شعر و مشاعره
Статистикаمنبعی برای مشاعره با حرف آخر #الف. #ب. #پ. #ت. #ث. #جیم. #چ. #ح. #خ. #دال. #ذال. #ر. #ز. #ژ. #سین. #شین. #صاد. #ضاد. #ط. #ظ. #عین. #غین. #ف. #قاف. #کاف. #گاف. #لام. #میم. #نون. #واو. #ه. #ی
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 8
- Всего постов
- 85
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Музыка (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 315
- 1/48двое суток
- 360
- 1/72трое суток
- 389
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
به عزای من اگر آمدهای، گریه نکن نگذار اینهمه از چشم تو شرمنده شَوَم مطمئنم که تو هم معجزه را میفهمی! بغلمکن کهدر آغوشِخودت زندهشوم #هخا_هاشمی #ب
تو ای دنیا! چه مکرِ تازهای در چنتهات داری؟ فریبت را نخواهم خورد بدسیمای خوشتزئین! #مجید_ترکابادی #ت
آن کسی را که تو می جویی کی خیال تو به سر دارد بس کن این ناله و زاری را بس کن او یار دگر دارد #فروغ_فرخزاد #آ
برای ما دونفر هم به جز محال شدن نداشت عاقبتی شوقِ همخیال شدن #محمدمصطفی_احمدی #ب
без подписи
در قفلِ فرو بستهی غمهای دل خویش آن کهنه کلیدیم که دندانه نداریم #فیاض_لاهیجی #دال
پیر میخانه پی دعوت مستان چو درآید حق کند عفو گناهان در رحمت بگشاید #آشفته_شیرازی #پ
قبل از آنکه دل برنجانی کلامت را بسنج تیرِ رفته بر نمیگردد به آغوشِ کمان #احمد_جم #قاف
دوباره صحبت سفر دوباره غربت و خطر تو می روی و در پی ات نگاه خسته دربدر غریبه آشنای من دلیل گریه های من به هر کجا که میروی مرا به همرهت ببر #مهدی_آهی #دال
من تماشای تو میکردم و غافل بودم کز تماشای تو خلقی به تماشای منند #هوشنگ_ابتهاج #میم
در منزل وصل، توشهای نیست مرا وز خرمن عشق، خوشهای نیست مرا گَر بگریزم زِ صحبت نااهلان کمتر باشد که گوشهای نیست مرا #سنایی #دال
نشانِ قتلِ من از تیغِ جور او نرود.. حناست خونِ من، از کف به شستوشو نرود! #طالب_آملی #نون
без подписи
همه خوشدل آنکه مطرب بزند به تار چنگی من از این خوشم که چنگی بزنم به تار مویی #فصیحالزمان_رضوانی #ه
آن قدر اشک به مظلوميتم ريخته ام که نمانده است توانايي نفرين کردن «باوفا» خواندمت از عمد که تغيير کنی گاه در عشق نياز است به تلقين کردن #کاظم_بهمنی #آ
مینماید بدسگال ملک را وقت جدال حجتی بس روشن و قاطع زبان خنجرش مملکت را سرخ رو میدارد و فربه مدام از نم آب سیاه آن کلک زرد و لاغرش #ابن_یمین #میم
без подписи
دست خستهٔ مرا، مثل کودکی بگیر با خودت مرا ببر، خستهام از این کویر! #قیصر_امینپور #دال
روی در هم کشم، از بوسهٔ شیرین لب یار همچو مستی که کشد رو به هم از تلخی می بشکر خنده گشایم دهن از دیدن غیر همچو آن شیر که روباه ببیند از پی #آذر_بیگدلی #ر
راستی مانند تیری قامت و بالای اوست کز عقیق و غالیه سازند پیکان و پرش سوزنی یاقوت پیکر را همی ماند ولیک جز دریدن نیست چون مقراض کار دیگرش #ابن_یمین #ر