- Последний пост
- 9 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 35
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Экономика
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 5 264
- 1/48двое суток
- 6 032
- 1/72трое суток
- 6 506
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
سخنی در باره توجیه ناموجه شیاد نامیدن علی شریعتی آنهم با شواهد و دلایل روشن، به جای پاسخگویی مستدل، هجمه گستردهای را از سوی طرفداران وی بر انگیخت که عمدتاً ناظر بر توجیه شیادی وی بود. برای این توجیه نه تنها به طور سبکسرانه به افلاتون و سقراط بلک به نیچه و حتی خالهای در زیدآبادمتوسل شدند تاثابت کنند کار او به رغم آن دلایل و شواهد شیادی نبوده است.البته در صدر این هجمه یک به اصطلاح فیلسوف روشنفکری دینی قرار داشت که در نوشتهای آکنده از خشم و هتاکیِ بی پرده، شهرت خود را از دباغی به خیاطی ارتقاء داده بود و باری دیگر بر قصد خود بر دوختن زبان آزادیخواهان تاکید میورزید. بگذریم از اینکه شریعتی فیلسوفان را پفیوزان تاریخ میدانست! به هر حال، این دستپاچگی و شتابزدگی در توجیه شیادی علی شریعتی را از سوی طرفداران وی چگونه میتوان توضیح داد؟به نظر میرسدپذیرفتن شیادی علی شریعتی برای کسانی که حداقل روزگاری طرفدار وی بودهاند آنچنان برای وجدانشان سنگین است که هرگز زیر بار آن نخواهند رفت، چراکه پذیرفتن چنین حقیقتی به این معنی است که همه یا بخشی از عمرعزیز خود را در دنیایی دروغین به هدر دادهاندو بازیچه مغالطههای یک شیاد بودهاند.
لنین با درهم آمیختن دو مفهوم سرمایهداری و امپریالیسم آشفتگی وابهام نظری بیسابقهای را به وجود آورد که نتیجه آن شر مطلق تلقی کردن کل دستاوردهای تمدن مدرن آزادیخواهانه غربی بود. به سخن دیگر، لنین یک مرحله از کارل مارکس فراتر رفت و مدعی شد که سرمایهداری در شکل جدید امپریالیستیاش دیگر صرفاًمنحصر به استثمار طبقه کارگر توسط طبقه سرمایهدار در کشورهای صنعتی غربی نیست بلکه زیر سلطه گرفتن و استثمار تمام دنیای غیر غربی از سوی غرب است. تئوری لنین را میتوان مادر همه انواع نظریههای ضد مدرنیته و غرب ستیزی دانست که بعداً به وجود آمدند.لنین با درهم آمیختن راست ودروغ تاریخی مغالطه مهیبی را شکل داد که تا به امروز دوام آورده است و آن اینکه سرمایهداری شر مطلق و منشاء همه بدبختیهای نوع بشر است.او جنگ میان ملتها به ویژه جنگ جهانی اول را جنگ میان قدرتهای امپریالیستی برای تقسیم جهان بین خودشان توصیف کرد که البته حقیقتی در آن نهفته است اما همه حقیقت نیست. قدرتهای بزرگ اروپای غربی طی جنگ جهانی اول که امپراتوری عثمانی را درهم شکستند آنرا به کشورهای تحت نفوذ خود طبق موافقتنامه سایس-پیکو تقسیم کردند. اما این کار هیچ ربطی به نظام سرمایهداری حاکم بر این کشورهای اروپای غربی ( فرانسه و بریتانیا) نداشت بلکه تصمیم سیاستمداران حاکم بر این کشورها بود. مغالطه لنین که هنوز میان روشنفکران چپگرا طرفدار فراوان دارد در یکی انگاشتن تصمیمگیران نظام سیاسی و نظام اقتصادی (سرمایهداری) در کشورهای غربی است. طبق این مغالطه یک ستاد مرکزی سرمایهداری جهانی وجود دارد که کل اقتصاد و سیاست جهانی را میچرخاند!
یکی از تبعات زیانبارمفهوم سرمایهداری فقدان تاکید لازم بر آزادی در آن است،چراکه سرمایهداری ممکن است انحصاری یا رقابتی باشد، حال آنکه مفهوم نظام بازار آزاد اینگونه سوء تفاهم ها را در خود ندارد. وقتی لنین کتاب امپریالیسم بالاترین مرحله سرمایهداری را می نوشت به زعم خود نظر به سرمایهداری انحصاری داشت وگرنه نظام بازار آزاد رقابتی را با هیچ منطقی نمیتوان به امپریالیسم مرتبط دانست. همانگونه که شومپیتر نشان داده است امپریالیسم میراث سیاسی دوران قدیم است وپدیدهای مدرن (نوآئین) نیست. صحنه جهانی از دوران باستان همیشه محل ظهور قدرت های سلطه طلب و امپراتوریهای جهانگشا بوده است. شکل متاخر امپریالیسم را میتوان ظهور استعمار در اروپای غربی از سده هفدهم میلادی به بعد دانست.سیاستهای استعماری پس از کشف قاره جدید (آمریکا) و البته پیشرفت و توسعه در کشتیرانی اقیانوسپیما پدیدار گردید. استعمار اروپایی از لحاظ اقتصادی با مرکانتیلیسم پیوند دارد یعنی نوعی سرمایهداری تجاریِ انحصاری مورد پشتیبانی قدرت سیاسی حاکم. نکته جالب توجه اینجاست که مکتب لیبرالیسم (آزادیخواهی نوآئین) در مخالفت و جدال با مرکانتیلیسم به وجود آمد. سیاستهای حمایتگرایانه، انحصاری و سلطهجویانه مرکانتیلیستی و استعماری نه تنها جایی در اندیشههای بنیانگذاران لیبرالیسم از جان لاک گرفته تا آدام اسمیت و دیوید هیوم نداردبلکه در تضاد با آنهاست.
без подписи
🔸 چشمانداز ایران ۱۴۲۰ در گفتوگو با دکتر موسی غنینژاد 🔹 ایران منابع طبیعی و سرمایه انسانی برای تبدیل شدن به قدرت اقتصادی منطقه را دارد؛ اما بیش از ۱۰ سال است که در چرخه رشد صفر و منفی در جا میزند. اگر قرار باشد ایران در ۱۵ سال آینده به کشوری شایسته ظرفیتهای خود تبدیل شود، از کجا باید شروع کرد؟ مهمان گفتگو: دکتر موسی غنینژاد 🎯 چشمانداز مطلوب شما از آینده ایران چیست؟ نظر خود را به بات تلگرام @iran1420bot ارسال کنید. 00:00 مقدمه؛ آیندهای که باید از امروز بسازیم 03:10 چرا قبل از هر چیز به چشمانداز نیاز داریم؟ 05:54 چشمانداز ایران ۱۴۲۰ از نگاه دکتر غنینژاد 09:34 نسل z به دنبال چیست؟ 10:30 ریشه مشکلات ۵۰ سال اخیر چیست؟ 12:01 چگونه با منابع غنی به رشد منفی رسیدیم؟ 14:07 زندگی معمولی با خاص بودن ایران در تضاد است؟ 21:23 از مشروطه تا انقلاب ۵۷؛ چه بر سر حکومت قانون آمد؟ 24:06 غلبه احساس بر عقل در قانون اساسی ج ا 26:01 بعد از ۴۷ سال، هنوز انقلابی بودن یعنی چه؟ 28:09 منافع ملی یا اهداف فراملی؛ کدام اولویت باشد؟ 35:15 سوئد، آمریکا یا ژاپن؟ کدام مدل بهتر است؟ 39:40 چگونه میتوان جهش اقتصادی داشت؟ 42:56 دهه ۴۰؛ از جهش اقتصادی تا شعار علیه عالیخانی 46:10 هرچقدر آزادی بدهید، همان اندازه ثروت تولید میشود 49:11 توسعه با وجود تحریمها شدنی است؟ 56:25 جمعبندی @choraz
به رغم اینکه اصطلاح سرمایهداری را مخالفان آن ابداع کردند اما این مفهوم به هر دلیلی مقبولیت عام یافت به طوریکه حتی سرسختترین نظریهپردازان لیبرال و مدافع نظام بازار رقابتی نیز از آن استفاده میکنند. مشکلی که اینجا پدید میآید تحتالشعاع قرار گرفتن مفهوم بازار آزاد در برابر مفهوم سرمایه است، به این معنی که گویی در اقتصاد مدرن یا سرمایهداری آنچه اهمیت درجه نخست دارد صرفاً سرمایه است و آزادی فرع بر قضیه است و اهمیت بنیادی ندارد. وانگهی، سرمایهداری ممکن است در واقع و در عمل از نوع انحصاری، مرکانتیلیستی و دولتی یا سوسیالیستی باشد که جملگی در تضاد با نظام اقتصاد بازار آزاد و لیبرالیسم است. در انقلابهای سوسیالیستی از سده نوزدهم میلادی تا به امروز آنچه در واقع تحقق یافت شکلگیری نوعی نظام سرمایهداری دولتی با رهبری انقلابیون سوسیالیست/کمونیست بود. البته انقلابیون چپگرا در نخستین گام مالکیت خصوصی بر وسایل تولید را لغو و آنرا دولتی میکردند و همراه با آن قیمتهای دستوری را جایگزین بازار آزاد میساختند؛ اما در هر صورت، ساختار سرمایهای نظام تولید (پسانداز/سرمایه) تداوم پیدا میکرد. به این ترتیب، آنچه در عمل تحت عنوان نظام سوسیالیستی تحقق مییافت نوعی سرمایهداری دولتی بسیار ناکاآمد و فاسد بود. به سخن دیگر، «سوسیالیسم واقعاً موجود» هر جا که برپا شد در واقع چیزی جز سرمایهداری پر و بال شکسته و محروم از نظام اطلاعرسانی حیاتی بازار آزاد نبود. وانگهی، باید توجه کرد که سر برآوردن انواع گرایشهای موسوم به «سرمایهداری رفاقتی» و «سرمایهداری سیاسی» در کشورهای اقتصادی پیشرفتهِ مبتنی بر دموکراسیهای لیبرال، در حقیقت، گویای انحراف از اصول آزادیخواهی (لیبرالیسم) و نظام بازار آزاد است. بنابراین، به نظر میرسد امروزه برای دوری جستن از افتادن در دام کژفهمیهای زیانبار بهتر است حتیالامکان به جای نظام سرمایهداری از نظام بازار آزاد استفاده شود.
از سوی دیگر انسانشناسان تاریخی بر این عقیدهاند که نخستین بازارها به صورت داد و ستد میان قبایل به وجود آمدهاند و نه در درون آنها. مضافاً اینکه مفهوم بازار متضمن مفهوم سرمایه نیست و مستقل از آن قابل تصور است. اما نکته مهم اینجاست که با پیدایش کشاورزی، شهرنشینی و تمدنها دو پدیده سرمایه و بازار بیش از پیش به هم گره خورده و در هم تنیده شدند. اعضای قبیله ماهیگیر برای اینکه تور ببافند باید ابتدا پسانداز کنند تا بتوانند معاش بافندگان تور را تامین نمایند. بنابراین، ابعاد و تعداد تورهای بافته شده (انباشت سرمایه) بستگی تام به میزان پسانداز یا امساک از مصرف آنی اولیه دارد. وانگهی با گسترش مبادلات بازاری پدیده پول شکل میگیرد، پدیدهای که امکان پساندازِ آسانتر و انباشت سرمایه بیشتر را فراهم میآورد. بعلاوه، توسعه بازارها موجب تقسیم کار گستردهتر و در نتیجه بازدهی تولید بالاتر میشود و این خود به پسانداز بیشتر و انباشت سرمایه فزونتر میانجامد. به این ترتیب دو پدیده بازار و سرمایه رفته رفته در هم تنیدهتر شده و موجب همافزایی میشوند. البته جریان سومی هم به این همافزایی کمک کرده و به آن شتاب بیشتری میدهد و آن چیزی نیست جز پیشرفتهای علمی و فنی و نوآوریهای اقتصادی ناشی از آن. به کار گرفتن چنین پیشرفتهایی در عرصه اقتصاد تکنولوژی را به وجود میآورد و به رشدهای اقتصادی بیسابقهای در تاریخ بشری میانجامد. بنابراین، اقتصاد مدرن سه ویژگی مهم و بهم پیوسته را درون خود دارد: بازار آزاد، سرمایه و تکنولوژی.
نسبت آزادیخواهی با مفهوم سرمایهداری اغلب منشاء کژفهمیهای بسیار و زیانباری بوده است. مخالفان لیبرالیسم وجه اقتصادی این فلسفه آزادیخواهانه را که ویژگی بارز آن بازار آزاد رقابتی است عامدانه سرمایهداری نامیدند تا به زعم خود بدیل آن یعنی سوسیالیسم را در مقابل آن تعریف کنند. اما همچنانکه خواهیم دید سوسیالیسم بدیل سرمایهداری نیست بلکه خود نوعی از سرمایهداری البته از جنس بسیار ناکارآمد و فاسد است. برای روشن شدن این موضوع لازم است ابتدا دو مفهوم کاملاً متفاوت بازار و سرمایه مورد بررسی قرار گیرد. سرمایه از لحاظ تاریخی مفهومی بسیار قدیمیتر از بازار است و به نخستین انسانهای ابزار ساز بر میگردد. سرمایه به زبان امروزی عبارت است از روش غیر مستقیم تولید به منظور افزایش کارآیی آن. خیش یا گاوآهن در کشاورزی، تور ماهیگیری و یا اسلحه شکار مانند تیر و کمان جملگی مصداقهای سرمایه مادی برای تولیدند. این سرمایهها به طور تاریخی و منطقی در اشکال اولیه خود مقدم بر پدیده بازار بوده و مستقل از آن قابل تصورند. اعضای یک قبیله با همکاری هم میتوانند این سرمایهها را ایجاد کنند بدون اینکه هیچ بازار یا روابط بازاری در درون قبیله شکل گرفته باشد.
آزادیخواهی چیست؟ ادامه (۳)
🔻غنینژاد: هرجا چپها سکاندار بودند فاجعه به بار آمد، آنها بیآبرو شدهاند | دخانچی: چپ نو، تکرارِ مارکسیسم نیست ◻️موسی غنینژاد، اقتصاددان و میلاد دخانچی، پژوهشگر مطالعات فرهنگی در یک مناظره صریح و داغ در «اقتصادنیوز»، اندیشههای یکدیگر را به نقد کشیدند. موسی غنی نژاد: 🔹چپها بیآبرو شدند برای اینکه بیمبنا صحبت کردهاند. 🔹اسلام را ابزار سیاسی نکنید. اسلامِ سیاسی یعنی چه؟ کجای اسلام، سیاسی است؟ چرا از دین هزینه میکنید؟ از خودتان هزینه کنید. 🔹دکتر شریعتی هیچ دانش اسلامی نداشت. شریعتی نمیداند مارکسیسم چیست. به نظر من او از نظر فکری، شیاد است. 🔹من راست نیستم و اصلاً با تفکر راست زاویه دارم؛ من لیبرال هستم و از لیبرالیسم و آزادیخواهی دفاع میکنم. 🔹چپها، لیبرالها را توجیهکننده وضع موجود میدانند؛ در حالی که لیبرالها بزرگترین منتقدین وضع موجودند 🔹 مشکل ایران نبودن آزادی است. ما در اقتصاد، فرهنگ، سیاست و اجتماع، آزادی نداریم. به حقوق فردی احترام نمیگذاریم. میلاد دخانچی: 🔹به دلیل بدنامی چپها، مجبور شدیم آرامآرام از آن فاصله بگیریم. جالب است که بگویم در بسیاری از محافل همچنان ما را چپی مینامند. 🔹چپ فحش و ناسزا شده است. من طرفدار مارکس نیستم؛ ولی طرفدار علوم انسانی و مروج علوم انسانی هستم. 🔹شریعتی در برندینگ قوچانی – غنینژاد قرار گرفت و غلط معرفی شد. شریعتی در ایجاد دولت-ملت ایرانی، مشارکت عمدهای داشت. 🔹مسئله ما در ایران حضور یک لویاتان اختاپوسی است که دستش را در همه حوزهها برده است. 🔹یک نهاد امنیتی گفت میزان اقبال مردم به جمهوری اسلامی کم شده و شما مقصر هستید. ⬅️مشروح مناظره در سایت اقتصادنیوز ⬅️ فیلم کامل مناظره در کانال یوتیوب اقتصادنیوز ⬅️ این تیزر را از دست ندهید بله | وبسایت | اینستاگرام @EghtesadNews_com
🎥 مناظره صریح و بیپرده موسی غنینژاد و میلاد دخانچی راهحل مشکلات؛ آزادی یا گردش به چپ؟ 🔹️گفتگوی جنجالی موسی غنینژاد، اقتصاددان و میلاد دخانچی، پژوهشگر مطالعات فرهنگی بر سر آزادی و لیبرالیسم و تجربه تاریخی مارکسیسم، به انقلاب اسلامی، پهلوی و ماجرای ح/مله اسرا/ئیل به ایران کشیده شد. 🔹️شما طرفدار کدام نگاه هستید؟ 🔹️ویدئوی کامل این مناظره، به زودی در سایت و کانال یوتیوب و آپارات اقتصادنیوز منتشر خواهد شد. بله | وبسایت | اینستاگرام @EghtesadNews_com
🎥مناظره داغ و جنجالی موسی غنینژاد و میلاد دخانچی | آیا «چپ نو» میتواند آبروی از دسترفته جریان چپ در ایران را برگرداند؟ شریعتی مارکسیست بود یا...؟ 🔹در این مناظره صریح و بیپرده، موسی غنینژاد، اقتصاددان و میلاد دخانچی، پژوهشگر مطالعات فرهنگی در برابر هم قرار گرفتند تا در مورد نزاع فکری قدیمی میان چپها و لیبرالها گفتگو کنند. 🔹دخانچی معتقد است برای خروج از بدنامی تاریخی چپ، باید به سراغ «بازخوانی انتقادی شریعتی» رفت و از دلِ سنت، راه نجاتی برای آینده پیدا کرد. اما غنینژاد معتقد است اینها تنها بازی با کلمات است و تاریخ نشان داده هرجا چپها سکاندار بودهاند، فاجعه به بار آمده و آزادی، تنها راهحل مشکلات ایران امروز است. این گفتگو فقط یک مناظره نیست؛ برخورد دو جهانبینی کاملاً متفاوت است. ⬅️ویدئوی کامل این مناظره، به زودی در سایت و کانال یوتیوب و آپارات اقتصادنیوز منتشر خواهد شد. بله | وبسایت | اینستاگرام @EghtesadNews_com
روایت سلطه دولت بر اقتصاد تعامل دولت و اقتصاد در تاریخ معاصر چگونه بود؟ 🔺دنیای اقتصاد: دومین قسمت از برنامه «D Book»، مربوط به کتاب «اقتصاد و دولت در ایران»، نوشته «موسی غنینژاد» است؛ اثری درباره اندیشههایی که سیاستگذاری اقتصادی ایران را شکل دادهاند. 🔺تاریخ اقتصادی ایران فقط روایت دولتها، بحرانها و فراز و فرود شاخصهای اقتصادی نیست؛ بلکه روایت ایدهها و جهانبینیهایی است که بیش از یک قرن، مسیر سیاستگذاری کشور را رقم زدهاند. از مشروطه تا انقلاب اسلامی، آنچه بیش از سیاستها و دولتها اهمیت دارد، اندیشهها و نظامهای ارزشیای است که برداشت ایرانیان از دولت، اقتصاد، عدالت و آزادی را شکل داده و تصمیمهای اقتصادی کشور را تحت تاثیر قرار دادهاند. کتاب «اقتصاد و دولت در ایران» نوشته موسی غنینژاد، تاریخ معاصر ایران را از همین زاویه روایت میکند؛ روایتی از ریشههای فکری تصمیمهایی که هنوز بر اقتصاد و سیاست ایران سایه انداختهاند. 🔺ویدیو کامل مصاحبه با دکتر موسی غنینژاد، هفته آینده منتشر خواهد شد. پژوهشگر: فاطمه نصیری تدوینگر: سعید رضوانی گوینده: فرهاد جانسریان #دی_بوک #DBOOK ✅کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد👇 @den_ir
🔻حاکمیت قانون؛ بنیاد ثروت ملل | منافع ملی و رشد ثروت ملت دو روی یک سکهاند | دولت باید فرمانبردار قانون باشد، نه واضعِ خودمحور قواعد تبعیضآمیز دکتر موسی غنی نژاد اقتصاددان و شاهین کارخانه روزنامه نگار در یادداشتی مشترک در روزنامه دنیای اقتصاد: 🔹«منافع ملی» نه یک مفهوم صرفا سیاسی است و نه میتواند برساختهای دستوری باشد، بلکه تحقق آن حاصل همافزایی صلحآمیز ارادههای آزاد آحاد ملت در بستر یک ساختار حقوقی در جهت برآورده کردن نیازها و خواستههای متقابل آنهاست 🔹تعریف مفهوم منافع ملی بر بنیاد آزادی ارادههای آحاد ملت در چارچوب حاکمیت قانون، نیازمند گسست از تلقیهای رایج، رمانتیک و دستوری از موضع بالا است 🔹هرگونه تلاش برای تبیین منافع ملی خارج از چارچوب قواعد حقوقی و اقتصادی، ناگزیر به کژکارکردیهای ساختاری و اتلاف منابع حیاتی جامعه منجر خواهد شد 🔹حاکمیت قانون ایجاب میکند که دولت خود فرمانبردار قانون باشد، نه واضعِ خودمحور قواعد تبعیضآمیز 🔹تداوم و بقای یک ملت در تاریخ، در گرو توانایی آن در تولید ثروت و حفظ انسجام و وفاق شهروندانش از طریق قانون است ⬅️ متن کامل بله | وبسایت | اینستاگرام @EghtesadNews_com
یاد داشت روزنامه دنیای اقتصاد دوشنبه ۲۲ تیر
🎥 مسئول جنگ کیست؟ 🔶 گفتوگوی فریدون مجلسی و ابراهیم متقی 🔻فریدون مجلسی: چرا باید وارد یک جنگ بازنده با قدرتهای بزرگ جهان شویم؟ آمریکا از اسرائیل جدا نیست. بنابراین، سیاست نابودی اسرائیل یعنی سیاست نابودی آمریکا که هم برخلاف منافع ملی ایران است و هم امری ناممکن است. مسئله تسلیم شدن نیست، بلکه باید یک کشور عادی شویم، نه اینکه برای مسئله فلسطین، بهدنبال محو اسرائیل و حمله به کشورهای عربی باشیم. 🔺ابراهیم متقی: تهدید اسرائیل برای کشورهای منطقه از جمله ایران کاملا جدی است. شاه نیز با آمریکاییها در قدرت بیش از حد اسرائیل اختلاف داشت. رفتار ایران در ۱۰۰ سال گذشته واکنش به تهاجم قدرتهای بزرگ بوده است. حوادثی مانند کودتای ۲۸ مرداد به بیگانگی با قدرتهای غربی دامن زده است. در حال حاضر، ایران با کاهش قدرت سیاسی و اقتصادی مواجه شده و واکنشهای کشور اقتضای راهبرد بقاست. 🎞 فیلم کامل این گفتوگو در یوتوب آزاد: https://youtu.be/k386vpGYohg ✅ حمایت «ارزی» و «ریالی» از آزاد 🆔@AzadSocial
تحلیلی بسیار جالب از دوست ارجمند فرهیخته جناب فریدون مجلسی در گفتگو با مدرسه آزاد فکری.
без подписи
🔻مانیفست آزادی | توسعه و رفاه؛ سرریز اقتصادیِ جامعه آزاد است | ارزش آزادی، فراتر از دستاوردها و کارآیی اقتصادی است 🔹فردریش فون هایک، آزادی را زیربنای حیاتی و موتور محرکه تمدن، پیشرفت اقتصادی و زایش ثروت میداند 🔹هایک به ما یادآوری میکند که بزرگترین دستاوردهای بشری، از زبان و قانون گرفته تا ابزارهای پیچیده اقتصادی و تکنولوژیک، حاصل نقشهها و طرحهای ازپیشتعیینشدهی یک مغز متفکر یا یک نهاد حاکمیتی نبودهاند، بلکه از دل تعاملات آزادانه، خودجوش و پیشبینیناپذیر میلیونها انسانِ مستقل سر برآوردهاند 🔹هیچ انسان، نهاد یا دولتی وجود ندارد و نمیتواند وجود داشته باشد که تمام دانش لازم برای اداره یک جامعه را در اختیار داشته باشد. دانش در میان میلیونها انسان پخش شده است 🔹آزادی دقیقاً به این دلیل اهمیت دارد که ما پیشاپیش نمیدانیم چه کسی بهترین راه حل را پیدا خواهد داد و چه ایدهای کارساز خواهد شد. ما به آزادی نیاز داریم تا به همه افراد این فرصت را بدهیم که از دانش منحصربهفرد و محلی خود استفاده کنند ⬅️ گزارش کامل بله | وبسایت | اینستاگرام @EghtesadNews_com
رویکرد فایدهگرایانه یا ماتریالیستی اصل بنیادی آزادی را به حاشیه میبرد. این لقلقه زبان اغلب چپها که آزادی برای انسان گرسنه بیمعنی یا بیفایده است مصداق همین تفکر ماتریالیستی است که انسان را به صرف یک موجود زنده یا حیوان فرومیکاهد. در اندیشه نوآیین آزادیخواهانه آزادی اصلی تفکیک ناپذیر از تعریف انسان است و گرسنگی یا سیری تغییری در آن نمیدهد. اتفاقاً با به رسمیت شناختن آزادی و تحقق بخشیدن آن در نظام اقتصادیسیاسی است که ثروت ورفاه در جامعه رو به فزونی مینهد. آنها که اهمیت آزادی را در تولید ثروت نادیده میگیرند مصداق کسانی هستند که بر شاخ نشسته و بُن میبُرند. و آنها که آزادی را صرفاً وسیلهای برایم تولید ثروت بیشتر تلقی میکنند کسانی هستند که مرغ تخم طلای خود را ناآگاهانه به مسلخ میفرستند. علت فقدان نظریه اخلاقی منسجم نزد چپها و فایدهگرایان در همین ناتوانی آنها در شناخت درست مفهوم آزادی به عنوان اصل بنیادی است. چپها اخلاق را به صرف بحث در باره نابرابری فرو میکاهند و فراموش میکنند که انسانی که آزاد نباشد هیچ مسئولیت اخلاقی متوجه او نخواهد بود. و فایدهگرایان متوجه نیستند که با وسیله دانستن آزادی شأن و منزلت مسئولیت پذیری را خدشه دار میکنند چراکه لازمه مسئولیت پذیری اراده مختار یا آزاد انسانها است.