کتابخانه نیمه شب
Статистикаبه زندگیم که فکر میکنم می بینم کتاب ها همیشه نجاتم دادن، فیلما،سریالا،موزیکا نجاتم دادن، آدم ها؟ نه ، هیچوقت …. @Contact_minae
- Последний пост
- 16 нояб.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
نوشت: و تو دوام میآوری بیآنکه کسی بفهمد چه آشوب و دردی را تحمل کردهای.
جوانیام در این امید پیر شد
ماذا یحدث في شکل العالم؟! ماذا یحدث لو... بدلا من أن تزرع في صدري طلقة تزرع.. في قلبي.. وردة...!؟ راستی! دنیا چه شکلی میشد اگر، بهجای اینکه در سینهام گلولهای بنشانی، در قلبم گلی میکاشتی..؟! -عدنان الصائغ
فتحتُ النافذة إذ كان الليل يضوع برائحة الحزن..! پنجره را گشودم، شب بوی غم میداد..!
من همانم که تو را سخت در آغوش گرفت و تو او را، که بماند چه سخن ها گفتی
یه تئوری خیلی قشنگی توی کتاب «کتابخانه نیمه شب»بود که میگه: «خدا جوریه که ما نمیتونیم ببینیمش یا درکش کنیم، برای همین به شکل کسی در میاد که توی زندگیمون به عنوان آدم خوبی میشناختیمش.» #معرفی_کتاب 📚کتابخانه نیمه شب @diffrent_world78
اگه میبینید ولتون کردیم و رفتیم دیدیم سرتون شلوغه، ما بی معرفت و بی وفا نیستیم به قول شاعر: آنان که از بی وفایی مان شکایت کردند، همانانی هستند که در وفاداریمان خیانت کرده اند! @diffrent_world78
اگه میبینید ولتون کردیم و رفتیم دیدیم سرتون شلوغه، ما بی معرفت و بی وفا نیستیم به قول شاعر: آنان که از بی وفایی مان شکایت کردند، همانانی هستند که در وفاداریمان خیانت کرده اند! @diffrent_world78
هیچکس با خودش فکر نمیکند که من از جنس فولاد نیستم. - آلبر کامو
«كل شخص يستحق شخصا يمكنه ان يجعل قلبه ينسى انه قد انكسر يوما...» هر انسانی، مستحق داشتن کسی است که باعث شود قلبش فراموش کند که روزی شکسته است ...
سیمون دوبووار توی کتاب تصاویر زیبا میگه: خیال میکنی آسان است آدم با همت خودش به جایی برسد؟نمی دانی چه سختی ها باید کشید! به چه کارهایی تن داد و چه خفت هایی را تحمل کرد، به خصوص اگر یک زن بخواهد در جامعه به پُست و مقامی برسد…
صادق هدایت تموم انتظارات و توقعات از انسان هارو اونجا تموم کرد که: موقع خودکشی اش در میان برگه های وصیت نامه اش هزینه دفن و کفن اش را گذاشت و نوشت حتی بعد از مرگم هم منت موجودات دو پا را نخواهم کشید،انسان است بلخره حتی بعد مرگ هم میخواهد بگوید بله ما کردیم.
قربانت بروم. دوستت دارم، دوستت دارم. دلم میخواهد چشمهایم را روی هم بگذارم و وقتی بازشان میکنم پهلوی تو باشم. دلم میخواهد ببوسمت. آنقدر ببوسمت که تشنگیام تمام شود. تنم به یادت بیدار میشود. نامهات را که میخواندم یکوقت متوجه شدم که دارم بلندبلند باهات حرف میزنم. مثل دیوانهها! انگار که تو اینجا بودی. در برق آفتاب که روی آینه افتاده بود، بودی. -نامه فروغ فرخزاد به ابراهیم گلستان
«اتعلم ما مرعب جدا؟ ان تمر بجانب من اخبرته باتفه تفاصیلک کالغریب» میدانی چهچیز خیلی خوفانگیز است؟ آنکه، از کنار کسی که روزی ریز و درشت زندگیات را برایش میگفتهای، چون غریبهای عبور کنی.
انتقام هرزه گویان را ، به خاموشی گذار تیغ می گوید جواب مرغ بی هنگام را......! -صائب تبریزی
یادم باشد رنج هیچ کس را حقیر نشمارم…
без подписи
اگر زهری به من بدهید، می نوشمش. می دانم که دوستم ندارید. -ویلیام شکسپیر
شانس آوردیم مغول ها با خود دین نیاوردند و فقط کشتند و خوردند و چاپیدند وگرنه الان خوردن نذری هلاکوخان لیاقت میخواست و عزاداری برای چنگیزخان از واجبات بود!
من، تو را مینوشتم وقتی که همه فکر میکردند شعر مینویسم... -جمال ثریا