- Последний пост
- 10 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 22
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 5 101
- 1/48двое суток
- 5 845
- 1/72трое суток
- 6 304
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🔹 امین الدوله چرا در گفتار و نوشتار به جای استفاده از عبارت غربی و نامانوس «تراستی» از معادلهای فارسی و زیبای آن مانند «امین»، «امانتدار» یا «مورد اعتماد» استفاده نمیشود. اینجوری عمق فاجعه بهتر درک میشود. حتی عبارت قجری «امین الدوله» هم بهتر از واژه فرنگی «تراستی» است. شاید دکتر حدادعادل پیشنهاد بهتری هم داشته باشد.
Ali-Shariati-1405-05-11.pdf
باز خوانی علی شریعتی بعد از نیم قرن
без подписи
🔹 و آنکه میخنداند ...... به نظر من یکی از درخشانترین بازیهای اکبر عبدی در فیلم «هنرپیشه» ساختهی محسن مخملباف است. فیلمی که در ابتدای آن این جمله بر پرده: «آن که میگرید، یک درد دارد، و آن که میخندد، هزار و یک درد،» جای خود را به گریه های اکبر عبدی میدهد. یادش گرامیباد. https://t.me/RezaEjtehadi
🔹 لازم بود که عادل فیلتر شود! یک برنامه موفق بر اساس تواناییهای شخصی عادل فردوسیپور و هیجان یک بازی پرطرفدار و پرحاشیه، به پر مخاطبترین برنامه رسانه تبدیل میشود و جور بخشی از ناتواناییهای رسانه در برقراری ارتباط با بینندگانش را میکشد، ولی در نهایت با مدیریت یک مدیر تازهوارد به مرگ محکوم میشود. مجری با توجه به توانایی و ذکاوت خود یک بستر اینترنتی خصوصی ترتیب میدهد و مخاطبهای آن بزودی از رسانه ملی بیشتر میشوند. ولی این دیگر اصلا تحمل نمیشود. سایت عادل فیلتر میشود. استفاده از مثالهای فوتبالی برای توصیف خیلی از مشکلات اجتماعی کاربرد دارند، چون مردم با فوتبال راحت ارتباط برقرار میکنند. شخصا در این کانال بارها و بارها از آن برای مدل سازی مشکلات کشور استفاده کردهام، لیستی از آنها را در پایین آوردهام. (خودم هم از بلندی لیست تعجب کردم.) مردم میدانند موفقیت در میدان بازی فوتبال بدون برنامه ریزی و مدیریت درست و فقط با شانس و اقبال و شعار دادن امکان پذیر نیست. میدانند نمیشود برنده شد وقتی ضعیفتری. میدانند وقتی تیمشان میبازد حتما یکی مقصر است، وزارت ورزش، فدراسیون، باشگاه، مربی، بازیکنان یا حداقل داور، شاید هم جمع آنها. میفهمند که بدون مدیریت و برنامه ریزی درست، نمیشود که نمیشود که نمیشود، نه، درست نمیشود. شاید برای همین یک برنامه انتقادی در مورد فوتبال تحمل نمیشود. با وجود اینکه در مورد سیاست و حکومت صحبت نمیکند ولی آیینهای برای بازتاب اتفاقات مدیریتی در کل کشور میشود. مردم میتوانند شباهتها در خطاهای تصمیم گیری را راحت پیدا کنند. عادل باید فیلتر میشد تا جماعت بزرگ حامی برنامههای او، مستقل از رنگ تیمشان، یا علایق سیاسیشان، با مهمترین مشکل مدیریتی کشور آشنا شوند. مدیریت سلیقهای، مدیریت خانوادگی، مدیریت رانتی، مدیریت غیر پاسخگو و در نهایت مدیریت آسان. تا همه ببینند که چقدر راحت میشود براساس سلیقههای شخصی مدیریت کرد و ساختههای ارزشمند و سرمایههای اجتماعی یک جامعه را تخریب کرد و به کسی هم پاسخگو نبود. https://t.me/RezaEjtehadi -------------- بعضی از پستهای فوتبالی من (تازه بعضی!): https://t.me/RezaEjtehadi/659 https://t.me/RezaEjtehadi/296 https://t.me/RezaEjtehadi/373 https://t.me/RezaEjtehadi/377 https://t.me/RezaEjtehadi/235 https://t.me/RezaEjtehadi/197 https://t.me/RezaEjtehadi/68 https://t.me/RezaEjtehadi/38
🔹 وقتی احمقهای بیشعور بر سر سفره نشستهاند در مجموعهای از آزمایشهای رفتارشناسی و درک هوش حیوانات، یک حیوان که میتواند موش، دلفین یا پرنده ای باشد، در قفسی نگهداری میشود و باید برای رسیدن به پاداش، کاری را که آزمایشگر میخواهد انجام دهد. مثلا باید دستگیره ای را فشار دهد تا دریچهای باز شود و کمی غذا دریافت کند، و برای غذای بیشتر این کار را تکرار کند. حیوانات با هوش دیر یا زود میآموزند که چگونه به غذا برسند. شکل پیچیدهتری از این آزمایشها زمانی است که دستگیره و منبع غذا از هم دور باشند. حیوان باید در سویی از قفس کاری را انجام دهد و پاداش را در سوی دیگر دریافت کند. بدیهی است که کشف این راز به هوش بیشتری نیازمند است. در مجموعه ای از آزمایشهایی که اولین بار در اواخر دهه ی ۷۰ میلادی با خوکها انجام شد*، و بعدها در نظریه بازیها به بازی «جعبهی خوکها» معروف شد، دو خوک همزمان در قفس قرار میگیرند. حال فرض کنید که در طراحی این بازی فاصلهی دستگیره و غذا بسیار زیاد باشد و همچنین فرض کنید که این دو خوک از نظر بهره هوشی با هم متفاوت باشند. خوک باهوشتر پس از مدتی بالاخره درمییابد که راه رسیدن به غذا چگونه است و دسته را فشار میدهد. اما تا وقتی که به منبع غذا میرسد، بخش زیادی از غذا توسط خوک احمق خورده شده است و به او چیز کمی میرسد. هیچ امیدی به خوک احمق نیست، پس مجدداً کل مسیر را میرود تا دستگیره را فشار دهد و باز هم همان داستان. خوک احمق حتی نیاز ندارد که فکر کند که این غذا از کجا میرسد. آنجا مینشیند تا دستی از غیب برایش کمی غذا بریزد. ادامه این داستان از خوک باهوش یک برده میسازد که تمام مدت برای تهیه غذا در تلاش و رفت و آمد از این سو به آن سوی قفس است، و از خوک احمق یک ارباب تنپرور و تنبل. https://t.me/RezaEjtehadi ------------------ * Baldwin and Meese (1979)
همینگونه بدستم رسید، نمیدانم متن از کیست یا تصویر کار کیست. اگر میدانستم حتما قدردانی میکردم.
🔹 شورای عالی دربانها در جلوی یک در دربانی ایستاده است. مهم نیست که پشت این در چیست و این چه مکانی است. هر چه باشد، اگر نزدیک شوید و از دربان بپرسید که آیا میتوانید از در بگذرید، حتما پاسخ "خیر" است. او را آنجا گذاشتهاند که از ورود بعضیها جلوگیری کند. اگر با اعتماد بنفس سلامی ندهید و رد نشوید، اگر خودتان شک دارید که اجازه ورود دارید، این بهترین زمان است که او نشان دهد که بی دلیل اینجا نایستاده است. الان زمان قدرت نمایی است. شما باید صبر کنید تا او بگوید چوقت میتوانید از این در رد شوید. بعضیها برای ورود تکنولوژیهای جدید نقش دربان را بازی میکنند. آیا اجازه داریم از ویدیو استفاده کنیم؟ خیر. آیا اجازه داریم گیرنده ماهواره داشته باشیم؟ خیر. اینترنت بینالملل و پر سرعت چطور؟ خیر. https://t.me/RezaEjtehadi
🔹 قدرتمندانِ ناتوان صبح از خواب بیدار میشوید، روند معمول یک روز دیگر از زندگی را شروع میکنید. بعد از دستشویی و احتمالا یک دوش صبحگاهی میروید چای را آماده میکنید و در یخچال را برای صبحانه باز میکنید. نیازی به تفکر نیست، همان صبحانهی همیشگی. وای به آن روزی که یکی از اجزای صبحانه تمام شده باشد و فراموش کرده باشید تهیه کنید. چه فاجعه ای بزرگتر از این؟ هر چه سنتان بالا تر میرود به رویه های روزمره وابسته تر میشوید. جوان که باشید، سریع نان و پنیر را با یک املت یا نیمرو جایگزین میکنید. حتی شاید زنگی به دوستی بزنید که بیا برای صبحانه بریم بیرون. ولی پیر که میشوید تغییر در رویه های زندگی سخت و سختتر میشود. چون برای تغییر نیاز به «تصمیم» دارید، و چه کار سختی است این. هر چه تصمیم بزرگتر باشد سختتر هم میشود و یکی از سخت ترین تصمیم ها، تصمیم به بازنشستگی است. اینکه قبول کنید که دیگر بس است. تصمیمی که کل برنامههای زندگی را تغییر میدهد. شاید در ۶۰ سالگی شجاعت بازنشستگی خود خواسته را داشته باشید، ولی اگر از ۸۰ بگذرید دیگر غیر ممکن است. دیگر توان گرفتن چنین تصمیمی را نخواهید داشت. پس اگر هنوز بعد از ۸۰ سالگی در پست و مقامی هستید، این از توانایی شما نیست، از ناتوانی شما در تصمیم گرفتن است. https://t.me/RezaEjtehadi
🔹نمیتوانند، چون انسانند یک نظریه تکاملی میگه اهلی شدن و نزدیک شدن به انسان توانایی ژنتیکی حیوان است نه انسان. یک توانایی که مزیت نسبی در مقابل گونه وحشی میدهد. در آلمان اکنون میلیونها سگ زندگی میکنند ولی حتی یک قلاده گرگ در کل کشور وجود ندارد. یک مزیت نسبی که با مقدار توانایی نزدیکی به انسانها متناسب است. مثلاً کلاغ حیوان خانگی نیست، ولی کلاغها میتوانند در نزدیکی انسان زندگی کنند و با او حتی هم سفره شوند. جمعیت کلاغ ها را با عقاب ها مقایسه کنید و یادی از سروده ی زیبای خانلری کنید. در میان حیوان های اهلی، از نظر توانایی نزدیکی به انسانها، سگها یک توانایی دیگر را نیز کسب کرده اند و آن مطیع بودن است. یک ضربالمثل تربیتی به پدر و مادرها میگوید: «اگر انتظار دارید که فرزندتان صد در صد مطیع و حرف گوش کن باشد، اشتباه کرده اید بچه دار شده اید. میبایست سگ میآوردید». اطاعت بدون چون و چرا را از انسانها نخواهید. انسانها نمیتوانند. https://t.me/RezaEjtehadi
🔹 اصلاح نشوی، خواهی شکست فلزها چکش خوارند. یعنی با ضربات چکش میشود آنها را تغییر شکل داد. با هر ضربه تغییری اندک و در نهایت متناسب با نیاز و کاربرد شکل میگیرند. ولی شیشه ها یا سرامیک ها تغییر شکل را تحمل نمیکنند. در برابر ضربه ها مقاومت میکنند و اگر ضربه سنگین باشد میشکنند. آهن چکش خوار با اضافه شدن کمی ناخالصی به چدن خشک تبدیل میشود. چدنی که برای تغییر شکل راهی به جز شکستن و یا ذوب کردنش وجود ندارد. چون تحمل تغییر شکلی، حتی کوچک، را ندارد. فقط کمی هوادار تندرو در هر حکومتی از آن یک حکومت غیر قابل اصلاح میسازد. حکومتی که تا نشکند تغییر نخواهد کرد. حکومتی که هیچ فشاری نمیتواند ذره ای در سیاستش تغییر ایجاد کند. در مرکز فشار مینشیند و تا لحظه ای قبل از شکستش همچنان شکل خود را حفظ میکند. اگر فکر میکنید که خیلی محکم و پایدارید، شما خود عامل شکستن هستید. https://t.me/RezaEjtehadi
#تکه_کتاب برگرفته از «ژن خودخواه» نوشته «ریچارد داکینز». این کتاب نگرشی بر نظریه داروین به زبان ساده با تمرکز بر ژن به جای موجود زنده است. شاید اگر این توضیح را نمی دادم خواننده ی نا آشنا با نام نویسنده و کتاب با خواندن چند خط زیر تصور می کرد کتابی در مورد علوم سیاسی، جنگ یا رقابت بین المللی است: «پاسخ کلی به این سؤال این است که ستیزهجویی در کنار منافعی که دارد، هزینههایی هم دارد، غیر از صرف وقت و انرژی که هزینههایی آشکار هستند. برای مثال، فرض کنید B و C هر دو رقیب من باشند و من بهطور اتفاقی در مقابل B قرار گیرم. شاید برای من به عنوان یک فرد خودخواه، معقول این باشد که تلاش کنم او را از بین ببرم. ولی عجله نکنید. C هم رقیب من است و هم رقیب B. با کشتن B، من در واقع به C هم نفع میرسانم و یکی از رقبای او را حذف میکنم. شاید برای من بهتر این باشد که بگذارم B زنده بماند، زیرا او ممکن است درگیر رقابت با C شود و این بهطور غیرمستقیم به نفع من خواهد بود. نتیجهی اخلاقی این مثال سادهی فرضی این است که هیچ مزیت آشکاری در تلاش نسنجیده برای کشتن رقبا وجود ندارد. در یک نظام رقابتی بزرگ و پیچیده از میان برداشتن یک رقیب لزوماً با منفعت همراه نیست؛ ممکن است رقبای دیگر بیشتر از خود آن فرد از آن کشتن بهرهمند شوند.» https://t.me/RezaEjtehadi
بیانیه « دوباره می سازمت شریف»
🔹 از خاک نه کمتریم «چگونه خاک نفس می کشد؟ بیندیشیم ....، پرندگان هوا دسته دسته جان دادند گل آوران چمن جاودانه پژمردند در آسمان و زمین، هول کرده بود کمین به تنگنای زمان، مرگ کرده بود درنگ! به سر رسیده جهان؟ پاسخی نداشت سپهر دوباره باغ بخندد؟ کسی نداشت یقین چه زمهریر غریبی …. چگونه خاک نفس می کشد؟ بیاموزیم: شکوه رستن اینک: طلوع فروردین ! گداخت آنهمه برف دمید اینهمه گل شکفت اینهمه رنگ! زمین به ما آموخت ز پیش حادثه باید که پای پس نکشیم مگر کم از خاکیم نفس کشید زمین ما چرا نفس نکشیم؟» برگرفته از سروده ی زنده یاد فریدون مشیری، «چگونه خاک نفس میکشد» از دفتر «زیبای جاودانه» https://t.me/RezaEjtehadi
🔹کسی که خوشحال نیست به نظر میرسد که طرفین جنگ به طور جدی در تلاش بر ترک تخاصم اند، ولی این جنگ طرف سومی هم داشته و دارد که اصلا دلش نمیخواهد جنگ تمام شود. همانی که نقش پر رنگی در آغاز جنگ داشت و سهم مهمی در تخریب زیر ساختها. https://t.me/RezaEjtehadi
🔹 وقتی قدرش را بدانی اگر خانه ات در جنگ منهدم شود حسی خواهی داشت که ترکیبی است از خشم و غم. دانشگاه خانه ی دوم ماست و بعد از حمله به مرکز محاسبات دانشگاه شریف در روز گذشته درگیر همان حس بودم. هم دلم میخواست گریه کنم و هم عصبانی بودم و میخواستم فحش دهم. لعنت به جنگ، لعنت به دشمنان کشورم، لعنت به جنگ طلبان داخلی و خارجی. شروع کردم به ورق زدن آلبوم عکسهای یادگاری با مرکز محاسبات. آلبومی از عکسهایی که با مرکز گرفته ام، یا شاید بهتر بگم به کمک مرکز گرفته ایم و ازش «قدردانی» کرده ایم. بخشی از این آلبوم را میخواهم به اشتراک بگذارم
🔹 اصل بقای «قدرت + خشونت» هانا آرنت در کتاب درباره خشونت میگوید: «جایی که قدرت واقعی وجود دارد، نیاز به خشونت کمتر است؛ و جایی که حکومت مجبور است به خشونت گسترده متوسل شود، نشانۀ ضعف قدرت اوست.» بنابراین با خشونت نمیشود قدرت را بیشتر کرد. بلکه افزایش خشونت باعث کاهش قدرت میشود. https://t.me/RezaEjtehadi
🔹 نقطه نظر انسانهای صادقی را میشناسم که اگر روبروی هم بنشینند و از دو سوی مخالف به این قطعه که در ویدیو میبینید بنگرند، میتوانند ساعتها برای متقاعد کردن طرف مقابل به پذیرش شکل این قطعه، آنگونه که آنها باور دارند، بحث و جدل کنند و در آخر هم با قهر و دلخوری از هم جدا شوند. تعصب بر باورها انسان را از درک حقیقت دور میکند. https://t.me/RezaEjtehadi
🔹 اخلاق شطرنج هرچند پایانِ بازی شطرنج با مات شدن یکی از بازیگران رقم میخورد، ولی در بازیهای حرفه ای کمتر پیش میآید که بازی به این مرحله برسد. در میان بازیکنان با تجربهی شطرنج اخلاق حکم میکند که بازیکنی که عقب بیافتد شکست خود را با واگذار کردن بازی، که معمولا با خواباندن شاه بر روی صفحه اعلام میشود، بپذیرد. در مقابل، بازیکنان ناشی و تازه کار تا زمانی که مات نشوند باخت را قبول نمیکنند. بازیکنان حرفه ای با از دست دادن موقعیت برتری یا عقب افتادن فقط یک مهره، باخت خود را میپذیرند. ولی بسیار دیده میشود که یک بازیکن تازه کار حتی در موقعیتی که فقط یک شاهِ تنها برایش باقی مانده و حریف هم با چندین سوار شاه او را احاطه کرده است، همچنان به بازی ادامه میدهد و شاه خود را بعد از هر کیش از خانه ای به خانه ی دیگر میبرد. به چه امیدی؟ واقعا هیچ. شاید به امید یک اشتباه حریف اینگونه خانه به خانه شاه خود را از دست سوارهای حریف فراری میدهد. خوب اگر قرار بر اشتباه حریف بود که اکنون صحنه ی بازی اینگونه نبود. بدیهی است که آخر این بازی باخت است ولی او تا زمانی که مات نشود حاضر به قبول شکست خود نیست. https://t.me/RezaEjtehadi