مصطفی صادق
Статистика- Последний пост
- 11 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 2
- Всего постов
- 31
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 118
- 1/48двое суток
- 135
- 1/72трое суток
- 145
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
.. 📹 ملت، دولت و حکومت قانون بخش چهارم ▫️ویژگیهای ذهن به بنبست رسیده که از طرح پرسش و یافتن پاسخ وامانده است، کدامند؟ 📺 @ecoiran_webtv
📹 ملت، دولت و حکومت قانون 🎙نسخه صوتی ▫️از میان ویژگیهای ذهنی که بنبست میرسد، باور به تقدیر در برابر اراده آزاد، سختترین ویژگیست. ▫️آنکه باور دارد نمیتواند، ناتوانیاش به قلمرو دانایی میخَزد! پس دسترسی به دانایی نخواهد داشت؛ چرا که باور دارد نمیتواند که بداند! همو که نمیداند، بیگمان نمیتواند. این ناتوانی در دانش و کنش، وی را سرپرستخواه میکند. ▫️او زور را تنها راه برای گذران زندگیِ نادانان و ناتوانان بر میشناسد. در برنامههای آینده، دیگر ویژگیهای ذهن به بنبست رسیده را میکاویم! 📍لینک این برنامه در آپارات 📺 @ecoiran_webtv
توسعه یعنی آزادی! گسترش آگاهی و آزادی، بالندگی کشورها را در پی داشته است. میوه این آگاهی ساخت و ساز دنیا بوده است! کالاها چه مصرفی باشند چه سرمایه ای! نهادها چه سیاسی باشند چه اقتصادی؛ دستساز آدمیزادِ آگاهاند! نهاد آزادی هم دستساز آدمیزادی است که با ساخت قدرت، از اراده خود پاسداری میکند و اراده خود را تضمین میکند. اراده آن هنگام که بتواند قدرت دیگران را مهار کند، آزاد است. این ارادهِ آزاد با تضمین خود، کالا میسازد، نهاد میسازد، پیشرفت میکند، توسعه مییابد و برخوردار و ثروتمند میشود و میوه رفاه را میچیند! نه آزادی، نه برخورداری و نه رفاه، بخشش حاکمان و شهریاریان نیستند، دستاورد مهار آنهایند! @mostafaasadeq @fin_markets @rahbordchannel https://youtu.be/fKfhG55CIJM
видео или голосовое, без подписи
.. میدونی پرسشها، مفاهیم و اسطورههای باستانی زنده و روزآمدند! رویگردانی ازشون اونها رو بیبنیاد نمیکنه! هر چه ازشون دورتر شیم، ماییم که بیبنیادتر میشیم! جهان اسطورهها، جهان هستهاست و اگه فرانخونیمشون، ما نیست در جهان میشیم! میدونی مانایی، نامیرایی، بیمرگی، ناموری و جادوانگی و بیکرانگی زندگی ما در گرو آفریدنه! نخستین آفرینش، زایش اندیشهست. چکیده و رسوب اندیشهها در اسطورهها بازنمایی میشه! شاهرخ مسکوب از نامیرایانه! سراسر زندگیش جست تا یافت! چی رو؟ میدونی هر بار که اقتصاد، سیاست و حقوق خوندم باز گمشدهای داشتم! اون سخن رهاییبخش و زندگیساز رو تو ایران یافتم! چونان مسکوب که شهرها، حزبها، ایدئولوژیها و اندیشهها رو جست تا به ایران رسید. آسود؟ نه! برآشفت، آشوب شد! تپید و غوغا شد! شیفته زیبایی و آزادی ایران شد! پیش از رویارویی با ایران مینوشت: و غریو دیو تنهایی فرو پیچید زیر گنبد گیتی: هیچ کس! هیچ کس! باز گفتم: هیچ قلبی نیست_ حتی پر تپش از رنج_ تا سکوت این شب سنگین فرو ریزد؟ هیچ لبخندی، نویدی هیچ چیزی نیست؟ دیو تنهایی خروشان گفت: سختجانی را به یک سو نه هیچ چیزی نیست جز تنهایی و اندوه و منم فرمانروای هفتدریا با هزاران تازیانه در هزاران دست. سال من یک فصل دارد، فصل خاموشی! تا ایرانویچ و ایرانشهر رو دید! پیچید و تابید به جان و تنش و نامیرا شد! میکوچیم به تنت، به میهن و اسطورههاش و زندگیها و شادکامیها را دوباره و دوباره باز میسازیم! به زودی گفتگو درباره اندیشههای ثروتساز ایرانی رو راه میاندازیم!
سومین برنامه اکونومیپلیطیک 🔹 چین چگونه از یکی از فقیرترین کشورهای جهان به بزرگترین قدرت تولیدی دنیا تبدیل شد؟ و چرا امروز رشد اقتصادی این کشور دیگر مانند گذشته نیست؟ 🔹 در این قسمت از اکونومی پلیطیک از «قرن تحقیر» و اصلاحات اقتصادی چین آغاز میکنیم و سپس به مهمترین چالشهای امروز این کشور میپردازیم؛ از مصرف پایین خانوار، وابستگی به سرمایهگذاری و صادرات، تا جنگ تجاری با آمریکا، تعرفهها، عناصر کمیاب، هوش مصنوعی، کریدورهای اقتصادی و این پرسش که آیا مدل توسعه چین برای ایران و سایر کشورها قابل تکرار است یا خیر. 🔹 در پایان نیز مهمترین پیامدهای این تحولات را برای سیاستگذاران و سرمایهگذاران جمعبندی میکنیم. لینک کامل برنامه https://youtu.be/fKfhG55CIJM @fin_markets @rahbordchannel @mostafaasadeq
نه به بی خِردی! ما تنسیاهان زخمی تازیانه مرگاندود بیکنشی خویشیم. ما هماره سوگواران تاریکی پندار، گفتار و کردار شامزای خویشیم. از دل اینهمه کین و بدسگالی چگونه خورشید مهر بردَمد و باد بهاری کند. اینهمه باورِ همپیمان با تاریکی، اینهمه گفتار خشن و اینهمه کردار از دوستی به دور، با ما چه میکند؟ دمادم هممیهنان را بر دار میکند و خودکامه را سردار. تا کی به کنایه بگوییم که دسته تبر بیداد خودمانیم. چه امید زبونی داریم که از دل بداندیشیها و کژ منشیهای ما کاوه و فریدونی بزاید و ضحاک ماردوش را به خاک بکشد و ما هر روز خود ضحاک بزاییم. برادر! بی اندیشه، بی درستی و بی داد، اینجا پیوسته نزیستنیتر می شود. مگر میشود در کشتارگاه به شادی زیست. اینجا یا زیر تیغ میروی یا سوگوار دریدگانی. بس کن زاری و فغان را. هیچ چنگیز خانی با ناله و شیون و بدسگالی ما از خاک ایران دست نکشیده. چه ایرانی! ما با ویرانی که هر روز و شب بکارش میبندیم، چگونه آبادی بکاریم. چنگیز خان با پست اینستاگرامی و توئیتر رفتنی نیست برادر. با ناسزا هم نمیرود. اینکه درب خانهتان قفل شده و باز نمیشود، هزار راه بروید آخر باید خودتان دست به کار اندیشه و کاربست راه آزادی باشید. هیچ مُلکی با اینستا آزاد و آباد نشده. چُس نالهها دیگر به کار اندیشمندنمایی هم نمیخورد. هیچ بنبستی با راهکارهای پیش پا افتاده ما راهیِ راه نو نشده. چه آنکه هیچ انتگرالی هم با ترشحات توئیتری حل نشده. کُنشی که با یک دکمه قطع اینترنت بر باد میرود، هیچ راهی به رهایی ندارد. پسِ پشت فرافکنی نافرمانی مدنی نمیشود همیشه پنهان شد. چه آنکه این گونه سوگوار سوگهای بی پایان شدن، نه نافرمانی است و نه مدنی. اگر در اندیشهات هیچ راهکاری را نساختهای و همچنان از چنگیزخان میخواهی اقتصاد و سیاست بخواند و خیرخواهانه به فکر شکم و کامجوییها تو باشد، آن بِه که دهانت را ببندی و هوا را بیش از این آلوده نکنی. راه را بایست با اندیشه یافت و ساخت. با هوش مصنوعی تصویر ایران را ساختن و پس زمینه را با نوای سوگ پر کردن اندیشه نیست. گره به گره اندیشهات را بکاو و ببین کجا گره کور زدهای که زندگی به بنبست رسیده. میان اندیشههای کسانی که روزگار خویش را برای جستن آبادی و آزادی ایران سپری کردهاند، راه را بجو! هر اندیشه یک سرو!
.. طلا به کدام سو میرود؟ اینکه طلا به کدام سو میرود، به برآیند نیروهای اقتصادی و سیاسی بستگی دارد. دانش اقتصاد توان دستهبندی و صورتبندی این عوامل را دارد. به گونهای که با بررسی عوامل درونزا و برونزای قیمت طلا میتواند به انتظارات بازیگران شکل دهد. بازیگرانی که انتظارات خود را با مفاهیم اقتصادی بتراشند، احتمال برنده شدنشان بیشتر خواهد شد. برنامه "اقتصاد سیاسی طلا" از سلسله برنامههای "اکونومی پلیطیک" این عوامل را بررسی میکند.
.. این روزها چونان سایهای شدم که خُنکای بودنش دمی آسوده را میزاید، پیش و پس از نمناکی بارانم، دریغ که دیری نمیپایم، از کویی به برزنی میگریزم، همدست آفتاب و همپیاله ماهتاب میشوم، تنها یادی دلپذیر برای همگنانم، چون باد بیسامانم و پابند سرزمینی نمیشوم، کارونسراها را در میانه راهها برای من ساختهاند انگار! این سایه بارانزده بودنش به نماندن است، تا تو نیستی کنارم، تا چشمان تو را ننگرم، تا بوی خوش زلف بارانزده تو را نبویم، تا شهروند شهر تنت نشوم، تا از صراحی لبانت ننوشم، تا دستت را در دست زندگی نفشارم، به ماندن میخکوب نمیشوم، تا تو نیستی، وهمی هستم در آغوش دیگران..
اقتصاد سیاسیِ طلا آیا طلا صرفاً یک دارایی سرمایهگذاری است یا آینهای از تحولات ژئوپلیتیک و تغییرات نظم جهانی؟ در این قسمت از «اکونومی پلیطیک» به این سؤال اساسی پاسخ میدهیم. بسیاری از فعالان بازار تصور میکنند که طلا صرفاً تابع تورم یا نرخ بهره است. اما واقعیت پیچیدهتر از این است. اگر چنین بود، توضیح بسیاری از جهشها و ریزشهای بزرگ طلا در دهههای اخیر دشوار میشد. در این برنامه بررسی میکنیم که چه عواملی در پشت پرده حرکتهای بزرگ طلا قرار دارند و چرا گاهی اوقات این فلز گرانبها برخلاف انتظارات رایج بازار رفتار میکند. از نقش نرخ بهره واقعی و سیاستهای بانکهای مرکزی گرفته تا کسری بودجه دولتها، رشد بدهی عمومی، بیثباتیهای مالی، ریسکهای ژئوپلیتیک و تغییرات در نظم جهانی، همه عواملی هستند که میتوانند بر جایگاه طلا در اقتصاد جهانی اثر بگذارند. اگر به اقتصاد کلان، بازارهای مالی و تحولات ژئوپلیتیک علاقهمند هستید، این قسمت میتواند نگاه متفاوتی به یکی از مهمترین داراییهای جهان در اختیار شما قرار دهد. برای دیدن کامل برنامه اینجا را کلیک کنید @fin_markets @mostafaasadeq @rahbordchannel
видео или голосовое, без подписи
📹 ملت، دولت و حکومت قانون بخش سوم 🎙نسخه صوتی ▫️با سنجه "حق و باطل" نمیتوان مناسبات شهری را تعریف کرد. اینگونه نیست که اهل حق بتوانند حقوق بنیادین کسانی را که از دید ایشان باطل هستند، پامال کنند. ▫️آن چه مناسبات شهری را سامان میدهد، حقوق آدمیزاد فارغ از مذهب، نژاد، رنگ،جنسیت و طبقه درآمدی است! ▫️از دید بسیاری از اندیشمندان سیاسی، در سپهر سیاست بین الملل، کنش سیاستمدار با سنجه "حق و باطل" و حتی با مناسبات حقوقی درون شهر نیز ارزیابی نمیشود! اینجا پهنه منافع ملی است و به نام یا به ننگ( با سنجه اخلاق خصوصی) میبایست از یکپارچگی سرزمینی پاسداری کرد! در برنامه های بعدی سروستان این ایدهها را بیشتر وامیکاویم! #سروستان 📍لینک این برنامه در آپارات 📺 @ecoiran_webtv
آشنای روزگاران من..
📹 ملت، دولت و حکومت قانون (بخش سوم) ▫️با سنجه «حق و باطل» نمیتوان مناسبات شهری را تعریف کرد. اینگونه نیست که اهل حق بتوانند حقوق بنیادین کسانی را که از دید ایشان باطل هستند، پامال کنند. آن چه مناسبات شهری را سامان میدهد، حقوق آدمیزاد فارغ از مذهب، نژاد، رنگ،جنسیت و طبقه درآمدی است! ▫️از دید بسیاری از اندیشمندان سیاسی، در سپهر سیاست بین الملل، کنش سیاستمدار با سنجه «حق و باطل» و حتی با مناسبات حقوقی درون شهر نیز ارزیابی نمیشود!. اینجا پهنه منافع ملی است و به نام یا به ننگ (با سنجه اخلاق خصوصی) میبایست از یکپارچگی سرزمینی پاسداری کرد. ▫️در برنامههای بعدی سروستان این ایدهها را بیشتر وامیکاویم. #سروستان 📺 @ecoiran_webtv
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
.. سخن رنج مگو، جز سخن گنج، مگو ور از این بیخبری، رنج مبر، هیچ مگو اندیشه ایرانی آییننامه زندگی شادکامانه در گیتیه! بیپرده و آشکارا به آدمیزاد میگه زندگی شادکامانه میخوای؟ راهش اینه! و گرنه هزار بیراهه، انباشتن هزار صفره! دستگاه اسطورهای ایران بیان سازگار همین آییننامه زندگی شادکامانه است. مگه زندگی شادکامانه در پیوند با آزادیِ آدمیزاد و آبادیِ شهر نیست؟ مگه شهر آباد و آزاد به دست آدمیزاد ساخته نمیشه؟ مگه آفریدن خِرد نمیخواد؟ مگه شهر آباد داد نمیخواد؟ مگه شهر ایرانی و ایرانشهر دژخیم نداره؟ شده از خودتون بپرسید ایرانیان کی یا چی رو دژخیم خودشون میدونستند؟ یک نژاد ویژه؟ یا جغرافیای ویژه؟ یا دین ویژه دژخیم ایرانیان بوده؟ نه! دژخیم ایرانیان، دروگ، دروج و دروغ بوده و هست! پ اونیکه تو این سرزمین هم، زاده شده باشه و با دروغ و چپاول دست به بیداد میبره، ایرانی نیست و دژخیم ایرانه! دروغ پشت به درستی و راستی میکنه! خودش رو سازماندهی میکنه، پادشاه داره، آزمنده و دارایی دیگران رو چپاول میکنه! دروغ سرشتش مرگ و ویرانیه! خب اگه تو شهر راست و دروغ، درستی و نادرستی، آفریدن و چپاول همزمان هستند و در نبرد با هماند، رستگاری آدمیزادِ درستکار در چیه؟ اگه دریده شده، بشینه گریه کنه یا از دروغ و چپاول و اهریمن بخواد که زندگی شو بسازه! این خردمندانه است که از شهریارِ دروغ و چپاول زندگی بخواهیم؟ آیا می تونیم همشهری دیو و دَد و آژدیهاک باشیم و با اونا پیمانِ شهری و مهر ببندیم؟ ایا میتونیم بگیم هر کس یک اندیشه داره و آزاده! و بگیم که دروغ و چپاول هم آزاده؟ این باور با خرد و داد سازگاره؟ پس چه کنیم با شهریار دروغ؟ باید نیرو بسازیم! با چی؟ باخرد و داد! با نیروی برآمده از ایندو بریم سراغ بیداد! اندیشه ایرانی میگه رستگاری و شادکامی در پیروزیه! باید با جانمایه خرد و همدستی با اهورامزدا و نیکان گرز گاوسر ساخت و دروغ رو در بند کرد و اهریمن رو از شهر دور نگه داشت! میدونی بنمایه دانش حقوق، سیاست و اقتصاد همینان و اگه کسی ژرفاندیشی داشته باشه میدونه پیش فرضها و مفاهیم چه اندازه در پیکربندی یک دانش گرهگشا هستند. بیا به میکده ایران و چهره ارغوانی کن! اگه در دروزگار ما شهرهای آباد و آزاد هست و ما بهشون میگیم شهرهای مدرن! شهر رو با پِی خرد و داد و نیروی برآمده از ایندو ساختن و بیداد رو از شهر روندن! همشهمری آبادی و آزادی دستاورد خرد و داده؛ نه تجدد و مدرنیته! بماند که شهروندان شهر مدرن خودشون گفتن که ما از بنمایههای شهر ایرانی وام گرفتیم برای ساخت و آفریدن شهر آزاد و آباد!
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи