Mohammad-Tabibian
Статистикаاین کانال شخصی است و برخی مطالبی که در مطالعات روزمره جالب می یابم یا مطالب مورد توجه و علاقه شخصی را در این کانال برای دوستان و آشنایان به اشتراک میگذارم. انتخاب مطالب صرفاً بر این روال خواهد بود.
- Последний пост
- 11 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 3
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Экономика (по похожим)
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 988
- 1/48двое суток
- 1 132
- 1/72трое суток
- 1 221
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
توضیح بالای مطلب از آقای دکتر قوچانی است.
без подписи
این گزارش مستدل و متین آقای قوچانی گرانقدر را، که در بالا اشاره شد، اگر فرصت مطالعه دست یافت بی نقص خواهید یافت. چون برای هر نکته ماخذ و منبع معمولا از گفته های خود عبدالکریم سروش داده شده است. اما جواب آقای سروش!! دریغ از یک خط و یک جمله مستدل در توضیح و نقد و رد مطالب. این بار هم زبان به ناسزای ادبی و هتاکی گشودهاند. این خود ظرفیت فکری و روشنفکری کسی را نشانمیدهد که عامل عمده آن به اصطلاح انقلاب فرهنگی و ‘پاک سازی’ گسترده در دانشگاهها بود و دریغ از یک سطر در نوشته ایشان که نشانی از فرهنگ و فرهیختگی داشته باشد.
без подписи
شماره ۶۴۲ مجله تجارت فردا منتشر شد. طبق معمول مجموعه ای نفیس و بدیع از مطالب روز آمد، آموزنده و مفید. از جمله مطلبی از اندیشمند گرانقدر دکتر محمد قوچانی، تحت عنوان لیبرالیزم نقابدار. آنچه من سعی کردم برای آگاهی جوانان در چند پاراگراف و زبان نارسا بنویسم ایشان به تفصیل و مستدل به ماخذ و منابع و مرور تاریخچه ای کامل نگاشته اند. تصویر صفحه اول نوشته ایشان در پایین آمده است.
без подписи
без подписи
دوستی این مطلب را فرستاده اند آقای سروش به دفاع از شریعتی به هتاکی به دکتر غنی نژاد پرداخته. ایشان در نقد آنچه اهانت به شریعتی دانسته اند، باب اهانت را از اول مرقومه خود باز کرده اند. گویی حق اهانت و پرخاش ادیبانه با شعر و جمله پردازی حق ایشان است و لاغیر. ‘ناشسته روی ناسزا گو’. این گرفتاری ما بوده؛ از جانب روشنفکران ایدئولوگ انقلاب. این سطح اندیشه ورزی اما در هتاکی! حقیقتا به سطوح عالی دست یافته اند.
جنجال دربارهٔ ماجرای «پروفسور شندل» و نسبت آن با شیادی فکری اخیراً دکتر موسی غنینژاد در یک گفتوگو اشاره کردهاند که دکتر علی شریعتی در برخی نوشتههای خود از شخصی به نام «پروفسور شندل» بهعنوان منبع استفاده کرده، در حالی که چنین فردی وجود خارجی ندارد. بعدها پژوهشگران نشان دادند که «chandelle» در واقع نام مستعاری بوده که شریعتی برای ارجاع دادن به خود یا برای ایجاد اتوریتهٔ علمی ساختگی به کار میبرد؛ و حتی در برخی موارد این واژه را بهصورت بازی زبانی با «شمع» یا «شندل» در فرانسوی توضیح دادهاند. پرسش نخست: آیا این کار شیادی است؟ در کار علمی، دانشگاهی و مطبوعاتی، امانتداری در ذکر منبع یک اصل اخلاقی بنیادین است. استفاده از نام مستعار برای ارجاع علمی، اگر با هدف ایجاد اعتبار کاذب انجام شود، در قلمرو جعل علمی قرار میگیرد؛ و جعل علمی در همهٔ سنتهای دانشگاهی، مصداق رفتار غیر اخلاقی و فریبکارانه است. شاید بتوان واژهٔ «شیادی» را تند دانست، اما نمیتوان اصلِ رفتار را توجیه کرد. علاقهمندان شریعتی نیز اگر میخواهند از میراث او دفاع کنند، باید این بخش را با صداقت بپذیرند. تجربهٔ شخصی من: نقش مخرب آشفتگی ذهنی و شعارزدگی من نیز مانند بسیاری از جوانان دههٔ چهل و پنجاه، در دوران دانشجویی آثار شریعتی، آلاحمد و دیگر نویسندگان مشابه را با اشتیاق میخواندم و نوارهای سخنرانی شریعتی را گوش میدادم. خامیِ سن و شور جوانی باعث میشد این نوشتهها برایم جذاب باشند. اما بعدها فهمیدم که این جریان فکری، آشفتگی ذهنی، احساساتزدگی، حس اضطراب عمومی و شعارگرایی را در نسل ما تقویت کرد؛ نسلی که بعدها در انقلاب و پس از آن، هزینههای سنگینی پرداخت. در دههٔ شصت، روزی با خشم و دلزدگی، همهٔ کتابهای این جریان را از کتابخانهٔ خود جمع کردم و کنار باغچه سوزاندم. فرزندانم که وسواس مرا دربارهٔ کتاب میدانستند، حیرت کردند. گفتم: اینها را باید مانند باکتری و ویروس اجتماعی دور نگه داشت. از روشنفکر انتظار میرود درستاندیشی، عقلانیت و محاسبهٔ هزینهـفایدهٔ اجتماعی را آموزش دهد، نه برعکس. یافتههای جدید روانشناسی اجتماعی: آشفتگی ذهنی، زمینهساز استبداد در سالهای اخیر پژوهشهای فراوانی دربارهٔ کنترل رفتار جمعی از طریق دستکاری ذهنها انجام شده است. خلاصهٔ این پژوهشها روشن است: هرچه آشفتگی ذهنی و اضطراب عمومی در جامعه بیشتر شود، جامعه مستعد استبداد و نظامهای توتالیتر میشود. شعارزدگی، هیجانزدگی و فقدان تفکر انتقادی، بهترین بستر برای ظهور اقتدارگرایی است. درس برای نسل جوان: چراغ عقل را پیشِ رو بگذارید این بحث باید برای جوانان درسی از تجربه نسلهای سوخته باشد. دکارت میگوید: «هیچ چیز را باور نکنید مگر آنکه با عقل خود به آن رسیده باشید.» در هر تصمیم اجتماعی و سیاسی، از محاسبهٔ هزینه و فایدهٔ فردی و جمعی غافل نشوید. اجازه ندهید کسانی که برای کسب منافع خود میکوشند، هزینه آن را بر دوش شما بگذارند. همیشه بپرسید: هزینهٔ این اقدام چیست؟ فایدهٔ آن برای جامعه، کشور و شخص من چیست؟ و سپس تصمیم بگیرید.
استاد ارجمند دکتر عبده تبریزی تکمله قابل ملاحظه ای بر مطلب فوق نوشته اند، با تشکر از ایشان؛ *استاد محترم، جناب آقای دکتر محمد طبیبیان* با عرض سلام درست میفرمایید که پایان واقعی جنگ، حتی با خاموش شدن سلاحها هم واقعیت نمییابد؛ زمانی نمایان میشود که امکان آشتی، بازسازی نهادها، احیای اعتماد اجتماعی و بازگشت به مسیر توسعه فراهم شود. اگر این مرحله محقق نشود، جنگ حتی پس از پایان درگیری نظامی نیز، در اشکال دیگر، سالها و گاه نسلها ادامه خواهد یافت. مثالهای شما گویا بود. امیدواریم پیش از آنکه هزینهها غیرقابل جبران شود، راهی برای کاهش تنش و بازگشت به دیپلماسی فراهم شود. در راستای فرمایش شما، تفکیک بین «پیروزی نظامی» و «پیروزی سیاسی» تقسیمبندی مناسبی است. در دهههای اخیر، قدرتهای بزرگ بارها توانستهاند در میدان نبرد برتری نظامی خود را نشان دهند، اما کمتر توانستهاند نظمی سیاسی ایجاد کنند که از مشروعیت، ثبات و مقبولیت اجتماعی برخوردار باشد. از این منظر، جنگهای معاصر ـــــ همان طور که در نوشتهی شما آمده ـــــ بیش از آنکه با فتح سرزمین پایان یابند، به فرسایش اقتصادی، اجتماعی و روانی همهی طرفها انجامیدند. البته، هرچه جنگ طولانیتر شود، احتمال وقوع خطاهای محاسباتی هم افزایش مییابد. درگیریهای محدود ممکن است بهتدریج به برخوردهای گستردهتر تبدیل شوند؛ نه لزوماً به دلیل تصمیم آگاهانه، بلکه بر اثر سوءبرداشت، اشتباه اطلاعاتی یا ... . تأیید میفرمایید که بسیاری از جنگهای بزرگ، بیش از آنکه محصول برنامهای دقیق باشند، نتیجهی انباشت همین خطاها بودهاند. ارادتمند حسین عبده تبریزی
عاقبت جنگ برای بسیاری این پرسش مطرح می شود که عاقبت این جنگ در صورت تداوم چگونه است؟ پیشبینی آینده دشوار است، اما بررسی روندهای تاریخی میتواند تصویر روشنی از پیامدهای جنگ ارائه دهد. پس از جنگ جهانی دوم، ایالات متحده در مجموعهای از جنگها و مداخلات نظامی حضور داشته است؛ برخی با پیروزی نظامی جزیی و کوتاهمدت، و بسیاری با ناکامی در دستیابی به اهداف سیاسی بلندمدت. یعنی ناکامی در دستیابی به هر هدفی که بتوان پیروزی نامید. امریکا در جنگ کره به یک بنبست رسید و شبهجزیره همچنان تقسیمشده و بحرانی باقی ماند. در ویتنام، با وجود توان نظامی گسترده، نتوانست مانع پیروزی نیروهای کمونیست شود. در افغانستان و عراق نیز، پس از سالها حضور نظامی و هزینههای سنگین، اهداف سیاسی و ساختارهای حکومتی پایدار شکل نگرفت و کشورها دوباره به چرخهی بحران بازگشتند. این الگو نشان میدهد که پیروزی نظامی به معنای سنتی آن، دیگر تضمینکنندهی موفقیت سیاسی نیست. در بسیاری از این موارد، آغاز جنگ تنها به امریکا محدود نمیشد؛ بلکه مجموعهای از عوامل منطقهای و جهانی نقش داشتند: گسترش کمونیسم در شرق آسیا، ظهور القاعده در افغانستان، و رفتارهای تهاجمی صدام حسین در خاورمیانه. با این حال، نقش امریکا در تشدید یا طولانیکردن بحرانها قابل انکار نیست. نقش دیگر بازیگران نیز قابل چشم پوشی نیست.. در اغلب این جنگها، زمانی که افکار عمومی داخل امریکا علیه ادامهی جنگ میشود، دولت امریکا عقبنشینی میکند و کشور میزبان را در شرایطی رها میکند که ساختارهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی آن آسیب دیده و شکافهای داخلی عمیق شدهاند. در چنین خلأیی، گروههای مسلح، شبکههای مافیایی و بازیگران افراطی وخشونت ورز قدار قدرت میگیرند و چرخهی خشونت ادامه مییابد. برای ایران، خطر اصلی نه صرفاً خسارت نظامی، بلکه تهدید موجودیتی است: تخریب زیرساختها، تضعیف انسجام ملی، و ایجاد شکافهای بلندمدت که میتوانند نسلها ادامه یابند. حتی اگر ایران بتواند عملیاتهایی علیه امریکا یا متحدانش انجام دهد، نتیجهی نهایی بر اساس الگوهای تاریخی، احتمالاً چیزی جز خسارت گسترده داخلی، سربرآوردن جنگ سالاران شرورتر، بیثباتی منطقهای، و میراثی سرشار از نفرت نخواهد بود. خداوند بخیر بگذراند.
تابلو نقاشی پیروزی مرگ اثر Pieter Bruege نقاشی سال ۱۵۶۲. این تصور عدهای از غایت موفقیت است.
без подписи
قدرت جهالت این مطلب را اخیراً دیدم. از لیندن جانسون، یکی از رییس جمهورهای اسبق امریکا پرسیدند که چرا سفید پوستان فقیر امریکایی معمولاً به سیاستمدارانی رای میدهند که به زیان آنان عمل می کنند؟ پاسخ او به این مضمون بود: به این طبقه اجتماعی کسانی را معرفی کنید که به بهانه برتری نژادی، رنگ پوست، تعصب ملی، یا مطلب مشابه بتوانند تحقیر کنند ، در این صورت با کمال میل جیبشان را در اختیار شما قرار میدهند تا کاملاً خالی کنید. ده ها سال است پدیده مشابهی، البته با شاکله متفاوت این طرف جهان مشاهده می کنم. به عده ای مجوز خشونت ورزی بدهید از شما پاداش دیگری نخواهند خواست. برخی دراین راه تا انتها میروند. اینگونه افراد که آسیب رساندن به دیگران حتی به زیان خودشان را انتخاب میکنند خطرناکترین اعضاء یک جامعه هستند. به سادگی می توان دید که اگر تعداد و دامنه فعالیت این گروه اجتماعی از یک حد آستانهای عبور کرد جامعه محکوم به فنا است. موارد تاریخی فراوان. حکیم طوس نصیحت می کند؛ مکن دیو را آشنا با روان چو خواهی که بختت بماند جوان خردمند باش و بیآزار باش همیشه روان را نگهدار باش. .
باز همان آش و همان کاسه. نتیجه کار کرد عوامل داخلی و خارجی که نباید ثبات و آسایش برای ملت ایران را تحمل کنند.
https://apple.news/Ag28rzSx0SryOkmMR9Qxl2Q
نکته قابل تعمقی از جناب محمد قوچانی گرانقدر.
یک قرن پیش در عصر چنین روزی زنده یاد عباس مسعودی اولین شماره ی روزنامه اطلاعات را منتشر کرد . دیرپاترین روزنامه فارسی زبان که صد سال است مدام منتشر می شود ؛ در کشوری که به اشتباه آن را جامعه کوتاه مدت می خوانند . امسال نهضت مشروطیت ایران یکصد و بیست ساله می شود . انقلاب ملی ایران که پایه گذار بسیاری از نهادهای ملی و مدنی مدرن شد : مجلس ملی ، دانشگاه ملی ، بانک ملی ، ارتش ملی ، دادگستری ملی و روزنامه ی ملی ... و دیگر نهادهای ملت - دولت ایران که ریشه در تمدن -فرهنگ چند هزار ساله ایران دارد . در " آرشیو " شماره نهم فصل نامه ی " کتاب نامه" آگاهی نو گزارش مفصلی به یاد عباس مسعودی و روزنامه و موسسه اطلاعات نوشته ام . موسسه ای که پایه گذار روزنامه نگاری حرفه ای در ایران شد ... https://www.instagram.com/p/Danme5njPIY/?igsh=MThyaDA5YXM2czQ3cA==
🎥 مسئول جنگ کیست؟ 🔶 گفتوگوی فریدون مجلسی و ابراهیم متقی 🔻فریدون مجلسی: چرا باید وارد یک جنگ بازنده با قدرتهای بزرگ جهان شویم؟ آمریکا از اسرائیل جدا نیست. بنابراین، سیاست نابودی اسرائیل یعنی سیاست نابودی آمریکا که هم برخلاف منافع ملی ایران است و هم امری ناممکن است. مسئله تسلیم شدن نیست، بلکه باید یک کشور عادی شویم، نه اینکه برای مسئله فلسطین، بهدنبال محو اسرائیل و حمله به کشورهای عربی باشیم. 🔺ابراهیم متقی: تهدید اسرائیل برای کشورهای منطقه از جمله ایران کاملا جدی است. شاه نیز با آمریکاییها در قدرت بیش از حد اسرائیل اختلاف داشت. رفتار ایران در ۱۰۰ سال گذشته واکنش به تهاجم قدرتهای بزرگ بوده است. حوادثی مانند کودتای ۲۸ مرداد به بیگانگی با قدرتهای غربی دامن زده است. در حال حاضر، ایران با کاهش قدرت سیاسی و اقتصادی مواجه شده و واکنشهای کشور اقتضای راهبرد بقاست. 🎞 فیلم کامل این گفتوگو در یوتوب آزاد: https://youtu.be/k386vpGYohg ✅ حمایت «ارزی» و «ریالی» از آزاد 🆔@AzadSocial
без подписи