راهبرد
Статистикаيادداشت هاي توسعه ایران امیرحسین خالقی تماس: t.me/AmirHosseinKHQ و twitter.com/amirkhaleqi و joinclubhouse.com/@amirkhaleqi و instagram.com/amirhosseinkhqi حمایت از راهبرد: http://hamibash.com/rahbordchannel
- Последний пост
- 5 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Экономика (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 3 033
- 1/48двое суток
- 3 475
- 1/72трое суток
- 3 748
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
قانون طلایی طلا! امیرحسین خالقی، پژوهشگر اقتصاد سیاسی، در برنامه «اکونومی پلیطیک» می گوید برای پیشبینی روند طلا، قبل از هر تحلیل باید به یک سؤال پاسخ داد: اعتماد در حال افزایش است یا کاهش؟ به گفته او، هر زمان اعتماد مردم به نظام مالی، دولت و اقتصاد تضعیف شود، تمایل به داراییهایی که ارزش خود را در بلندمدت حفظ میکنند افزایش مییابد و طلا مهمترین پناهگاه سرمایه در چنین شرایطی است. خالقی توضیح میدهد که انسانها برای حفظ ارزش دارایی خود ناگزیر به اعتماد هستند؛ یا به نهادهای انسانی مانند پولهای فیات و دولتها، یا به طبیعت و دارایی محدودی مانند طلا که عرضه آن در طول تاریخ با نرخی نسبتاً ثابت رشد کرده است. از نگاه او، زمانی که دولتها با تورم یا سیاستهای پولی به این اعتماد آسیب میزنند، سرمایهها دوباره به سمت طلا حرکت میکنند. برای دیدن کامل برنامه اینجا را کلیک کنید کانال راهبرد/امیرحسین خالقی @RahbordChannel حمایت از راهبرد: https://bit.ly/2Hja5HY
در باب چین چین چگونه از یکی از فقیرترین کشورهای جهان به بزرگترین قدرت تولیدی دنیا تبدیل شد؟ و چرا امروز رشد اقتصادی این کشور دیگر مانند گذشته نیست؟ در این قسمت از اکونومی پلیطیک از «قرن تحقیر» و اصلاحات اقتصادی چین آغاز میکنیم و سپس به مهمترین چالشهای امروز این کشور میپردازیم؛ از مصرف پایین خانوار، وابستگی به سرمایهگذاری و صادرات، تا جنگ تجاری با آمریکا، تعرفهها، عناصر کمیاب، هوش مصنوعی، کریدورهای اقتصادی و این پرسش که آیا مدل توسعه چین برای ایران و سایر کشورها قابل تکرار است یا خیر. در پایان نیز مهمترین پیامدهای این تحولات را برای سیاستگذاران و سرمایهگذاران جمعبندی میکنیم. ویدئو کامل @fin_markets @mostafaasadeq کانال راهبرد/امیرحسین خالقی @RahbordChannel حمایت از راهبرد: https://bit.ly/2Hja5HY
اقتصاد سیاسیِ طلا آیا طلا صرفاً یک دارایی سرمایهگذاری است یا آینهای از تحولات ژئوپلیتیک و تغییرات نظم جهانی؟ در این قسمت از «اکونومی پلیطیک» به این سؤال اساسی پاسخ میدهیم. بسیاری از فعالان بازار تصور میکنند که طلا صرفاً تابع تورم یا نرخ بهره است. اما واقعیت پیچیدهتر از این است. اگر چنین بود، توضیح بسیاری از جهشها و ریزشهای بزرگ طلا در دهههای اخیر دشوار میشد. در این برنامه بررسی میکنیم که چه عواملی در پشت پرده حرکتهای بزرگ طلا قرار دارند و چرا گاهی اوقات این فلز گرانبها برخلاف انتظارات رایج بازار رفتار میکند. اگر به اقتصاد کلان، بازارهای مالی و تحولات ژئوپلیتیک علاقهمند هستید، این قسمت میتواند نگاه متفاوتی به یکی از مهمترین داراییهای جهان در اختیار شما قرار دهد. برای دیدن کامل برنامه اینجا را کلیک کنید کانال راهبرد/امیرحسین خالقی @RahbordChannel حمایت از راهبرد: https://bit.ly/2Hja5HY
در باب تنگه و باقی ماجرا خوبیت ندارد آدم وارد بیزینس متخصصان فال قهوه شود ولی گاهی گریزی نیست و البته ما همواره محکوم به غافلگیری در برابر آینده ایم. نگارنده این سطور معتقد است که ما روزگار خوشی پیش رو نداریم، جنگی ویرانگر در پیش است که دیر و زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد، در کشور ساختارهای موازی برای تصمیم گیری (چه «بدیم بره» و چه جنگ!) بعید است اجماعی شکل گیرد و در نهایت وقتی تصمیم گرفته می شود که دیگر گزینه زیادی روی میز نیست. فدوی به عنوان یک منفعل اقتصادی ( و نه فعال سیاسی) آرزویی جز ماندگاری ایران و سربلندی ایرانی ندارد ولی روزهای سختی پیش رو داریم. این مصاحبه را حوصله کردید بخوانید و پاینده باد ایران متن مصاحبه کانال راهبرد/امیرحسین خالقی @RahbordChannel حمایت از راهبرد: https://bit.ly/2Hja5HY
دلار و جنگ های نفتی آیا قذافی و صدام به خاطر این کشته شدند که می خواستند نفت کشورشان را با ارز دیگری جز دلار قیمت گذاری کنند؟ آیا هژمونی دلار به دلیل قیمت گذاری کامودیتی ها و به ویژه نفت با دلار است؟ پاسخ یک کلمه ای: خیر! در نخستین قسمت از «اکونومی پلیطیک» درباره «توهم افول دلار» از جنگ های پترودلار گفتیم و بعد عاملی مهمتر را معرفی کردیم: یورودلار. لینک تماشا کانال راهبرد/امیرحسین خالقی @RahbordChannel حمایت از راهبرد: https://bit.ly/2Hja5HY
دلاری که همچنان با ما خواهد بود! بسیاری از تحلیلگران از پایان هژمونی دلار و ظهور نظم پولی جدید سخن گفتهاند. اما اگر پروژه «دلارزدایی» آنگونه که آنها انتظار دارند پیش نرود چه پیامدهایی برای سرمایهگذاران خواهد داشت؟ در نخستین قسمت از «اکونومی پلیطیک» درباره «توهم افول دلار» از آینده دلار و هژمونی آن در اقتصاد جهان گفته ایم و اینکه دلار همچنان سهم بزرگی از در اقتصاد جهانی خواهد داشت؛ بعضی پیشنهادها را هم برای سرمایه گذاران با فرض ماندگاری دلار و دارایی های دلاری مطرح کرده ایم. لینک تماشای برنامه کانال راهبرد/امیرحسین خالقی @RahbordChannel حمایت از راهبرد: https://bit.ly/2Hja5HY
در باب ترامپیسم ترامپیسم شاید مهمترین چالش نظم اقتصادی جهانی در دهه اخیر است. طرفداران آن معتقدند تعرفه ها و حمایت از تولید داخلی و بازگرداندن صنایع به آمریکا میتواند به بهبود اشتغال، امنیت و قدرت صنعتی امریکا کمک کند. اما منتقدان هشدار میدهند که این سیاستها شاید در کوتاه مدت بهبود بعضی از شاخص های اقتصادی را به همراه داشته باشند ولی در نهایت به کاهش رفاه مصرف کنندگان، نزول رقابتپذیری و کند شدن رشد اقتصاد امریکا و جهانی می انجامند. در نخستین قسمت از «اکونومی پلیطیک» درباره «توهم افول دلار» نقش ترامپیسم را در کاهش نسبی سلطه دلار بررسی می کنیم. لینک تماشای برنامه کانال راهبرد/امیرحسین خالقی @RahbordChannel حمایت از راهبرد: https://bit.ly/2Hja5HY
توهم افول دلار آیا دلار باید تاجوتخت خود را به یُوان واگذار کند!؟ یا داستان هژمونی دلار بسیار پیچیدهتر از این هاست؟ در نخستین قسمت «اکونومی پلیطیک» به سراغ یکی از مهمترین موضوعات اقتصاد سیاسی جهان رفتهایم: هژمونی دلار! در این برنامه بررسی میکنیم: • چگونه دلار به ارز مسلط جهان تبدیل شد؟ • بازار یورودلار چیست و چرا بسیاری آن را ستون اصلی نظام مالی جهانی میدانند؟ • آیا سلطه دلار در حال افول است یا همچنان آقای اقتصاد جهان باقی خواهد ماند؟ از برتون وودز تا یورودلار و پترودلار، در این قسمت تلاش میکنیم تصویری جامع از سازوکار قدرت مالی آمریکا و جایگاه دلار در نظم جهانی ارائه دهیم. در "اکونومی پلیطیک" دلار را از "تقاطع قدرت و ثروت" تماشا کنید! لینک تماشای برنامه کانال راهبرد/امیرحسین خالقی @RahbordChannel حمایت از راهبرد: https://bit.ly/2Hja5HY
چه می شود؟ صرف تفاهم (اگر امضا شود) یک سیگنال به یانکی ها بود تا آن تصویر اولیه جنگ مبنی بر غیرعقلایی رفتار کردن طرف ایرانی را تعدیل کنند و معامله را جدیتر بگیرند. همین طور یک مانور قدرتمند برای شخص قالیباف که نشان می دهد وی نفوذ لازم را برای پیشبرد اراده اش دارد؛ به هر حال کسی هست که بتوان با او دیل کرد! اگر بتواند قدرتش را تحکیم کند و در صحنه داخلی مخالفان را کنار بگذارد، احتمال توافق بیشتر می شود. اما چنان تحکیم قدرتی در «کشور قدرت های موازی» کار دشواری است. به فرض تسلط وی بر فضای داخلی، انعطاف پذیری «مرد قدرتمند» چقدر خواهد بود؟ آیا گزینه صرفنظر کردن از ذخایر اورانیوم (حداقل 400 و اندی کیلو) و محدودیت های هسته ای برای ایران پذیرفتنی است و می شود این را به اهالی قدرت مستقر فروخت؟ جواب به این سوال گویای این خواهد بود که چقدر می شود احتمال توافق (با هر محتوایی) را جدی گرفت. اما شاید سناریو محتملتر این باشد که همین اینها آمادگی بیشتر برای جنگی ویرانگرتر از قبلی هاست؛ عرب ها چالش سختی برای همسایگی با ج.ا بعد از توافق خواهند داشت و جهش یکباره از «زدن سر مار» به حسن همجواری چندان محتمل نیست، اسرائیل هم که بعید است این فرصت را برای دنبال کردن منافعش از دست بدهد؛ در صحنه داخلی امریکا هم صرف باز کردن هرمز دستاورد جدی محسوب نمی شود و از «تسلیم بی قیدو شرط» فاصله دارد. فروش یک توافق احتمالی نصفه و نیمه در امریکا هم آسان نیست؛ نه دوستان را راضی می کند نه دشمنان را دلسرد! چه می شود را باید نشست و دید؛ ما محکوم به غافلگیری در برابر آینده ایم. الله اعلم کانال راهبرد/امیرحسین خالقی @RahbordChannel حمایت از راهبرد: https://bit.ly/2Hja5HY
در باب عوامفریبی سیاسیون عوامفریب عالم از اصول مشخصی استفاده می کنند که پیدا کردن مصداق هایش کار سختی نیست: ۱. زیر سوال بردن انگیزهی گوینده وقتی کسی یک استدلال محکم و مستند ارائه میدهد، عوامفریب نمیگوید «این استدلال غلط است.» بلکه میگوید: «این آدم چرا این حرف را میزند؟ چه کسی پشتش هست؟ چه منفعتی دارد؟» ۲. ایجاد بدبینی نسبت به زمین و زمان عوامفریب یک قدم فراتر میرود و میگوید: همه دروغ میگویند، رسانهها فاسدند، متخصصان به فکر منافع خودشانند، سیاستمداران همه یکی هستند. وقتی مردم به هیچ صدایی اعتماد نکنند، تنها صدایی که میماند صدای خود اوست. ۳. سوءاستفاده از ابهام طبیعی در گفتارها زبان و بیان ابهام دارند و هر گویندهای تا حدی منافعی دارد. عوامفریب از این حقیقت نیمهدرست سوءاستفاده میکند تا نتیجهای کاملاً غلط بگیرد: چون هیچ استدلالی کاملاً خالص نیست، پس هیچ استدلالی قابل اعتماد نیست. پیدا کردن نمونه های پرشمار آن با شما! الله اعلم. لینک مرجع کانال راهبرد/امیرحسین خالقی @RahbordChannel حمایت از راهبرد: https://bit.ly/2Hja5HY
در باب روزهای اخیر و املاکی شیردل دوستان مقیم وطن میتوانند این را در آپارات هم ببینند ویدئو کامل کانال راهبرد/امیرحسین خالقی @RahbordChannel حمایت از راهبرد: https://bit.ly/2Hja5HY
عرب ها نفت را به دلار قیمت گذاری نکنند باید با هژمونی دلار خداحافظی کرد؟ احتمالا زیاد شنیده اند که جایگاه برتر دلار در جهان یک دلیل مشخص دارد: زد و بند تاریخی امریکا با عرب نشین های نفتی خلیج فارس تا نفت را به دلار قیمت گذاری کنند (به ویژه بعد از شوک نفتی دهه هفتاد و حتی پیش از آن). پس اگر اعراب بی خیال قیمت گذاری به دلار شوند و مثلا سراغ یوآن بروند، هژمونی دلار هم به باد می رود! اما در یک مقاله جالب فایننشال گفته می شود که چنین نیست. درصد ذخایر ارزی دلاری کشورها هم به تنهایی چیز زیادی به ما نمی گوید. اساسا جایگاه فعلی دلار بیش از قدرت دولت یانکی ها به عاملی مهمتر وابسته است: سیستم یورودلار! اما یورودلار یعنی چه؟ یعنی دلار خارج از مرزهای امریکا! دلاری که فدرال رزرو (بانک مرکزی) روی آن کنترل جدی ندارد. درواقع حدود 40 از دلارهای دنیا یعنی حدود 14 تریلیون دلار داخل آمریکا نیست و بانکهای سراسر جهان (لندن، توکیو یا حتی دوبی) خودشان در دفاتر حسابداری دلار خلق میکنند و به مشتریان وام میدهند و تصفیه می کنند؛ برای تسویه نهایی البته پای امریکا به میان می آید ولی این سیستم را باید بیشتر «غیردولتی» و «غیرمتمرکز» به حساب آورد. طنز تاریخ اینکه انگیزه اولیه ایجاد سیستم یورودلار را دولت شوروی به وجود آورد. همچنین پیشینه و عادت هم بخشی از ماجراست؛ دلار زبان مشترک اهالی تجارت است. بازرگانان دنیا برای راحتی و مهار ریسک ترجیح میدهند قراردادهایشان را بر حسب دلار تنظیم کنند. چیزی که به آن اثر شبکه ای هم می گویند یعنی وقتی دیگران به شکل خاصی عمل می کنند تو هم برای راحتی خودت از بقیه پیروی می کنی. وانگهی اوراق خزانه یانکی ها امن ترین دارایی ها دنیا به حساب می آیند و تریلیونها دلار بدهی در سطح جهان وجود دارد که باید با دلار بازپرداخت شود، تقاضا برای این ارز همیشه وجود دارد؛ حتی اگر فروش نفت به دلار متوقف شود. خلاصه کنم برخلاف تصور عموم، هژمونی دلار با تغییر واحد قیمت گذاری نفت (مثلاً یوآن چین) فرو نمیریزد. دلار سیستم عامل بانکداری خصوصی جهان است و شبکه گسترده ای دارد که جایگزینی آن بسیار دشوار، اگر نگوییم ناممکن، است. هرچند ما همواره محکوم به غافلگیری در برابر آینده ایم، الله اعلم. https://bit.ly/4tBrjlX کانال راهبرد/امیرحسین خالقی @RahbordChannel حمایت از راهبرد: https://bit.ly/2Hja5HY
سان تزو پلاس: در دوران جدید چطور باید جنگید؟ این خلاصه ای است از کتابی خواندنی به نام «قوانین جدید جنگ» اثر شان مک فیت که مرورش برای ما ایرانی ها وسط جنگ بد نیست؛ به نظر او غرب از بعد از جنگ جهانی دوم راهِ پیروز شدن در جنگها را فراموش کرده است. غرب با وجود برتری تکنولوژیک مدام از دشمنان ضعیفتر شکست میخورند چون سرشت جنگ های جدید را نمی فهمد؛ اما قوانین جنگ های جدید چیست؟ قانون ۱: جنگ متعارف مرده است! نبردهای کلاسیک بین ارتشهای دو کشوردر تاریخ یک استثناست. جنگ مدرن در واقع «سیاستِ مسلحانه» یا armed politics است؛ یعنی بهره جستن از خشونت سازمانیافته برای تحمیل أراده خود، بدون توجه به ابزار آن. قانون ۲: تکنولوژی کافی نیست! جنگ افزارهای گرانقیمت مثل جنگنده F-35 یا ناوهای هواپیمابر، حس امنیت کاذب میدهند و غرب را مقابل تهدیدهای نامتقارن و کمهزینه آسیبپذیر میکنند. قانون ۳: دوره جنگ یا صلح گذشته است. در عصر «نظمیگریزی پایدار» همزمان جنگ و صلح داریم و مرزی میان ثبات و نبرد نیست و ما همواره در وضعیت «جنگهای غیرجنگی» هستیم. قانون ۴: بی خیال قلبها و ذهنها شوید! جلب رضایت مردم با کمکهای بشردوستانه و ملتسازی کمکی نمی کند. یانکی ها به جای این کار باید از «لژیون های خارجی» استفاده کند تا بدون تلفات انسانی جدی بتونند قدرت خود را حفظ کنند. لژیون خارجی هم یعنی ارتش امریکا از داوطلبان غیرامریکایی سراسر جهان نیرو بگیرد. این افراد برای پول و ماجراجویی یا حتی به امید دریافت شهروندی آمریکا (پس از پایان خدمت) میجنگند.ولی تمام افسران ردهبالا و ساختار فرماندهی باید آمریکایی و تحت نظارت پنتاگون باشند. قانون ۵: بهترین سلاحها از قضا اصلا گلوله شلیک نمیکنند! اطلاعات، پناهندگان، ایدئولوژی و اهرمهای اقتصادی در جنگهای مدرن بسیار قدرتمندتر از جنگ افزارهای سنتی هستند. قانون ۶: به نیروهای مزدور (همان mercenaries) عادت کنید: جنگ هم در حال خصوصی سازی است! «جنگجویان بخش خصوصی» به بازیگران غیردولتی، مایه دارها و شرکتها اجازه میدهد تا قدرت کشورها را به چالش بکشند. قانون ۷: قدرتهای دیگری هم جز دولت ها حکومت خواهند کرد! قدرت از دولت-ملتهای سنتی به شرکتهای چندملیتی، کارتلهای جنایی و جنبشهای مذهبی هم منتقل شده. قانون ۸: جنگهای بدون دولت زیاد خواهیم داشت: در جنگ ها به جای ارتشهای رسمی ملی از نیروهای نیابتی، ارتشهای خصوصی و جنگسالاران محلی بیشتر خواهیم شنید. قانون ۹: جنگهای سایه shadow wars شکل غالب جنگ خواهند شد: «توانایی انکار» اصل ماجراست؛ باید بتوان نقش داشتن در جنگ را پنهان کرد. برنده کسی نیست که بزرگترین بمب را دارد، بلکه کسی است که میتواند در حالی که به دشمن ضربه میزند، لبخند بزند و بگوید: «من نبودم!» و دنیا هم حرف او را باور کند. هدف اصلی نابود کردن فیزیکی دشمن نیست، بلکه از بین بردن توانایی او در تشخیص واقعیت از دروغ است قانون ۱۰: راه های رسیدن به پیروزی متعدد است: پیروزی دیگر به معنای تصرف خاک یا امضای معاهده صلح نیست. پیروزی با رویکردهای غیرمستقیم و فریب دادن دشمن («هنرمندی جنگاورانه» war artistry ) به دست میآید. http://bit.ly/4mztNym کانال راهبرد/امیرحسین خالقی @RahbordChannel حمایت از راهبرد: https://bit.ly/2Hja5HY
شرح اوضاع جنگ تمام نشده، فقط به تعویق افتاده! سپاس از توجه شما به این موضوع امیر ح. خالقی کانال راهبرد/امیرحسین خالقی @RahbordChannel حمایت از راهبرد: https://bit.ly/2Hja5HY
در باب حاکمیت قانون صحبت کوتاه بنده مخلص در نشست حاکمیت قانون در اکوایران ویدئو کامل سخنرانی کانال راهبرد/امیرحسین خالقی @RahbordChannel حمایت از راهبرد: https://bit.ly/2Hja5HY
ماجرای شیردل و نفت و تنگه هرمز ترامپ تهدید کرده که اگر ایرانی ها شروط او یعنی توقف کامل غنیسازی و محدودیت موشکی و حمایت نکردن از گروههای نیابتی اش در منطقه را نپذیرد به سراغ گزینه نظامی خواهد رفت. اوضاع ایران هم به دلایل متعدد خوب نیست و در پاسخ به تهدید یانکی ها گفته است که کارت بستن تنگه هرمز روی میز است و البته تاسیسات نفتی کشورهای همسایه هم در امان نخواهند بود. در گزارشی از مرکز مطالعات بین الملل و استراتژیک چهار سناریو نفتی طرح شده است که مرورشان خالی از لطف نیست: سناریوی اول، جلوگیری از تولید و توقیف صادرات ایران از سوی آمریکاست؛ خارک و نفت کش ها هدف اصلی اند و پیامد آن قطع ۱.۶ میلیون بشکه صادرات روزانه صادرات به چین؛ در این سناریوی بالنسبه کم خطر برای یانکی ها شاهد افزایش ۱۰ تا ۱۲ دلاری قیمت نفت خام خواهیم بود. سناریو دوم اختلال در کشتیرانی خلیج فارس از سوی ایران است که با قایقهای تندرو و پهپادجات و موشکهای ضدکشتی و مینگذاری در تنگه هرمز انجام می شود؛ اینجا حدود ۱۸ میلیون بشکه صادرات نفت کشورهای عربی به خطر می افتد. شاهد جهش قیمت نفت به بالای ۹۰ دلار خواهیم بود که قیمت بنزین در آمریکا را هم به بالای ۳ دلار می رساند. امارات و عربستان خیلی محدود می توانند از مسیرهای جایگزین تنگه هرمز استفاده کنند ولی عراق و کویت و قطر هیچ راهی به جز تنگه هرمز برای صادرات نفتشان ندارند. سناریوی سوم، حمله آمریکا به تأسیسات نفتی ایران است که با هدف نابودی اسکلههای بارگیری خارک و سکوهای نفتی و زیرساخت های نفت انجام می شود و احتمالا قیمت نفت از ۱۰۰ دلار هم بالاتر می رود زیرا نفت ایران برای مدت طولانی از بازار خارج می شود. سناریوی چهارم حمله مستقیم ایران به تأسیسات نفتی کشورهای عربی همسایه است که میادین نفتی، پالایشگاهها و ترمینالهای صادراتی عربستان، عراق، امارات و دیگر کشورها را هدف قرار می دهد و مشابه زمان حمله روسیه به اوکراین حتی شاید قیمت نفت را به بالای ۱۳۰ دلار برساند. به عنوان نظر شخصی سناریو دوم و چهارم به عنوان یک تهدید می توانند بازدارندگی ایجاد کنند ولی در صورت اجرا پیامدهای جدی در حد تغییررژیم برای جمهوری اسلامی خواهند داشت و با توجه به أوضاع بعید بدانم در حال حاضر در دستور کار تهران باشد. خداوند ایران را نگاه دارد ولی اینکه آینده چه می شود را باید نشست و دید؛ الله اعلم. https://bit.ly/4rrK0Y1 کانال راهبرد/امیرحسین خالقی @RahbordChannel حمایت از راهبرد: https://bit.ly/2Hja5HY
تسلیت به ایران روزهای سیاهی را از سر می گذرانیم؛ جان های بسیاری از دست رفته است و جز همدردی با بازماندگان نمی توان کاری کرد. جایی از مرحوم گلشیری میخواندم که قریب به مضمون میگفت وقتی میشنوم مثلا ۱۰۰۰ نفر کشته شده اند تنم می لرزد یعنی حداقل باید هزار رمان خوب نوشته شود هزار فیلم خوب درباره فاجعه نوشته شود ... تا به درجاتی حق مطلب ادا شود. همه ما سوگوار عزیزان از دست رفته هستیم ولی یاد فاجعه را باید زنده نگه داشت تا دوباره تکرار نشود. کانال راهبرد/امیرحسین خالقی @RahbordChannel حمایت از راهبرد: https://bit.ly/2Hja5HY
این هم منتشر شد شاید اولین تکست بوک اقتصاد اتریشی که به کار اهالی دانشگاه هم می آید با تشکر از دوست بزرگوار جناب فرهاد مقدم سلیمی و صرافی افکس که بدون حمایت ایشان چاپ این کتاب ممکن نبود. این کتاب به استاد بزرگوار دکتر موسی غنی نژاد تقدیم شده است؛ عمرت دراز مرشد آزادی لینک خرید با 15 درصد تخفیف کانال راهبرد/امیرحسین خالقی @RahbordChannel حمایت از راهبرد: https://bit.ly/2Hja5HY
آن سوی مازاد تجاری یک تریلیون دلاری اگر صادرات نفتی ایران خیلی بالا برود احتمالا کسانی به درستی نگران می شوند که این لزوما خبر خوبی نیست و وابستگی به عایدات نفت می تواند در آینده ثبات اقتصادی را به خطر بیندازد؛ به جای نفت بگذارید کل صادرات و به جای ایران هم بگذارید چین؛ همچنان جای نگرانی هست! اما چرا؟ چین در ۱۱ ماه اول امسایل بیش از ۱ تریلیون دلار مازاد تجاری کالایی که عدد غریبی است؛ یادمان باشد که تعداد کشورهای جهان که کل اقتصادشان بیش از 1 تریلیون دلار است به 20 هم نمی رسد! ماجرای جنگ تعرفه ها و رقابت تجاری چین و امریکا را هم که اضافه کنید عظمت این رقم بیشتر مشخص می شود اما این عدد را باید با دقت بیشتری تحیل کرد و نتایج غریب از آن نگرفت: نخست آنکه عدد ۱ تریلیون فقط مربوط به کالاها ست و خدمات را به حساب نیاورده؛ با توجه به کسری مبادلات حوزه خدمت باید حدود 180 میلیارد را از آن کسر کنید؛ بحث معاملات شرکتهای چندملیتی داخل مناطق آزاد چین هم هست که عدد تراز کالایی را فربه تر کرده است. دوم، اگر به جای مازاد کالا به شاخص دقیقتر یعنی مازاد حساب جاری نگاه کنیم عدد به حدود ۶۵۰ میلیارد دلار می رسد که حدود 3 تا 4 درصد کل اقتصد چینی هاست و اگر این نسبت مازاد تجاری به کل اقتصاد را در نظر بگیریم ۴۵ کشور عملکرد بهتری از چین دارند که 8 تا از آنها در اتحادیه اروپا هستند. سوم، اروپایی ابراز نگرانی کرده اند که این برتری چینی ها باعث مشکلات زیادی می شود ولی مشکل اصلی اروپا چین نیست، اینست که بنیه صنعت داخلی آن ضعیف شده و رقابت پذیر نیست؛ شرکتهای اروپایی از پس رقبت با خودروسازان و تولیدکنندگان الکترونیک چین بر نمی آیند حتی اگر مازاد تجاری چین صفر شود، مشکل رقابتپذیری اروپا همچنان باقی است. چهارم؛ چین پولش را در بالش نمی گذارد بلکه دارایی خارجی اعم از اوراق قرضه و سهام میخرد یا وام می دهد و شرکت در بیرون از چین تاسیس می کند؛ به زبان ساده چین امروز کالا میفروشد ولی در عوض حق دریافت کالا و عایدات در آینده را می خرد. پنجم، پیشتر مازاد چین خطرناک بود ولی الان جای نگرانی نیست؛ یعنی چه؟ بعد از بحران مالی ۲۰۰۸ کل دنیا با کمبود تقاضا روبهرو بود و مردم و دولتها کمتر خرج میکردند و نرخ بهره نزدیک صفر بود و صادرات زیاد چین در عمل تقاضا را از بقیه کشورها میمکید و به ضرر بقیه عمل می کرد ولی امروز اوضاع خیلی متفاوت است و اقتصاد جهان امروز میتواند مازاد تولید چین را راحتتر جذب کند. ششم و مهمتر از همه این مازاد بیشتر مشکل خود چین است؛ چین تنها اقتصاد بزرگ دنیاست که تورمش بهطور نگرانکنندهای پایین است؛ بازار مسکنش دچار رکود است و رشد اشتغال هم پایین آمده و وضعیت اعتماد مصرفکنندهها هم تعریفی ندارد. رشد اقتصاد چین وابسته به صادرات است نه مصرف داخلی و این چیز خطرناکی است؛ زیرا اگر جنگ تجاری به اروپا کشیده شود یا اقتصاد جهانی مثلاً بهدلیل ترکیدن حباب هوش مصنوعی ضعیف شود، چین به مشکل می خورد! چین مجبور میشود با بسته های مشوق بودجه ای سراغ تحریک تقاضای داخلی برود که هرچه دیرتر شود هزینه بیشتری خواهد داشت. الله اعلم. http://bit.ly/4j19Crq کانال راهبرد/امیرحسین خالقی @RahbordChannel حمایت از راهبرد: https://bit.ly/2Hja5HY
چرا پول، پول می شود؟ چون دولت با آن مالیات می گیرد؟ نگاهی در اقتصاد هست که به آن می گویند چارتالیسم؛ به زبان ساده یعنی: پول دولتی ارزش دارد چون ملت با آن مالیات می دهند! خب یعنی چه؟ این طور ببینید که دولت با خرجکردن، پول را وارد اقتصاد میکند. این پول به خودی خود ارزشی ندارد ولی مردم قبولش میکنند چون باید با آن مالیات بدهند. پس چون باید با آن مالیات داد برای پول دولت هم تقاضا پیدا می شود. نتیجه؟ پول دولتی تبدیل به «پول» میشود. پِر بیلوند می فرماید این حرف مفت است به چند دلیل: 1. اگر دولت بگوید مقلا با آبگوشب بزباش یا سنگ مرمر مالیات بدهید ملت همه جا با آبگوشت و سنگ معامله می کنند؟ قطعاً نه. پس قابلیت پرداخت مالیات، بهتنهایی پولبودنِ یک چیز را توضیح نمیدهد. 2. اگر با فلان پول فقط باید مالیات داد، آدم عاقل فقط به اندازهٔ مالیاتش پول میخواه، نه بیشتر. مثلاً اگر بناست 200 میلیون چوق مالیات بدهی چرا باید صدها هزار چوق پول دولتی بخواهی؟ ملت حقوقشان را به ریال میگیرند، با ریال معامله میکنند و با ریال هم پس انداز می کنند اینها را فقط با آن ایده مالیات گیری نمی شود توضیح داد. 3. وقتی بناست مالیات مثلاً آذر سال بعد پرداخت میشود، چرا ملت باید امروز ریال قبول کنند و امروز حقوقشان را به ریال بگیرند و حتی با ریال پس انداز کنند بهخصوص وقتی ارزش پول با تورم به سرعت کم می شود؟ 4. طی تاریخ هم دولت ها پول های سالم دیگری مثل طلا و نقره را هم برای مالیات قبول میکردند و اسکناسهای دولتی هم قابل تبدیل به پول سالم بودند، نه فقط ابزار پرداختِ مالیات. پس تاریخ هم به ما نمیگوید که پول فقط بهخاطر مالیات ارزش دارد. اگر فقط بحث مالیات است چرا دولت باید پشتوانه ای مثل طلا را دستکم روی کاغذ به مردم معرفی کند؟ 5. حضرت کارل منگر می فرماید: پول به شکل خودجوش و خودخواسته در بازار شکل میگیرد چون ملت کمکم از یک کالای خاص بیشتر برای مبادله استفاده میکنند. طلا و نقره پول شدند چون مردم آنها را میخواستند، نه چون دولت گفت با طلا مالیات بدهید. دولتها بعداً وارد شدند و پول را دست گرفتند (مفصل این را در کتاب استاندارد دستوری گفته ایم). 6. بیشتر انحضار و زور دولتی کار پول دولتی را پیش برد نه مالیات! قوانین «پول رسمی» و منع انتشار پول خصوصی و عدم تبدیل پول به طلا خیلی بیشتر از مالیات شده پول دولتی باقی بماند. ۷. پول پول می شود چون ملت به آن اعتماد می کنند و به آن عادت کرده اند نه چون باید مالیات بدهند. مردم سراغ فلان پول می روند؛ چون همیشه با آن معامله کردهاند و میدانند بقیه هم آن را میپذیرند. ماجرا یک آزمون سرراست دارد اگر دولت به پول اعتبار می دهد پس لزومی ندارد با زور قانون آن را محدود کنیم، خود رقابت پولی آن را حذف می کند، اما بعید است هیچ دولتی زیر بار آن برود چون نتیجه را از قبل می داند، الله اعلم. متن کامل مقاله کانال راهبرد/امیرحسین خالقی @RahbordChannel حمایت از راهبرد: https://bit.ly/2Hja5HY