- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 5
- Всего постов
- 52
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Музыка (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 379
- 1/48двое суток
- 434
- 1/72трое суток
- 468
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
تنت لنگرگاهِ من است #محموددرویش
شما بهش میگید دوستت دارم ولی #غسان_کنفانی میگه: تو اما وارد رگهایم شدی و همه چیز تمام شد و خیلی سخت است بخواهم از تو شفا یابم...
تو را نمیدانم اما برای من هیچ کس شبیه تو نیست... تو و چشمهایت نگاه کردنت، حرفزدنت و ازهمه مهمتر آغوشت باهمه تفاوت دارد.... #علیرضا_سلیمانی
با یک زن میتوان دنیا را فتح کـرد #عبدالله____اوجالان
برای تو که به یاد خنده هاش و خاطره هاتون بهش گوش بدی :)
زمان آن رسیده است که دوست داشتن صدای نغز عاشقانه ای شود که از گلوی گرم تو طلوع میکند... تو مهربان من بیا کنار پنجره که آفتاب روح من عیان شود #رضا_براهنی صبح شد خیر است
بیا باور کنیم عشق های گران در رمان های ارزان کنار خیابانها فروخته شدند و تمام شد.. #رویا_شاه_حسین_زاده
بهگونهای وارد زندگیِ پیچیده و آشفتهام شد که یک «ترانهی خوب»، در «خلق وخوی بد» اثر میکند... #ابراهیم_صوانی
مرا به گوشهی آغوشِ خویش دعوت کن #معصومه_صابر
عشق واقعا چیز عجیبیه یعنی طرف نه خوراکیه نه پوله نه پیتزاست صرفا یه آدم عادیه و وقتی میبینیش قند تو دلت آب میشه .
من به ناز تو گرفتار و تو بر بوسه من هر دو مَستیم ، اگر لب به لبم بنشانی #شاهد_سنقری
عشق شاید همین است؛ همین ک چشم هایم جز چشم های تو هیچ نمی بینند و خلوت خیالم تا همیشه در تصرف آغوش پرمهر توست #مهدی_احمدوند
زوربای یونانی میگفت: حرفهایی هست که نمیتوانم بگویم. شاید روزی آنها را برایت رقصیدم. چون میترسم با کلمات از عهده بیانشان برنیایم.
مثلا صبح پاشی ببینی بوی خاک بارون خورده از لای پنجره پیچیده توی اتاقت... صبح شد خیر است
باشد که امسال در جدال گریه و خنده، غم در این حوالی نماند... تولدم مبارک :)
دچارم کن به آغوشت... #زهره_سبک_رو
دوستت دارم نه تنها برای آنچه که هستی بلکه برای آنچه که هستم هنگامی که با توأم.. #الیزابت_برت_براونین
مرا بخواه به قدر یک بوسه کشدار گم شده در مه جای دوری نميرود مرا بخواه! به اندازہ کمی مُردن در آغوشت... #حامد_نیازی
به قول شمس تبريزى: اندوه تمام نمى شود تو آن قدر وسيع مى شوى، كه اندوه در تو گم مى شود.
مرا ببوس ، چنان عمیق که وقتی لب بر میداری از جانم چیزی نماند بر تنم ..!! #محمد_شیرین_زاده