tgindex
دغدغه‌های مسعود (پارودی/طنز)

دغدغه‌های مسعود (پارودی/طنز)

Статистика

یادداشت‌های غیرواقعی روزانه رئیس دولت چهاردهم جمهوری اسلامی ایران با مسئولیت‌های محدود پارودی غیرواقعی و غیرقابل استناد صرفا تمرین نویسندگی طنز

Последний пост
10 июн. 2025 г.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Развлечения
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
24 677
−27 за 3 дн.
Сутки
−6
−0,02%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
23,7 тыс
20 постов
Вовлечённость
96,2%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
2
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 10 июн. 2025 г.39,1 тыс581191

    شنبه، ۱۷ خرداد آمریکا ورود شهروندان برخی کشورها را به خاک خودش ممنوع کرده است. خواستم پیام بدهم و بگویم «[از این تصمیم] کی ضرر می‌کند؟ وقتی هفتاد هشتاد درصد مدیران ناسا ایرانی هستند و ...» ولی یک لحظه شک کردم نکند این آمار اشتباه باشد. با هوش مصنوعی [خارجی] چک کردم، گفت این‌طور هم نیست و چینی‌ها و هندی‌ها خیلی بیشترند. بعدش با هوش مصنوعی بومی هم چک کردم. چیزی نگفت. چون برق GPUهایش قطع بود. شاید باورتان نشود، یعنی خودم هم باورم نمی‌شد، ولی امروز هم تماس با سران کشورهای اسلامی [برای تبریک عید قربان] داشتم. دیگر همه تعارف‌های فارسی‌ام ته کشید. یک‌جا به اشتباه گفتم «ان شاء الله قسمت شما». بعد به خودم آمدم و دیدم نکند برداشت کند که منظورم قربانی شدن است، سریع اصلاحش کردم که «حج و قربانی کردن». این همه کشور اسلامی داشتیم و خبر نداشتم. واقعا امام [خمینی (ره)] راست می‌گفتند که اگر [هرکدام از مردم] این کشورها یک سطل آب بریزند، اسرائیل را آب می‌برد و تمام می‌شود. مشکل این است که بیشتر اینها آب ندارند و از ناترازی آب [هم مثل سایر ناترازی‌ها] رنج می‌برند. با توجه به تعداد زیاد تماس با کشورهای اسلامی، برای تنوع یک دیدار هم با وزیر امور خارجه قزاقستان داشتم. البته بیشتر مردم اینها [قزاقستان] هم مسلمان‌اند، اما دولتش به روی خودش نمی‌آورد. هوا امروز خیلی خنک بود. خدا را خیلی شکر کردم. هوا تا آخر تابستان این‌طور باشد، کم‌تر مجبور می‌شویم برق را قطع کنیم. فکر کنم مردم تهران همراه خودشان [از سفر شمال] هوای خنک هم آورده‌اند. تعطیلات بابرکتی بوده است. @Masouds_concerns

  • 8 июн. 2025 г.30,9 тыс415103

    جمعه، ۱۶ خرداد صبح بعد از کوه‌نوردی، دراز کشیده بودم و [از فرط بیکاری و تعطیلی] در واتس‌اپ می‌چرخیدم که دیدم یک دختر جوان گم شده است. حدود ده روزی بود که حوالی میدان آزادی گم شده بود. به سردار مومنی [وزیر کشور] زنگ زدم و گفتم که آقا، این دختر را سریع پیدا کنید. گفت پیگیری می‌کند. گفتم به ناجا بگوید که مشکل حجاب داشته، شاید این‌طوری سریع‌تر پیدایش کنند. گفت که دیروز بدنش را پیدا کرده‌اند. خیلی تلخ بود. ما نمی‌توانیم از فرزندان‌مان محافظت کنیم. بعد مجلس درگیر قانون حجاب و عفاف است و قانون منع خشونت علیه زنان را جوری تغییر می‌دهد که مجبور می‌شویم پس بگیریم. یک محیط‌بان را هم شکارچیان [غیرمجاز] شهید کرده‌اند. خانم انصاری [رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست] امروز رفت [مراسم] تشییعش. خیلی تلخ است این اخبار. کاش هیچ‌وقت دغدغه نمی‌نوشتم که مجبور نباشم اینها را بنویسم. خانه اندیشمندان که چند وقت پیش نامه نوشته بود که می‌خواهند دفترمان را بگیرند و از من خواسته بود که به زاکانی بگویم، شهرداری دفترشان را نگیرد، نوشته است که زاکانی بعد از دیدن نامه من گفته است «باشه»، ولی کار خودش را کرده است. این مورد [ گرفتن خانه اندیشمندان] را انگار می‌خواهد تا آخرش بماند. حالا نمی‌توانم خیلی نقد کنم، چون خلاف وفاق است، اما این وضع و اوضاع نیست. تماس‌ها با [روسای] کشورهای همسایه [برای تبریک عید قربان] امروز هم ادامه داشت. اگر تعطیلات ۱۴ و ۱۵ خرداد قبل عید قربان نبود، نمی‌دانم چطور می‌خواستم این همه تماس را جمع کنم. همه هم گرم می‌گیرند و کلی صحبت می‌کنند و [تماس] طول می‌کشد. جملات من هم گاهی سر و ته درست‌وحسابی ندارد و مترجم به زحمت می‌افتد و [تماس] بیشتر طول می‌کشد. سیدعباس [عراقچی، وزیر امور خارجه] یک توییت زده و به سه کشور اروپایی هشدار داده که در شورای حکام آژانس [بین‌المللی انرژی اتمی] علیه ایران قطع‌نامه تصویب نکنند. تهدیدش هم این بوده که دفعه قبلی [سال ۲۰۰۵] که این کار را کردند، نتیجه‌اش شد تولد غنی‌سازی در ایران. حالا من که خودم را به نفهمیدن زدم، اما منظورهای عجیبی از این تهدیدش می‌شود برداشت کرد. خودش لابد بهتر [از من] می‌داند. من کارشناس [این موضوع] نیستم. @Masouds_concerns

  • 8 июн. 2025 г.19 тыс28565

    پنج‌شنبه، ۱۵ خرداد دوباره امروز هم سیدعباس [عراقچی، وزیر امور خارجه] آمد و درباره تماس‌های تبریک عید [قربان] اطلاع داد. با محمد بن سلمان [ولیعهد عربستان] صحبت کردم. کلی تشکر کردم که میزبانی خوبی از حجاج داشته‌اند. تمام تلاشم این بود که آن صحبت‌هایی که برای تخریب روابط گفته شده بود، جمع شود. با رئیس‌جمهور مصر هم صحبت کردم و دو طرف تأکید کردیم که روابط گسترش یابد. به نظرم شبیه عربستان که روابط‌مان خوب شده است، می‌توانیم با مصر هم روابط خوبی داشته باشیم. دو سال پیش اگر می‌گفتند که من با ولیعهد عربستان صحبت کرده‌ام، می‌گفتند که اگر پزشکیان هم رئیس‌جمهور بشود، بعید است که رابطه ایران با عربستان خوب شود. حالا ممکن است در مورد تماس با یکی دو نفر دیگر هم همین را بگویند، اما باید ببینیم چه می‌شود؟ شب وقتی داشتم کارهایم را مرور می‌کردم، دیدم فردا تعطیلی جمعه با عید قربان با هم افتاده است. کاش می‌شد یک روز دیگر هم بیشتر تعطیل کنیم که این ناترازی انرژی را رد کنیم. ناترازی ازلی را تعطیلی ابدی دواست [صرفا خواستم جمله قشنگی بشود، وگرنه درست نیست، نه ناترازی ازلی بوده و نه تعطیلی ابدی]. @Masouds_concerns

  • 8 июн. 2025 г.17,8 тыс27064

    چهارشنبه، ۱۴ خرداد در حرم [امام خمینی (ره)]، سخنرانی رهبری [در سالروز ارتحال حضرت امام (ره)] بود که گفتند در موضوع غنی‌سازی کوتاه نمی‌آییم. وقتی برگشتیم دفتر، [سیدعباس] عراقچی [وزیر امور خارجه] زنگ زد. گفتم سید، خبری شده است؟ گفت چون کشورهای همسایه می‌روند تعطیلات، تماس‌های تلفنی تبریک عید قربان را امروز گذاشته‌ایم. بعد از این تماس‌ها که زیاد بود و از ظهر تا غروب طول کشید، از سردار مومنی [وزیر کشور] در مورد ترافیک جاده‌ها پرسیدم که ملت این سه روز تعطیلات را چه کرده‌اند. گفت خدا را شکر، ملت عازم سفر بوده‌اند. از ترافیک و هوای تهران هم معلوم است مردم مسافرت رفته‌اند. هم شاخص [آلودگی هوا] سبز است و هم خیابان‌های تهران [در نقشه‌ها و مسیریاب‌ها]. شب، سیدعلی مدنی‌زاده [وزیر پیشنهادی اقتصاد] را خواستم. با هم کمی صحبت کردیم. از سیستم اطلاع‌رسانی دولت گله داشت که چرا در رزومه‌اش اشتباه نوشته‌اند مدال برنز طلا در المپیاد دارد. گفتم احتمالا خواسته‌اند در نوشتن «و» صرفه‌جویی کنند. خندیدیم، جوان مودب و خوش‌رویی است. بعد گفتم که من اگر خودم به این تیم اطلاع‌رسانی می‌خواستم اتکا کنم که کانال خودم [همین دغدغه‌های مسعود] را نمی‌زدم. خوشش آمد و گفت که به ویراستار کانال وصلش کنم. گفتم این نویسنده کانال ما را برنداری و ببری‌ها. گفت، نه! برای آشنایی با فرایند می‌خواهد. این ویراستار کانال، همینجوری کارها را به موقع انجام نمی‌داد و اینها هم هی برای کارهای دیگر صدایش می‌کنند، اما با همین اوضاع هم خواهان دارد [که نشان از وخامت و فضاحت اوضاع هلدینگ‌های رسانه‌ای در کشور است]. @Masouds_concerns

  • 7 июн. 2025 г.15,4 тыс28864

    سه‌شنبه، ۱۳ خرداد امروز را کلا به یاد سیدعباس [عراقچی، وزیر امور خارجه] گذراندم. خودش که نبود و در لبنان به سر می‌برد، اما بچه‌های وزارت‌خانه‌اش اول، سفرایی را آوردند که قرار است به خارج بروند و بعد، سفرایی را که از طرف خارجی‌ها آمده‌اند. شاید هم برعکس این بود. مهم نیست حالا. به سفرا گفتم که تأکید کنید ما اهل دعوا نیستیم، اما از حق‌مان هم کوتاه نمی‌آییم. بعد رفتیم جلسه [شورای عالی] انقلاب فرهنگی. جلسه خیلی خلوت بود. روسای قوا [ی قضائیه و مقننه] نیامده بودند و تنها بودم. مانده بودم که وقتی بقیه نیستند، چرا جلسه را برگزار کرده‌ایم و هزینه رفت و آمد این اعضا را در این ناترازی بر عهده نظام گذاشتیم. جلسه را مختصر برگزار کردیم. برای مراسم سخنرانی [در] حرم امام (ره) به آنجا رفتم. خیلی بی‌نظم بود، من برای خودم حرف می‌زدم، مردم برای خودشان می‌رفتند. حالا من به این که وسط صحبتم [در مجلس] راه بروند، عادت داشتم، اما برای بقیه جالب نیست. شب را زود خوابیدم. قبل خواب یادم آمد یک کار عجیب دیگر هم امروز کردم. عضویت ایران در اتحادیه [همکاری‌های] تأیید صلاحیت آسیا [-اقیانوسیه] را ابلاغ کردم. این‌قدر در بررسی [و تأیید صلاحیت] خوب عمل کرده‌ایم که می‌خواهیم صادرش هم بکنیم. تنها راه جا نماندن از دنیا و رسیدن به آنها همین است. اگر آنها هم مثل تأیید صلاحیت کنند، قطعا وضع‌شان مثل ما می‌شود. @Masouds_concerns

  • 4 июн. 2025 г.26,8 тыс461127

    دوشنبه، ۱۲ خرداد سیدعباس [عراقچی، وزیر امور خارجه] مصر است. با السیسی [رئیس‌جمهور مصر] و وزیر خارجه‌اش دیدار و صحبت کرده است. چون می‌دانستم زود گرم می‌گیرد، سپردم با رئیس‌جمهور مصر [به قول نسل جدید] سیسی نشود. فعلا روابط دیپلماتیک‌مان سطحش پایین است. الآن در مرحله داداشی به سر می‌بریم. حالا شاید یکی بگوید داداشی همان سیسی است، ولی به نظرم تفاوت دارند. همین که جنسیت‌شان فرق دارد، خودش نکته‌های زیادی دارد. به سیدعباس پیام دادم این مذاکره [مثلا] غیرمستقیم ما، کل دنیا را علاف کرده. شبیه این اکس‌هایی شده‌ایم که کل اکیپ دوستی را بهم می‌ریزند. این پاراگراف چقدر عجیب شد. درست است که مولا [امیرالمومنین (ع)] می‌فرمایند «اَلمَرءُ ابنُ ساعَتِهِ» [آدمی فرزند زمانه خویش است] اما آدم نداند فکر می‌کند این پاراگراف را محمدجواد [آذری جهرمی] نوشته است. عصر با بچه‌های بسیج و سپاه جلسه داشتیم. خود [سردار] سلامی [فرمانده سپاه] هم بود. درباره مدیریت محله‌محور صحبت کردیم و نقش بسیج و مساجد در آن. می‌خواستم به هلدینگ رسانه‌ای بگویم زیاد [این جلسه] را پوشش ندهند. برداشت‌های بدی ممکن است ازش بشود. مثلا اینکه ما می‌خوایم قدرت بسیج و اینها را در شهرها زیاد کنیم. قدرت‌شان که زیاد هست. کاری هم دست ما نیست. ولی ما می‌خواهیم قدرت‌شان را به طرف مردم و به نفع مردم برگردانیم. به جای آنکه ایست بازرسی بگذارند و ماشین‌های مردم را بگردند، بروند مشکلات محلات را حل کنند. حالا اینها را اینجا گفتم فکر کنم بد بشود. کلا امشب انگار من نمی‌نویسم و محمدجواد [آذری جهرمی] دارد می‌نویسد. سیدعلی [مدنی‌زاده، وزیر پیشنهادی اقتصاد] هم برنامه‌اش را داده. اسمش را گذاشته رشد عدالت‌محور. واقعا خوشم آمد. کلا خیلی ازش خوشم می‌آید. به همین خاطر از الآن هم به اسم کوچک صدایش می‌زنم. خیلی دوستش دارم. ان شاء الله به اقتصاد هم سر و سامانی می‌دهد. فقط نمی‌دانم اگر این‌قدر دوستش دارم، چرا همان اول معرفی‌اش نکردم. البته عبدالناصر [همتی، وزیر سابق اقتصاد] را هم واقعا دوست داشتم [و دارم]. همه را کلا دوست دارم. برای اینکه دوست داشتنم را به سیدعلی ثابت کنم، بهش پیامک زدم گفتم فکر نکنم تو شهرزاده [همان مدنی‌زاده] هستی و ما روستازاده، پس چیزی از اقتصاد سرمان نمی‌شود. من کارشناس اقتصاد نیستم، به خاطر همین آن بخش رشد برنامه‌ات را خیلی سر در نمی‌آورم، اما بخش عدالتش تخصص خودم است. @Masouds_concerns

  • 2 июн. 2025 г.22,4 тыс377108

    یکشنبه، ۱۱ خرداد همایش ملی بهره‌وری بود و ما را بردند آنجا تا برای مردم حرف بزنیم. متأسفانه در کشور بهره‌وری نداریم، یعنی همین کارمند و کارگر ما وقتی در ایران است یک اندازه تولید می‌کند، اما وقتی خارج کار می‌کند، تولید بیشتری دارد. نه اینکه منظورم کارگر ساده باشد، وضع مدیران کشور بدتر است. از هوش مصنوعی پرسیدم که روسای کشورهای پیشرفته از چه ساعتی کار می‌کنند؟ گفت هشت صبح. بعد ماها از پنج بیداریم و هی کار می‌کنیم، اما همیشه کارها عقب افتاده است. بعد هم برای اینکه بگوییم کار می‌کنیم و مشکل ما نیستیم، به خبرنگارها می‌گوییم که از زود بیدار شدن ما بگویند. ظهر، جلسه [هیأت] دولت بود. در مورد بندر [شهید] رجایی گزارش دادند که خسارت چقدر بوده است. عراقچی هم آخر جلسه برای خداحافظی آمد و گفت عازم مصر است تا در مورد هسته‌ای صحبت کنند. گفتم سید، ما که آنجا رابطه دیپلماتیک نداریم. گفت آره اما برای مذاکره به این موضوعات کاری ندارند. اعصاب او و [محمد] اسلامی انرژی اتمی از گزارش اخیر آژانس مکدر بود. چند تا از وزرا هم در مورد هماهنگی مراسم تجدید بیعت [با امام] از وزرایی که رفته بودند، سوال کردند. [الیاس] حضرتی هم گفت که خبر ارسال نامه معرفی مدنی‌زاده به عنوان وزیر [اقتصاد] را بقیه زودتر از دولت عنوان کرده‌اند. پیش خودم گفتم که این بهره‌وری بخش دولتی را باید خیلی جدی‌تر از بقیه جاها در مدنظر بگذاریم. هنوز از ناراحتی باخت تیم مهدی طارمی [که شادی قهرمانی تراکتور را از بین برد] در نیامده بودم که از کره [طبیعتا جنوبی] خبر رسید که دو ورزشکار و یک مربی دو و میدانی ما به اتهام [تجاوز] جنسی بازداشت شده‌اند. این خبر آن‌قدر تلخ بود که شادی حماسه ملبورن [صعود به جام جهانی ۹۸ فرانسه] را هم به حاشیه برد. عباس [عراقچی] الان عزا گرفته است که دیگر با چه رویی می‌توان از پول‌های بلوکه شده در کره‌ که الآن در قطر است [ولی پیش ما نیست] صحبت کرد. @Masouds_concerns

  • 1 июн. 2025 г.22,9 тыс472107

    شنبه، ۱۰ خرداد امشب حالم خوب نیست چون حال [مهدی] طارمی خوب نیست. جوری فینال جام قهرمانان [باشگاه‌های اروپا] را به فرانسوی‌ها [پاریس سن ژرمن] باختند که ما باید چند ماه روی روحیه او [مهدی طارمی] کار کنیم تا احیا شود و بتواند برای تیم ملی بازی کند. یاد علی دایی افتادم که در فینال اروپا [همان جام قهرمانان] در بایرن [مونیخ] حضور داشت ولی تو زمین نرفت. اصلاً قهرمانی تراکتور را به حاشیه برد این بازی. [سید محمد] اتابک پیامک داد که "آقای دکتر نصب کردیم". از او خواهش کردم که بیشتر توضیح دهد. پیامک داد "ماهواره! خب معلوم است دیگر، پنل خورشیدی". خبر خوبی بود ولی چرا این‌قدر بی‌اعصاب بود؟ دیدم حق دارد. ملت دارند در منزل زیر باد کولر گازی نماوا [فیلتر شده] می‌بینند و زیر سینک ظرفشویی رمزارز تولید [ماین] می‌کنند، آن‌وقت برق کارآفرین و صنعتگر را قطع کرده‌ایم. اصلاً اگر اعصابش سر جایش باشد باید تعجب کرد. [امیر مقصودلو] تتلو دیروز اقدام به خودمسمویتی [خودکشی] کرد. من چون آهنگ‌هایش را اصلاً دنبال نکرده بودم ارتباط احساسی با او نداشتم که پیگیر شرایطش شوم ولی دیدم اگر شهید رئیسی بود، حتماً شخصاً ورود می‌کرد و وضعیتش را بررسی می‌کرد. من هم خواستم پیگیری کنم ولی دیگر گفتند حال عمومی‌اش خوب شده و به زندان برگشته است. حال عمومی او اگر خوب بود اصلاً زندان نباید می‌رفت ولی خب از لحاظ فیزیکی به نظر می‌آید که باثبات شده است. @Masouds_concerns

  • 31 мая 2025 г.28,3 тыс526121

    جمعه، ۹ خرداد امروز، درگیر پیگیری کارهای کانال بودم. سه چهار روز را مرتب کردیم و در کانال گذاشتیم. هوا گرم بود. دنبال زیرزمین ساختمان می‌گشتم که تیم حفاظت نگران شدند که چی شده است. وقتی گفتم که دنبال زیرزمین هستم، گفتند نداریم. برای چه می‌خواهی؟ گفتم کولر را روشن نکردم، برای استراحت می‌خواهم بروم زیرزمین بخوابم که خنک شوم. هنوز پنل‌های خورشیدی را در سقف نهاد نصب نکرده‌اند. زیر سایه درخت استراحت کردم. برگشتم که یوسف پیام داد که شبکه نمایش خانگی نماوا فیلتر شده است. گفتم چرا؟ گفت قوه قضائیه می‌گوید که فیلم «سووشون» را بدون مجوز پخش کرده‌اند. گفتم عین فیلم جعفر پناهی؟ گفت نه. گفت ساترا مجوز نداده. گفتم این که مال صداوسیما است. همیشه نسبت به تعارض منافع این قسمت نقد داشته‌ام که چرا باید شبکه‌های پخش فیلم آنلاین از صداوسیما باید مجوز بگیرند که رقیب‌شان است. حالا هم قوه قضائیه توقیف کرده، ولی ما باید کمک کنیم که مردم از این پلتفرم‌ها بتوانند استفاده کنند، وگرنه تلویزیون که چیزی ندارد، فقط فوتبال‌هایش خوب است. غروب، دیدم [زهرا] بهروزآذر [معاون زنان ریاست‌جمهوری] پیام داده که خوب است شما هم برای قهرمانی اولین دختر ایرانی در دوومیدانی آسیا تبریک بگویید. گفتم کی اتفاق افتاده است و چرا تلویزیون چیزی نگفته؟ به تلویزیون که نگاه کردم، یادم افتاد بعد از قهرمانی تراکتور، دیگر تلویزیون را روشن نکرده‌ام. گفت دیروز ریحانه مبینی برنده طلای پرش شده است. گفتم حتما. نگاه کردم، دیدم دندان‌پزشک هم هست. خوشحال شدم که [حداقل یک نفر پیدا شده که] ورزش را کنار درسش ادامه داده است. @Masouds_concerns

  • 30 мая 2025 г.26,4 тыс480120

    پنج‌شنبه، ۸ خرداد صبح خبر آزادی [غلامرضا] قاسمیان آمد. در مراسم حج چند جمله از آن جمله‌هایی که نباید می‌گفت گفته بود. با توجه به سوابقش [در حمله به سفارت عربستان] و این حرف‌های اخیرش بازداشت شد. نزدیک بود دوباره چالشی در روابط ما و عربستان ایجاد شود که خوش‌بختانه نشد و فعلا به خیر گذشت. فقط از مسئولین مربوطه هر دو کشور ممنونیم که قضیه را به جای اینکه پهن کنند خیلی سریع جمع کردند. امروز جلسه فرهنگستان علوم پزشکی را به ریاست خودم برگزار کردم. حاجی [میرزایی، رئیس‌دفتر رئیس‌جمهور] پرسید موضوع صحبت‌تان چیست؟ گفتم: همان همیشگی. گفت: آقای دکتر تو رو خدا! گفتم: حرف مرد یکی است. قرار نیست تغییر مکان حرف ما را تغییر بدهد. خلاصه اینکه رفتم و درباره سواد سلامت، وضعیت مدارس، مشارکت مردم، رفع ناترازی‌ها و نتایج مذاکرات حرف زدم. دکتر ظفرقندی [وزیر بهداشت] دوباره گزارش داد که مهاجرت کادر درمان در نیمه دوم سال قبل کم شده، اما این بار هم نگفت چرا. جایم را به دکتر مرندی [وزیر اسبق بهداشت و رئیس فرهنگستان علوم پزشکی] دادم. هم رئیس ما بوده، هم همیشه هوایم را داشته است. عصر، فیلم گفت‌وگوی من با تلویزیون عمان منتشر شد. گفته بودم «ایران کشوری صلح‌طلب است» و از نقش عمان در ثبات منطقه تشکر کرده بودم. از بعضی حرف‌ها که در دوربین گفته می‌شود، می‌توان دفاع کرد، اما از بعضی حرف‌ها که در دوربین گفته می‌شود، نمی‌شود دفاع کرد. دکتر عارف [معاون اول رئیس‌جمهور] رفته است دوشنبه. به شوخی گفتم که دکتر ماشین زمان داری که در پنج‌شنبه می‌روی دوشنبه.[منظور از دوشنبه اول، پایتخت تاجیکستان و منظور از دوشنبه دوم، روز دوشنبه است.] سر شب خبری خواندم که امام جمعه اصفهان گفته است: «ما هزار خانه تاریخی نمی‌خواهیم، ده تا یا بیست‌تا را نگه دارید کافی‌ست. بقیه‌اش را می‌خواهید چه کار کنید؟» بلافاصله خبر را برای دکتر صالحی [امیری، وزیر میراث فرهنگی] فرستادم و نوشتم: سید جان! حواست باشد این رویکردهای «مینیمالیستی» کار دست‌مان ندهد. یک وقت دیدی، بعد از معماری، آمدند سراغ میراث مکتوب و گفتند از دیوان حافظ و شاهنامه هم فقط چند بیت را نگه دارید کافی‌ است، بقیه‌اش را می‌خواهید چه کار؟ @Masouds_Concerns

  • 30 мая 2025 г.15,8 тыс32371

    چهارشنبه، ۷ خرداد درست امروز که می‌شود فردای ابلاغ معاهده ما با هند در امور مدنی و تجاری، و پس‌فردای دیدار با نخست‌وزیر پاکستان، سفارت هند اعلام کرده سه نفر از شهروندانش بعد از سفر به ایران مفقود شده‌اند. اسامی‌شان پشت سر هم «سینگ» دارد. فعلا چیزی نمی‌دانیم. اگر پیدا شدند، اطلاع می‌دهیم. اگر پیدا نشدند، مسئولان مربوطه توضیح خواهند داد که چرا نمی‌دانند. اما امیدوارم صحیح و سالم پیدا شوند. حتی اگر اینجا خانواده گمشده‌ای داشته‌اند، آنها را هم پیدا کنند و همه‌چیز [مثل فیلم‌های هندی] به ‌خوبی و خوشی تمام شود. امروز روز ملی آذربایجان بود. ما که اینجا در مسقط مشغولیم. بچه‌ها در تهران از طرفم پیام نوشتند و تبریک گفتند. متن پیام رسمی، متین، غیر تحریک‌آمیز و دوستانه بود. مثل اغلب سیاست‌هایم در دولت [چهاردهم]. صبح، دیدار با معاون نخست‌وزیر عمان و بعد هم وزیر خارجه‌شان انجام شد. درباره گسترش روابط و نقش مشترک‌مان در ثبات منطقه صحبت کردیم. حرف‌هایی زده شد که همه طرفین امیدوارند سازنده باشد. در نشست فعالان اقتصادی ایران و عمان هم شرکت کردم. به بازرگان‌ها گفتم چه با تحریم، چه بی‌تحریم، تغییر می‌کنیم. نگفتم دقیقا به کدام سمت، فقط گفتم تغییر. خودشان باید جهتش را متوجه شوند. امروز دکتر عارف [معاون اول رئیس‌جمهور] جلسه هیأت دولت را بدون من و جمعی از بچه‌های هیأت [دولت] که در مسقط هستند تشکیل داد. چکیده صورت‌جلسه‌ را بلافاصله فرستادند. دکتر ظفرقندی [وزیر بهداشت] گزارشی ارائه داده بود که در شش‌ماهه دوم سال گذشته، مهاجرت کادر درمان خیلی کاهش داشته. دلیلش را نگفته بود که این کاهش به خاطر کاهش مسیرها و امکان‌های خروج بوده، یا اینکه چون یک پزشک رئیس‌جمهور شده کادر درمان امیدوار شده‌اند؟ خودم دلم می‌خواهد گزینه دوم باشد. اما باید کارشناسی شود. بعد از انجام یک مصاحبه با تلویزیون رسمی عمان، آخرین برنامه سفر بازدید از مسجد جامع سلطان قابوس بود. مسجد خیلی باشکوهی است. مرا یاد مساجد باشکوه خودمان انداخت. کلی عکس برای اینستاگرام گرفتم. در دفتر یادبود مسجد هم دستخطی نوشتم. خودکار را از جیب بیرون آوردم، ولی قبل از نوشتن، امتحانش کردم. بعضی خودکارها جوهر ندارند، بعضی فقط رد می‌گذارند. البته این فقط درباره خودکارها نیست. @Masouds_concerns

  • 30 мая 2025 г.16,8 тыс38392

    سه‌شنبه، ۶ خرداد با وجود دو ویراستار وضع انتشار کانال [دغدغه‌های مسعود] همچنان آشفته است. ویراستار شیرازی که به خاطر اختلاف ساعت و مسائل دیگر، صبح‌ها همیشه خواب است. سراغ ویراستار [یزدی] کانال را گرفتم، گفتند نیامده. پرسیدم چرا؟ گفتند رفته است برای مسابقات ملی مناظره [دانشجویان ایران] و از شما هم خواهش کرده برای این مسابقات پیامی بنویسید. پرسیدم مگر [چنین مسابقاتی] داریم؟ گفتند بله خیلی سال است. سپردم پیام را بنویسند. پیام خوبی بود. امیدوارم کسانی که وظیفه‌شان تنش‌آفرینی است، آن را نخوانند. یا اگر خواندند، لااقل به قصد مناظره وارد عمل نشوند. مناظره‌ کلا خوب است. فضا را به سمت وفاق [یا تعیین تکلیف] می‌برد. قانون معاهده بین خودمان و [جمهوری] هند در امور مدنی و تجاری را برای اجرا به [وزارت] دادگستری ابلاغ کردم. هم خوشحال شدم که بالاخره یک کاری با بچه‌های دادگستری پیش آمده، هم خوشم آمد که یک روز بعد از سفر نخست‌وزیر پاکستان ابلاغش کردیم. این‌طوری نشان می‌دهیم که کارهایمان حساب و کتاب دقیقی دارد [حتی اگر نداشته باشد]. به دعوت رسمی سلطان هیثم [بن طارق، پادشاه عمان] راهی مسقط شدیم. سید عباس [عراقچی] و سید مهدی [طباطبایی] چند بار تذکر دادند که عُمان تشدید ندارد و حواسم را در سخنرانی‌ها جمع کنم، اما فایده‌ای نداشت. یادم می‌رفت. حالا من که هیچی. دقت کردم دیدم خودشان هم که از قبل می‌دانستند یادشان می‌رود. سلطان هیثم استقبال کرد. بعد از آن با هم حرف زدیم و از همدیگر تشکر کردیم و بر گسترش روابط دوجانبه تأکید کردیم. من از نقش عمان در میانجی‌گری [بین ایران و آمریکا برای مذاکرات] تشکر کردم. او هم از نقش ما در صبوری و نوسان‌پذیری سیاست منطقه‌ای تشکر کرد. حرف‌های دیگری هم مطرح شد که قرار نیست کسی دقیق بداند چه حرف‌هایی بوده، ولی همه باید حس کنند سازنده بوده. ۱۸ سند همکاری فی ما بین هم امضا شد. نمی‌دانم سند نوزدهمی هم لازم بود که ضمانت اجرای بقیه را تأمین کند یا نه. جایتان خیلی خالی. عمان واقعا کشور قشنگ و تاریخی و باحالی است. ساختمان‌ها و لباس‌هایشان خیلی قشنگ است. از چهره همه‌شان، از پادشاه گرفته تا وزرا و مسئولان و حتی نگهبان‌ها وفاق می‌بارد. من و دولتم که نتوانستیم، کاش یک مدت آن مجری سابق تلویزیون [امیرحسین ثابتی] و دوستانش را بیاورند عمان، بلکه بتوانند اینجا کمی ریلکس کنند و آموزش وفاق ببینند. به قالیباف پیام دادم که این روحانی[غلامرضا قاسمیان] که [در عربستان] بازداشت شده است، دوست شما بوده؟ گفت بوده، اما از انتخابات پارسال به پاجوش‌ها نزدیک شده بود. گفتم به هر حال تلاش می‌کنیم که آزاد شو،د ولی متأسفانه کلا در روابط ایران و عربستان همیشه اخلال ایجاد کرده است. به نظرم باید توجیه شود. @Masouds_Concerns

  • 30 мая 2025 г.19 тыс26479

    دوشنبه، ۵ خرداد مدرسه‌ساختن کار سخت و مهمی است. چون خودم قبلا ۶۰۰ خانه بهداشت ساخته‌ام می‌دانم که می‌گویم. برای همین صبح قبل از هر کاری رفتم مراسم تشییع مرحوم ناصر قفلی [رئیس جامعه خیرین مدرسه‌ساز]. خیلی مدرسه و کلاس درس ساخت. خیلی بیشتر از ۶۰۰ تا. مثل من هم نبود که مدام این طرف و آن طرف برود و بگوید چند تا ساخته است. خدا رحمتش کند. از آنجا رفتم به مراسم چهل‌وسومین سالگرد تأسیس دانشگاه آزاد [اسلامی]. خیلی سخنرانی خوب و مفصلی داشتم. تقریبا درباره همه چیزهایی که از پارسال تا الان حرف زده‌ام حرف زدم. جمعیت خوبی هم در سالن نشسته بودند که معلوم بود بیشترشان مسئولان و استادان دانشگاه آزاد هستند. چون مراسم سالگردشان بود چیزی نگفتم که خبر دارم الان توی بعضی از شعبه‌های دانشگاه آزاد، فقط نگهبان مانده. آن هم نه به خاطر امنیت، به خاطر اینکه در را ببندد باد نیاد. معلوم نیست حالا که شرایط این است چرا شهریه را بیشتر می‌کنند. این‌طور پیش بروند تا چند سال دیگر تعداد دانشجوهایشان کمتر از کارمندان و مسئولان و استادان‌شان می‌شود. یک نمایشگاه هم از دستاوردهای فناورانه دانشگاه [آزاد اسلامی] برگزار شده بود که رفتم بازدید. یکی از غرفه‌ها دستگاهی برای بهینه‌سازی مصرف آب در کشاورزی ارائه کرده بود. پرسیدم: «در شرایط کم‌آبی هم مؤثر است؟» پاسخ دادند: «بله، البته اگر کشاورز به توصیه‌ها عمل کند». از آنها خواستم تا سال بعد و نمایشگاه بعد طوری فناوری‌شان را ارتقا بدهند که کشاورز نتواند به توصیه‌ها عمل نکند. عصر سعدآباد بودم. استقبال رسمی از نخست‌وزیر پاکستان [شهباز شریف] داشتیم. در راستای تحکیم مناسبات منطقه‌ای باید به سمت همسایگان شرقی قدم‌های حساب‌شده‎ای برداریم. رژیم [غاصب صهیونیستی] در تلاش است با هندی‌ها ببندد. باید هشیار باشیم. الحمدلله برنامه‌ها با آقا شهباز خیلی خوب پیش رفت. کت‌وشلوار خیلی قشنگی هم پوشیده بود که چون رنگش روشن بود اصلا انرژی خورشیدی را جذب نمی‌کرد. به او گفتم شما برادر ما هستید و رابطه ما با شما قلبی و عروقی [ناگسستنی] است. جایش نبود که بگویم در این دوره و زمانه گاهی برادرها خیلی خرج روی دست آدم می‌گذارند. آقا شهبار هم گفت که ایران را خانه دوم خودشان می‌دانند و از حق ما برای استفاده از انرژی [صلح‌آمیز] هسته‌ای حمایت کرد. وقتش رسیده ما و پاکستان همکاری‌های سیاسی و اقتصادی‌مان [به استثنای واردات مواد غذایی از آنجا به اینجا] را توسعه بدهیم. إن‌شاءالله بتوانیم مرزهایمان را هم از ناامنی و تروریسم نجات بدهیم. @Masouds_Concerns

  • 27 мая 2025 г.26,8 тыс474127

    یک‌شنبه، ۴ خرداد صبح همین که رسیدم دفتر دیدم همه بابت شایعات شایعه‌سازان خیلی ناراحت هستند. گفتند باید یک واکنشی انجام بدهیم. گفتم اولا طوری نی. ثانیا عمر دست خداست، ثالثا مهم این است که آن دو عزیز [که روز چهارشنبه در تبریز جراحی‌ قلب‌شان را انجام داده‌ام] حال‌شان خوب است. حتی گفتم پرونده‌هایشان را بفرستند که یک‌بار دیگر شخصا مرور کنم. مرور کردم و دیدم الحمدلله در سلامت کامل‌ به سر می‌برند. با این حال در واکنش به حرف‌های شایعه‌سازان، جلسه هیأت [دولت] را با ذکر «یا حکیم و یا طبیب» شروع کردم. سیدعباس [عراقچی] گزارشش را از دور اخیر مذاکرات داد. یک‌بار دیگر تأکید کردم که باید در داخل هم‌دل و یک‌صدا باشیم، اما خودم هم می‌دانم این شایعه‌سازان اهل همدلی و وفاق نیستند. وسط جلسه دیدم حاجی میرزایی [رئیس دفتر رئیس‌جمهور] هی دارد لبخند می‌زند. بقیه هم تقریبا همین‌طور. پرسیدم قصه چیست؟ گوشی‌اش را نشانم داد. سید‌مهدی [طباطبایی؛ معاون ارتباطات دفتر رئیس‌جمهور] یک مطلبی [در جواب شایعه‌سازان] در اینستاگرام نوشته بود و به آنها گفته بود «مافیا» و از من هم با عنوان «پزشک شهر» یاد کرده بود. خدا حفظش کند. مرد قابلی‌ست؛ هم اهل قلم، هم اهل کنایه. همان لحظه از حاج محسن [رضایی، فرمانده سابق سپاه و دکترای اقتصاد] یک پیامک رسید که نوشته بود: «جناب رئیس‌جمهور! به اقتصاد هم همان تیغی را بزنید که به بیماران‌تان زدید. شاید این هم نجات یابد!» در جوابش با لبخند نوشتم: «حاجی! اقتصاد را بیهوش کرده‌ایم، اما هنوز دارد مقاومت می‌کند.» آقای رحیمی [وزیر دادگستری] هم تا دید دارم لبخند می‌زنم فرصت را مناسب دید و گفت: «آقای دکتر! اگر اجازه بدهید، ما هم برای بودجه وزارتخانه‌مان یک بخیه برداریم». در جوابش با قاطعیت یک پزشک که تجربه کار در بحبوحه شرایط جنگی را هم دارد گفتم: «فعلا با پانسمان پیش بروید. بخیه برای مرحله‌ی بعد است». امروز چراغ اتاق عمل توی ذهنم خاموش نمی‌شد. دلم می‌خواهد روزی برسد که همه جراحی‌های لازم برای کشور انجام شده باشد، و دیگر فقط مراقبت‌های بعد از عمل بماند. البته اگر شایعه‌سازان اجازه بدهند بخیه‌ها ترمیم شوند. @Masouds_Concerns

  • 27 мая 2025 г.24,6 тыс29982

    شنبه، ۳ خرداد سوم خرداد [سالروز آزادسازی خرمشهر] بود. خیلی سوم خرداد را دوست دارم. دوم خرداد [سالروز پیروزی دولت اصلاحات در انتخابات سال ۱۳۷۶] را هم دوست دارم، ولی سومش را بیشتر. وفاقش بیشتر است. همه مردم آن روز خوشحال بودند، چون همه‌شان برای آزادی خرمشهر خون داده بودند. جوان داده بودند. مردم خودجوش به خیابان ریختند و جشن و شادی کردند. یک‌بار هم بعد آن برای بازی با استرالیا [در مقدماتی جام جهانی ۱۹۹۸] مردم این‌جوری به خیابان ریختند. بعد آن هم یک‌بار برای بازی با آرژانتین [در جام جهانی ۲۰۱۴] مردم جشن خیابانی داشتند. البته این آخری را باخته بودیم. خود همین نشان می‌دهد از آرمان‌هایمان خیلی فاصله داریم. صبح کلی افتتاح داشتیم. همه را گذاشته بودند برای سوم خرداد. تعدادش زیاد بود. البته گول تعداد زیاد را نباید خورد. اثرشان را باید دید. وگرنه با آمار راحت می‌شود به مردم دروغ گفت. اصلا یک کتابی دارم به اسم «چگونه با آمار دروغ بگوییم؟». خودم هنوز نخوانده‌ام. ولی اسم جالبی دارد. [پروژه‌ها] در زمینه مسکن و حمل‌ونقل و هواشناسی بود. بعدش رفتم [نشست] جایزه ملی انرژی‌های تجدیدپذیر. والا با این وضعیت ناترازی [انرژی و قطع برق و اینها] جایزه نباید بدهیم به خودمان. ولی خب از قبل برنامه‌ریزی کرده بودند. گفتم داریم برای جایگزینی برق با گاز در زمینه گرمایش برنامه‌ریزی می‌کنیم. برای افزایش بهره‌وری انرژی هم همین‌طور [برنامه‌ریزی می‌کنیم]. فقط امیدوارم برق کافی برای اجرای این برنامه‌ها داشته باشیم. عصر دانشگاه تهران بودم. همایش گذاشته بودند برای خلاقیت و نوآوری در دفاع مقدس. موضوعش را دوست داشتم. ما در جنگ هم ایثار و شهادت داشتیم، هم عقلانیت. راویان دفاع مقدس متأسفانه قسمت دوم را غافل شده‌اند. شاید چون خودشان از قسمت دوم بی‌بهره [یا کم‌بهره] هستند. شاید هم می‌ترسند اگر از بخش دوم بیشتر بگویند، عقلانیت در کشور حکم‌فرما و بساط آنها جمع شود. حالا ما که از نیت‌شان خبر نداریم. ان شاء الله اصلاح شوند. جلسه [شورای عالی هماهنگی اقتصادی] سران قوا هم داشتیم. البته فقط سران قوا نبودند. اسم دقیق جلسه را ویراستار می‌نویسد که با آن یکی جلسه [سران قوا] قاطی نشود. آنجا هم بحث انرژی و این‌جور چیزها بود. قرار شد تسهیلات بدهیم وزارت نیرو که نیروگاه خورشیدی وارد کند. حالا که داریم چوب خورشید را می‌خوریم [از بس هوا گرم است]، پولش را هم می‌دهیم، حداقل پیازش را هم خورده باشیم و نفعی از [انرژی] خورشید ببریم. شب باخبر شدم دکتر [ناصر] قفلی، فوت شده است. رئیس جامعه خیرین مدرسه‌ساز بود. خدایش بیامرزد. به ذهنم رسید بگویم ما باید مثل ایشان قفلی بزنیم روی یک کار و آن کار را انجام دهیم. نمی‌دانم می‌شود این را گفت یا نه. سپردم ویراستار تصمیم بگیرد. @Masouds_concerns

  • 24 мая 2025 г.34,6 тыс459142

    جمعه، ۲ خرداد جمعه کسالت‌باری بود. خیلی بی‌برنامه گذشت. تنها خوبی‌اش این بود که خاطرات دوم خرداد سال ۱۳۷۶ را مرور کردم. یادم آمد آن زمان، هم ما و هم مردم خوشحال‌تر بودیم. فکر کردم از ما که گذشته، اما چه کار کنم که لااقل مردم دوباره خوشحال‌ شوند؟ خواستم به آقای [سید محمد] خاتمی زنگ بزنم و ازش بپرسم. دیدم او هم مثل من، چون خودش فکر نمی‌کرد [رئیس‌جمهور شود]، ممکن است به‌طور دقیق در جریان [علت خوشحالی‌های مردم] نباشد. عصری دیدم حوصله‌ام دیگر خیلی سر رفته، با سیدعباس [عراقچی] تماس گرفتم ببینم حالش چطور است. گفت دور پنجم [مذاکرات] تمام شد. گفتم چقدر کوتاه؟ گفت ویتکاف [نماینده آمریکا در مذاکرات] در حد ۹۰ دقیقه بود. بقیه‌اش را با بقیه ادامه دادیم. گفتم مگر مسابقه فوتبال است؟ یکبارگی می‌گفتند عادل [فردوسی‌پور] هم برود گزارش [بدهد]. آخرش هم معلوم نشد عاقبت این جوان چه شد و بالاخره در تلویزیون می‌گذارند گزارش بدهد یا نه. یک آمار خیلی تلخی خواندم که نوشته بود تعداد تولدها در کشور [در سال ۱۴۰۳] به کمتر از یک میلیون رسیده است. از سال ۱۳۵۰ تا الان کمترین میزان تولد بوده. اگر نتوانیم مشکلات اقتصادی مردم را حل کنیم، [آمار موالید] از این هم کمتر می‌شود. برای آینده کشور خیلی خطرناک است. البته این جوان‌ها هم حق دارند [بچه‌دار نشوند]. خودشان شغل و سرپناه و آینده ندارند. کارشان در بهترین حالت به جای تشکیل خانواده، به تجرد قطعی یا مهاجرت قطعی می‌رسد. حالا به بدترین حالت‌هایش اشاره نمی‌کنم. خبردار شدم حسن کامشاد [مترجم و پژوهشگر نامدار ادبیات فارسی] در غربت از دنیا رفته است. خدا رحمتش کند. رمان دنیای سوفی را با ترجمه او برای محمدحسین [نوه رئیس‌جمهور] خریده بودم. با توجه به بعضی از کارهایی که در زندگی‌اش کرده، و بعضی از کارهایی که نکرده، ممکن است پروتکل‌ها اجازه ندهد مرگش را به‌طور رسمی تسلیت بگویم. فعلا از همین تریبون [تسلیت] می‌گویم. تا بعدا چه پیش بیاید. @Masouds_concerns

  • 24 мая 2025 г.21,8 тыс631122

    پنج‌شنبه، ۱ خرداد بعد از جلسه گرامی‌داشت شهدای خدمت در مجلس وقتی برگشتیم خانه، حاجی‌میرزایی [رئیس دفتر رئیس‌جمهور] زنگ زد که در هتل لاله انفجاری رخ داده است و باز هم شهید داده‌ایم. به حاجی گفتم مگر قرار نبود مهمان خارجی نداشته باشیم؟ گفت چرا، اصلا کسی نمی‌داند چه کسی میزبان شخصیت بوده است. گریه کردم... با گریه و وحشت از خواب پریدم. دیدم صورتم خیس است. تازه متوجه شدم خواب دیده‌ام. فکر کنم باید یک تراپیست استخدام کنم که از درد و رنج رئیس‌جمهور بودن در این دوره و زمانه رها شوم. به زنوزی [مدیرعامل تراکتورسازی تبریز] زنگ زدم، گفتم یک سالن برای شب جور کند. به جای تراپی، فعلا یک سالن برویم تا ببینیم چه می‌شود. با استانداران اقلیم کردستان عراق، و استانداران آذربایجان غربی، کرمانشاه و کردستان نشستی داشتیم. صحبت‌های مهمی درباره روابط ساکنان دو طرف مرز عنوان کردم. باید تا می‌توانیم [به روابط] استحکام ببخشیم و هم‌زمان حواس‌مان به آمریکا هم باشد که چون شیطان بزرگ است مدام می‌خواهد شیطنت کند و مردم منطقه را از هم جدا کند. اغلب وزرا آخر هفته را در سطح کشور پراکنده شده‌اند. آقای مؤمنی [وزیر کشور] رفته مازندران. قرار شده به نیروگاه‌های زباله‌سوز آنجا هم سر بزند. دکتر یونسی [استاندار مازندران] واقعا دارد این مسأله زباله و خیلی مشکلات دیگر را در استان جمع می‌کند. در قضیه میانکاله هم حسابی پای کار بود. از انتصابش خیلی راضی‌ام. نه مثل آن استاندار جوان [مهدی زندیه‌وکیلی، استاندار زنجان] که در یک مراسمی علاوه بر تقدیر از خانواده خودش، اجازه داد آن همه ازش تعریف و تمجید شود. حالا ما فعلا با توجه به قضیه قطب جنوب و حواشی‌اش، هیچی نگفتیم. اما قرار نیست در صورت تکرار چشم ببندیم. در دولت چهاردهم بنا نبوده فخرفروشی کنیم یا از مجیزگویی خوش‌مان بیاید و یا بدتر از آن اجازه بدهیم مجیزمان را بگویند. مولا علی (ع) فرموده است: «وَ اعتَمِدوا وَضعَ التّذلّل على رُءُوسكم و إلقاءَ التّعزّزِ تحت أقدامكم و خلع التّكبّر من أعناقِكُم، و اتّخذوا التّواضع مسلحة بَينَكُم و بين عَدُوّكم إبليس و جُنُوده: بر آن مصمم شويد كه فروتنى را بر فرق خود جاى دهيد و تكبر و خودخواهى را زير پاى افكنيد و خودكامگى را از گردن‌هايتان فرو هليد و فروتنى را چون مرزدارانى ميان خود و دشمن بگماريد، يعنى ميان خود و شيطان و لشکریانش». سید عباس[عراقچی] دارد می‌رود برای دور پنجم. امشب حرف‌هایش را از تلویزیون [گفت‌وگوی ویژه خبری] می‌شنیدم. گفت «اگر تهدیدات ادامه پیدا کند ناچاریم تدابیر ویژه اتخاذ کنیم». بعد هم اضافه کرد «آنهایی که باید بفهمند تدابیر ویژه یعنی چه، کاملا متوجه شده‌اند». از آنجایی که متوجه نشدم منظورش از تدابیر ویژه چیست، فهمیدم از آنهایی نیستم که باید متوجه شوند و می‌توانم بروم بخوابم. إن‌شاءالله که بتوانم راحت بخوابم. @Masouds_concerns

  • 24 мая 2025 г.20,7 тыс31072

    چهارشنبه، ۳۱ اردیبهشت امروز، روز آخر اردیبهشت بود. صبح زود رفتیم مجلس برای مراسم شهدای خدمت. بعد هم سوار هواپیما شدیم و رفتیم تبریز، برای حضور در مراسم تبریز. سعی کردم تعداد زیادی از این ۱۲۰ هزار مراسم [گرامیداشت شهدای خدمت] را ببینم. [عباس] عبدی و [احمد] زیدآبادی این مدت خیلی گفتند که این مراسم‌ها را اگر با پول شخصی قرار بود برگزار کنند، کسی برگزار نمی‌کرد. امروز جلسه [هیأت] دولت را نبودم و [محمدرضا] عارف [معاون اول رئیس‌جمهور] به تنهایی برگزار کرد. شب تلفنی که با هم صحبت کردیم، گفتم عین جلسه پارسال دولت نشود که [مرحوم] رئیسی آمد تبریز و مخبر [معاون اول و کفیل ریاست‌جمهوری پس از اعلام فوت رئیسی]، از آن به بعد جلسات را خودش برگزار کرد. دستپاچه شد که بگوید نه. کلی خندیدم. عصر در تبریز در خانه خودمان بودیم. یوسف [پزشکیان] هم کارهای دانشگاهش را انجام داد. @Masouds_concerns

  • 24 мая 2025 г.17,9 тыс25970

    سه‌شنبه، ۳۰ اردیبهشت امروز رهبری سخنرانی در مورد غنی‌سازی کردند و به قول سیدعباس [عراقچی، وزیر امور خارجه] تکلیف روشن شد. در مورد اصل غنی‌سازی هیچ مذاکره‌ای نمی‌کنیم، اما خب، در مورد چیزهای دیگر عراقچی با ویتکاف صحبت خواهد کرد. اهدای جایزه علامه طباطبایی را داشتیم. همه اساتید مطرح رشته‌های مختلف علوم انسانی و پزشکی و مهندسی بودند. اگر رئیس‌جمهور نبودم، شاید از من هم تقدیر می‌کردند. دوست دارم بعد از ریاست‌جمهوری [به شرط زنده ماندن و سوار نشدن بر هلی‌کوپتر دولتی] بیشتر به کارهای علمی بپردازم و این‌جوری هم به مردم خدمت کنم. جلسه [شورای عالی] انقلاب فرهنگی در مورد آموزش و پرورش و هوش مصنوعی بود. علی‌آقا [لاریجانی] نبود، وگرنه با توجه به اینکه فلسفه و کامپیوتر خوانده، می‌توانست نکات خوبی بگوید. [محمد]باقر [قالیباف [رئیس مجلس] هم نیامده بود. عصر هم جمعی از [اعضای مجمع یاران توسعه] آذربایجان آمدند. در مورد آذربایجان غربی صحبت کردیم. چند تا جمله ترکی هم احوال‌پرسی کردیم، اما با توجه به تذکر حاجی‌میرزایی [رئیس دفتر رئیس‌جمهور] سریع گفتم فارسی حرف بزنند که بعدا حاشیه نشود. @Masouds_concerns

  • 22 мая 2025 г.27,2 тыс365105

    دوشنبه، ۲۹ اردیبهشت صبح رفتم وزارت کار. از آن جاهایی است که واقعا کار می‌کنند. از احمد [میدری، وزیر کار] هم واقعا خوشم می‌آید. از جمله انتخاب‌های خودم [برای کابینه] بود [البته بقیه هم انتخاب خودم بودند، ولی شبیه انتخاب مردم در انتخابات ایران]. درباره طرح محله‌محوری صحبت شد. یعنی برویم در سطح محله و کار مردم را انجام دهیم. موازی‌کاری هم کم‌تر می‌شود. البته موازی‌کاری که خوب است، ما درگیر متقاطع‌کاری و متنافرکاری شده‌ایم. هرکسی برای خودش یک کاری می‌کند. گفتم این سه دهک بالا را هم زودتر [از گرفتن یارانه] حذف‌شان کنند. درباره معادن هم یک فکری بکنیم که این‌قدر جان کارگران را نگیرد. بعدش جلسه [بررسی و پیگیری روند تامین مالی پروژه‌های توسعه] برق خورشیدی بود. اسم جلسه طولانی‌تر بود. دقیقش یادم نیست. ویراستار خودش اضافه می‌کند. قرار است ۱۵ هزار مگاوات برق خورشیدی اضافه کنیم. چین برداشته روی کوه هم پنل خورشیدی قرار داده. ما بیابان‌هایمان را هم ول کرده‌ایم. باید کاری کنیم که اگر باباطاهر زنده شد، شعرش را این‌طور اصلاح کند: به صحرا بنگرم، پنل ببینم به دریا بنگرم، پنل ببینم به هرجا بنگرم، کوه و در و دشت نشان از این پنل برقی ببینم عصر رفتم منزل مرحوم آل هاشم [امام‌جمعه فقید تبریز] و سرپرست تیم حفاظت شهید رئیسی [شهید سید مهدی موسوی]. خدا رحمت‌شان کند. بزرگوارانی بودند. شهید آل هاشم را خیلی دوست داشتم. از مردان خدا بود. بعدش هم جلسه‌ای با ‌[شرکت‌کنندگان در نشست وزرای] آموزش عالی کشورهای اسلامی بود و یک جلسه هم با وزیر امور خارجه عراق. نه ما چیز خاصی گفتیم و نه آنها. چیز خاصی می‌گفتیم که وضعیت‌مان این نبود. @Masouds_Concerns