✏متن فرمایشات
Статистика🔏کانال نوشتار و صوت 📝متن فرمایشات نوشتار فایلهای صوتی "کاشف توحید بدون مرز؛ بروجردی ╭─┅═ঊঈ📚ঊঈ═┅─╮ @Matnefarmayeshat ╰─┅═ঊঈ✍🏼ঊঈ═┅─╯ https://tt.me/Matnefarmayeshat
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 59
- Всего постов
- 59
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 204
- 1/48двое суток
- 233
- 1/72трое суток
- 252
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🟣 عزیزان همراه حضور آنلاین کاشف توحید بدون مرز: 🗓 شنبه ۴۰۵/۵/۲۴ 🕒 در ساعت ۱۵ (۳ بعدازظهر) خواهد بود. ✅ علاقهمندان میتوانند از لینکهای زیر استفاده نمایند. ضمنا جهت اتصال بهتر حتما VPN خود را خاموش و سپس بر روی لینکها ضربه بزنید: 🔴 لینک اول: http://185.213.164.194:8000/stream 🟣 لینک دوم: http://217.114.40.254:8000/stream
без подписи
.
.
امان از بی سوادی! تو چه انتظاری داری شیعه درس دین که نخوانده، درس محراب و منبر خوانده. محراب و منبر چیست؟ فدایت بشوم یا رسول الله که دیروز شهادتت بود، که تو را کشتند تا این حقایق افشا نشود ولی شد، چون یک حقی مافوق الله هست. چه گفت؟ گفت: وقتی که من را دفن کنید سگ و گرگ از بیرون مدینه میآید آدرس دارد یک راست به مسجد من میآید، بعد یکسره میروند به محراب و منبر میشاشند. تو خیال میکنی محراب و منبر الان شاشی نیست؟ عجب، عجب! به ابی عبدالله بزرگترین ظلم را نکرد؟ خدا حسین را نکشت؟ نه؟ چه کسی حسین را به جلو هُل داد؟ «يَا حُسين اُخْرُج اِلَی اَلْعِرَاقِ اِنَّ اللهَ قَدْ شَاءَ اَنْ يَرَاكَ قَتِيلاً» برو جلو باید کشته بشوی. عجب، «لَا اِلَه الَّا الله»، چه بگوییم! حسین چقدر افشاگری کند، همه آنها هم تکراری است میگویم ولی چه کنیم، باید این مطالب جا بیفتد، نه برای من و تو، برای ما جا افتاده، همه گلبولهای حیاتی ما فریاد میزند که مرگ بر دین! همه سلولهای وجودی ما میگوید «یَابْن الحَسَن عَجِّل عَلَی ظُهُورِک» آن دین واقعی را بیاور، دینی که برای پول نیست، برای نان نیست، برای آبگوشت نیست، برای زور نیست، برای کشورگشایی نیست، بیاور، «یَأْت بِدین جَدِیدٍ»، «یَأْتِ بِکِتَابٍ جَدِیدٍ»! امام حسین چند جا آبروی این خدا را برد گفت کشندهٔ من اینها هستند. آیا در حرکتش نگفت اگر خدا دست از سر من برمیداشت کسی من را اذیت نمیکرد؟ اینها نوشتار تاریخ است، اینها را چه کارش کنیم؟ یک چیزی به تو بگویم، شاید جدید است: شب عاشورا امام حسین در خیمه خودش داشت شمشیرش را تیز میکرد، زینب خواهرش آمد بالای سرش، یواش آمد ببیند برادر چه کار میکند شب قتلش است. دید یک شعر میخواند. شعر برای زینب جگر خراش بود گریهاش را درآورد، برای ما خداشناسی واقعی است، اینها ارث امام حسین است. آن گنبد و بارگاهی که در کربلا است ارث حسین نیست، حسین در شهر نور است، حسین نمرده که آنجا دفن بشود. گفت: «يَا دَهْرُ اُفٍّ لَكَ مِنْ خَلِيلٍ» ای دهر. دهر کیست؟ «لَا تَسُبُّوا الدَّهْرَ، فاِنَّ الله هُوَ الدَّهْرَ» دهر خداست. مستقیم هدف گرفته و دارد افشای ماهیت این خدا را میکند. «يَا دَهْرُ اُفٍّ لَكَ مِنْ خَلِيلٍ» ای روزگار که خدا هستی، ای خدا، اف بر تو! اف یعنی چه؟ یعنی تف، یعنی ننگ، یعنی مرگ. «اُفٍّ لَكَ مِنْ خَلِيلٍ» من دوستت داشتم باید با من این کار را میکردی؟ بله؟ من جان به فدایت کردم، من به مال دنیا نچسبیده بودم، من فقیر به درب خانهام میآمد دار و ندارم را میکردم در کیسه به او میدادم که ببرد. باید با من این کار را بکنی؟ بله؟ میخواهی من را بکشی بکش، چرا جلوی خانوادهام که در خیمهها ایستادهاند و با کمال تعجب نگاه میکنند که این بدن سیصد و خردهای تیر به آن خورده، همه آنها تعجب میکنند که پس این «فَاللهُ خَيْرٌ حَافِظاً وَ هُوَ اَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ ﴿۶۴ یوسف﴾» کجاست! کدام درکی رفته؟ کدام درک رفته؟! اینها چه میکشند؟ شکنجهای که خانواده امام حسین کشیدند که مستقیماً گودال قتلگاه را میدیدند، خود امام حسین نکشید، برای اینکه امام حسین امام است و قدرتش بالاست، ولی اینها نه، اینها آدمهای معمولی هستند. این بچه کوچک خردسال دارد میبیند. بعد میگوید گوسفند را جلوی گوسفند نکش حس دارد. عجب! پدر را جلوی بچه بکشی عیب ندارد؟ که چهل تا شهر سر بریده امام حسین روی نیزه است، این بچه کوچک آن واقعه را دیده مدام چشمش به این سر است، آیا این شکنجه نیست؟ این تزریق مرگ تدریجی نیست؟ بعد این دختر بچه چه میشود؟ در خرابه شام این سر را به او میدهند، سری که بابایش است، بابایی که با چشمهای خودش دید قطعه قطعهاش کردند، دید یک نفر روی سینهاش نشست و سرش را برید، این همان سر است. این همان سر است که چهل منزل نگاه این به او بود و نگاه او هم به این بود. نصف شب گریه زاری کرد، میگوید خواب پدرش را دیده بود گریه زاری کرد. یزید گفت چه شده که این بچه خواب ما را گرفته؟ خرابه بغل کاخ بود. گفتند هیچی، خواب بابایش را دیده، گفت خب سر باباش را به او بدهید تا آرام بشود، سر را دادند جان بچه را گرفتند! بچه یک ذرّه با پدر صحبت کرد افتاد و مُرد. اینها شیرینیهای خداست، اینها محصول محراب و منبر است، اینها مفاسدی است که امام عصر میخواهد بیاید و همه را جمع کند همه را پارو کند.
رسول الله صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ فرمود: اگر خداوند من و عیسی ابن مریم را به خاطر گناهانمان موآخذه کند قطعاً عذابمان میدهد. دو دوتا چهار تا! و خداوند هیچ ظلمی به ما نکرده است. عجب! خیلی جالب است، از رسول الله بعید است، نه نه بعید نیست، من وکیل مدافع جدم هستم. چرا بعید نیست؟ برای اینکه سر چهارراه است، بنده خدا گیج شده، از یک راه یک چیزی میآید و از یک راه دیگر چیز دیگر میآید. اصحاب تحقیق، یاران عقلانیت خوب دقت کن کالبدشکافی کنیم. اگر من و عیسی مسیح گناه کنیم عذاب میشویم و این عذاب خدا بر ما هیچ ظلمی نیست. عجب! یعنی تماماً اختیار است دیگر، بله؟ اختیار است، بله، اصلاً جبر مطلق وجود ندارد، اصلاً هزاران سند قرآنی و حدیث و روایی وجود ندارد که دال بر جبر مطلق است نه اینها نیست، اشتباه کردی اشتباه خواندی. عجب! یا رسول الله ما خودمان گناه میکنیم یا گناه بر ما تحمیل شده؟ مگر گناه بد نیست؟ مگر فطرت انسان پاکدامنی نیست؟ چرا گناه میکنیم؟ یا رسول الله یارو گرسنه است میرود دزدی میکند، گناه کرده باید عذاب بشود، خدا عذاب میکند و هیچ جرمی مرتکب نشده. عجب! - جرم اول و آخر را خودش مرتکب شده، برای چه خلق کرده؟ یک جرم. - چرا فقیر خلق کرده؟ دو جرم. - چرا وعده داده که من ثروت میدهم؟ سه جرم. - چرا میل به گناه در دل گذاشته تحت عنوان «فَاَلْهَمَها فُجُورَها ﴿۸ شمس﴾»، «اِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ ﴿۵۳ یوسف﴾»؟ چهار جرم. - چرا شیطان را بر ما مسلط کرده، بر پایهٔ شیطان در وجودت میآید همچون خون در رگ. من اینجا از خودم دفاع میکنم شیطان را دیگر به پای من نبند، نگو شیطان را فرستادی. عجب! حاج آقا خدا انگار چهار پنج تا شش تا آیه هست که این شیطان را مسلح کردی به جان مردم انداختی، یادت رفته؟ قرآن هست دیگر، آیات که از بین نمیرود، ما به تو تهمت نمیزنیم ای باد هوا! آیاتی که مربوط به تسلیح شیطان است را بخوانید، یک جا میگوید که برو با تزیینات مردم را فریب بده «لَاُزَيِّنَنَّ لَهُمْ ﴿۳۹ حجر﴾». زینت یعنی چه؟ آیا شهوت، زینت نیست؟ نه؟ دزدی، زینت نیست؟ جوان مملکت را نمیگذاری درس بخواند، مجبور است به فساد برود، این چیست؟ تزیین نیست؟ گناه در برابر گناهکار آیا زینت نیست؟ زیبایی نیست؟ خوبی نیست؟ اگر نباشد که در آن دست نمیکند. به لانه زنبور چه کسی دست میکند؟ میداند که او را میزند. ولی لانه زنبور چه دارد؟ عسل دارد، عسل جذب میکند زنبور دفع میکند، کارهای خدا همین است. این دین اینقدر به پای این خدا جرم بسته که نگو، اصلاً نیاز نیست به دین دیگری مراجعه کنیم. اولاً همه ادیان یکی هستند، فرق نمیکند، خدایشان یکی است. «من و عیسی ظلم میکنیم». الان برای چه اصلاً اسم عیسی را آورده؟ اگر همه انبیاء را میگفت، میگفت من، عیسی، موسی، ابراهیم، نوح. شاید مخاطبینش مسیحیها بودند، عذاب را او میکند. فرمان به گناه میدهد. در باب زنا یادت هست؟ در باب حرص یادت هست؟ بله؟ چند ماه پیش حدیثش را برای شما خواندم که حرص و طمع رأس بسیاری از جنایات است. میگوید حرص تقسیم شده است، روزی است، یادت هست؟ «قَالَ رَسُولُ اللهِ لَوْ اَنَّ اللهَ يُؤَاخِذُنِي وَ عِِيسَى بِذُنُوبِنَا لَعَذَّبَنَا، وَ لَا يَظْلِمُنَا شَيْئاً»، این چه دفاعی است که پیغمبر از خدا میکند؟ زغالفروش میتواند درب مغازهاش تبلیغ زغال بکند بگوید مردم زغال من سفید است بیایید بخرید، میشود؟ خدا را تطهیر کردن از ظلم ممکن است؟ خود اهل بیت نماد اصلی افشاگری ظلم خدا به اینها است. امام حسن که دیروز شهادتش بود، آیا به امام حسن مجتبی ظلم نکرد؟ رأس شیعیان است، وادارش کرد برود جلوی معاویه کثیف خونخوار دست به سینه بگوید السَّلام عَلَیْکُم یَا اَمِیرالْمُؤْمِنِين، دستت را بده با تو بیعت کنم. عه عه! با قاتل شیعیان بیعت میکنی؟ به قول خود شیعیان دروغگو که دورش بودند، از آن به بعد به امام حسن مجتبی سلام میکردند میگفتند «السَّلَامُ عَلَيْكَ یا مَذَلُّ الْمُؤْمِنِين» ای کسی که ذلیل کردی مردم را. آیا امام حسن ذلیل کرد؟ بله؟ امام حسن مجتبی بنده خدا ذلیل کرده یا خدا ذلیل کرد؟ خدا مدام قدرتش را از حسن مجتبی گرفت، مدام به رقیبش معاویه داد، در نتیجه امام حسن شکست میخورد! به امام حسین خدا ظلم نکرده؟ آی عاشوراییها و اربعینیها که در منجلاب گمراهی گیر کردید بیایید حسین را ما به شما معرفی کنیم از حقایق همین کتاب. خدای شما به حسین ظلم نکرده؟ ما سند درآوردیم که خدا بعد از تأسیس هستی اولین حکمی که صادر کرد قتل حسین بود. چه داری میگویی؟ اینها را از کجا آوردی؟ از منابع مسیحی، یهودی و زرتشتی آوردی؟
از فقر چقدر بدی نقل میکند؟ امیرالمومنین میگوید: فقر و قبر مانند هم هستند. جایی دیگر میگوید که فقیر از مرده زندگیاش بدتر است، چون این مرده دیگر تمام شد کاری به هیچ چیزی ندارد، نه مریض میشود، نه گرسنه میشود، نه میترسد، نه ناراحت است. او راحت میشود تازه ورثهاش بدبخت میشوند. اول چیست؟ حالا بعد از اینکه یک عالمه خرجش کرده آخرش مُرد، برویم این را دفنش کنیم، یک جایی به نام گورستان در کنار شهر است. قبر چند است؟ قبر درجهبندی دارد. آن پایینش چند است؟ همین اخیراً یکی از شاگردان پدرش مرده بود، برده بهشت زهرا قبر معمولی، نه مقبره، نه کنار قبرهای شاخص و مشهور، نه، همین یک گوشه، یک سه طبقه خریده سیصد میلیون تومان. جالب است نه؟ دیگر هوس نکن بمیری چون مردن هم خرج دارد، هر قبری صد میلیون. عجب! روحت شاد ای پیرزنی که بهشت زهرا را وقف کردی برای مردگان تهرانی و گفتی راضی نیستم یک ریال پول بگیرید. وقف یعنی این! اموالت را وقف میکنی یعنی این، این نمونهاش است. بعضی از دکترها یا پرستارهای بعضی از بیمارستانها به من میگویند این بیمارستان وقف است، در وقفنامه نوشته راضی نیستم مریض اینجا بیاید از او پول بگیرید. اینهایی که میگویم مال کره ماه است، مال اینجا نیست اشتباه نکنید. رحم کن تا به تو رحم کنم. امام حسین رحم داشت؟ امام حسین آمد رحمتش را بر مسلم و مومن بگستراند تحت عنوان این شعار که بر پرچمش نصب شده بود؛ «اِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْاِصْلَاحِ فِی اُمَّةِ جَدِّی» آمدم کج و کولههای زندگی شما را هموار کنم. خدا با این چه کار کرد؟ «اِرْحَم تُرْحَم». این هم جز ساختههای دین است، حالا بعضیها میگویند منظور موسی یا کریم است، نمیدانم، میگوید یک پرنده شعارش این است؛ «اِرْحَم تُرْحَم» رحم کن تا به تو رحم کنم. تو هر چه رحم کردی، این است! آن که میخواهد به تو رحم کند این شناسنامهاش است. امت مرحومه یعنی چه؟ یعنی این ملت اسلام نه باید فقیر باشند، نه علیل، نه مریض، نه دعوا، نه اعتیاد، نه طلاق، نه بی سوادی، نه خرید و فروش مواد مخدر، نه زندان، نه شلاق، نه اعدام، هیچی. اینها هست، پس بفهم خدایی نیست. خدای دین شعار است، شعار هم همه میدهند، آن کسی که رأی مردم را جمع کند میخواهد برود یک ریاستی پیدا کند هر چه به فکرش میرسد قول میدهد، آراء را که جمع کرد میرود. آقا چه شد؟ من دستم بسته است نمیتوانم کار کنم. عجب! قبل از رأی گرفتن خیال کردی که دستت باز است؟ تازه به این مملکت آمدی؟ تازه به دوران رسیده هستی؟ رحم کنید به شما رحم بشود و شما را ببخشد. این بخشش قرآن هم خیلی قشنگ است. بخشش من را کشته! چه میگوید؟ «خُلِقَ الْاِنْسَان ضَعِیفاً ﴿۲۸ نساء﴾»، یک غلطی کردیم انسان شدیم، «وَالله یُخَفِّف» خدا تخفیف میدهد. تخفیف یعنی چه؟ جبران میکند. تمام این معرفی خدا در قرآن که معارضش را داریم میبینیم، حس میکنیم، هر روز و هر ثانیه با سیستم اعصاب، اخلاق، افکار و اعمال داریم حسش میکنیم. ضدش است که میگوید «أَ لَا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ ﴿۱۴ ملک﴾». نمیدانی تو را چه کسی آفریده؟ چه کسی آفریده؟ لطیف است. عه! شاید شیرینی لطیف منظورت است. «فَاللهُ خَيْرٌ حَافِظاً وَ هُوَ اَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ ﴿۶۴ یوسف﴾» هم حفظت میکند و هم به تو ترحم میکند. «نَبِّئْ عِبٰادِي اَنِّي اَنَا اَلْغَفُورُ اَلرَّحِيمُ ﴿۴۹ حجر﴾». ای حضرات بزرگان محراب و منبر بلندگو دستت بگیرید در خیابانها بگردید بگویید خدا رحیم است، خدا کریم است، خدا لطیف است، این دارد میگوید. «نَبِّئْ» از نبأ میآید، از انبا یعنی با خبر کن! در تلویزیون و رادیو و روزنامهها یکسره هر لحظه هر روز بنویسید خدا کریم است. با گفتن درست میشود؟ بله؟ بعد عملش را میبینند چه میشود؟ چه میشود؟! معلوم است، جبرائیل به پیامبر گفت «یُخْرِجُون النَّاس مِنْ دِینِ الله اَفْوَاجاً»، «اِرتَدَّ النَّاس بَعدَ النَّبِی» بزرگان شیعه و سنی گفتند. «انْقَلَبْتُمْ عَلَى اَعْقَابِكُمْ ﴿۱۴۴ آل عمران﴾» پیغمبر را میکشید برمیگردید به سیستمهای فکری گذشته. اینها را من میگویم یا دین میگوید؟ آقای بی سواد؛ برای متشرع، آقای لاشخور؛ اصحاب محراب و منبر، میدانند پنهان میکنند. یابن الحسن کجایی، آنتن داغ میکند، آمپر میچسبد. «اِرْحَمُوا تُرْحَمُوا، وَاغْفِرُوا يُغْفَرْ لَكُم». ------------------------ درس ششم: ظلم خدا، ستم به شمار نمیآید. - «قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ: لَوْ اَنَّ اللهَ يُؤَاخِذُنِي وَ عِيسَى بِذُنُوبِنَا لَعَذَّبَنَا، وَ لَا يَظْلِمُنَا شَيْئاً». کتاب صَحِيحُ التَّرْغِيب وَالتَّرْهِيب حدیث ۲۴۷۵ است.
مقایسه کن، هم اعتقادات را بسنج و هم دارایی را مقایسه کن. بعد ثمره این دریافتیهایی که ایشان داشت چه بود؟ یک خانه که الان هست که غصب شده و مرکز فتنه است، یک خانه! اثاث هم خیلی معمولی. اثاث را هر سال عوض کن؟ نه. ماشین؟ نه. برای بچههایش چه گذاشت؟ گفتم که میخواستم ازدواج کنم پدرزنم از مقلّدین آقا بود، پدرم به او گفت ما هیچ چیزی نداریم، اگر این پسر را به عنوان داماد همین طوری میبری ببر، اگرنه زحمت نکش، ما هیچ چیزی نداریم. این حرف را یک پدر میزند آیا به غرورش بر نمیخورد؟ باعث سرشکستگیاش نیست؟ نمیگوید آبرویمان جلوی خانواده عروس رفت؟ چرا این را میگوید؟ برای اینکه میخواهد این خدای قلابی را معرفی کند، که این خدایی که میگوید ازدواج کن من همه چیز میدهم، بیا این داماد است. ----------------------------- درس پنجم: خدا چیزی به نام رحم نمیشناسد. - «اَنَّ النبيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ قَالَ: اِرْحَمُوا تُرْحَمُوا، وَاغْفِرُوا يُغْفَرْ لَكُم». کتاب صَحِيحُ التَّرْغِيب وَالتَّرْهِيب حدیث ۲۴۶۵ است. رسول معظم اسلام فرمود: رحم کنید تا به شما رحم شود، ببخشید تا شما بخشیده شوید. چک کشیده از خدا، بنده خدا چه میداند سر چهارراه است، یک امواجی از یک راه آمده میگوید من رحمانم، رحیمم، ودودم، کریمم، میگوید برای من روی این اسماء و صفات تبلیغ کن. چطوری تبلیغ کند؟ «قُولُوا لَا اِلَهَ اِلَّا الله تُفْلِحُوا» تو بیا زیر پرچم این الله رستگار میشوی خوشبخت میشوی. بیا شدیم، شدیم و رفت! یکی از شعارهای دین است: «اِرْحَم تُرْحَم» رحم کن تا به تو رحم کنم. این ملت ایران رحم کردند، به دشمنانشان رحم کردند، هزار و چهارصد سال قبل دروازه شهر را کشور را باز کردند گفتند بیایید ما با شما نمیجنگیم، ما خون نمیریزیم، ما خونخوار نیستیم، ما عرب جنایتکار نیستیم، ما ایرانی پارسی هستیم، ما پاکدامن هستیم، شما میکشید بیایید ما را بکشید. رحم کنید! پیامبر معظم اسلام که درود حق بر او باد به نام پیامبر رحمت معروف است، قرآن میگوید: «وَ ما اَرْسَلْناكَ اِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ ﴿۱۰۷ انبیاء﴾» تو رحمت هستی برای دو تا عالم؛ دنیا و آخرت. دنیا مجموعه اهل زمین، نه فقط مسلمانها، آخرت برای همه. خب اگر رسول اکرم در آخرت برای کل اهالی محشر رحمت است، پس جهنم چه کاره است؟ ببین دین چطوری ضربه فنی میشود! شعار دین در معرفی خدا: «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم». ببین برای این «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم» اینقدر پیغمبر فضیلت قائل است که نگو! همه جا این شعار را جا داده: - میگوید اگر نامهای بود و در صدرش «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم» ننوشته بود، آن نامه را نگیرید باز نکنید. - گرفتار شدی بگو «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم». چه فایده؟ چه فایده؟! چاه فاضلاب، یکی بیاید تبلیغ کند بگوید نمیدانی اینجا چه خبر است، اینجا عود است، بهترین عطر است، بهترین ادکلن است، بهترین طلا است، بهترین جواهر است، این شعارها شعار خداست که خودش را معرفی میکند. وقتی که میآیی داخل میبینی اوه فاضلاب شهر است. رحم کن تا به تو رحم کنم. اینقدر مصادیق داریم که پای خدا را بگیریم بزنیم گودش کنیم. کدام یکی از آنها را بگوییم؟ از آن بالا میگوییم. پیغمبر میگوید که امت من، امت مرحومه هستند. خوب توجه کن! مردمی که به آنها رحم شده. پس این مردم باید خیلی خوشبخت باشند، در رحمتگاه به دنیا آمدند، مسلمان جماعت، شیعه و سنّی فرق نمیکند تماماً مورد عنایت خدا هستند. بعد در توجیه رحمت ببین چه میگوید. میگوید امت من مرحومه هستند، یعنی خدا هوایشان را دارد. خیلی خب! یا رسول الله فدایت بشوم تو که آمدی از فقر تعریف کردی گفتی اکثر اهالی بهشت فقرا هستند. خیلی خب آیا فقیر مورد رحمت خداست یا مورد غضب خدا؟ برویم بالا: تعریف فقر در فرهنگ دینی چیست؟ فقر آمد دین میرود. در ابتدای فقر دین میرود. ابتدایش کدام است؟ نان خالی. نان خالی چیست؟ پروردگارا سایه نان را از سر ما کم نکن. نان برکت دارد، آن بعدی خیلی بد شد، این سر چهارراه این جد بزرگوار ما را خیلی سنگ روی یخ کرد. بعدی چه گفت؟ گفت: خدایا تو با همه عظمت طول و عرضت، دوازده هزار عالم، هفت طبقه آسمان و فاصله هر کدام پانصد سال نوری، تو با نان عبادت میشوی. ببین خدا چقدر پایین آمد، خدا به نانوایی رفت، این همه عظمت! نان نباشد تو عبادت نمیشوی. دو تا کفه ترازو است، ببین نان، یک سنگک در این کفه بگذار، خدای با این عظمت اوه، در این یکی کفه بگذار، نان نباشد خدا نیست. آی بنازم این فرهنگت را رسول الله!
چه کسی خراب کرده؟ دارد میگوید دیگر: «أَ اَنْتُم تَزْرَعُونَهُ ﴿۶۴ واقعه﴾» تو زراعت میکنی؟ «اَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ ﴿۶۴ واقعه﴾» ما زراعت میکنیم. «أَ اَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ اَمْ نَحْنُ الْخَالِقُونَ ﴿۵۹ واقعه﴾»، ببین چقدر قشنگ! غیبتمدار اینها را که جرأت نمیکند بیاید بگوید، برای اینکه اینها نانشان را سنگ میکند. «أَ اَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ اَمْ نَحْنُ الْخَالِقُونَ ﴿۵۹ واقعه﴾» یعنی چه؟ یعنی بچه معلول را تو میآوری یا من؟ من. قرآن میگوید من میآورم، بعد برای صافکاری این در و دیوار غر، له و لوردهٔ این ماشین دین، میآیند صافکاری میکنند، رنگ آمیزی میکنند. دارد میگوید من بچه را میآورم، آیه میگوید. مگر تو نمیگویی هر حدیثی باید تابع آیه باشد؟ بعد حدیث میآورند تقصیر توست، بچهات خراب شده تقصیر توست. بدریخت بوده تقصیر توست. چقدر خوب است که ما عاقل شدیم. بچه در خانه شیطانی میکند، قدیمیها میگفتند، وقتی که بچه را اذیت میکردند که چرا شیطانی میکنی، یکی میگفت عیب ندارد بزرگ میشود عاقل میشود. الان ما بزرگ شدیم عاقل شدیم. کل طرفداران دین بچه هستند و شیطان هستند، دارند شیطانی میکنند. آب و برقت گران میشود؟ بچه شیطانها است. مال کیست؟ مال خداست. بنزینت گران میشود مال کیست؟ شیطانی است، بچههایی هستند که عاقل نشدند. چه کسی کرده؟ خدا. میگوید «كُلُّ شَيْءٍ يَرْجِعُ اِلَي اَصْلِه» همه چیز به اصل برمیگردد. اصل همه ما کیست؟ خداست. «اِلَيْهِ مَرْجِعُهُمْ» مرجع تمام اهل زمین یکی است. چه؟ ایدئولوژی خداشناسی. عدالت است دیگر، خودش بدریخت کرده بیماری داده، بعد طرف به هر دلیلی این بیماری را میخواهد رفع کند خونریزی میکند میمیرد بهشت هم بر او حرام است. در دنیا بدبخت، آخرت هم بدبخت. همان بهتر که این بهشت موهوم است، همان بهتر که این قیامت الکی است، اگر واقعی بود خیلی مصیبت بود. ------------------------- درس چهارم: ملت ایران که چنین زمین خوردهاند، همه عمرشان دستگیر نیازمندان بودهاند. - «اَنَّ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ قَالَ: مَا نَقَصَتْ صَدَقَةٌ مِن مَالٍ وَ مَا زَادَ اللهُ عَبْداً بِعَفوٍ اِلَّا عِزّاً وَ مَا تَوَاضَعَ اَحَدٌ لِلهِ اِلَّا رَفَعَهُ اللهُ عزَّ وجلَّ». کتاب صَحِيحُ التَّرْغِيب وَالتَّرْهِيب حدیث ۲۴۶۴ است. رسول الله، جانم فدایت ای جد بزرگوار که ما را هدایت کردی، یک راه از آن چهار راه را برای ما باز کردی. یک راهش راه عقلانیت، عدالت و وجدان بود که به ما رسیده، ما میراثبر این پیغمبر هستیم. هرگز صدقه از مال کم نمیکند. یعنی هر چه میدهی در راه خدا، از بالا لوله کشی شده جایش را پر میکند، بلکه خیلی پر میکند. یک جا گفته صدقه چهل برابر پاداش دارد، یک جا گفته هفتصد برابر. حالا حساب کن، اگر پاسخ فقیرنوازی ملت ایران را خدا میخواست بدهد طبق نوشتار دین باید همه مردم ایران همتی میشدند. هر کدام یک همت، ده همت. و یقیناً خداوند در برابر عفو و گذشت بندهاش عزت او را زیاد میکند. به به، شعار قدیمیها؛ عزت زیاد! لاتها میگفتند؛ زت زیاد، عین آن را میانداختند. عجب! و فردی نیست که به خاطر خداوند متواضع گردد مگر اینکه خداوند مقام او را بالا میبرد. ببین بند بندش افشای ماهیت توحید بادکنکی کره زمین است. صدقه میدهی مال کم نمیشود، در برابرش خدا عفو میکند و عزت او را زیاد میکند. «اَنَّ رَسُولُ اللهِ قَالَ: مَا نَقَصَتْ صَدَقَةٌ مِن مَالٍ وَ مَا زَادَ اللهُ عَبْداً بِعَفوٍ اِلَّا عِزّاً وَ مَا تَوَاضَعَ اَحَدٌ لِلهِ». مردم ایران روز به روز دارند در گودال قتلگاه فقر میافتند، آن موقعی که داشتند...، بگذار برایت تاریخ معاصر را بگویم، اینها روایت است، من درایت بگویم. درایت یعنی چه؟ یعنی خودم دیدم، روایت خواندنی است. پنجاه سال قبل پدر من مرجع تهران بود، برای او وجوهات شرعی میآوردند، آنقدر کارمندها سیر بودند که اینها یک جیره ماهانه داشتند، میگفتند نمیخواهیم احتیاج نداریم، میآوردند میدادند میگفتند به فقرا بدهید، کالابرگ آن موقع، یارانه آن موقع. بعضی از بزرگان ارتش که مقلّد ایشان بودند میآمدند، جیره آنها مواد درجه یک خارجی بود. سرهنگ میآمد قند میآورد، یک بابش این است: مال کجاست؟ مال بلژیک است. این اینقدر قشنگ بود. سرهنگ الان درآمدش چقدر است؟ او اینقدر داشت که این جنس یک ماه یک بار به دردش نمیخورد. اینها را که میگویم اقشاری بودند که انتظار نمیرفت. سرتیپ میآمد میگفت شب جمعه به شب جمعه به شاه عبدالعظیم میروم دو ساعت یک گوشه مناجات میکنم. اعتقاد یک سمت، وقت و حوصله یک سمت. میدان خراسان که مسجد ایشان بود پنجاه سال قبل مرکز فقرای تهران بود، که این خیابان خاوران را یک ذرّه میرفتی بیابانی بود و جاده مشهد. فقرا به ایشان اقتدا میکردند، فقرا پیشش بودند. خود این فقرا سر سال خمس میدادند.
رسول خدا فرمود: مردی قبل از شما بر صورتش کورکی افتاد. خوب دقت کن، اینها تماماً شاخصه خداست، آن کسی که محقق نیست میگوید ای بابا این آقا را ببین، نان شده چقدر، چه داری میگویی! گوشت شده چقدر چه داری میگویی! چاه آب ندارد، چه داری میگویی! مادرخرج تمام بدبختیهای تو خداست، ما به این اصل پرداختیم منتها تو انتخاب نشدی! مردی قبل از شما بر صورتش کورکی بود (جوش، دمل) پس هنگامی که او را اذیت نمود از تیردانش تیری برداشت و آن را پاره کرد. خوب دقت کن، من الان اینجا نیستم رفتیم به هزار و چهارصد و چهل و چهار سال قبل، صحنه را نشان میدهد. صحنه چه؟ خداشناسی. دمل، جوش، کورک، زگیل، هر چه، در صورتش درآمده، یا میخارد یا درد میکند یا بدریخت شده، یکی از اینها. تیر برداشته پارهاش کرده، آن موقع جراح نبوده. پس خون بند نیامد تا اینکه وفات نمود. حالا اینجا بامزه است که میگوید در هنگام مرگِ دین، خدا سوره توحید را فرستاد برای آنهایی که عقلای جامعه هستند، کلاه دین را از سر درآوردند به بیرون پرت کردند، این همان سوره توحید است. این را کند، خونریزی کرد، خون بند نیامد مُرد. شما بگو الان خدا باید چه بگوید؟ خدایی که میآید روی زمین که تو صدقه میدهی در دستش میگذاری، بعد هم میگویند وقتی که به فقیر صدقه دادی دستت را ببوس چون این دست فقیر نیست که گرفته بلکه دست خداست، خدای گدا! به خدای گدا قرض بده. «مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللهَ قَرْضاً حَسَناً ﴿۲۴۵ بقره﴾» پول بدهید این خدا فقیر است، «قُلْ هُوَ اللهُ اَحَدٌ ﴿۱﴾ اللهُ الصَّمَدُ﴿۲﴾ «لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ ﴿۳﴾ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً اَحَدٌ ﴿۴﴾ توحید»، آخرین اعجاز این دین است. بفرما، این تفسیر آن سوره است. خدا چه میگوید؟ میگوید: بهشت را بر او حرام کردم. عجب! عجب خدای مسخرهای! نمیگوید من روز اول گفتم انسان را خوشگل آفریدم، «لَقَدْ خَلَقْنَا الْاِنْسَانَ فِي اَحْسَنِ تَقْوِيمٍ ﴿۴ تین﴾». «اَحْسَنِ تَقْوِيمٍ» یعنی چه؟ یعنی نه دماغش بزرگ است که بخواهد عمل کند، به جراحان زیبایی پول بدهد، بعد دماغش کج بشود، دکتر میگوید یک عمل دیگر میخواهد. اینها عریضههاست، اینها بدبختی ملت است. عمل دوم میکند، حالا چقدر خطر است چقدر ریسک است، چون بعضی از عریضهها میگویند به خاطر عمل دماغ به کما رفت. دفعه سوم...، آخرش هم هر وقت جلوی آینه میایستد راضی نیست، میگوید نه، کج است. آن کسی که پول ندارد عمل کند چه کار کند؟ آن دختری که دماغش بزرگ است و فکر میکند به خاطر دماغش خواستگار ندارد چه کار کند؟ آن را الله آفریده یا شیطان آفریده؟ حالا یارو خواسته یا اعتراض به خدا یا اینکه خواسته این معضل را به وسیله تیغ، تیر از صورت خودش بردارد، آن را خراش داده مرده، خدا میگوید به جهنم برو؟ باور کن امثال این کلمات را که میخوانیم باید به درّه برویم، تمام درّههای ایران را بگردیم مولایمان را پیدا کنیم و این شمشیرش را ببوسیم که میخواهد بیاید این دین را و شریعتمداران، دینداران و محرابیان را، منبریها و آن مثلث سادات بنی فاطمه و فقها و قضات را قلع و قمع کند. خیلی عجیب است، بشر خیلی بدبخت است، گریه میکنم برای بشر است، وقتی گریهام میآید میزند بالا. «اِنَّ رَجُلاً كَانَ مِمَّنْ كَانَ قبْلَكم خَرَجَتْ بِوَجْهِهِ قُرْحَةٌ، فلمَّا آذَتْهُ انْتزَعَ سَهْماً مِنْ كِنَانَتِه فَنَكَأَهَا فَلَمْ يَرْقَأِ الدَّمُ حَتَّى مَاتَ». جالب است، خودکشی میکند به جای اینکه خودش را محاکمه کند، آن کسی که خودکشی کرده را محاکمه میکند. ببین داستان دین چقدر خوشمزه است، همه اینها را جمع کنید، مستنداتش خیلی خوب است. بچه ناقص میآید نمیگوید من خدا او را ناقص کردم. میآید چه میگوید؟ رنگکاری دین را ببین: این بچه ناقص شده در چهارشنبه آبش را ریختی. در زیر شعاع آفتاب آب ریختی. در شب عید فطر آب ریختی. هنگامی که میکردی روی خودت چیزی نینداختی. در فضای باز میکردی. هنگامی که انجام میدادی محل عبور و مرور آلات تناسلی خودت و او را میدیدی. این دین چقدر مسخره است! چقدر مسخره است! اصلاً گیریم اینها نقش دارد، تقصیر پدر مادر است بچه معلول شده، این وسط خدا چه کاره است؟ آیا بچه را خدا میدهد یا پدر و مادر میدهند؟ قرآن میگوید. چه میگوید؟ «أَ اَنْتُمْ اَنْزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ اَمْ نَحْنُ الْمُنْزِلُونَ ﴿۶۹ واقعه﴾» تو نازل میکنی یا من؟ چه چیز را نازل میکنی؟ بچه را، از عدم به وجود. «أَ اَنْتُم تَزْرَعُونَهُ اَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ ﴿۶۴ واقعه﴾»، به به سیلی است به صورت خدا از قرآن: ای دهقان، کشاورز، زمیندار، مزرعهدار، تو محصول را به عمل میآوری یا من؟ میگوید من. پس یادت باشد خرابی مزارع ایران فقط به دست خداست، آیه است دیگر. مزرعهدار زحمت میکشد، زیر شعاع آفتاب میرود آب میدهد بذر میدهد کود میدهد، بعد خراب میشود.
ای مراجعین من، مخاطبین من، آشنایان من، ای آنهایی که چهل سال است من را در این پایتخت میشناسید، تنها کاری که از دست من ساخته است که ده سال است خدای واقعی به من داده همین است که این لباسهای کثیف و پاره پاره دین را یکی یکی دربیاورم تا برسیم به آن لباس واقعیت، از من این ساخته است! نه واحد اسم اعظم دارم، نه خدا هستم، نه پیغمبر هستم، نه امام هستم، خواستی من را برای خودت و یا دیگری معرفی کنی بگو یک نفر هست که مظلومانه در خانه نشسته، چهل سال در پایتخت، سی و پنج سال خودش را برای این دین کشته، الان هم هیچ چیزی ندارد، یک خانه دارد مال پدر زنش است که دست به دست شده در این پایین شهر آمده تا مرکز شهر، اثاث هم جهاز خانمش است. یک خانه داریم، یک چهارم خانه تمام دارایی من در این دنیا است، آن هم خانه پدرم است که میگویند ارث حلالتر از شیر مادر است، آن را هم بچه مادر من غصب نکرده، خدا غصب کرده، من آنها را میخواهم امروز تطهیر کنم، دین غصب کرده! به آنها گفته یک چهارم خانه مال این است، یک چهارمش حدوداً شصت متر میشود، خانهای است که شصت سال پیش پدرم خرید. چند؟ شصت هزار تومان. در آن خانه غوغایی بود از فرشتگان. ببین چطوری میشود؟ چطوری دین میآید انسانهای فنای در حق را میکشد، بازماندهاش هم که یک خانه است، پنجاه سال در آن خانه ذکر گفته، تشرف داشته، نزول موکلین بوده، آمده این خانه را غصب کرده است. یک چهارمش غصب است، کل خانه خراب است. آن یک چهارم خانه را هم بفروشند به من بدهند چیزی نمیشود، بچههایم همه درب داغون هستند، بین اینها تقسیم کنم و یک مقداری به آنهایی که خیلی محتاج هستند، پس چیز مهمی نیست پولی نیست، ولی کارش مهم است، توحید زمینی را نشان میدهد. خدا تجلی در نمازی است که در آن خانه خوانده میشود. روضه یزید که برای امام حسین خواند تجلی در آن روضهای است که در آنجا برقرار میشود. این خانه خوب است، این خیلی قشنگ است، این من را آرام میکند. همیشه غصبش داشته باشید، بگذارید آنجا محل نمایش خدای جنایتکار باشد. خدای دروغگو! پز میدهد در انسانیت، در عدالت. چه؟ در لباس نمازگزار یک نخ غصبی باشد نمازش باطل است. بعد یک چهارم خانه را غصب، کردی، یک چهارم خانه کجا و یک نخ غصبی کجا! خیلی خوب است، آفرین همان جا بمانید، دین به شما شناخته میشود. حالا جالب است که یک نفر میگفت آنها را دیدم، گفتم که این خانه غصبی است شما چطوری نماز میخوانید روضه میگیرید؟ گفتند ما کرایهاش را میدهیم. شد چند تا گناه؟ دوتا، دروغ! میخواهد خودش را تبرئه کند میگوید کرایه آن یک چهارم را میدهد. سوم گناهش چیست؟ تهمت، یعنی کاری که نشده را میگوید، این تهمت است. این است که پیام من به بچه مادرم همان است. بچه مادرم است، بچه پدرم نیست، چون مادرم یک زن معمولی بود، ولی پدرم پرچمدار انتظار بود، بچه او خوب درمیآید، بچه او نمایشگاه خدای زمین نمیشود که آبروی این خدا را ببرد. بارها عرض کردم مسئله شخصی نباید مطرح بشود ولی آن شخصی نیست، آن اعتقادات است. یک چنان منزلی که من میدانستم چه خبر است، یک مدتی ایشان بیمار شدند که منجر به شهادتش شد، هر روز میرفتم پهلویش، یک دفعه یک ساعت حیاط را نگاه میکرد، بعد آنجا را که نگاه میکرد من نگاه میکردم عجایب بود. میگفتم اینها چیست؟ انگشتش را روی دماغش میگذاشت میگفت هیس! آن وقت یک چنین خانهای باید غصب بشود؟ خیلی سنگین است! خواست ایشان همین است. میدانی برای چه؟ ایشان میخواهد هویت این دینی که آنقدر برایش چهرهاش وقیح بود که بارها میگفت: مگر خدا مرده؟ «مگر» را میگفت، نوبت به من رسید «مگر» را برداشتم، دلایل و براهینی که این خدا مرده است را از خود دین آوردم. چقدر فرصت زود میرود. ببینید اینکه من میخواهم توضیح ندهم فقط متن را بخوانم بروم، میتوانم چهل تا متن را در دو ساعت بخوانم ولی فایده ندارد، غذایی است که نپخته است به شما میدهیم، چون هر کلامی باید یک شاهدی از موارد روز داشته باشد تا جا بیفتد. «قَالَ رَسُولُ الله: الَّذِي يَخْنُقُ نَفْسَهُ؛ يَخْنُقُهَا فِي النَّارِ». ----------------------- درس سوم: جسم را علیل میکند و میگوید بنشین سر جایت. - «اِنَّ رَجُلاً كَانَ مِمَّنْ كَانَ قبْلَكم خَرَجَتْ بِوَجْهِهِ قُرْحَةٌ، فلمَّا آذَتْهُ انْتزَعَ سَهْماً مِنْ كِنَانَتِه فَنَكَأَهَا فَلَمْ يَرْقَأِ الدَّمُ حَتَّى مَاتَ، قَالَ رَبُّكُمْ: قَد حَرَّمْتُ عَلَيْهِ الجَنَّةَ». کتاب صَحِيحُ التَّرْغِيب وَالتَّرْهِيب حدیث ۲۴۵۶ است. رسول الله، جانم به فدایت. افشا کننده ماهیت آن خدایی که در غار حرا تو را به زنجیر کشید و تو را وادار کرد که به نام نامیاش کشتار راه بیندازی و نامش را جهاد گذاشت و مسیرش را فی سبیل الله قرار داد.
رفت بالای نیزه که جلوی شکست باطل را بگیرد، که مردم احمق را که یک عمری به حکام سواری دادند برای دفاع از علی بگیرد، و علی به امر حق تعالی باز افشاگری کرد گفت: ای مردم این قرآن نیست، قرآن من هستم. اینها برای شیعه کفایت نمیکند؟ قاریان را کشت، جنگ نهروان جنگ علی ابن ابیطالب با قرآن بود زیرا که تمام شمشیرزنان خوارج قاریان قرآن، حفاظ قرآن و حاملین قرآن بودند. ای درود بر تو ای علی! با چراغ خاموش زد دین را نابود کرد، ولی خدای زمین پیروز است. چرا؟ چون هنوز عمر غیبت مانده، باید هنوز این دین یک عده را خر کند پدر یک عده را دربیاورد تا قائم آل محمد بیاید. ای کاش آمدن ایشان در همین فصل تابستان باشد. یابن الحسن تو غمخوار مردم هستی، تو در یکی از توقیعاتت گفتی من غصه شما را میخورم، در گرفتاریهایتان شریک غمتان هستم، ولی در درّه! آقا جان سدهای خالی را ببین، چاههای خالی را ببین، مزارع سوخته را ببین، بیکاری، بی پولی را ببین، فقر جامع و کامل را ببین! میبینی اما این درد دل ماست. انواع و اقسام بیماریها را ببین، زورگویی را ببین، تبعیض را ببین. ایرانی با آن کسی که همتهای زیادی دارد چه فرقی میکند؟ این انسان است او هم انسان است، چشم دارد چشم دارد، گوش دارد گوش دارد، دماغ دارد دماغ دارد. چه فرق میکند؟ ای خدا چرا اینقدر تبعیض قائل هستی؟ خودش مسئولیتش را به عهده گرفته؛ «تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشَاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشَاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ ﴿۲۶ آل عمران﴾». «تُعِزُّ» کیست؟ عزیز. عزیز همان است که خیلی چیزها دارد. ذلیل کیست؟ ذلیل آن کسی است که خیلی چیزها را ندارد. در یک عریضه یک بازنشسته برای من نوشته بود جمعهها به رسم قدیمی بچههایم و نوههایم جمع میشوند، میگوید از طرف من به این خدایی که به او حمله میکنی بگو من بازنشسته چقدر باید داشته باشم که فقط یک روز در هفته را آبروداری کنم، تأمین کنم مهمانهایی که پارههای تنم هستند. برای یک روز اینها، یک ظهر و یک شام، میوه چقدر بخرم، غذا چقدر فراهم کنم؟ ببین ما جامعه شناس هم هستیم، تحقیقات ما روی سه محور است: خداشناسی، جامعه شناسی و انسان شناسی. خوب دقت کن! ارزش ایرانی در چشم خدا چقدر است؟ صد بار گفتم به حکومت دست نزن، حکومت فرع است اصل را بچسب. لااقل نصفی از اهل این مملکت فقیر هستند. ارزش این مردم پیش خدا چقدر است؟ به اندازه روزی که میدهد. روزی او چقدر است؟ دقت کن! کالابرگ که ماهی یک دفعه میدهند، آن چقدر است؟ یارانه چقدر است؟ یارانه چهل و پنج هزار تومان است؟ ما که محروم هستیم، چون میگویند تو طرفدار زیاد داری پس پولدار هستی، بعد نمیدانند که طرفدارهای من فقرا هستند، این هم که چند ماه است وصل شده، ماهی یک دفعه برای هر ایرانی یک میلیون. این ارزشی است که خدا قائل است نه حکومت، نه، حکومت دست نشانده خداست. «لَقَدْ خَلَقْنَا الْاِنْسَانَ فِي اَحْسَنِ تَقْوِيمٍ ﴿۴ تین﴾» امروز در ایران این است. نمیدانم آن چهل و پنج هزار تومان یارانه اضافه شده یا نه؟ نمیدانم! کالابرگ هر ایرانی یک میلیون تومان، یارانه نمیدانم چهل و پنج هزار تومان شده چهارصد و پنجاه هزار تومان، نمیدانم، فکر نمیکنم برای هر کسی یک میلیون بالاتر باشد. همه اینها را جمع کن، چه میدهند؟ حکومت میداند پولش ارزش ندارد، ولی چه کند؟ این هم به بازی گرفتهٔ خداست، میداند در دنیا این ارز مملکت بی آبرو شده، میداند. چه کند؟ این را تو بگو! چه کند؟ خیال میکنی «وَ لَا یُمْکِنُ الْفِرارُ مِنْ حُکُومَتِکَ» فقط برای رعیت است؟ برای حکومت هم هست. چه کند؟ چه کنم چه کنم آن را رئیس مملکت گفت، یک بار گفت، دیگر هم نگفت. میدانی دیگر چرا نگفت؟ که آبروی حکومت میرود؟ نه، دید آبروی خدا میرود. گفت نفت داریم گاز داریم اما گشنه هستیم. خیلی قشنگ! گرسنه هستیم نگفت، خیلی خودمانی. این را میدانی باید کجا نصب کرد؟ در کعبه، این کلام را با خط طلا باید به کعبه نوشت. مگر نمیگویی آنجا خانه خداست؟ این پلاکارد را بزن که خدا هر روز به خانهاش میآید و میرود خجالت بکشد حیا کند، آن خدا که هزار و چهارصد سال قبل به اعراب دستور داد بیایند ایران را غصب کنند خجالت بکشد، ببیند این دین ایران را به کجا کشانده است! ببین چقدر وقت ما را میگیرد! وقت ما را میدانی چه میگیرد؟ سوز دل! این سوز دل را همه شما دارید، همدردی میکنم با این هزار عریضهای که هر روز صوتی و نوشتاری به من میرسد. چه کنم، چه کنم! کاسه چه کنم چه کنم دست گرفتم، بعد آن کسی که عریضه میدهد میگوید تو میتوانی. ببین چقدر دل آدم میسوزد که طرف خیال کند من میتوانم و نمیکنم! این یعنی چه؟ یعنی تو جلاد هستی، تو خونخوار هستی، تو خونآشام هستی.
آنجا که امام سجاد پدر بیست و هفتم من به این خدای موهوم التماس میکند که اذیتم نکن، آزارم نده، «لَا تَمْكُرْنِي» کلک نزن، «لَا تُعَذِّبْنِی» شکنجهام نده، «لَا تَفْتِنِّي {۴۹ توبه}» من را به بازی نگیر، «لَا تُغْوِینِی» من را زیر دست این و آن نینداز، من را تبدیل به توپ نکن. زمین فوتبال زندگیمان است، دو طرفِ دروازه خداست، قرار بود یک طرف دروازه حسنالقضا باشد و یک طرف سوءالقضا باشد. حسن القضا نیست مگر برای پنج یا ده درصد از جامعه. مانند توپ فوتبال تو را میاندازند این طرف میاندازند آن طرف، ارزش نیست. ببین چیست که اینقدر گندش درآمده امام معصوم دارد ماهیت این خدای دروغین را به صورت مناجات به صورت التماس افشا میکند. وقتی میگوید «لَا تَفْتِنِّي {۴۹ توبه}» یعنی این کار را با من میکنی، کردی. «لَا تَمْکُرْنِی» یعنی کردی، نکن بس است، خجالت بکش. «اِنَّا... كُنّٰا... مُسْتَضْعَفُونَ فِي اَلْاَرْضِ» این شناسنامه امام صادقی است که خودش صادر کرده به تاریخ داده. مستضعف کیست؟ انبیاء، ائمة الهداة المهدیین، فاطمه زهرا. مستکبر کیست؟ مخالفینشان، کشندگانشان، معارضینشان، زندان کنندگانشان، شکنجه کنندگانشان. چه کسی برنده است؟ در تاریخ چه کسی برنده است؟ مردم در کوچه و خیابان چه میگویند؟ میگویند خدا ظالم است با ظالمهاست، همه جا دارند میگویند. وقتی سر بریده ابی عبدالله همراه با خانواده معصوم و مظلومش در غل و زنجیر به دارالامارهٔ کوفه وارد میشوند نزد عبیدالله ابن زیاد، چه میگوید؟ میگوید خدا را شکر که شما را کشت. روز عاشورا عمر سعد به سپاهیانش چه میگوید؟ میگوید: ای لشکریان خدا بروید دشمن خدا را بکشید. این همان «لَا تَفْتِنِّي {۴۹ توبه}» است، «لَا تَقْتُلْنِی» است. در دمشق سر بریده همراه با سرهای بر نیزه وارد کاخ یزید میشود، اول حرفی که این نماینده خدا در زمین میگوید این است میگوید: «خدا را سپاس که شما را کشت و اسیر کرد». آیا دروغ میگوید؟ بعد میگویی یارو در فیلم گفته همه جا بگویید خدا، که مردم دست از حکومت بردارند، میگوید تو مثل آن هستی. عجب! منقول و معقول را چه کار کنیم؟ بله؟ یزید همین طور روی باد هوا بر اریکه قدرت نشست؟ بله؟ چه کسی به او قدرت داد؟ «تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشَاءُ {۲۶ آلعمران}» یعنی چه؟ یعنی همه ابزار و اسباب سوار شدن بر گردن رعایا را او میدهد. دستورالعمل چگونه حکمرانی کردن را او میدهد. به علی داد، به ابوبکر، عمر، عثمان و معاویه هم داد. خوب دقت کن! این نتیجه یک دهه تحقیقات ماست. خدای ظالم به اینهایی که به حکومت رسانده میگوید جنایت کنید برای بقا، نکشید کشته میشوید. این پیام خدای زمین است. بعد خدای علی به او چه پیغام میدهد؟ راستی اگر علی در میزان مطالعات ما نبود، میخواستیم چه کنیم؟ در تاریخ سرگردان بودیم. اینها نماد عظمت عقل است. آن وقت حق به علی چه میگوید؟ میگوید چطوری حکومت کن؟ خودش میگوید، تاریخ نوشته، میگوید: دشمنان من مرا مسخره میکنند که علی سواد حکومت کردن ندارد، علی فقط پهلوان میادین جنگ است، برای همین است که علی چهارمین خلیفه شد، در این خلافت هم همواره در جنگ شد، حکومتش روز به روز آب شد تا رسید در محراب کوفه نوزده رمضان. این را چه کسی میگوید؟ این را فرهنگ خدای ادیان. خدای حق چه میگوید از زبان علی؟ میگوید: من نمیخواهم به خاطر حکومت کردن گردن رعیت را بزنم و آنها را زندان کنم چرا که با من بد هستند. ببین چقدر فرهنگ حق و فرهنگ باطل تفاوت دارد! خدای علی دیگر چه گفت؟ گفت: مردمی را که در جبهه سالها کشتی به خاطر الله، باید برعکس کنی اگرچه خیلی محدود، اینقدر که در تاریخ ثبت بشود. چطوری برعکسش کنم؟ مسلمانها را بکش. یعنی ای تاریخ، ای وجدان و انسانیت بدانید من سالهای سال به الهام این باد هوا، به سادگیِ پیامبر رفتم مردم را کشتم، به قول خودش که میگوید برادرانمان را پدرانمان را اقوام نزدیکمان را کشتیم به خاطر جهاد. الان دیدی که اشتباه کردی؟ دیدی خدا را با شمشیر نمیشود در دلها فرو کرد؟ دیدی؟! دیدی حواریون پیغمبر بیست تا بیشتر نبودند؟ دیدی؟! حالا چه کار کنم؟ با تابلوهای این دین بجنگ. تابلوی دین، کیست؟ مادرجان عایشه ام المومنین، وحی از خانهاش است از زیر لحافش بیرون آمده، برای پیغمبر عزیزترین زن است، به خاطر او عدالت را زیر پا گذاشت به نصّ آنچه که از تاریخ به ما رسیده است. دیگر چه کسی را بکشم؟ طلحه و زبیر پهلوانان جبهههای اسلام، شاخصین جهاد. دیگر چه کسی؟ معاویة ابن ابی سفیان کاتب وحی، برادرزن پیغمبر، نماینده رسمی سه خلیفه قبل از تو. دیگر چه کسانی را بکشی؟ جانم علی، اگر به جای چهار سال، مثل معاویه چهل سال حکومت میکرد، اثری از این دین نبود، دین غدیر خم حاکم بود، اثری از این کتاب نبود، کتابی که روی نیزه رفت و جگر علی را خون کرد، این قرآن شماست ای شیعه نامرد که در خانهات هست.
حلق آویز کند، در آتش جهنم نیز خود را خفه میکند. همان فیلم خوشگل، کارتون هم این طوری نیست. شما حساب کن یک زندگی بی نهایت، بعد تند تند مدام حلق آویز کند خفه بشود زنده میشود و دوباره حلق آویز کند، یعنی چه؟ آخر این چیست؟ این چه چیز را میخواهد برساند؟ قدرت خدا را؟ این قدرت است؟ این نشان میدهد که خدا دیوانه است، خودش خودش را معرفی کرد. زرنگ هستی از قرآن شناسنامهاش را درآوردی؛ «وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا اِلَّا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ ﴿۳۲ انعام﴾» دنیا مسخره است، بازیچه است، بعد خود خدا هم همین است. چرا؟ دنیا دهر است، دهر خداست، «لَا تَسُبُّوا الدَّهْرَ فَاِنَّ الدَّهْرَ هُوَ اللهُ». با تحقیق ببین کجاها میروی. تمام این نردبانهای خیالی و مسخره که ادیان درست کرده برو بالا خدا در عرش است، همه را با تیشه عقلانیت با شمشیر وجدان میزنی خرد میکنی، خدای مصنوعی را از آن بالا تق میاندازی پایین. الان خدا در ذهن شما از آن بالا افتاده پایین! خدا یک تکه گوشت بو گندو است، بوی گندش یعنی خرابی کشور ایران. چه کسی خراب کرده؟ مدام نگو حکومت. چرا دست از خدا برمیداری؟ خدا را بگیر! اصل را رها میکنی فرع را گرفتی؟ او تو را بدبخت کرده بعد یقه پدر مادرت را میگیری، میگویی فلانی برای بچهاش ماشین خریده من ندارم؟ او هم ندارد. ازدواج فریب است، بچه هم فریب است، هر کسی زیاد بچه داشته باشد سفرهاش با برکتتر است، با برکتتر یعنی خدا به آنها کمک میکند. بیا کمک کرده! - در فقر به دنیا آمده. - در فقر ازدواج کرده. - در فقر بچه آورده. - در فقر بچهاش را ازدواج میدهد. این کسی که شرایط ازدواج نداشته ازدواج کرده و بعد هم تند تند بچه آورده گولش زدند که اگر دختر زیاد داشته باشی از یک درب خاصی به بهشت میروی. عجب، به جای این شعار بیا تأمین جهازیه این کن! شعار بس است، شعار برای افراد صدر اسلام است، تازه آنها هم باور نکردند، اگر باور میکردند «اِرتَدَّ النَّاس» نمیشد، از دست تو در نمیرفتند، معطل بودند پیغمبر را بکشند بروند. این شد چهار نوع خودکشی: - از طبقات بالا خودت را به کوچه به حیاط بیندازی. - سم بخوری. - با یک چیز آهنی خودت را بکشی. - حلق آویز کنی. به به، چقدر این خدای خوبی است! من یک چیزی از تو میپرسم جواب بده: شما به مهمانی رفتی صاحبخانه اینقدر کریم است، با لبخند با نوازش با تعارف اینقدر به تو رسیدگی میکند، هر چه چیز خوب است جلوی تو گذاشته. ای متشرع بی عقل سوال من را جواب بده، تو از این میزبان بدت میآید؟ از این خانه متنفر میشوی؟ از اینکه پایت را به این خانه گذاشتی پشیمان هستی؟ زندگی هم همین است. خدا ما را به زور آورده، با چرندیات ما را مسخ کرده. مسخ یعنی استحاله، یعنی «فَتَبَارَکَ الله اَحْسَنُ الْخَالِقِینَ ﴿۱۴ مومنون﴾» بودیم. شدیم چه؟ «كَالْاَنْعَامِ بَلْ هُمْ اَضَلُّ ﴿۱۷۹ اعراف﴾». میگوید من خوب میزبانی هستم، من برای شما همه چیز گذاشتم، من شما را دوست دارم، لباس تن ما کرده و روی آن انواع و اقسام تعریفها از بشر است، با غرور انسان به این دنیا آمد. به به، پشتوانه من خدایی است که هفت طبقه آسمان دارد، به فاصله هر کدام پانصد سال نوری و دوازده هزار عالم دارد، دیگر از این بهتر؟ پشتوانه از این مهمتر و محکمتر؟ وقتی که به اینجا آمدی هنوز پایت را اینجا نگذاشتی در شکم مادر هستی به فرشته زمان میگوید برو به او آمپول بزن؛ «کُنْ سَعِیداً» آمپول خوشبختی، «کُنْ شَقِیاً» آمپول بدبختی. از آنجا بدبختی شروع میشود، در شکم مادر ناقص است، پوست مادر را میکند، هر چه در جیب پدر است خالی میکند به دست معالم پزشکی. گولت میزند که بچه بیاور. بچه آوردی، دم به تو تنگ است، خرج سنگین است، این تراژدی زندگی ایرانی مظلوم است. پدر و مادری که گول خوردند و در فقر ازدواج کردند و در ناتوانی روحی جسمی مالی بچه آوردند، آن هم زیاد آوردند، الان این دختر و پسر روی دستشان مانده، چه کار کنند؟ ستمی که دین به این مردم میکند، فقط کافی است عریضهها را بخوانی. روی دستش مانده نمیتواند سیر کند. چارهاش چیست؟ دختر سیزده ساله را شوهر بدهد. خیلی از این عریضهها داریم. عدد سیزده که میگویند نحس است، این است. خانواده فقیر هستی، چه کسی میآید دخترت را ببرد؟ یا کسی که بیست سال از دخترت بزرگتر است که این جنایت است یا کسی که فقیرتر از خودت است، این خیانت است. دوباره همان دور تسلسل است، دوباره این زوج فقیر میروند، دوباره بچه میآورند، زیاد میآورند، همین طور دوباره قصه از نو! این خداست؟! ببین گند این خدا را! ای مثلث، به قول امام صادق ای سادات بنی فاطمه، ای فقها، ای قضات گند این دین را اجداد ما استشمام کردند ولی نمیتوانستند کاری کنند.
سی میلیون پول است؟ بله؟ پنجاه میلیون پول است؟ هفتاد میلیون پول است؟ این مغازههایی که لوازم خانه میفروشند برو قیمت کن، میخواهی به این دختر جهاز بدهی از کجا بیاوری؟ یخچال ایرانی، مارک ارزان چند است؟ لباسشویی و اجاق گاز چند است؟ بعد میگوید ازدواج کنید! میدانی برداشت من این است: این خدا نیست که محل تجمع سوءالقضاست، دائماً برای بشر چاه میکند و او را داخل چاه میاندازد، منتها روی چاه را گل و گیاه گذاشته، توی بدبخت میروی جلو و داخلش میافتی. اینها را مردم معاصر پیغمبر قبول نکردند، درست است که همه آنها احمق بودند اما قبول نکردند، به دلیل خود آیه کریمه؛ «أَ فَاِنْ مَاتَ اَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى اَعْقَابِكُمْ ﴿۱۴۴ آل عمران﴾» پیغمبر را ما کشتیم یا شما بکشید همه شما فرار میکنید به اعتقادات قبل از اسلام. شما بفرمایید اسلام را قبول داشتند؟ بله؟ تیراژ مسلمین در هنگام شهادت پیغمبر، پیغمبر فرمود چقدر نفوس اسلام است؟ آن موقع گفتند یک میلیون. یک میلیون، جز بیست نفر هیچ کس این پیغمبر را قبول نداشت، اگر قبول داشت، جبرائیل امین به پیغمبر نمیگفت بعد از تو مردم طرفدارت به هم میریزند و فارسها و عربهای صدر اسلام سر حکومت به جان هم میافتند. پیغمبر میگوید آخر تو به من گفتی «تَارِکُ فِیکُمُ الثَّقَلَیْن کِتابَ اللهِ وَ عِتْرَتی»، تو گفتی من به مردم بگویم من میمیرم اما بین شما دو تا جانشین گردن کلفت میگذارم؛ قرآن و اهل بیت. قرآن چیست؟ ای کاش این اسناد ضد دینی را ما نمیدیدیم، ای کاش این اسناد ضد خدا را وارد صفحات تاریخ نمیکردند که ما همچنان در خریت میماندیم. الان خیلی زجر میکشیم، زندگی در بین احمقها، حیوانات! «قَالَ رَسُولُ الله مَنْ تَرَدَّى مِنْ جَبَلٍ، فَقَتَلَ نَفْسَهُ؛ فَهُوَ فِي نَارِ جَهَنَّمَ، يَتَرَدَّى فِيهَا خَالِداً مُخَلَّداً فِيهَا اَبَداً... الی آخر». این بحث دوم هم قلوی دیگر این بحث است. - «قَالَ رَسُولُ الله صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ: الَّذِي يَخْنُقُ نَفْسَهُ؛ يَخْنُقُهَا فِي النَّارِ...». کتاب صَحِيحُ التَّرْغِيب وَالتَّرْهِيب حدیث ۲۴۵۵ است. این درس هم بقیهٔ نحوه خودکشی را میگوید. رسول الله فرمود: هر کس که در دنیا خود را خفه کند. آن درس قبل چند تا بود؟ - از بلندی خودش را بیندازد. - سم بخورد. - با وسیله آهنی خودش را بکشد؛ یا چاقو بزند یا اسلحه و کلت روی سر خودش بگذارد. این یکی دیگر است؛ خفه کند. خفه چیست؟ حلقآویز. اینقدر نوجوان خودشان را حلقآویز کردند، عریضههایشان میآید. ای نوجوان برای چه خودکشی میکنی؟ تو که دوازده سالت است، اول زندگیات است، حالا حالاها کار داری، خوشبخت میشوی، ثروتمند میشوی، لذت عمر را میبری، کیف زندگی را میکنی. به این که دوازده سیزده چهارده پانزده سالش است و خودکشی کرده، این حرفها را کسی به او نگفته؟ گفته. خب چرا؟ یک دلیل دارد، میگوید یک گردن کلفتی ما را خلق کرده به نام خدا که دشمن شماره یک بشر است، این را این بچه کوچک فهمیده. بچه در عریضهاش نوشته در خانه جنگ و جدال میشود، مادرم را دارد خفه میکند، میروم جلو داد میزنم من را هُل میدهد، میروم در کوچه میگویم آی مردم بابایم مامانم را دارد میکشد. چه کسی کرده؟ برای چه این مرد با زن درگیر میشود؟ این زن با شوهرش درگیر میشود؟ برای چه؟ اصل اصل اصلش فقر است. یک مرحله بعدش هم ازدواج تحمیلی است. این ارث بشر است که دست به دست از آباء و اجداد آمده رسیده. فقیر است یک عالمه بچه دارد، اولین جنایت! اول جنایت، برو یک ذرّه عقبتر، فقیر است میرود ازدواج میکند. ازدواج خرج ندارد؟ وقتی که پول نداری برای چه ازدواج میکنی؟ قدیمیها ما را گول میزدند، چون پدرانشان گولشان زدند میگفتند خدا میدهد، از تو حرکت از او برکت. این دفعه که رفتی زیارت اهل قبور در قبرستان، بگو خاک بر سرتان رفت، در زندگی هم خاک بر سرتان شد، بیایید جواب شعارهایتان را جواب اعتقاداتتان را ببینید. مردم را فریب میدهد ازدواج کنید. بعضیها عریضه میدهند میخواهند ازدواج کنند من تعجب میکنم. عه! هیچ چیزی ندارد. مسکن، اجارهخانه چند است؟ معیشت، معیشت مگر فقط خوردن است؟ میگوید نان خالی میخورم، دستت درد نکند. مریض نمیشوی؟ نه؟ در بهشت زندگی میکنی؟ اینجا چپ و راست بیماری است. در عریضهاش نوشته کل اهل خانه ما مریض هستند، هر کدام یک طور. اینها دستاورد این خدای قشنگ است «اِنَّ اللهَ جَمِیلٌ وَ یُحِبُّ الْجَمَال» خدا خوشگل است و خوشگلها را هم دوست دارد. عجب خوشگل است، اگر بدریخت بود چه کار میکرد؟
ای فیلمسازان، فیلمنامهای بسازید از این گونه کلمات که بسیار دیدنی خواهد بود، خدا را معرفی کنید بر اسناد انشائات دینی. اسم جهنم چیست؟ «فِيهٰا خٰالِدُونَ ﴿۲۵۷ بقره﴾»، «اُولٰئِكَ اَصْحٰابُ النّٰارِ هُمْ فِيهٰا خٰالِدُونَ ﴿۲۵۷ بقره﴾»، در آیت الکرسی است. «فِيهٰا خٰالِدُونَ ﴿۲۵۷ بقره﴾» یعنی چه؟ یعنی تاریخ ندارد، میلیاردها سال! البته اینها باور کردنی نیست، اینها آشی است که دین برای یک مشت بی عقل پخته، به قول رسول الله «وَ اَکْثَرُ اَهْلِ الْجَنَّةِ اَلْبُلَهَاءُ». آخر که چه؟ مدام خودش را از آن بالا میاندازد پایین، دوباره میبرد بالا. فقط یک فیلم بساز ببین چقدر مردم از خواب بیدار میشوند. از کوه پایین افتادی، روز قیامت در جهنم مدام میروی بالای کوه مدام میافتی پایین. آخر یعنی چه که مدام میروی بالا مدام میافتی پایین؟ این خدا حکیم است؟ «وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا اِلَّا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ ﴿۳۲ انعام﴾» خداست! چرا خداست؟ چون دنیا یعنی عصر، یعنی دهر. میگوید من زمانه هستم، دنیا روزگار است. خیلی جالب است، این تحقیقات را موشکافی کنید، اینها ذخایر ظهور است، وقتی که قائم آل محمد میآید اینها را باید مثل دسته گل جلوی او ببریم. «وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا اِلَّا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ ﴿۳۲ انعام﴾» درست؟ دنیا مسخره است، بازیچه است، خیلی خب! دنیا چه بود؟ دهر. دهر چه کسی بود؟ خدا. نتیجه؟ خدایی که در کره زمین دهها هزار سال است که به عنوان یک معبود ماورایی معرفی شده باد هواست، ریشه و اساس ندارد. میگوید «اَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ ﴿۲۵ حدید﴾»، بینه یعنی عقل، یعنی دلیل برهان. خب دارد؟ بله. چطوری دارد؟ آغاز دین بر پایه کشتار، این همان بینه است. «بُعِثْتُ اَنْ اُقَاتِلَکُم» شما را میکشم مگر اینکه بگویید «لَا اِلَه الَّا الله»، این همان بینهٔ قرآن است. قشنگ است خیلی زیباست! زیباست برای «لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ ﴿۱۲ نحل﴾»، «يَشْعُرُونَ ﴿۱۲ بقره﴾»، «یَتَدَبَّرُون ﴿۲۴ محمد، ۸۲ نساء﴾»، «تَتَفَكَّرُونَ ﴿٢١٩ بقره﴾» برای اینها، این چهار تا! جامعه را رهایش کن. یک چیزی به تو بگویم؟ تکراری است ولی باید بگویم، هر وقت فامیلت، رفیقت و همسایهات دیدی پالون روی دوشش است و اینها در آن بار شده، دارد از محراب و منبر از مسجد بیرون میآید، میبرد خرج روزانهاش است. پنج وعده باید بروی مسجد نماز بخوانی چیست؟ پنج بار باید این خورجین الاغ پر بشود بیاید بیرون، بعد پخش بشود، اقتصاد، سیاست، دیانت، اجتماع، خانواده، علم، فهم، همه اینها از این بار باید تغذیه بشود. آیا غیر از این است؟ ای متشرع، آیا غیر از این است، آن لوله ماشه تفنگت را بگیر کنار، نگو الان تو را میکشم، بگذار کنار، عقل داری بیا بحث کنیم، منابع هم از کتاب خودت دین خودت. برای چه زور میگویی؟ میگوید زور، ارث است. ارث چه؟ ارث طلوع اسلام. وقتی که میگوید «بُعِثْتُ اَنْ اُقَاتِلَکُم حتَّی تَقُول لَا اِلَه الَّا الله» آن اسلحه بالای سر مردم همین طور آمده تا الان. اسلحه دین است، اسلحه حکومت نیست. بیخود نه به حکومت بد بگو نه بدبین باش، تمام بدبختیهای ما از ادیان است؛ اسلام، مسیحیت، یهود، زرتشتی و دین جدید که اسمش کمونیست است. یادت باشد خودکشی هم نمیتوانی بکنی. چه کار کنیم؟ فقط یک راه دارد. آن چیست؟ در دلت بریزی، بدن سالم که روز اول آمده اعضا و جوارحش نابود، سکته ناقص، کامل، هماهنگ مغز و قلب، این را خدا میخواهد. خودکشی کند آبرویش میرود میگویند عجب خدایی است عجب پدری است، عجب پیشوایی است، عجب خالقی است که مردم دارند روی اعتراض به این خدا گر و گر خودکشی میکنند میخواهند از دستش فرار کنند بروند زیر خاک. اگر خودکشی نکنی آبروریزی میشود! آقای دین اگر خودکشی کند آبروی خدا میرود، یک نفر که ده تا بیماری دارد، آبروی چه کسی میرود؟ آبروی بتها میرود که هزار و چهارصد و چهل و چهار سال قبل در کعبه بود؟ بله؟ خدای زمین با کمال جسارت و شجاعت و قدرت میگوید من مریض میکنم، «الَّذی اُنْزِلَ الدَّاءَ اُنْزِلَ الشَّفَاءَ». من مریض را به صلابه میکشم «اَلْمَرِیضُ اَسِیرُ الله». پس هیچی دیگر، بدبخت شدی، در خانه هم که جایت نیست. آنقدر به من عریضه میدهند میگویند در خانه هستیم خانواده چیز میخواهند. میگوید در خانه هستیم در یخچال را خانمم باز کرده و برای همیشه یخچال را هم خاموش کرده. برای چه؟ که من نانآور خانه بدانم در خانه هیچ چیزی به عنوان خوراکی وجود ندارد. اهل خانه در یخچال را باز میگذارند که این نانآور به غیرتش بر بخورد، نانآور عذاب وجدان میگیرد، بیرون کار نیست، کار میکند در برابر عظمت گرانی پولش ارزش ندارد.
مثل غذاست، مثل آب است، جز ضرورتهاست. اینها را تامین کردم، دیگر چه مرگش است رفته داده یا کرده؟ شهوت زیاد، یکی یک بشقاب میخورد سر سفره سیر میشود، یکی دوتا، یکی سه تا، شهوت هم همین است. یکی پنج ساعت میخوابد، یکی ده ساعت میخوابد. آیا به اختیارش است؟ بله؟ شهوت را چه کسی در کاسهاش گذاشت؟ «فَاَلْهَمَها فُجُورَها ﴿۸ شمس﴾» را ننه آقای من گفته یا تو آقا خدا؟ «وَ هَدَيْنَاهُ النَّجْدَيْنِ ﴿۱۰ بلد﴾» را چه کسی گفته؟ «اِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ ﴿۵۳ یوسف﴾» را چه کسی گفته؟ یک روز مستقلاً در خلقت برای خلق بدی را چه کسی گفته؟ آی زبان بسته جد ما، آی مظلوم پیغمبر. دقت کن چه میگویم! میگوید پیغمبر در هر نشست و برخاستی هفتاد بار توبه میکرد، استغفار میکرد. پیغمبر اینها را مرور میکند، در خلوت در وجدان اینها را به هم وصل میکند میبیند به هم نمیخورد، نمیخورد، نمیجوشد. وصیت که میخواست بنویسد جلویش را گرفتند، قطعاً عقلاً وجداناً عدلاً علماً میخواست از رسالت توبه کند. آیا غیر از این است؟ بیایید احتجاج کنید. بعد اگر توبه میکرد عزیزانی که در خانه جمع شدند در آن اتاق جمع شدند، کرسی از چه کسی میخواستند بگیرند؟ تاج از چه کسی میخواستند بگیرند؟ تخت از چه کسی میخواستند بگیرند؟ میز و صندلی از چه کسی میخواستند بگیرند؟ به چه عنوان روی مردم سادهٔ احمق پالون بگذارند و سوارشان بشوند؟ پس باید این ساختار دست نخورد. پیغمبر خیلی که اصرار کرد، گفت دیوانه، تمام شد. حالا معلوم نیست آن لحظه پیغمبر را دیوانه خوانده و باور کرده یا نه در کل بیست و سه سال رسالت او این را دیوانه میدانسته! ----------------------------- درس دوم: انواع خودکشیهای تحمیلی مجازاتشان یکی است. - «قَالَ رَسُولُ الله صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ: مَنْ تَرَدَّى مِنْ جَبَلٍ، فَقَتَلَ نَفْسَهُ؛ فَهُوَ فِي نَارِ جَهَنَّمَ، يَتَرَدَّى فِيهَا خَالِداً مُخَلَّداً فِيهَا اَبَداً وَ مَنْ تَحَسَّى سُمّاً فَقَتَلَ نَفْسَهُ فَسُمُّهُ فِي يَدِهِ يَتَحَسَّاهُ فِي نَارِ جَهَنَّمَ خَالِداً مُخَلَّداً فِيهَا اَبَداً وَ مَنْ قَتَلَ نَفْسَهُ بِحَدِيدَةٍ فَحَدِيدَتُهُ فِي يَدِهِ يَتَوَجَّأُ بِهَا فِي نَارِ جَهَنَّمَ خَالِداً مُخَلَّداً فِيهَا اَبَداً». کتاب صَحِيحُ التَّرْغِيب وَالتَّرْهِيب حدیث ۲۴۵۴ است. رسول الله: هر کس خود را از کوه بلندی انداخته...، توجه کن! این داستان تلخ ایرانی امروز است از دست این خدای غیرتمند. زندگیاش سخت شده دم به او تنگ است چه کار کند؟ برود در خیابان بگوید مرگ بر الله؟ خب او را میکشند، مرتد است، چه کار کند! ای خدای موهوم سر سوزنی غیرت داری بیا جواب بده! غیرت ندارد، اگر غیرت داشت در همین آیات قرآن مگر شیطان با او محاجه نکرد؛ «فَبِمَا اَغْوَیْتَنِی {١۶ اعراف}»، «لَاُغْوِیَنَّهُمْ اَجْمَعینَ {٣٩ حجر}» کلاه سر من گذاشتی، من را بدبخت کردی؟ من هم مردم را بدبخت میکنم. چرا آیه بعدش نیامد بگوید غلط کردی، من تو را بدبخت کردم؟ نیامد چون حقیقت خدا همین است. حالا دم به او تنگ است رفت بالای بلندی، حالا یا کوه یا از طبقات بالا یا از پلهایی که روی خیابانها هست خودش را پایین انداخت، برای همیشه و به طور دائم در آتش جهنم است. ای مسخره تو اینجا وادار میکنی مردم خودکشی کنند، بعد آنها را به جهنم میاندازی؟ بعد میگوید چرا آتش میگیری. و هر کس با خوردن سم (سیانور) خودکشی کند برای همیشه به طور دائم آن سم را در آتش جهنم در دست داشته و جرعه جرعه آن را مینوشد. بیخود نیست که اسم این کتاب را قصه گذاشتند. حق نداری خودکشی بکنی، «وَ لَا یُمْکِنُ الْفِرارُ مِنْ حُکُومَتِکَ» یعنی همین. تو را به سلول انفرادی برده میخواهی کجا فرار کنی؟ نگهبانان را چه کار میکنی؟ قفلها را چه کار میکنی؟ دوربینها را چه کار میکنی؟ تلههای برقی را چه کار میکنی؟ مینها را چه کار میکنی؟ نمیتوانی فرار کنی، خودکشی کن، عه! خودکشی هم که نمیتوانی بکنی. یکی نبود بگوید یا رسول الله تحت زعامت و اقتدار حضرت مستطاب رحمان و رحیم مگر کسی خودکشی میکند؟ ایشان رحمان است، رحیم است، لطیف است، کریم است، ودود است، جواد است، مگر مرض دارد کسی خودکشی کند؟ بابا کیف کن، برای چه خودکشی میکنی؟ باور کن اگر اسماءالحسنی حکومت میکرد یک نفر دیوانه نمیشد، یک نفر بیمار نمیشد، ولی با کلک جلو آمدند، با فریب آمدند، نتیجهاش همین است، آخر عمر اسلام است و این هم ایران! وقت نداریم مدام تند تند بگویم آخر عمر اسلام است به چه دلیل، دلایلی که پیغمبر گفته، بگویم، که هفت هشت ده تا است، حالا کسی که اولین بار است گوش میدهد آن کس که کنارش است برای او توضیح بدهد. و کسی که با آهن خودکشی کرده، برای همیشه و به طور دائم آن آهن را در آتش جهنم در دست داشته و آن را در بدنش فرو میکند.
7329 1405-05-23 ۱- غیرت در گناه دارد ولی بزرگترین خطاها را انجام میدهد. ۲- انواع خودکشیهای تحمیلی مجازاتشان یکی است. ۳- جسم را علیل میکند و میگوید بنشین سر جایت. ۴- ملت ایران که چنین زمین خوردهاند، همه عمرشان دستگیر نیازمندان بودهاند. ۵- خدا چیزی به نام رحم نمیشناسد. ۶- ظلم خدا، ستم به شمار نمیآید. --------------------- درس اول: غیرت در گناه دارد ولی بزرگترین خطاها را انجام میدهد. - «اَنَّ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ قَالَ: اِنَّ اللهَ يَغَارُ وَ غَيْرَةُ اللهِ اَنْ يَأْتِيَ المُؤْمِنُ مَا حَرَّمَ اللهُ عَلَیهِ». کتاب صَحِيحُ التَّرْغِيب وَالتَّرْهِيب حدیث ۲۳۴۵ از ابومحمد زکی الدین المنذری محدث سرشناس اهل سنّت و جماعت. رسول الله صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آله وَ سَلَّمَ فرمود: همانا خداوند با غیرت است و غیرت خدا به جوش میآید زمانی که مومن آنچه را که خداوند بر وی حرام نموده انجام دهد. دو کلمه حرف حساب، با هزار تا محاکمه! «اَنَّ النَّبِيِّ قَالَ: اِنَّ اللهَ يَغَارُ وَ غَيْرَةُ اللهِ اَنْ يَأْتِيَ المُؤْمِنُ مَا حَرَّمَ اللهُ عَلَیهِ». خدا غیرتی است، اولِ لقمه یک استخوان! خدا غیرتی است درست است؟ بله؟ مگر غیرت مخلوق نیست؟ در آن زمانی که غیرت پیدا میکند یعنی ضرورت دارد بر او غیرت. چه شد؟ «اللهُ الصَّمَدُ ﴿۲ توحید﴾»؟ خدا غیرت دارد. باشد، بفرمایید! غیرت خدا به جوش میآید. اصلاً ببین تک تک عناوین مال بشر مخلوق است نه مال کسی که ژست گرفتی با آن دروغ داری میگویی، خیالات؛ دوازده هزار عالم دارد، هفت طبقه آسمان با پانصد سال نوری بین هر کدام فاصله است. ببین خدا را چطوری معرفی کرده! این خدا «الْحَمْدُ لِله رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۲ حمد﴾» است؟ بله؟ رَبّ دو عالم است؟ به قول خودشان عالم دنیا و عالم آخرت. غیرتش به جوش میآید یعنی چه؟ یعنی عصبانی میشود. بَه خدا عصبانی میشود من و تو هم عصبانی میشویم، خدا غیرتی میشود من و تو هم غیرتی میشویم. عجب! یکی برود به این خدا قرص اعصاب بدهد که اینقدر جوش نزند. میگوید جوش نزن شیرت خشک میشود. سر چه عصبانی میشود؟ سر زیر پا گذاشتن قانونی که باد هوا از طریق ادیان و مذاهب اعلام کرده و یک جدول درست کرده تحت عنوان مناسک دینی و شرایع مذهبی، اصول دین فروع دین. انسانی که یک ذره خاک است در سرزمینی که اسمش زمین است، در برابر هستی یک ذره خاک است. چقدر جالب است! شناسنامه خدا را حفظ کردی، آن وقت تو از این خدا توقع داری که رسول الله مظلوم تاریخ در اتاق حصرش کنند زهرش بدهند جلوی وصیتش را بگیرند بیاید کمک کند؟ آخر این خدا وجود دارد که بیاید کمک کند؟ حالا محکمه عدل به قاضی؛ عقل، اسم این قاضی عقل است. یک گناه کردی خونش به جوش آمد. مثلاً چه کار کردی؟ دزدی کردی، آخر ای باد هوای ملعون تو این را لخت و پتی به قول قدیمیها به این دنیا آوردی، بی اختیار او را آوردی، آوردی در آتش، زندان، قفس، بعد هم از همان بندر که داشتی این آدم را ترخیص میکردی، از فرودگاه داشتی خارجش میکردی، گفتی هیچ چیزی نداری، فقر مطلق! خب ای با غیرت برای چه او را به این دنیا آوردی؟ وقتی که در فقر مطلق است میخواهی چه چیزی را نشان بدهی؟ عظمتت را؟ بابا عظمتت را نشان دادی، آنقدر از تو شنیدیم! نانش را بریدی، دزدی کرده. عه! زنده باد پیغمبر که گفت دلم میسوزد برای کسی که این الله اینقدر درب روزیاش را بسته که یک تخم مرغ میدزدد دستش باید قطع بشود. «اِنَّ اللهَ يَغَارُ» به به، غیرتت را عشق است باد هوا! زنا کرده خونش به جوش میآید. من تعجب میکنم این چهارراه چقدر به جد ما ظلم کرد! از یک راه میآید این را میآورد و از یک راه اینقدر این خدا او را بالا میبرد. لواط کرده، زن شوهردار را کرده، زن شوهردار رفته داده، گناه است دیگر، غیرتی میشود. برای چه غیرتی میشود؟ برای اینکه قرار بود ما زن و بچهاش باشیم، اهل و عیالش باشیم، نه؟ «النَّاسُ عِیالُ اللهِ»، خب اگر این طوری باشد حق دارد، آقا خدا حق داری. ولی این صاحب عائله از بین خانوادهاش جدا کرده که یک هزارم در ناز و نعمت و نهصد و نود و نه تا در عذاب باشند. این عجب پدر خوبی است، پدرش بسوزد. چرا زنا کردی؟ دو وجه دارد؛ نیاز و شهوت. نیاز را چرا تأمین نکردی؟ تو که گفتی «وَ اللهُ هُوَ الْغَنِيُّ ﴿۱۵ فاطر﴾» خدا پولدار است. شهوتش را چرا مهار نکردی؟ وسیله ازدواج را چرا برایش جور نکردی؟ تو که به دروغ در قرآن میگویی «وَ اَنْكِحُوا الْاَيَامَىٰ مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَ اِمَائِكُمْ اِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ الله مِنْ فَضْلِهِ ﴿۳۲ نور﴾». پول ندارید؟ من میدهم. من کجاست؟ بله؟ من کجاست؟! ازدواج نکرده، باید یک طوری خالی کند، زن، مرد، دختر و پسر فرقی ندارد، شهوت مثل خواب است،
без подписи
7329 405-05-23 پای کرسی استاد در الهیات ظهوری! 1⃣ غیرت در گناه دارد ولی بزرگترین خطاها را انجام میدهد. 2⃣ انواع خودکشیهای تحمیلی مجازاتشان یکی است. 3⃣ جسم را علیل میکند و میگوید بنشین سر جایت. 4⃣ ملت ایران که چنین زمین خوردهاند، همه عمرشان دستگیر نیازمندان بودهاند. 5⃣ خدا چیزی به نام رحم نمیشناسد. 6⃣ ظلم خدا، ستم به شمار نمیآید. #صوتی