مصیب نامه
Статистика۵۰ عضو اول = ۴ کافی در اولین ملاقات ☕️☕☕️☕️ ۵۰ عضو دوم = ۳ کافی در اولین ملاقات ☕️☕☕️ ۵۰ عضو سوم = ۲ کافی در اولین ملاقات ☕☕️ ۵۰ عضو چهارم = ۱ کافی در اولین ملاقات ☕️ مصیب: @M_Moasayebi مصیب🕶: t.me/HidenChat_Bot?start=1200488514
- Последний пост
- 20 мар.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 26
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Образование (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
۱۴۰۵ دیگه درست میشه... * اسکجول شده در ۱۴۰۴/۱/۱
🇺🇸🇮🇷⚡️- President Trump announces Khamenei's death.
без подписи
без подписи
وال استریت جورنال، فاکس و سیانان هم رفتن بالا. * تایمز هم خبرو رفت بالا. *فایننشال تایمز هم رفت. (متفاوته با تایمز قبلی) *دیلی میل هم. * آکسیوس هم که همون اول رفته بود. * تلگراف و سان هم. + و بالاخره ساعت ۵ صبح، صدا و سیما جا
🇮🇷⚡️- BREAKING: Iranian Supreme Leader Ali Khamenei has been killed.
🇮🇷⚡️- BREAKING: Iranian Supreme Leader Ali Khamenei has been killed.
چه سودی در علم است، وقتی انسان ارزش ندارد؟ وقتی خون در کوچهها جاریست دیگر سکوت را بر خود روا نمیدانیم. دیماه امسال، روزهایی را پشت سر گذاشتهایم که شرح آنها زبان را به عجز میکشاند. مردمی که به خیابان آمدند تا حقشان را مطالبه کنند، با شلیک مستقیم گلوله به زمین افتادند. نه در میدان جنگ، بلکه در کوچه و خیابان. چند روز بیشتر طول نکشید تا فهرست کشتهشدگان به اندازهای طولانی شود که تخمین تعدادشان نیز نشدنی تلقی گردد. این فهرست، صرفاً مجموعهای از نامها نیست. هر نام در آن، یک خانوادهی داغدار، یک مادر عزادار، یک آیندهی نابودشده است. اینها آدمهایی هستند که زنده بودند. زنانی که میخواستند زندگی کنند، مردانی که آرزوی آزادی داشتند، دانشجویانی که نمیخواستند تن به ذلت زیستن در چنین استبدادی بدهند. دانشجویانی که روزی در همین کلاسهای درس نشستند، در همین دانشکدهها قدم زدند، در همین هوا نفس کشیدند و در میان همین دیوارها گفتند و خندیدند. دانشجویانی چون محمدرضا مرادعلی، ورودی ۹۵ دانشکدهی مهندسی کامپیوتر دانشگاه شریف، که در ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ کشته شد و از او، تنها یاد و خاطرهاش به جا ماندهاست. ما اینها را دیدهایم. خون روی زمین را، جنازههای ردیفشده در کهریزک را، دیدهایم. شهادت کسانی را شنیدهایم که با چشم خودشان مرگ را دیدند. مرگی که از لولهی تفنگ نیروهایی بیرون میآمد که وظیفهشان حفظ مردم بود، نه قتلشان. و بالاتر از همه، شنیدیم دستور شما را. نه پروردگار، بلکه این اهریمن بود که بر شما نازل شد و از زبانتان سخن گفت که: «بکشید!» و کشتند. بدون تردید، بدون وجدان، بدون رحم. همان مردمی که در روزهای جنگ از آنها به عنوان «ملت شریف و غیور» یاد میکردید، حالا به یکباره «اغتشاشگر» و «تروریست» نامیده شدند. همان مردمی که سالها زیر بار سختی و فشار تحمیلشده از ستمتان زندگی کردند، حالا «اراذل و اوباش» خوانده شدند. انگار فراموش کردهاید که نمیتوان یک ملت را یک روز به آسمان برد و روز بعد به زمین کوبید. فراموش کردهاید که واژهها معنا دارند و حافظهی مردم، کوتاه نیست. کسانی که سالها بر منبرها گفتند «خون بیگناه، بنیان حکومتها را فرو میریزد»، امروز یا سکوت کردهاند و یا با واژگان آراسته گلولهها را تطهیر نمودهاند. حق تیرهایی را از خانوادهی قربانیان گرفتند که مدعی بودند دشمن نثارشان کردهاست. همانهایی که فریاد میزدند «هیهات منا الذله»، امروز ذلیلانهترین سکوت را پیشه کردهاند و به تماشای گورستانها نشستهاند؛ گورستانهایی که با فرمان کسی که خود را معصوم از خطا میداند، روزبهروز انسانهای بیگناه بیشتری را در خود جای میدهند. حالا دیگر وقت انذار و هشدار و سکوت نیست. وقت آن است که بگوییم ما شاهدیم. ما میبینیم چه اتفاقی افتاده و هرگز این جنایت را فراموش نخواهیم کرد. جمعی از دانشجویان دانشکده مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف، ۹ بهمن ۱۴۰۴
قاتل رویاها چند روزیست که اولیا به مسافرت رفتهاند و در منزل تنها هستم. حوالی ساعت ۴ بود که کارهای امروز و سین کردن پیویها را نصفه نیمه رها کردم و قصد خواب کردم. در حال خواب بودم که یادم آمد امروز، روز پدر است. از وقتی که خاطرم هست، تعاملم با پدر اغلب سطحی بوده است. «سلام»، «حالت چطوره؟»، «شب بخیر» و... . تقریبا هر روز صبح، پیش از بیدار شدن من، پدر سرکار میرود و هر شب مدتها بعد از رسیدن من، به منزل میرسد. احتمالا در طول روز، با دهها نفر سروکله میزند؛ در فضایی که تعریف دقیق جمله «جامعه پر از گرگه» است. شبها هم اغلب وقتی میخواهد محتوایی را به من نشان دهد و یا در کار فنیای کمکش کنم، با غرولند و چشم کجی من مواجه میشود. در روزهای تعطیل نیز، وقتی من را به منزل اقوام و یا کمک در تعمیرات منزل میخواند، اغلب یا حضور ندارم یا درگیر جلسهای هستم. در معدود تعاملات عمیقی که داشتیم، به این پیبردم که پدرم علاقه شدیدی به ورزش داشته است و تا حد خوبی هم در رشته خودش موفق بوده است اما به دلیل کمک به خانواده، در فرایند نقل مکان به تهران و پس از آن به دلیل کار، در راستای تامین من و مادر، از این علاقه و رویا دست کشیده است. امشب، لحظاتی خودم را در جایگاه پدرم قرار دادم. توصیفش سخت است اما خودم را به هیچ عنوان، عاملی خوشحالکننده و رضابتبخش در زندگی پدرم نیافتم. این در حالیست که مدتهاست چیزی جز خوشرویی و احترام از پدرم ندیدهام. کاری که احتمالا انجامش برای من، در شرایط مشابه، ناممکن بود. در کودکی، دست در دست پدر در حال دویدن در سرپایینی خیابانی بودم که متاسفانه از کنترل خارج شدم و همراه با پدری که دستم را رها نکرد و من را در همان وضعیت در آغوش گرفت، به پایین پرتاب شدیم. متاسفانه پدر دچار تعدادی شکستی شد ولی من سالم ماندم. این ماجرا، نشانگر دقیقی از وضعیت من نسبت به پدرم است: باری که تقریبا جز ضرر چیزی برایش نداشت، اما همچنان نه تنها رهایش نکرد، بلکه در آغوشش کشید و خودش را فراموش کرد. از نظر من، بزرگترین فداکاری یک شخص، فراموش کردن رویاهایش است. پدرم برای من تبدیل شد به چیزی که فاصلهی زیادی از اهداف دلخواهش داشت. پدرم برای من کاری را کرد که باعث آسیبش بود. و مهمتر از همه، پدرم برای من از رویاهایش دست کشید. کاری که احتمالا هیچ وقت نمیتوانم جبرانش کنم و احتمالا هر سال در شب منتهی به روز پدر من را بیدار نگه خواهد داشت... برای رهایی از غم ناشی از این حس، ساعتیست که در حال پیادهروی هستم. کاری که اغلب برای کاهش غم میکنم. متاسفانه در این زمینه کمکی نکرد. خوشبختانه باران نسبتا شدیدی میبارد و اشکهای ماهی در اقیانوس دیده نمیشود. @mosayeb_nameh
حماسهی حضور 📸 اینجانب محمد مصیبی در مینیگیم رویداد باگزبازی (امشب ساعت ۲۱) منتظر حضور گرمتان هستم. 📍آدرس: لابی دانشکده کامپیوتر، ضلع جنوب غربی، جنب کپسول آتشنشانی ✨️️️️️️️ میتونید تا فردا آخر وقت با کد mosayeb با ۵۰ درصد تخفیف در بخش اصلی رویداد هم (که اواخر هفته برگزار میشه) ثبتنام کنید. BugsBuzzy.ir 🕹@mosayeb_nameh
🏙 هاروارد ایز هارد ▫️دیشب از حدود ساعت دوازده شب تا پنج صبح مشغول نوشتن متنی برای ویژهنامه ورودی نشریه بایت بودم. با توجه به ذات متن، لازم بود که از عینک دانشجوی ترم اولی به یک سری مسائل نگاه کنم. این نگاه، من رو به یاد سال اول دانشگاه خودم انداخت. به عنوان کسی که از یک مدرسه نه چندان مطرح وارد شریف شده بودم، از همون روز اول با انسانهایی مواجه بودم که به طرز غیرمنطقیای در تمامی زمینهها از من بهتر بودن (و هستن). چند ماهی از ترم گذشته بود که یکی از اساتید، یک تد تاک به اسم Harvard is Hard رو در کلاس معرفی کرد. همون روز رفتم دیدمش و حقیقتا بنظرم دیدنش برای هر دانشجوی ورودی یا بهتر بگم، برای هر کسی که داره وارد مرحلهای جدید و سخت از زندگیش میشه تا حد خوبی لازمه. https://www.youtube.com/watch?v=kJGupYFaCGs&t=787 ▪️در این ویدیو، یکی از خوبان هاروارد به بیان کوتاه تجربیات و احساساتش در مدت حضور در دانشگاه میپردازه و سعی میکنه چهار تا چالش اصلیای که در دانشگاه باهاش مواجهه رو بررسی کنه: - دشواریهای آکادمی - چالشهای اجتماعی - بالانس ابعاد مختلف زندگی (مثلثی که در تصویر اومده و فقط دو تا از سه تا رو میتونید انتخاب کنید) - مدیریت انتظارات جامعه ▫️در ادامه هم به این میپردازه که دستاوردهای اصلی دانشگاه برای خودش چه بوده و چه درسهایی گرفته در این مدت. سه دستاورد اصلی از نگاه این بزرگوار، درس و آکادمی، دوستان و مایندست و طرز تفکر دانشگاهیعه. به نظر شخصی من، دو مورد اول، گر چه بسیار ارزشمندن ولی مورد سومی، ماناترین دستاورد دانشگاهست. درسها بالاخره روزی فراموش میشن و هر دوستی هم روزی قراره آدم رو ترک کنه ولی طرز تفکر دانشگاهی چیزیه که همواره میمونه. این طرز تفکر چیه؟ استقامت ذهنی. به معنای تسلیم نشدن در مقابل مشکلات. چیزی که تقریبا هر روز از زندگی باهاش سرکار داریم و خواهیم داشت و یحتمل عاملیه که انسان رو از عصر پارینه سنگی تا به امروز زنده نگه داشته. این طرز تفکر چطور به دست میاد؟ با سختی کشیدن بسیار بسیار زیاد، شب بیداری برای ددلاینها و پروژهها و در انتها تلاش فراوان و بالاتر از اون، تلاش بعد از شکست و پذیرشش. ▪️پدرم همواره بعد از توصیههاش یک جملهای میگه: «کاش وقتی ما بچه بودیم یکی این توصیهها رو به ما میکرد». قانون نانوشتهای هست که میگه پسرها هر چقدر هم که ازش فرار کنن، روزی تبدیل میشن به نسخهای از پدرشون. در همین راستا، بندهم جا داره بگم که درد ددلاینها و لود بینهایت دانشگاه، دعواها و استرسهای کار و بخش اعظمی از دیگر بدبختیها، خیلی برام تحملپذیرتر میشد اگر کسی، از روز اول هدفم از تمام این کارها رو برام شفافتر میکرد: شکل دادن طرز تفکر تسلیمناپذیری. 👨👩👦 @mosayeb_nameh
Harvard is Hard کدوم دو تا رو انتخاب میکنید؟ - نمرات خوب - خواب خوب - زندگی اجتماعی خوب 🏙 @mosayeb_nameh
✨ درود، دوستان رویداد زیبنده emeet به زودی برگزار میشه، اگر مایل به شرکت درش هستید میتونید با کد تخفیف mosayeb سی درصدی تخفیف ثبتنام بگیرید 💯 https://t.me/Emeetsut/245 من معمولا رویدادی که خودم درش حضور نداشته باشم رو پیشنهاد نمیکنم (بالاخص اگر برقی باشه 😔) چون از کم و کیفش مطلع نیستم. ولی تیم پشت این دوره از امیت انسانهای جالبی هستن و مدعوینشون هم از دور جذاب بنظر میرسن ✅ انیوی بریم سراغ اصل مطلب...
без подписи
без подписи
🫧 لابی لخت 🌒 @moasayebnameh
без подписи
💫 لابی لایتمود 🔹آخرین تصویر از لابی پیش از آغاز عملیات رنگآمیزی (پاناروماعه) در کنار اولین عکس پس از سفیدپوش شدن ⚡️@mosayeb_nameh
شرم بر لیتکد ▪️همونطور که یحتمل میدونید، مهمترین منبع شرکتها برای طراحی سوالات مصاحبهی فنی، سایت LeetCodeعه. چندی پیش آقای Roy Lee از خوبان دانشگاه کلمبیا اومدن یه محصولی رو توسعه دادن که به سرعت سوالات لیتکدی مصاحبه لایو کدینگ شما رو براتون حل میکنه و یه توضیح انسانی هم ارائه میده براش. ▫️نکتهی جالب اینجاست که این بزرگوار موفق شد با استفاده از محصول خودش در مصاحبههای آمازون و متا بدرخشه و آفر دریافت کنه. ویدیو مصاحبه رو هم در سطح اینترنت پخش کرد. عزیزان آمازونی و متایی هم پس از مشاهده این ویدیو، در اقدامی جنگافروزانه، نه تنها آفرشونو پس گرفتن، بلکه پس از نامهنگاری با دانشکاه کلمبیا، باعت شدن که این عزیزدل از دانشگاه اخراج بشه. ▫️به هر صورت محصول جناب Roy در حال حاضر به درآمد ماهیانه ۱۶۵ هزار دلار رسیده و در حال درخششه. اینم سایتش جهت اطلاعات بیشتر: www.interviewcoder.co 🪁 @mosayeb_nameh
عیدتون مبارک 🌱 🪻 @mosayeb_nameh