- Последний пост
- 2 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 31
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 198
- 1/48двое суток
- 226
- 1/72трое суток
- 244
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
https://youtu.be/O_T_P6o6sRc?si=1NfFNk0Te5CkZefb
و حساسیتِ حواسِ یک ساینتیست خوب همچون نویسنده ای خوب است. و نویسنده ای خوب همچون سربازی از جنگ بازگشته.
در میان پاهای برهنه مان که بی هدف بر تخت های ساحلی ولو بودند، ساعتی را تصور کردم که به پشت روی بتون افتاده و رو به خورشید دارد و سکوت بی آغاز و انجام، بی عمق و سطح کلمات ما و موسیقی محزون و سخیف، عقربه های بزرگ و کوچکش را از هم تشخیص نمیدهد و ناچار باید بپذیرد که دیگر توان سنجش زمان را ندارد. حتی فراموش کرده قبلا کارش چه بوده و مهار زمان از دستش در رفته است. به این ترتیب، افکار ساعت با افکار آدم بی فکری که می کوشد افکارش را بفهمد فرقی ندارد. بعد فکر کردم جیلان را با چنین افکار درهمی دوست دارم و تا نیمه شب در همین فکر ها بودم. خانه خاموش، اورهان پاموک
#cse #math یه لیست از مقالاتی در زمینه نظریه پیچیدگی محاسباتی و محاسبات کوانتومی که پشتم رو لرزوند هر بار مطالعش: پ.ن: به روز میکنم لیست رو به مرور زمان، مخصوصا در زمینه نظریه الگوریتم ها. خاص تر الگوریتم های Concurrent و نگاهی که این الگوریتم ها باهاش میشه کانسپت زمان و حافظه رو در نظریه پیچیدگی پیشرفت داد. Zero knowledge non- interactive proof MIP*=RE- Quantum physics Polynomial time for prime factorization Zero- knowledge proof Knowledge complexity interactive proof systems A sum-product estimate in finite fields, and applications P. Erdős on sum and product of intefers Hardness vs randomness Gödel in Cryptography: Effectively Zero-Knowledge
من یک بار با رفیقم رفتم یه منطقه ای در شمال خوزستان، نمیدونم دقیق کجا بود دریغ از اسم و تابلویی. مثل خود جنوبی بی آلایش. یه صخره کوه مانند بزرگ بود که دور تا دورش رو آب گرفته بود و دور تا دور این آب رو هم پوشش گیاهی وسیع. فکر میکنم دنباله مناطق زاگرس بود. ما نشسته بودیم، دو ساعت بدون حرف زل زده در سکوتِ مطلق و لذت بردن. از همون موقع علاقم به جنوب بیش از شمال شد. جنوب پر از منابع این چنین هست. لطفاً بعد این جنگ اگر شد بیشتر به جنوب سفر کنید. حکومت همواره سعی در بی اهمیت نشون دادن مناطق جنوبی داشته و مثل یک گاو شیرده فقط از منابعش کشیده.
اگر احیانا قصد خروج از تهران رو داشتید و نمیدونستید کجا برید؛ ما یزد یه خونه ای داریم که میتونیم به دو تا سه نفر (بسته به نوع خواسته خودتون)بدیم تا هر چند وقت که دوست داشتید بمونید. پیام بدید. با خانواده هماهنگ میکنم. خوشحال میشم.
#cse #math تا زمان، زمان بوده و یادی بر مغز تراشیده شده، زندگی ای دوگانه داشته ام. و تناوب بین این دو بسیاری از تصمیماتم را شکل دادند. کامپیوتر ساینس همسرم و ریاضیات معشوقه ام بود. تناوب بین این دو، بسیاری از تصمیمات این مسیر را هم رقم زدند. به خود می آمدم و غرق شدنم در دروس مجرد ریاضی گاه باعث فهم و حل مسائل کامپیوتر میشد و گاه باعث دوری از آن جهان، گیجی بیشتر و نیاز به بازگشت. امروزه سیستم های محاسباتی در حال پیچیده تر شدن هستند. شبکه های عصبی، مدل های اثبات کننده و مدل های محاسبات کوانتومی. هر سه جهان در ذهن یک ریاضیدان نوید یک چیز را میدهند. نیاز ما به پیدا کردن آنچه نمیتواند درست باشد، یافتن فرایند های اشتباه، بسیار بیشتر از آنچه درست است، هست. دقیقا شبیه پیدا کردن مثالی نقض در یک فضای چند بعدی هندسی برای مسئله ای که در آن آنچه وجود دارد و میتواند اثبات شود که وجود دارد مهم نیست، بلکه چه چیزی نمیتواند وجود داشته باشد اهمیت کلیدی دارد. این موضوع روز به روز نیاز به دو چیز را زیاد میکند که یادآوری آن به دانشجویان نوپا این رشته مهم است. پیشه کردن این زیست دوگانه (Cs-Math) و در عین حال در جستجوی نظریه ای واحد تا ارتباطات مدل های محاسبه را پیوند دهد.
#معرفی_کتاب #literature برخی نویسندگانند چون کافکا و جیمز جویس، با خلاقیت ادبی خود چیزی را اضافه بر آنچه داشتیم، آنچه حس میکردیم و آنچه غیر قابل بیان بود را به ادبیات اضافه میکنند. چنان به عمقِ جان میروند تا عمیق ترین لایه های دست نخورده را لمس کنند. و برخی چون کامو، سارتر و تولستوی، پیامبرانی اندیشه دار اند. و آن اندیشه غالبا فلسفی یا جامعه شناختی را با حساسیتی ادبی تلاش دارند بیرون ریزند. کشور های غربی به خوبی از عهده برآمده اند. اما زمانی که به شرق مینگری، بسیار انگشت شمار اند کسانی که توانسته باشند پیوند بین شرق و غرب را هضم کنند و آن دو را پیوند دهند. کسانی چون تولستوی و داستایوفسکی نیز که دست به اینکار زده اند و خواسته اند اندیشه ای مستقل و شرقی را پایه گذاری کنند بسیاری از تعالیم شان اکنون نابود شده است. بعد از مدت ها با نویسنده ای آشنا شده بودم که دوای بسیاری از درد های انسان شرقی را چنان به قلم آورده بود که کتابش را چند بار خواندم. اورحان پاموک، نویسنده استانبول است. نویسنده شهری پر از تضاد ها از شرقی بودن یا غربی شدن. زیستی دوگانه که تمام ملت های شرق را درگیر خود کرده. پاموک در سال ۲۰۰۶ جایزه نوبل را به دلیل بیان شیوا و روان خود از کالبد شکافی چنین جامعه ای با بیانی ادبی دریافت کرد. او را بسیار بیشتر از تولستوی و کامو دوست دارم. باید پاموک و جهانش را بیشتر شناخت. خواندنش را توصیه میکنم.
без подписи
без подписи
без подписи
#movie Portrait of a Lady on Fire. Watch! پ.ن: به یادم دارم زمانهایی که بیش از حد از خود کار میکشیدم بی آنکه پای ام را از خانه بیرون بگذارم یا حتی زحمت جستجوی آن فرهاد دیگر را که آرام و صبورانه در خانه دیگر در کشورِ دیگر، انتظارم را میکشید، به خود بدهم و زمان هایی که می ترسیدم وابستگی به محیط فکرم را منجمد کند و انزوا، شوق دیدن را در من بکشد، با یاد آوری اینکه در طرز نگاه ام به علم، طبیعت و آدم ها چیزی غیرخودی وجود دارد که مدیون آن همه وقتی است صرف خواندن و دیدن کتاب و لکچر های علمی ، سینما و ادبیات غرب شان کرده ام، به آرامش می رسیدم. آنها را مال خود میکردم. خود را با بیرون کردن صاحبین آثار جا میزدم و اینگونه با نیروی یکسان سازی که جامعه استبداد زده افراد را تا سطح تلاش برای بقای غرایز میراند و تنوع و فردیت را میکشد، مبارزه میکردم.
لطفاً نگذارید تعطیلات حکومتی ج.ا، شما رو از کار علمی دور کند. روزانه ۴ ساعت حتی. گرداب کثیف ایدئولوژی همه چیز را با خود میبرد.
موسیقی ناب آمد تا لبان نیاز به بیان نیابند. لبخندی که عشقی سربلند، وقت مردن، برلبِ مرد نشاند. شکست زنی در آمال نرسیده خود؛ سیگار برلب گیرانده خیره به خورشیدِ در حال ذوب غروب. شکست های علمی مردِ خسته، نشسته بر پشت میزِ چوبی لهستانی لب آن پنجره. نشستن کشاورزی پینه به دست بر لب زمین خشک شده از محصولش، دمادمِ طلوع. همه جبری حماسی در چشمان من دارند. رِقَتی باشکوه. همه، چیزِ کوچکِ زیبا در خود دارند. خاطراتِ عشق مرده، غروبِ خیره در چشمانِ زن، لیز دادن برگه های پاشیده بر میز لهستانی با نسیمِ آرامِ شامگاهی. و ناگهان اشکِ چشم آسمان بر دستان کشاورز؛ غروری خسته، خاکستری خفته، را بیدار میکند. لبخندی میگیراند بر لبِ همه افراد. این قطعهٔ مالامال اندوه را روایت همین لحظه با شکوه می دانم.
به چشمانش نگاه میکنم
چند نکته از تجربه شخصی و یاد گرفتن از بچه ها. اولویت باید کتاب ها درسی تون باشه. اونا رو عمیق بفهمید و سوالات سال های قبل رو حل کنید عالیه. هشتاد درصد راه رو رفتید. حالا. کتاب هایی که میخوندیم اغلب از سینا و حبیب و اینا بود که معرفی میشد. بچه هایی که مشناسن…
♾ اطلاعیه ♾ به اطلاع دانشجویان مقطع کارشناسی علاقمند به ریاضی در سراسر کشور میرساند که چهل و هشتمین مسابقه ریاضی دانشجویی انجمن ریاضی ایران در پاییز سال ۱۴۰۵ به میزبانی دانشگاه فردوسی مشهد برگزار میشود. لازم به ذکر است که مدالآوران این مسابقه علاوه بر…
♾ اطلاعیه ♾ به اطلاع دانشجویان مقطع کارشناسی علاقمند به ریاضی در سراسر کشور میرساند که چهل و هشتمین مسابقه ریاضی دانشجویی انجمن ریاضی ایران در پاییز سال ۱۴۰۵ به میزبانی دانشگاه فردوسی مشهد برگزار میشود. لازم به ذکر است که مدالآوران این مسابقه علاوه بر…
♾ اطلاعیه ♾ به اطلاع دانشجویان مقطع کارشناسی علاقمند به ریاضی در سراسر کشور میرساند که چهل و هشتمین مسابقه ریاضی دانشجویی انجمن ریاضی ایران در پاییز سال ۱۴۰۵ به میزبانی دانشگاه فردوسی مشهد برگزار میشود. لازم به ذکر است که مدالآوران این مسابقه علاوه بر دریافت امتیاز از بنیاد ملی نخبگان، به هزینه کشور میزبان امکان شرکت در دورههای مطالعاتی را در کشورهای ایتالیا، فرانسه و برزیل خواهند داشت. #48th @SCoIMS