- Последний пост
- 10 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 3
- Всего постов
- 22
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 54
- 1/48двое суток
- 61
- 1/72трое суток
- 66
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
این مجموعه عکس واقعا جذابه. عکسهایی با فاصله زمانی چند سال توی یک نقطه خاص اما از آدمهای مشابه و حتی حالتهای مشابه که دارن روتین روزمره خودشون رو میرن و به وسیله عکاس شکار شدن. دیدنشون آدم رو به فکر فرو میبره :) @mmm_art
https://dac.dk/en/exhibitions/tomorrow-and-tomorrow-and-tomorrow @mmm_art
https://dac.dk/en/exhibitions/tomorrow-and-tomorrow-and-tomorrow @mmm_art
https://youtu.be/lxWt5OMQpG8?si=bfpt7fkPR1hB-HYn @mmm_art
https://youtu.be/lxWt5OMQpG8?si=bfpt7fkPR1hB-HYn @mmm_art
خوانشی بر مقاله جنجالی LLMs can’t jump: چرا مدلهای زبانی از پرش ناتوانند؟ خب. در سالهای اخیر بعد از این که به نظر رسید مساله استدلال توسط هوشواره (هوش مصنوعی) قابل حله، در راستای پدیده AI Effect، برای دانشمندان حوزه AI این سوال به وجود اومد که کارهایی فکری که انسان میکنه شاید چیزی بیشتر از توانایی استدلال باشه. این سوال مخصوصا نوک پیکانش به تواناییهای انسان در کشفهای علمی (یا اصطلاحا Scientific Discovery) گرفته. سوال اینه که چطوریه که دانشمندان متعددی در تاریخ (مثل انیشتین و ...) یهو اومدند یک نظریه و پارادایم علمی دیگه پیشنهاد دادند، آیا LLM هم میتونه چنین کاری کنه و یک دیدگاه جدید تو یک علمی بیان کنه؟ حالا یک پوزیشن پیپر جدید به نام LLMs can’t jump (از آقای زهاوی که در دیپ مایند هست) که در ICML 2026 پذیرفته شده به همین سوال پرداخته. این پوزیشن پیپر البته در طی چند روز اخیر یهو گل کرده و بحثهای زیادی در موردش در توییتر شکل گرفته. حرف این پوزیشن پیپر حالا چیه؟ مقاله در مقدمهاش با این سوال شروع میکنه که اصلا کشف علمی دقیقا یعنی چی؟ و بعد میگه که ما فعالیتهای علمی انسان رو میتونیم به سه دسته تقسیم کنیم: induction و deduction و abduction. قیاس یا همون deduction یعنی این که شما از روی یک سری اصول کلی یک چیزی رو نتیجه بگیرید. مثلا همه آدمها فانی هستند، پویا آدمه، پس پویا فانیه. induction یا همون استقرا یعنی شما از روی یک سری داده و نمونه بتونید یک تعمیم بگیرید. مثلا چند بار دیدید آب تو صد درجه میجوشه پس نتیجه میگیرید که آب در صد درجه میجوشه. و اما abduction یا ربایش که معنیش اینه که شما میاید ناگهان یک فرض ساختاری ارائه میدید. این مفهومش سخته ولی حالا در ادامه توضیح میدیم. این پوزیشن پیپر حالا اومده ادعا کرده که در حالی که llmها در استقرا و قیاس عالی هستند اما به لحاظ ساختاری توانایی abductive ندارند. یا بهتر بگیم مثل انسان نمیتونند پرش (jump) بزنند و یک فرضی رو ارائه بدن. مقاله برای بررسی این ادعا اومده ماجرای کشف نظریه نسبیت عام توسط انیشتین رو به عنوان کیس استادی در نظر گرفته. بعد شروع کرده توضیح دادن راجع به خود فرآیند کشف داستان نظریه نسبیت عام. قسمت ابتدای مقاله برای همین اصلا کامپیوتری نیست و تماما فیزیکیه (ما هم نفهمیدم اگر شما فیزیکی هستید میفهمید خوشحال میشیم برای ما هم توضیح بدید). ولی در کل گویا این شکلیه که یک استثنایی در فیزیک نیوتنی وجود داشته و انیشتین بدون این که حتی دادهای رو مشاهده کنه یا آزمایش بگیره ناگهان یک فرض و نظریه out of the box ای رو ارائه کرده و سالها بعد هم مشخص شده که راست میگفته. حرف این مقاله هم همینه که آقا آدمیزاد بعضی اوقات یهو دست به یک شهودی میزنه که اون شهود نمیخونه که با دادههای پیشین بهش رسیده باشه و انگار یهو یک پرشی براش رخ میده. مقاله یک آزمایش ذهنی جالبی رو هم مطرح میکنه: میگه فرض کنید ما تمام دادههای دنیا پیش از ۱۹۰۵ رو جمعآوری کنیم و باهاش یک LLM آموزش بدیم، آیا اون LLM نسخه ۱۹۰۵ میتونه نظریه نسبیت عام انیشتین رو بهش برسه؟ احتمالا نه. مقاله در قسمتهای آخرش بعدش از مطرح کردن این پرسش میره تو فاز پیشنهاد برای راه حل و مطرح میکنه مشکل این داستان سر اینه که عامل هوشمند زبانشون از دنیا جدا افتاده و شبیه یک اتاق چینی اما خیلی پیچیدهتر و چندبعدیتر شدند. بعد میاد نظریه سه جهان یا The Three Worlds Theory رو بیان میکنه که در اون ما میگیم سه جهان داریم: جهان فیزیکی، جهان ذهنی و جهان افلاطونی. این سه جهان منفک از هم نیستند، بلکه مثل یک چرخه به هم متصلاند و سه راز بزرگ رو میسازند. جهان فیزیکی هر چیزی که بشه با حسهای پنجگانه یا ابزارهای فیزیکی لمس، اندازهگیری و ثبت کرد. جهان ذهنی کاملاً کیفی و درونشناختیه، مثلا احساسی که موقع دیدن رنگ قرمز داربم یا درک شهودیمون از یک مسئله. جهان افلاطونی اما یک چیزی اند که مستقل از زمان، مکان و ذهن انسان وجود دارند. یعنی حتی اگر هیچ انسانی هم روی زمین نباشه، رابطهٔ قطر و محیط دایره همون پی باقی میمونه. حالا این مقاله میگه که یک چرخه بین این سه هست: رابطه افلاطونی به فیزیکی که همون deduction میشه در هوشواره به خوبی هندل میشه، رابطه دنیای فیزیکی به ذهنی هم که بازنمایی هست داره به خوبی هندل میشه. اما رابطه بین ذهنی به افلاطونی درش ابهام هست. بعد پیشنهاد میکنه که باید عاملهامون رو بهشون امکان تجربه بیشتر از دنیا بدیم: بذاریم در دنیا باشند و عاملیت داشته باشند تا بتونند به شهود برسند. در نهایت هم میگه که من نمیگم که اینا نمیتونند کشف علمی کنند، چرا که بسیاری کشفهای علمی ماهیت استقرایی یا قیاسی داره بلکه میگم که اینا نمیتونن کشف علمی بزرگ، نظیر آن چه انیشتین کرد بکنند. پیپر جالبیه و سوال پشتش جالبه. یک سری نقدها هم برش در توییتر شده این چند وقت. مثلا یکی از جالبترینهاش توییتی بود که این طور نوشته بود که انیشتین هم بالاخره بعد سالها نگرش به اونجا رسیده بود و از یهو ناکجاباد ایدهاش رو مطرح نکرده بود و این که یک عاملی، reasoning traceاش رو از تو مخفی کنه باعث میشه فکر کنی پرش کرده. نظر شخصی من هم بر اینه که اگر همه چیز رو ماتریالیستی ببینیم همینه احتمالا اما مشکلی که هست اینه که بعضی اوقات بعضی ایدههای شهودی خیلی خیلی jump محسوب میشن و شما نمیتونید باور کنید اینها با یک reasoning trace قبلی به اون رسیده باشند. در زندگی عادی خود ما اصلا این abduction رخ میداد انگار خیلی وقتا. در باورهای فلسفی و الهیاتی ما مخصوصا. اصلا دین انگار وجهی سنگین از abduction هست که وقتی شما عالم غیبی رو نمیبینی میای یک فرض سنگین میگیری که یک عالم غیب هست. به هر حال اما پیشرفتهای هوش مصنوعی در این سالهای اخیر شخصا من رو به شک انداخته که احتمالا abduction هم سنگر بعدی AI Effect هست که فتح میشه و روزی میگیم این که چیزی نبود. به هر صورت یافته مقاله و کلا این سوال فیلد Scientific Discovery اینه که هنوز پرسشهای بزرگی در مسیر هوش انسانی در مسیر ما وجود داره. لینک مقاله: https://openreview.net/pdf?id=klU4737opt
در مورد کانال " ۵ چیز " من از خلق کردن لذت میبرم و چند وقتی بود به فکر تولید محتوا جدیتر افتاده بودم. یکی از چیزایی که مانع شروعش شده بود این بود که نمیدونستم در مورد چه موضوعی میخوام صحبت کنم. به نظرم زندگی میتونه پر از تجربههای متفاوت باشه و دلم…
این که یه کتاب رو بخونی یا این که اون کتاب رو زندگی کنی خیلی فرق داره واقعا :) این چند وقت نیازمندیهایی توی کارم به وجود اومده که دارم سعی میکنم مهارتهای جدیدی رو یاد بگیرم. دیروز یکی از بچهها بهم گفت کتاب build رو که قبلاً خونده بودی رو برو دوباره بهش نگاه بنداز توش خیلی مفاهیم خوبی رو گفته. وقتی رفتم چکش کردم دیدم واو. اون زمان که این مطالب رو خونده بودم حتی هایلایت هم کردم و به عنوان نکات مهم یادداشت شون کرده بودم اما انگار توی نحوه کار کردن خودم تاثیرات کمی گذاشته بود چون با اون مسأله به صورت واقعی مواجه نشده بودم. واقعا تجربه چیز بسیار مهمیه. قبلا نمیفهمیدش و دلم میخواست خیلی چیزا رو سریع یاد بگیرم اما در واقعیت اون چیزایی باهات میمونن که توی روزمره ات زندگی شون کرده باشی. @mmm_art
https://youtu.be/Eo5w2S-h5dI?si=kCjVSbsI4mDt14KM @mmm_art
فیلم spiderman brand new day رو دوست داشتم اما خب تا کیفیت خوبش نیاد اینجا چیزی نمینویسم که براتون اسپویل نشه 😁 @mmm_art
تلگرام باگ خورد و ترتیب اون چیزی که امشب میخواستم تو کانال بذارم ( اسکجول کرده بودم ) درست نرفت. اولش ناراحت شدم که چقدر به جزییات توجه کردم اینجوری شد اما خب به قول خانومم مهم بروز دادنه. اینجور چیزا پیش میاد که طبق چیزی که میخوای پیش نره اما مهمه ادامه…
تلگرام باگ خورد و ترتیب اون چیزی که امشب میخواستم تو کانال بذارم ( اسکجول کرده بودم ) درست نرفت. اولش ناراحت شدم که چقدر به جزییات توجه کردم اینجوری شد اما خب به قول خانومم مهم بروز دادنه. اینجور چیزا پیش میاد که طبق چیزی که میخوای پیش نره اما مهمه ادامه…
در مورد کانال " ۵ چیز " من از خلق کردن لذت میبرم و چند وقتی بود به فکر تولید محتوا جدیتر افتاده بودم. یکی از چیزایی که مانع شروعش شده بود این بود که نمیدونستم در مورد چه موضوعی میخوام صحبت کنم. به نظرم زندگی میتونه پر از تجربههای متفاوت باشه و دلم…
چاشنی دلپذیر زندگی pinned «در مورد کانال " ۵ چیز " من از خلق کردن لذت میبرم و چند وقتی بود به فکر تولید محتوا جدیتر افتاده بودم. یکی از چیزایی که مانع شروعش شده بود این بود که نمیدونستم در مورد چه موضوعی میخوام صحبت کنم. به نظرم زندگی میتونه پر از تجربههای متفاوت باشه و دلم…»
در مورد کانال " ۵ چیز " من از خلق کردن لذت میبرم و چند وقتی بود به فکر تولید محتوا جدیتر افتاده بودم. یکی از چیزایی که مانع شروعش شده بود این بود که نمیدونستم در مورد چه موضوعی میخوام صحبت کنم. به نظرم زندگی میتونه پر از تجربههای متفاوت باشه و دلم نمیخواست روی یک موضوع خاص متمرکز بشم. نتیجه اش این شد که تصمیم گرفتم اینجا فصل به فصل موضوعات مختلف رو امتحان کنم و هر فصل شامل ۵ قسمت باشه که بتونم ایدههای متنوعی رو اجرا کنم. از اونجایی که دوست دارم این کارو وقتایی انجام بدم که شور و شوق درونی در مورد یک موضوع دارم فاصله بین فصلها مشخص نیست. و خب چند روز پیش با خودم گفتم فکر کردن رو کنار بذارم و شروع کنم و بذارم بقیه موارد در طی مسیر مشخص بشه. فوقش یه فصل میدم و اون طوری که تصورش میکردم نمیشه. خلاصه ایده فصل اول رو زدم و فرمتش هم ساده انتخاب کردم که درگیر کمالگرایی نشم. بریم ببینیم چی میشه 😁 @The5Things
یه ایدهای دارم که اگر تا چند روز دیگه نت قطع نشه میخوام اجراییش کنم. ببینیم چی میشه 😁 @mmm_art
یه ایدهای دارم که اگر تا چند روز دیگه نت قطع نشه میخوام اجراییش کنم. ببینیم چی میشه 😁 @mmm_art
اگه برنامهنویس هستین یا شغلی دارین که پیچیدگیهای ذهنیش بیشتر از پیچیدگیهای فیزیکیشه حتما یه سری فعالیت فیزیکی مخصوصا با دستها برای خودتون در نظر بگیرید. مغز انسان اصلا عادت به پیچیدگیهای ذهنی تا این حد نداشته و براش ناشناخته است برای همین بیش از حد تحت فشار قرار میگیره. یکی از راههای کاهش این فشار و جلوگیری از فرسودگی اینه که پیچیدگیهای ذهنی و شناختی رو تبدیل به پیچیدگیهای فیزیکی و ملموس کنید. این میتونه هم شامل تغییر سبک کاری باشه و هم شامل انجام یه سری فعالیت تفریحی/اضافه برنامه. برای اولی: مثلا سعی کنید برنامهی روزانه و یادداشت برداری رو حتما روی کاغذ انجام بدین. الگوریتمها و دیزاینهایی که توی سرتون میاد برای برنامهها رو به صورت چارت روی کاغذ بکشید(فلوچارت، سیستم دیزاین، erd و ...). نقشههای ذهنی رو روی کاغذ رسم کنید. و کلا هر فعالیت دیگهای که بار شناختی رو تبدیل به بار فیزیکی میکنه و کمک میکنه اون پیچیدگی نمود بیرونی و فیزیکی پیدا کنه. برای دومی: کاردستی درست کنید. نقاشی کنید، طراحی کنید، برید باغ بیل بزنید، فوتبال دستی بازی کنید، تنیس بازی کنید، بدوید، فوتبال بازی کنید، برید طبیعت آشغال جمع کنید، خونه رو مرتب کنید، آشپزی کنید و خلاصه هر فعالیتی که کمک میکنه اون اضطراب/فشار/خلاقیت/هیجان شناختی و فکری بیاد بیرون و نمود فیزیکی و ملموس پیدا کنه. #تجربه 🆔 @lifeAsAService
@mmm_art
کار کردن روی محصول مبتنی بر هوش مصنوعی عین یه رابطه toxic عه. یه ارتباط love / hate عجیبی توش هست 😂 @mmm_art