⋆ تکهای که ماند🎭 ⋆
Статистикаبرای شکستن سکوت.🪐 اگر خواستی با من حرفی بزنی، من اینجام.🫧 https://t.me/ME_4fa?direct : شناس @fatemeh_4bot : ناشناس
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 17
- Всего постов
- 22
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 33
- 1/48двое суток
- 37
- 1/72трое суток
- 40
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
без подписи
без подписи
من دارم با این همه خلاقیت حیف میشم، خدایی کی مثل من از ترکیب چند تا «ک» میتونه زامبی بسازه؟🫵🏻
استادم اون اتودهایی که دوستشون ندارم رو همش داره تأیید میکنه. 😭
خیلی مهمه با ادم هایی در ارتباط باشید که اون ته مونده ی ذوقتونو هم ازتون نگیرن.
без подписи
به نظرم اگر با همین مقدار سلامت روانی که برام مونده بتونم از این ترم تحصیلی بیرون بیام، دیگه هیچ چیز نمیتونه من رو راهی تیمارستان کنه.🎀
نمیدونم عزیزم؛ منم بار اولمه زندگی میکنم، قرار نبود اینطوری بشه. اما میدونم اگه گاهی راه رو گم میکنیم، اگه خسته میشیم یا دلمون میخواد همهچی رو ول کنیم و بذاریم بریم، عجیب نیست. هیچکدوممون قبل از این، زندگی کردن رو تمرین نکرده بودیم.
без подписи
خندههایم بیدلیل و گریههام بیبهانه."
без подписи
چون برق رفته منم نمیتونم کارمو پیش ببرم، پس شروع میکنم ادیت بزنم.🫵🏻
وسط بامداد خمار دیدن، برق رفت. عالیه، ممنونم.🙏🏻🤡
لوازم هنری فروشیها قبلاً خوشحالم میکردن ولی الان انقدر همه چیز گرونه که باعث افسردگیم میشن.🫵🏻💔
شاید حتی دنیای من از منظر دیگران کودکانه، ساده یا حتی بیهوده به نظر بیاد. چون دنیایی که من دوستش دارم و ازش معمولاً زیاد صحبت میکنم؛ پر از فیلم و سریاله، پر از رمان و کتابه، پر از دیالوگ و نوشتهست! اما اینها مورد پسند خیلی از آدمها نیست یا حداقل مورد پسند اطرافیان من. میون همه زیادی تک و تنها به نظر میام و این شاید باعث شده توی فضای مجازی هم چنین حسی داشته باشم و میل به سکوت و ننوشتن پیدا کنم.
گاهی با خودم فکر میکنم و به این نتیجه میرسم که : «اینجا از دلم و لحظههای ساده و معمولی خودم دارم مینویسم، عکس و ویدئو میذارم و به نوعی اشتراک تیکهای از منه.» اما فایدهای هم داره؟ برای دیگران باعث ایجاد حسی درونشون میشه؟ نمیدونم. توی همین لحظههای نتیجهگیری به این هم فکر میکنم : « آیا بهتر نیست محو بشم؟»
گوشهی دنج اتاقم، باد خنک کولر، لیوان داغ چایی. اگر زندگی همین لحظههای آروم نیست پس چیه؟ «بعد از یه دور کامل حرص خوردن و فحش دادن به زمین و زمان.»
گروه خانوادگی رو چک کردم و الان نیاز دارم چشمهام رو با اسید بشورم. 🙏🏻
بعضی فروپاشیها بیصدا اتفاق میافتن، طوری که همچنان میخندی، حرف میزنی و زندگی میکنی، کسی حتا روحش هم خبردار نمیشه چی تجربه کردی.