- ❤دٜٜلــؕؕـٜٜـٜٜ✿ٜٜـٜٜـٜٜـبــؕؕـٜٜـٜٜ✿ٜٜـٜٜـٜٜـٜٜرؕ✿❤
Статистика” دل” چه دنیای قشنگی دارد… “بزرگ” میشود… “عاشق” میشود… “تنگ” میشود… میشکند… میگرید… میریزد… دلبری میکند… میتپد و میمیرد… چون “می ایستد” تمام میشود....
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 11
- Всего постов
- 120
- Тип
- открытый
- Язык
- ur
- Категория
- Музыка (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 128
- 1/48двое суток
- 146
- 1/72трое суток
- 158
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
عطرِ تنت مثل نقوش برجستهی گل میانِ لبهایم مانده است با ترانهی لبانت بنفشههای وحشی را دیوانه وار چین بزن روی پوست تشنهام... شهاب شهابی 🍃
از پیراهنت دستمالی میخواهم که زخم عمیقم را ببندم و از دهانت بوسهای که جهانم را تازه کنم. #حسین_منزوی 🍃
چه میشد اگر خدا، آنکه خورشید را چون سیبِ درخشانی در میانهی آسمان جا داد، آن که رودخانهها را به رقص درآورد، و کوهها را برافراشت، چه میشد اگر او، حتی به شوخی مرا و تو را عوض میکرد: مرا کمتر شیفته تو را زیبا کمتر. #نزار قبانی 🍃
تلفيق زيبای دوتن آغوشی گرم و لذت بخش سپردن تن به تو ... سالهای زيادی در انتظار آغوشت بوده ام و حال تو از راه رسيده ای ... حالا كه من همچون كوير در حسرت باران ... تشنه ی در هم آميختن با تو هستم ... 🍃
به من آهسته بگو هستی و هستم... #نیما_یوشیج 🍃 شبتون دلبرانه❤️
لبهای تو روزهای قرمز تقویممنند! برای بوسیدنشان باید همه چیز را تعطیل کرد! #محسن_حسینخانی 🍃
خیلی دوستتدارم ضربان قلبم عاشقتم نفس 💋❤️ 🍃
ای با تو در آمیخته چون جان تنم امشب! لعلت گل مرجان زده بر گردنم امشب . . . #سیمین_بهبهانی 🍃
امشب نظری بروی ساقی دارم وز نوش لبش حیات باقی دارم #عراقی 🍃
. عصر میتواند روزِ خوبی باشد فقط ڪـافیست تو باشی و با نوازشهاےِ دستانت حواسم را پرتِ تمام ِ دوستت دارمهایی ڪـنی در عصرے ڪــه هیچ تعهدے برایش تعریف نشده ، در آغوش تو ؏ـاشقانه خلاصه میشود....!! 🍃
🎙مسیح و آرش جدید ♡🍂
🎙آصف آریا جدید ♡🍂
پیالههای دلم را پر از نگاهت کن مرا اسیر شرابِ لب و گناهت کن.. #مهدی_اسدی 🍃
دلم برای هرچیزی که نشد باهات تجربه کنم تنگ میشه. 🍃
♧عشق را محکم بگیر و ساکنِ این لانه باش.♤ ° مولانا 🍃
کاش .. کتاب مورد علاقه ات بودم که هر شب با خودت به تخت ببری آن وقت از سرِ شوق مرا در آغوش می گرفتی و با حوصله تا آخرین مرز هوشیاری ات می خواندی ام..! 🍃
گندمزار گیسویت غزلی است به سوی صحرای داغ تنت که باید از سپیده ی چشمانت قافیه ی باران را بدزدم تا سر انگشتانم بر سپیدی سینه ات شعری از فروغ را دکلمه ی لبهایم کند و ترانه ای از سهراب را در حسرت رویاهایم از هیچستان اندامت خواب ببیند #پویان 🍃
نزار قبانی چقدر قشنگ گفته؛ اگر سخن میان من و تو پایان یافت و راههای وصال قطع شدند و جدا و غریبه گشتیم، از نو با من آشنا شو... 🍃
یه تئوری هست که میگه: وقتی دو نفر همو پیدا میکنن و بهم شبیهان،نزدیکن و حس میکنی وجودشون بهم وصله. خدا خاکشون رو از یجا برداشته همینقدر قشنگ. غروبتون بی غم❤️ 🍃
. شنبه به شنبه "دوستت دارم "هایم را بہ روز مے ڪنم و هر بار بیش از قبل عاشقت مے شوم 🍃