر یا آبادیای را هلاک سازیم، به رفاهزدگان و خوشگذرانانش فرمان میدهیم، پس در آن به فسق و گناه میپردازند؛ در نتیجه، عذاب بر آن شهر محقق میگردد و آن را بهکلی زیر و زبر و ویران میسازیم.» ❓مردانفرخ ایراد میگیرد که ساختن یک شهر نیازمند صدها سال رنج و تلاش انسانها برای ایجاد مدنیت است؛ چگونه خدای حکیم، خود زمینه فساد را فراهم میکند تا سپس مجوز نابودی کل آن شهر را صادر کند؟ چنین نگاهی اساساً مدنیتزدا است. 🔺همچنین تناقض دیگر این است که طبق این الهیات، اکثریت قاطع انسانها روانه دوزخ میشوند؛ گویا جهان نه برای نجات، بلکه برای پر کردن جهنم آفریده شده است. 🌐 جهانبینی واحد و برآیند اندیشه: بشر در طول تاریخ در مواجهه با نظامهای توتالیتر و توحید مطلق، به ناپایداری منطقی آنها پی برده است. خدایی که همزمان منشاء خیر و شر باشد، بر دلها مهر بزند و زمینهساز نابودی شهرها شود، فاقد صفات کامل الهی است 🔺نقد مردانفرخ در شکند گمانیک ویچار، صدایی رسا از درون اندیشه ایرانی در دفاع از عقلانیت، مدنیت و اخلاق است که میکوشد مسئولیت شرور را از ساحت قدسی جدا کرده و تناقضهای ساختاری مذاهب یکتاپرست مطلق را عریان سازد. #نقد_اسلام @MEYNAAB
📺 نگاهی به کتابِ مردانِ فرخ: «شکندِ گمانیکِ ویچار» — اولین منتقد زرتشتی اسلام (۱/۲) 🎙اشکان 1️⃣ زمینه تاریخی، زیستجهان زرتشتیان و استراتژی بقا 🌱 ریشههای پدیدارشناختی و تکاملی یک تفکر: برای درک ژرفای نقد متفکری چون «مردانفرخ پسر اورمزداد» در کتاب «شکند گمانیک ویچار»، پیش از هر چیز باید زیستجهان و تروماهای تاریخی جامعه زرتشتی را کاوش کرد. این تلاش برای بقا در برابر یک نیروی فاتح، صرفاً یک پدیده سیاسی یا اجتماعی نبوده، بلکه کاملاً متناظر با سازوکارهای تکاملی در زیستشناسی است؛ جایی که یک موجودیت تحت فشار شدید محیطی، استراتژیهای پیچیدهای را برای حفظ خزان ژنتیکی و اطلاعاتی خود به کار میگیرد. 📚 تحلیل متن و متفکر: کتاب «گزارش گمانشکن» (شرح و ترجمه متن پازند شکند گمانیک ویچار) به قلم پروین شکیبا تدوین شده است. این اثر دو ساختار ترجمه دارد: یک «ترجمه آزاد» که روان و دارای قابلیت ارجاع عمومی است، و یک «ترجمه پایبند به متن» که به دلیل کثرت واژگان تخصصی و اصطلاحات پهلوی، متنی دشوار برای مخاطب عام محسوب میشود. 🔍 سیر اندیشه مردانفرخ: مردانفرخ یک مبلغ متعصب نبود، بلکه پژوهشگری جویای حقیقت به شمار میرفت. او ابتدا به آیین ثنوی مانویت گروید و سپس برای تحقیق به سرزمینهای مختلف سفر کرد. او ادیان یهودیت، مسیحیت، اسلام (بهویژه مکتب کلامی عقلگرای معتزله) و مانویت را نقد کرد و گزارشهای تحلیلی خود را خطاب به شخصیتی به نام «مهریار» نگاشت. او در نهایت، آیین زرتشتی و ثنویت آن (باور به دو اصل مستقل خیر/اهورامزدا و شر/اهریمن) را به عنوان عقلانیترین جهانبینی انتخاب نمود. 🛡 فشار تاریخی و بازتاب آن در ادبیات: علت اصلی کمبود چنین متون انتقادی نزد زرتشتیان آن عصر، تلاش مداوم برای بقا زیر سایه حکومت اسلامی بود؛ زیرا نقد علنی اسلام میتوانست به خشم حاکمان و «خمیر کردن کتابها» بینجامد. این فروپاشی تمدنی در متون متعددی بازتاب یافته است: 🩸گزارشهای مسیحی (مانند سفرنامه خوزستان): هجوم اعراب بادیهنشین را نه یک تحول پیشرو، بلکه «نفرین الهی» و بلایی ناشی از گناهان مردم تحلیل کردهاند. 🩸شاهنامه فردوسی: فردوسی اندیشه خود را از زبان «فرخزاد» (سردار ایرانی در نبرد قادسیه) بیان میکند. بیتهایی چون «بریزند خون از پی خواسته / شود روزگار بد آراسته»، «از این مارخوار اهریمنچهرگان / ز دانایی و هوش بیبهرگان» و «شود بنده بیهنر شهریار / نژاد و بزرگی نیاید به کار»، توصیف عریان او از تسلط خشم، غنیمتگیری و حاکمیت بیهنران است. 💡 برداشت نهایی: این دادههای تاریخی و ادبی نشان میدهند که اثر مردانفرخ در خلاء تئوریک نوشته نشده است. شرایط سخت زیستی و ترس از نابودی کامل فرهنگی، اندیشمند ایرانی را بر آن داشت تا سلاح نقد فلسفی را بردارد؛ تلاشی که آخرین سنگر دفاع از کیان فکری یک تمدن بود. 2️⃣ واکاوی منطقی صفات الهی و تناقض ساختاری در توحید مطلق 🧠 پیوند اندیشه سدههای میانه با فلسفه مدرن: ادعای مردانفرخ در باب یازدهم کتاب خود در نقد قرآن و الهیات اسلامی، صرفاً یک مجادله سنتی نیست، بلکه مستقیماً به بحثهای منطق صورتی و فلسفه دین مدرن میپیوندد. همانطور که در فلسفه تحلیلی قرن بیستم متفکرانی چون «جی. ان. فیندلای» عدم امکان وجود خدای مونوتیستی را از طریق اثبات تناقض در صفات اولیه او نشان میدهند، مردانفرخ نیز ۱۲۰۰ سال پیش دقیقاً همین ساختار منطقی را به کار گرفته بود. 🧩 چهارراه منطقی مردانفرخ: مردانفرخ به نقد کسانی میپردازد که به «یک اصل» (یکتاپرستی مطلق) معتقدند و خدا را دارای چهار صفت همزمان میدانند: علم مطلق، قدرت مطلقه، خیرخواهی/مهربانی مطلق، و عدالت کامل. او با طرح یک چهارراه منطقی میپرسد: ❓ اگر خدا خیر مطلق، دانا و تواناست، چرا اهریمن، دوزخ و شرور را بر جان آفریدگان افکنده است؟ ❌ اگر علم نداشت: صفت علم مطلق زیر سوال میرود. ❌ اگر دانست و نخواست بدی را بازدارد: عدالت و مهربانی او باطل میشود. ❌ اگر نتوانست جلوی شر را بگیرد: قدرت مطلقه او نفی میشود. ⚖️ ناهمسازگاری منطقی صفات: این نقد منطقی با فلسفه تحلیلی مدرن همخوانی کامل دارد. در اندیشه فیلسوفانی چون فیندلای اثبات میشود که اجتماع علم مطلق و قدرت مطلق در یک موجود واحد از نظر منطقی غیرممکن است. برای نمونه: اگر خدا از ازل بداند که فردی در آینده کافر میشود، این پیشآگاهی مانع از آن است که بتواند مسیر را تغییر دهد؛ زیرا تغییر دادن آن به معنای خطاپذیری علم قبلی اوست. 🎯 بنابراین، داشتن علم مطلق، قدرت عمل متضاد را سلب میکند. مردانفرخ نتیجه میگیرد که نمیتوان یکی از این صفات را کسر کرد و همچنان او را «خدای کامل» نامید. (ادامه دارد) #نقد_ادیان #نقد_اسلام @MEYNAAB
📺 نگاهی به کتابِ مردانِ فرخ ، اولین منتقد زرتشتی اسلام 📘 «شکندِ گمانیکِ ویچار» به معنای: اثری برای گشودن و برطرفکردن شک و گمان . 🎙اشکان 🔸مردانفرخ، پسر اورمزدداد، از متفکران زرتشتی ایران در سدهٔ نهم میلادی بود؛ تاریخ دقیق تولد و مرگش روشن نیست. او در دورهای میزیست که زرتشتیان پس از سقوط ساسانیان، زیر سلطهٔ خلافت اسلامی قرار گرفته بودند. 🔻خودش میگوید: از کودکی در جستوجوی حقیقت بوده و نمیخواسته دینش را صرفاً از راه تقلید و ارث بپذیرد. برای همین به سرزمینهای مختلف سفر کرد، با فرقههای گوناگون آشنا شد و نوشتههای ادیان دیگر را خواند. 🔸او مدتی گرفتار تردید شد و حتی ظاهراً به اندیشههای مانوی گرایش پیدا کرد، اما سرانجام به مزدیسنا بازگشت. 🔸نخست رسالهای کوتاه در پاسخ به پرسشهای شخصی به نام مهریار نوشت و بعد آن را به کتابی مفصلتر تبدیل کرد. نام این کتاب «شکند گمانیک ویچار» است؛ یعنی اثری برای گشودن و برطرفکردن شک و گمان. 🔸هدف او این بود که از دوگانهباوری زرتشتی دفاع کند و نشان دهد شر نمیتواند از خدای کاملاً نیک سرچشمه گرفته باشد. 📌 کتاب از این جهت اهمیت دارد که نقدی گسترده بر دهریان، مانویان، یهودیت، مسیحیت و بهویژه اسلام و قرآن ارائه میدهد. 📌اهمیت دیگر آن این است که بخشهایی از آثار کهن زرتشتی، بهویژه مطالبی از نسخههای گمشدهٔ دینکرد، تنها در همین کتاب باقی ماندهاند. . #مردانفرخ #مردان_فرخ #پسر_اورمزدداد #شکند_گمانیک_ویچار #اثری_برای_گشودن_و_برطرفکردن_شک_و_گمان #نقد_ادیان #نقد_اسلام #نقد_مسیحیت @MEYNAAB
📘 «شکندِ گمانیکِ ویچار» اثری برای گشودن و برطرفکردن شک و گمان ✍ مردانِ فرخ اولین منتقد زرتشتی اسلام . #مردانفرخ #مردان_فرخ #پسر_اورمزدداد #شکند_گمانیک_ویچار #اثری_برای_گشودن_و_برطرفکردن_شک_و_گمان @MEYNAAB
📘تلگرام؛ جبرئیلِ نازلشده بر گوشیهای ما ✍🏻#محمود_کریمی نامِ دوروف نامِ جمله انبیاست؛ چون که صد آمد، نود هم پیش ماست! 😅 🔻پاول دوروف در کانال شخصی خود نوشت: «امروز تلگرام سیزدهمین سالگرد تأسیس خود را جشن میگیرد. در بیش از نیمی از این مسیر (۷.۵ سال گذشته)، تلگرام همواره یکی از ۱۰ اپلیکیشن محبوب و پرطرفدار جهان بوده است. یک نسل کامل با این پیامرسان بزرگ شده است. 💪 تولدت مبارک، تلگرام!» 🚀 معجزهٔ پیامرسانِ محبوبِ ایرانیان باورش سخت است که یک اپلیکیشنِ بهظاهر ساده — اما همواره پیشتاز در بروزرسانی — صرفاً با فراهم کردن دسترسیِ امن و آزاد به اطلاعات، چنین تحول عظیمی در نظام دانایی و معرفت ما ایرانیان ایجاد کرده باشد. میزان زمانی که بسیاری از ما در تلگرام میگذرانیم، شاید چندین برابر زمانی باشد که یک مؤمن به عباداتش اختصاص میدهد. اما مسئله فقط «زمان» نیست؛ تلگرام به بخشی از زیستِ فکری و ذهنی ما تبدیل شد؛ جایی که میخوانیم، بحث میکنیم، با آدمهای تازه آشنا میشویم، ایده میگیریم، باورهایمان تغییر میکند و گاهی حتی با خودِ واقعیمان مواجه میشویم. در تاریخ اندیشه و مطبوعات ایران سابقه نداشته که چنین حجم عظیمی از مقالات، کتابها، ترجمهها و یادداشتهای ارزشمند، اینگونه بیواسطه و سریع، بدون ترس از سگانِ سانسورچی و تفتیشگرانِ عقیده، میان مردم دستبهدست شود. تلگرام برای ما فقط یک پیامرسان نبود؛ کتابخانه بود، روزنامه بود، دانشگاه بود، و یک «آگورا» — میدانی سقراطی در عصر دیجیتال. اکنون فردی در دورافتادهترین روستا یا شهرستان میتواند در چند ثانیه با ایدههایی روبهرو شود که چند دهه پیش شاید تنها در کتابخانههای بزرگ دانشگاهی یا حلقههای خاصِ نخبگانی یافت میشد. اما مهمتر از دسترسی، امکان انتخاب است: اینکه چه بخوانیم، از چه کسی بخوانیم، با چه کسی به گفتوگو بنشینیم و کدام اندیشه را جدی بگیریم. 💡 دگرگونی در لایههای زیرین فکری عقاید و افکار بسیاری از ما از همین مجرا دچار تغییراتِ شگرفی شد. یکی با فلسفه خو گرفت، دیگری با الهیاتِ نو، آن یکی با مارکسیسم، لیبرالیسم یا تاریخ ادیان؛ و بسیاری برای نخستینبار آموختند که میتوان دربارهٔ بدیهیترین باورهای زندگی نیز پرسش کرد. مهمتر از همه، این امکان فراهم شد تا نوع دیگری از مواجهه با هستی، دین و زندگی را تجربه کنیم. از همینجا میتوان به مسئلهٔ یأس و ناامیدیِ غالب در جامعهٔ امروز گریز زد. ما معمولاً تغییر را تنها در فرمهای بزرگ و عریان میبینیم: انقلاب، اعتراض، سقوط یک حکومت یا پیروزی یک جریان سیاسی. وقتی این اتفاقات مطابق میل یا در زمانِ مدنظرمان رخ نمیدهند، دچار احساس شکست و سرخوردگی میشویم. این همان شتابزدگیِ مدرن است؛ اینکه انتظار داریم تغییر همین حالا و جلوی چشممان رخ دهد. در حالی که ریشهایترین تغییرات، پیش از آنکه در عرصهٔ سیاست و نهادهای رسمی نمایان شوند، در «ذهنِ آدمها» اتفاق میافتند. چه بسیار تغییراتِ بزرگِ سیاسی که به تحول بنیادین در افقِ دیدِ انسانها نینجامیدند — اگر نگوییم آنها را به انحطاط بیشتری کشاندند! 📌 کنشگریِ آرام اما رادیکال آری، تغییرِ واقعی در ذهنها رخ میدهد؛ در آدمهایی که دیگر مانند گذشته فکر نمیکنند، در مفاهیمی که دیگر بدیهی تلقی نمیشوند، در پرسشهایی که جرأت مطرحشدن مییابند و در افقهایی که پیش از این حتی قابلتصور نبودند. از این منظر، شاید بد نباشد از امثال دوروف الهام بگیریم: کنشگری همیشه مستقیم، پرسرصدا و معطوف به نتایج فوری نیست. گاهی ساختن بستری برای گردش آزاد اطلاعات، دامن زدن به گفتوگو و شکستن انحصار خبری، خود رادیکالترین نوعِ کنشگری است. سیاست فقط در خیابان و پای صندوق رأی شکل نمیگیرد؛ بلکه در ذهن آدمها نیز اتفاق میافتد؛ در اینکه چه چیزی را «ممکن» میدانند، چه چیزی را «طبیعی» میانگارند و اصلاً چه پرسشهایی به ذهنشان خطور میکند. تاریخ تنها با هیاهو ساخته نمیشود؛ گاهی تاریخ در سکوتِ خواندن یک متن، ارسال یک مقاله برای یک دوست، شکلگیری یک بحثِ سازنده، تغییر یک باور، یا آشنایی با یک جهان فکری تازه جریان مییابد. شاید ارزشمندترین شکل کنشگری همین باشد: پرورش انسانها و افکاری که شاید در زمان حال نتیجهٔ سیاسیِ ملموسی نداشته باشند، اما قطعا فردا و آینده را متفاوت از امروز خواهند ساخت. 🔍 جمعبندی تلگرام برای ما صرفاً یک ابزار ارتباطی نیست؛ یکی از ساختارهای اصلیِ ذهنیتِ جامعهٔ امروز ایران بوداست یک آگورای دیجیتال، با سقراطهایی که اینبار به جای قدم زدن در آتن، در کانالها و گروهها مینوشتند و اندیشه میورزند. معجزهٔ دوروف، شاید همین بود: نه اینکه بهیکباره جهان را دگرگون کند، بلکه دسترسی به «جهانهای دیگری از فکر» را برای میلیونها انسان ممکن ساخت — و بیتردید، تغییرِ واقعی از همینجا آغاز میشود. @MEYNAAB
видео или голосовое, без подписи
1️⃣3️⃣ Telegram turns 13 today. For over half that time — the past 7,5 years — it's been one of the 10 most downloaded mobile apps in the world. A whole generation has grown up with it 💪 🎂 Happy birthday, Telegram!
🎂 تولد ۱۳ سالگی تلگرام بهترین پیام رسان امروز ۱۳ ساله شد. تلگرام تولدت مبارک 🎂🎈🎉 🎁🎊🎂
💡علم و شبه علم برنامهی 46 رادیویی مِهبانگ 🎙بهکوشش دکتر علی نیّری موضوع: “علم و جایگاه ما” پرسشها: – انیشتین و علم و دین – تناسخ و وجود روح – دخالت خدا در هستی – قطعیت قوانین علمی #روح #تناسخ #علم #دین #خدا @MEYNAAB
سلسله جلسات دکتر نیری ♦️با موضوع علم و شبه علم ۲۱ سپتامبر ۲۰۱۴ 🅱 #مهبانگ قسمت ۴۶
💡علم و شبه علم برنامهی 42 رادیویی مِهبانگ 🎙بهکوشش دکتر علی نیّری – “تناسخ (Reincarnation) و ریشههای آن - فریب ذهن #تناسخ #فریب_ذهن @MEYNAAB
سلسله جلسات دکتر نیری ♦️با موضوع علم و شبه علم 🅱 #مهبانگ قسمت ۴۲
💡علم و شبه علم برنامهی 41 رادیویی مِهبانگ 🎙بهکوشش دکتر علی نیّری – ریشه دژاوو – تناسخ و پرسش از دالایلاما – عوامل ایجاد آشناپنداری - شکلگیری سیاهچالهها - محاسبهی عمر سیاره و ستارهها #تناسخ #دژاوو #آشناپنداری #سیاهچالهها #عمر_سیاره_و_ستارهها @MEYNAAB
سلسله جلسات دکتر نیری ♦️با موضوع علم و شبه علم 🅱 #مهبانگ قسمت ۴۱
💡 سخنی درباره ی ظلم و عدل در جهان ، کارما و تناسخ و آخرت 🎙 دکتر فرهنگ هلاکویی #ظلم #عدل #کارما #تناسخ #آخرت #ظلم_و_عدل_در_جهان #کارما_و_تناسخ_و_آخرت @MEYNAAB
💡 سخنی درباره ی ظلم و عدل در جهان ، کارما و تناسخ و آخرت 🎙 دکتر فرهنگ هلاکویی #ظلم #عدل #کارما #تناسخ #آخرت #ظلم_و_عدل_در_جهان #کارما_و_تناسخ_و_آخرت @MEYNAAB
🔍 خرافات جنگیری و طالع بینی با نعلبکی و آونگ 🎙 دکتر آذرخش مکری #خرافات #جنگیری #طالع_بینی #طالع_بینی_با_نعلبکی_و_آونگ #آذرخش_مکری #اندیشه_کنیم @MEYNAAB
💡جن گیری و طالع بینی با نعلبکی و آونگ ۳/۳ 🎙دکتر آذرخش مکری از آونگ بپرسید | قسمت سوم #خرافات #جنگیری #طالع_بینی #طالع_بینی_با_نعلبکی_و_آونگ #آذرخش_مکری #اندیشه_کنیم @MEYNAAB
💡جن گیری و طالع بینی با نعلبکی و آونگ ۲/۳ 🎙دکتر آذرخش مکری از آونگ بپرسید | قسمت دوم #خرافات #جنگیری #طالع_بینی #طالع_بینی_با_نعلبکی_و_آونگ #آذرخش_مکری #اندیشه_کنیم @MEYNAAB