لیبراسیون/لیبرالیسم
Статистика🕊 گسترش گفتمان لیبرالیسم-محوریت آزادی فردی و اجتماعی-فردگرایی و شهروندی-اندیشۀ انتقادی و خردگرایی-حاکمیت قانون سکولار-دموکراسی-مدرنیتۀ سیاسی-جامعه مدنی-مالکیت خصوصی 🌌 #پادشاهی_مشروطه #ملی_گرایی #لیبرالیسم_محافظهکار #ناسیونالیسم_لیبرال
- Последний пост
- 15 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 9
- Всего постов
- 54
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Политика
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 775
- 1/48двое суток
- 888
- 1/72трое суток
- 957
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
به هرکدامشان که اعتراض کنید، پاسخ آمادهای دارند: «من از جمهوری اسلامی پولی نگرفتهام؛ فقط عقیدهام را بیان میکنم.» بسیار خوب؛ ممکن است واقعاً پاکتی از وزارت اطلاعات یا حوالهای از سپاه دریافت نکرده باشید. اما همدستی با یک حکومت فقط در دریافت پول نقد خلاصه نمیشود. گاهی رژیم بهجای پرداخت دستمزد، برایتان صحنه فراهم میکند، مجوز میدهد، درها را باز میگذارد، رسانه در اختیارتان میگذارد و امکان شهرت و درآمدی را فراهم میکند که منتقدان واقعی از آن محروماند. شما هم در مقابل، همان «عقاید شخصی» را بیان میکنید که جانیان حاکم میپسندند: جنایت اصلی را به حاشیه میبرید، خشم مردم را افراطیگری مینامید، قربانی و قاتل را کنار یکدیگر مینشانید و با چند انتقاد آبکی از فلان نماینده یا مدیر درجهچندم، برای خود چهرهای مستقل و منتقد میسازید. بعد همین استقلال نمایشی را در بازار سادهلوحی میفروشید. این معامله الزاماً قرارداد و فیش حقوقی ندارد؛ سازوکارش بسیار ظریفتر است: حکومت برای شما امکان دیدهشدن و کسب درآمد فراهم میکند و شما نیز چهرهای قابلتحمل و حتی دوستداشتنی از حکومت میسازید. سهم رژیم، عادیسازی جنایت است و سهم شما، صحنه و شهرت و منفعت. این همان دستمزد غیرنقدیِ مالهکشی است. دلیل ادامهدادن این نمایش نیز روشن است: هنوز بخشی از جامعه با دیدن یک انتقاد کمخطر، باقی کارنامهتان را فراموش میکند. میدانید میتوان پشت به مردم ایستاد، برای رژیم آرنجمالی کرد و بعد با یک جملهٔ دوپهلو، دوباره لباس «هنرمند مستقل» پوشید. اما اگر هزینهٔ اجتماعیِ رژیمشویی از سود آن بیشتر شود، ناگهان بسیاری از این «عقاید شخصی» نیز تغییر خواهند کرد. آن روز معلوم میشود چه اندازه از این مواضع، محصول باور بوده و چه اندازه تابع بازار. لازم نیست همهٔ مالهکشها از جمهوری اسلامی پول بگیرند؛ کافی است جمهوری اسلامی برای مالهکشیشان بازار بسازد. وظیفهٔ ما هم روشن است: این بازار را از رونق بیندازیم؛ تا هیچکس نتواند با چند انتقاد تزئینی، هم از سفرهٔ رژیم بهره ببرد و هم در صف مردم جا بزند. ✅@behzadmehrani77
👁🗨بعد از پایان حکومت کمونیستها در شوروی، هر روز خبرهای خودکشی مردان و زنان پولداری را میشنیدی که از ترس باز شدن بایگانیهای پلیس مخفی و افشای نامشان در یک جنایت، بازجویی و خبرچینی دست به خودکشی میزدند. بسیاری در ظاهر حتی آدمهای محترمی بودند، اما دقیقا «آگاه» بودند که چه کردهاند. محمد الف @cafe_andishe95
🧻در مقابل علما ، روشنفکران دینی از دیر باز به ادله برون دینی و عمومی (قابل استناد و استفاده برای غیر دین باوران) دخالت دین در سیاست توجه بیشتری داشته اند. این ادله اغلب معطوف به آنند که دینی کردن سیاست ، لازمه تامین صلاح و رفاه معنوی مردم و اصلاح و حسن اجرای سیاستهای دولتی است. در مورد این گونه ادله مدرن تر و عقلانی تر دیگران هم می توانند وارد مباحثه شوند... 🚽مثلا مهدی بازرگان در رساله مرز میان دین و سیاست استدلال کرده بود که وقتی دین بر سیاست غلبه پیدا کند" آن را اصلاح واداره خواهد کرد و زنده خواهد کرد" و بالعکس اگر مذهب کنترل سیاست را به دست نگیرد ، سیاست مذهب را نابود خواهد ساخت وبا نابودی مذهب ، اساس جامعه سست خواهد شد. 📚دیباچه ای بر جامعه شناسی سیاسی ایران حسین بشیریه ص 158 @cafe_andishe95
🔹 اظهارات کمسابقه سناتور تام کاتن درباره افسانه «کودتای ۲۸ مرداد» در پربینندهترین قاب رسانهای آمریکا تام کاتن، سناتور جمهوریخواه آمریکا، در برنامه هفتگی مارک لوین در فاکسنیوز، روایت رایج درباره وقایع مرداد ۱۳۳۲ را به چالش کشید و گفت: «اوباما ادعا کرد که ما نخستوزیر منتخب دموکراتیک ایران را در سال ۱۳۳۲ سرنگون کردیم. این یک افسانه کامل است. مصدق نخستوزیر دموکراتیک نبود و اساساً سرنگون نشد. برعکس، او کسی بود که تلاش کرد قدرت را تصاحب کند و به طور غیرقانونی در قدرت بماند.» کاتن سپس مستقیماً سراغ باراک اوباما رفت و گفت او عمیقاً باور داشت که آمریکا بابت دههها تنش با ایران مقصر است و همین نگاه، سیاست او در قبال جمهوری اسلامی و تلاش برای توافق با این رژیم را شکل داد. حرفی که دههها زیر کوهی از روایتهای سیاسی دفن شده بود، حالا از زبان یک سناتور آمریکایی در برابر میلیونها مخاطب تلویزیونی گفته میشود: روایت «کودتای آمریکا علیه یک نخستوزیر دموکراتیک» از اساس ...
📃«آنچه روی میدهد نوعی عقبنشینی به درون است. در تاریخ حیات انسان گاه پیش میآید که چون مسیر طبیعی به سوی تحقق اهداف آدمی بسته است، انسانها به درون خود پس مینشینند. با خود درگیر میشوند، و میکوشند آن دنیایی را که تقدیر ناخجسته در عالم بیرون از ایشان دریغ داشته در درون خود تحقق بخشند.... این به راستی همان حکایت گربه و بویناک خواندن گوشت است. اگر در این دنیای خارجی دستت به آن چه میخواهی نمیرسد باید نخواستن را بیاموزی. اگر به آن چه میخواهی دسترسی نداری باید یاد بگیری چیزی را بخواهی که در دسترس توست. این همان شیوهی رایج گریز به درون است. گریز به دژی استوار که در آن مینشینی و در بر همهی مفاسد و مصائب عالم میبندی. امیر ولایت زمین مرا مصادره کرده... مقام به چیزی نمیارزد. پادشاه همهی دارایی مرا چاپیده. دارایی به چه کارم میآید؟ تعلقات دنیوی در برابر عشق به خداوند هیچ است. بدین گونه رفتهرفته حصاری تنگ گرداگرد خود میکشی چرا که میخواهی وجود آسیبپذیرت را هرچه کمتر در معرض هجوم بگذاری...» ▫️ریشههای رومانتسیم - آیزایا برلین ترجمهی عبدالله کوثری @cafe_andishe95
روایت چپ مغزان آمریکا ستیز @cafe_andishe95
🔸جامع ترین بانک pdf کتاب های نایاب در تلگرام، در اختیار شماست، کافیست با لمس متن وارد شوید. 📚⬆️
تلاشی که چپها برای نجات بشریت انجام میدهند به روایت تصویر!🤪 @cafe_andishe95
⬅️مجموعه ای ویژه از بهترین کانال های تلگرام، برای مدت محدودی در اختیار شماست، با لمس متن وارد شوید.⭐️⤵️
📖 بانک جامع pdf کتاب های نایاب 🎓 فلسفه تحلیلی، تاریخ فلسفه و فلسفه علم 🌐 اخبار و تحلیل سیاسی ایران و جهان 🤔برای ورود، متن را لمس کنید یا روی لینک مربوطه کلیک نمایید.🤔
без подписи
🕊آزادی به چه معنا است؟ آزادی صرفاً به معنای زندانی نبودن یا برده نبودن نیست. آزادی به معنایِ آن است که تو بدون محدویت های ظالمانه تحمیل شده از سویِ دیگران از جمله آنان که در قدرت قرار دارند، حق داشته باشی آن گونه که خودت انتخاب کرده ای، عمل کنی، بگویی، و…
🎛پیام کانت این است که اخلاق درباره معصومیت انسان یا خیر طبیعی او نیست. اخلاق نقش حیاتی در زندگی ما ایفا میکند، زیرا ما اساساً موجوداتی معصوم یا ذاتاً خوب نیستیم، بلکه موجوداتی هستیم که ماهیت عمیقتر ما در توانایی محدود کردن خود از طریق عقل و طبق اصل، انجام کارهایی است که اغلب هیچ تمایل طبیعی یا معصومانهای برای انجام آنها نداریم، اما فقط در صورتی میتوانیم آنها را انجام دهیم که خودمان آنها را انجام دهیم. شنیدن این حرف، چه در مورد اخلاق و چه در مورد خودمان، بدون شک برای ما ناخوشایند است، زیرا با گفتن اینکه زندگی ما به عنوان موجودات اخلاقی محکوم به یک زندگی اساساً غیرطبیعی، ناراحتکننده و پر از تضاد است، به خودپسندی ما تجاوز میکند. فضیلت برای کانت همیشه نوعی قدرت است - قدرت شخصیت - که با مقاومتی که باید بر آن غلبه کند سنجیده میشود - مقاومتی که توسط شکستها و نقصهای اخلاقی خودمان ایجاد میشود: در نهایت با تمایل شدید به شر که ما به عنوان انسان بر خود وارد کردهایم. موجوداتی (عقلانی و غیراجتماعی). آزادی اخلاقی برای ما همیشه باید خودگردان باشد؛ نه آزادیای که کاملاً در تضاد با اجبار باشد، بلکه آزادیای که حتی تا حدی در خود-اجباری عقلانی باشد. فضیلت هرگز نمیتواند چیزی باشد که ما میتوانیم به دست آوریم یا به ما داده شود، چه به طور طبیعی و چه به لطف الهی، به عنوان نوعی حالت آنتینومیک فرااخلاقی از خوبی خودجوش، که ما را کاملاً در قلمرو شایستگی یا ابرشایستگی، در شرایطی از آزادی اخلاقی کامل فراتر از خود-محدودیتی و خودگردانی قرار میدهد. او ایده این نوع فضیلت را نه تنها اشتباه، بلکه متکبرانه و از نظر اخلاقی خطرناک میداند او فکر میکند که پرداختن به چنین خیالپردازیهایی به معنای «با تکبری مغرورانه، مانند داوطلبان، فرض میکنیم که خودمان را درگیر فکر وظیفه نمیکنیم و مستقل از فرمان، میخواهیم کاری را که فکر میکنیم برای انجام آن نیازی به فرمان نداریم، به دلخواه خود انجام دهیم». برعکس، «وظیفه، نه شایستگی» است که «نه تنها باید تعیینکنندهترین تأثیر را بر ذهن داشته باشد، بلکه... نافذترین تأثیر را نیز داشته باشد». Allen W. Wood ■ The Free Development of Each: Studies on Freedom, Right, and Ethics in Classical German Philosophy.p 37_38 ارسین @cafe_andishe95
💹⁉️چرا ایدئولوژی داشتن اینقدر جذاب است؟ ضررهای ایدئولوژی اندیشی چیست؟ ایدئولوژی یعنی باور داشته باشیم که برای هر سؤال، فقط یک پاسخ وجود دارد؛ برای هر مسئله، تنها یک راهحل؛ و برای هر مشکل، فقط یک راه رفع. گویی حقیقت از پیش کشف شده و دیگر نیازی به اندیشیدن، پرسیدن یا جستوجو نیست. اما چرا انسانها جذب ایدئولوژی میشوند؟ زیرا جهان بسیار پیچیدهتر از آن چیزی است که دوست داریم. زندگی سرشار از ابهام، شک، تناقض و عدم قطعیت است و انسان، به طور طبیعی، از چنین وضعیتی رنج میبرد. او دوست دارد جهان را روشن، منظم و قابل پیشبینی ببیند. ایدئولوژی دقیقاً همین نیاز را هدف میگیرد. وعده میدهد که همهچیز را روشن میکند؛ به همهی پرسشها پاسخ میدهد، برای همهی مشکلات راهحل دارد و انسان را از سرگردانی و ابهام نجات میدهد. به همین دلیل، همواره برای بسیاری از انسانهای ساده اندیش جذاب بوده است. اما این آرامش، بهایی سنگین دارد. ضررهای ایدئولوژی: نخستین هزینه، کنار گذاشتن عقل شخصی است. وقتی پاسخ همهی پرسشها از قبل آماده باشد، دیگر نیازی نیست خودت بیندیشی؛ دیگران به جای تو فکر کرده اند! دومین هزینه، از دست دادن مسئولیت شخصی است. وقتی تصمیمها را دیگری میگیرد، مسئولیت آن تصمیمها نیز از دوش تو بعنوان انسان مستقل برداشته میشود و جایگاه برده فکری میگیری سومین هزینه، از دست رفتن آزادی و اختیار است. انسان ایدئولوژیک دیگر انتخاب نمیکند؛ بلکه اطاعت میکند. جای پرسش را فرمانبری میگیرد و جای «چرا؟» را «به چشم». و سرانجام، خطرناکترین وضعیت زمانی است که ایدئولوژی در اختیار قدرت سیاسی قرار بگیرد. در این حالت، صاحبان قدرت خود را صاحبان حقیقت نیز معرفی میکنند. دیگر فقط بر رفتار مردم حکومت نمیکنند، بلکه تعیین میکنند حقیقت چیست، جهان را چگونه باید دید و چه چیزی درست یا نادرست است. از اینجا به بعد، قدرت تنها بر زندگی انسانها مسلط نیست؛ بلکه بر حقیقت نیز ادعای مالکیت میکند. بخشی از کتاب «قدرت بی قدرتان» @cafe_andishe95
без подписи
🎰 یکی از مشکلات تکرار شونده در توصیف نظامهای کمونیستی، یافتن اسم مشترک برای توصیف مردم و نهادهایی است که قدرت واقعی را در اختیار داشتند. برای مثال بکار بردن کلمه دولت درست و دقیق نیست، چون در نظامهایی از این دست [کمونیستی، یا نظامهای وابسته به قدرت خارجی]، در واقع دولت حکومت نمیکند: حکومت در دست حزب یا آمیزهای مرکب از حزب، پلیس، ارتش و اتحاد شوروی بود. 📚ما مردم ... - نشر ثالث ـ گزیدهای از صفحه ۱۰۱ 🎆🔺تصویر نشان دهنده تظاهرات مردم چکوسلواکی در پراگ است. ۱۹۸۹. @cafe_andishe95
🛡️ داستان زنان پارس و رهبری کوروش بزرگ👩🏻 در روزگاری که کوروش بزرگ (بنیانگذار هخامنشیان) هنوز به طور کامل بر ایران تسلط نیافته بود، برای آزادی پارسها از سلطه مادها قیام کرد. در یکی از نخستین نبردهای سرنوشتساز، سپاه کوروش از لشکریان آژی دهاک (آستیاکس)، آخرین شاه ماد، شکست خوردند. سربازان پارس تاب نیاوردند و گریختند. دشمن چنان نزدیک بود که تقریبا پای او به دروازههای شهر رسیده بود. در این لحظه بحرانی، زنان پارس که از پشت باروها نگران جنگ بودند، ناگهان دروازهها را گشودند و به میان میدان دویدند. آنها بیپروا دامنهای جامههایشان را بالا زدند و رو به سربازان فراری فریاد زدند: «ای بزرگترین ترسوهای جهان، به این زودی ها به کجا میگریزید؟ مگر میخواهید همان جایی پنهان شوید که از آن بیرون آمدهاید؟» این حمله لفظی آنقدر تند و شرمآور بود که فرار سربازان متوقف شد. مردان پارس که از سرزنش زنان خود به شدت خجالت زده و بابت بزدلیشان سرافکنده شده بودند، برگشتند، صفوف خود را منظم کردند، با شهامتی دوباره به دشمن یورش بردند و این بار پیروز شدند و مادها را شکست دادند. 🏆 افتخاری که قانون شد کوروش که از این شجاعت و هوشیاری شگفتزده شده بود، برای قدردانی از آن زنان، قانونی ماندگار وضع کرد: «هر بار که پادشاه پارس سوار بر اسب وارد شهر میشود، به هر یک از زنان شهر یک سکه طلا (داریک) اهدا شود.» بعدها، خشایارشا و اسکندر مقدونی نیز این قانون را پاس داشتند. @cafe_andishe95
📺🚫وقتی از خیانت بیبیسی و عمله اکرهی ملکه حرف میزنیم از چه حرف میزنیم. سیاوش اردلان از بیبیسی فارسی در شبکه اجتماعی X نوشته: «نگرانی از سهم ایران در #دریای_خزر وقتی بجاست که مردم و حکومت، #خزر را یک زیستگاه و سرمایه طبیعی ببینند نه جای رهاسازی روزانه میلیونها کیلو #پسماند خانگی، صنعتی و بیمارستانی، سموم #کشاورزی و شیرابه. حتی سهم ۵۰ درصدی هم بدون #توسعه_پایدار مشکل را حل نمیکند» آقای اردلان، اینکه کسی بگوید یکی از مشکلات دریای خزر، زباله، فاضلاب و آلودگی است، حرف نادرستی نیست. اما وقتی دقیقاً در همان زمان، موضوع بر سر حقوق حاکمیتی و منافع ملی ایران باشد، تقلیل تمام مسئله به زباله و فاضلاب، دیگر صرفاً یک بحث محیطزیستی نیست؛ بلکه جابهجا کردن محل نزاع است و نامش در محضر تاریخ: خیانت به ایران. چرا ملکهی مرده دست از سر ما برنمیدارد؟ چرا بیبیسی دست از کاردآجین کردن مردم زخمی این خاک گرامی برنمیدارد؟ مگر چقدر پول میگیرید که بیرزد به اینهمه زخم، اینهمه رنج و اینهمه درد ملت ایران. ما ایران را از خیانت پس میگیریم و دوباره میسازیمش برای فرزندانمان. این را به خونهای ریخته روی این خاک گرامی قول دادیم. یک نشانهای برای ما مردم ایران وجود دارد برای شناسایی خائنین و آن هم این است: کسی که در هر مسئلهای، از بحران آب تا فاضلاب، دنبال این است که «مردم» را مقصر بداند. آقای اردلان، شما در محضر تاریخ متهماید به خیانت به ملت بزرگ ایران به چند دلیل: 📌اول: جایگزین کردن یک مسئله با موضوعیت «حاکمیت ملی» با مسئلهی محیطزیستی در اوج بحران این سرزمین. در منطق، به این مغالطه «عوض کردن موضوع بحث» میگویند. باز هم هر نوسوادی میداند اگر کسی درباره واگذاری احتمالی بخشی از حقوق ایران در دریای خزر سؤال کند، پاسخ آن میزان زبالهای نیست که وارد دریا میشود. این دو موضوع میتوانند همزمان درست باشند: آلودگی خزر یک بحران است. حقوق ایران در خزر نیز یک مسئله ملی ژئوپلیتیکی است و وجود اولی، دومی را بیاهمیت نمیکند. 📌دوم؛ کوچک کردن اهمیت حاکمیت ملی. یک دریا فقط حوض آب نیست. یک کودک دبستانی هم میداند دریا یعنی: مرز، منابع نفت و گاز، شیلات، کریدورهای تجاری، امنیت ملی و قدرت ژئوپلیتیکی. اگر بحث بر سر تغییر یا کاهش حقوق یک کشور در چنین پهنهای باشد، تقلیل آن به اینکه «مردم زباله میریزند» یعنی نادیده گرفتن تمام ابعاد راهبردی موضوع و یادآور میشوم این یعنی خیانت محض. 📌سوم: تغییر دستور کار افکار عمومی در همه جای دنیا، وقتی بحث بر سر منافع سرزمینی است، رسانهها معمولاً همان مسئله را در مرکز توجه نگه میدارند و سایر مشکلات در زمانی پس از آن مهم. در دنیای امروز حتا نوسوادان رسانهای هم میدانند اگر درست در لحظهای که افکار عمومی درباره حقوق ایران در خزر بحث میکند، روایت غالب ناگهان به سمت زباله، فاضلاب منحرف شود، علتش قصد فرد منحرفکننده برای کاهش حساسیت نسبت به مسئله اصلی است. اینکار فقط از یک عملهی ملکهی انگلیس که تعلقی به خاک وطنش ندارد برمیآید که دوگانه میان آشغال و تمامیت ارضی بسازد تا به دستور وارثان ملکه، به خیالشان ایرانیِ وطندوست را مجبور کند تا میان «حفظ محیطزیست» و «حفظ حقوق ملی» یکی را انتخاب کند. ما میتوانیم هم از آلودگی خزر خشمگین باشیم و هم نسبت به هر اقدامی که حقوق تاریخی و منافع ملی ایران را تحت تأثیر قرار دهد حساسیتی در حد اهمیت فاجعه داشته باشیم. خدا میداند که این ملکه از توی قبر هم دارد شما را عروسکگردانی میکند و این حال بسیار بهمزن است آقا و خانم بیبیسی. راستش حرف شما بیبیسیچیها ارزش پرداختن ندارد. این را خطاب به ملت بزرگ و متمدن کشورم نوشتم تا همه به هم یادآوری کنیم که کار ما سخت است و در پیش رویمان انواع هیولاها. ما باید برای ساختن این سرزمین با جان و دل بجنگیم. بنای خراب و آدم خراب سر راه ما بسیار است. عزیزان، راه سخت است و متأسفانه اول باید با زگیلهای پای خودمان بجنگیم. زهرا عبدی @cafe_andishe95
🕊آزادی به چه معنا است؟ آزادی صرفاً به معنای زندانی نبودن یا برده نبودن نیست. آزادی به معنایِ آن است که تو بدون محدویت های ظالمانه تحمیل شده از سویِ دیگران از جمله آنان که در قدرت قرار دارند، حق داشته باشی آن گونه که خودت انتخاب کرده ای، عمل کنی، بگویی، و بیاندیشی؛ این موضوع هم در مورد زندگی شخصی خانوادگی و اجتماعی فرد صدق می کند، و هم در مورد دیدگاه های سیاسی و معاملات اقتصادی او با دیگران. جامعهٔ آزاد به جامعه ای می گویند که در پیِ برپایی و حفاظت از این ایده آل ها است. به لحاظ تاریخی، از گذشته تا همین امروز، آزادی ثابت کرده است که در ایجاد و پخش و گسترش ثروت بین شهروندان به طرزی خیره کننده موفق بوده است. آزادی ثابت کرده است که یکی از خلاق ترین و مولدترین نیروهای انسانی است. آزادی زندگی مردم را به ویژه زندگی فقیرترین اقشار مردم را، در سرتاسر جهان بهبود بخشیده است. آزادی به معنایِ آن است که هیچ مانعی در مسیر زندگی انسان قرار ندهند و هیچ مهار و محدودیتی او را از انجام آن چه انتخاب کرده باز ندارد. آزادی یعنی این که از سویِ دیگران به زور وادار به انجام عملی نشوی تحت فشار قرار نگیری تهدید و ارعاب نشوی، تو را به رفتن در مسیری که مایل نیستی امر نکنند، در امور تو دخالت نکنند، و تو را بازیچه دست خود قرار ندهند. آزادی یعنی این که بتوانی به زندگی خودت بپردازی، بدون آن که مورد هجوم واقع شوی، یا سرت کلاه بگذارند، یا اموالت را بدزدند، یا به جانت آسیب برسانند. دلیل وجود چنین وضعیتی در یک جامعهٔ آزاد، آن است که اصل و قاعده آزادی در مورد تک تک افراد به یکسان اعمال می شود. 🪽هیچ یک از ما هیچ حقی برای مداخله در امور دیگران یا ممانعت از کار دیگران یا آسیب رساندن به دیگران ندارد. زیرا قاتل شدن به چنین حقی خود نافی حق آزادی دیگران است. بنابراین، آزادی فقط تا آن حد وجود دارد که به دیگران آسیب رسانده نشود. (حد وجودی آزادی عدم آسیب رسانی به دیگران است. حقِ تو برای حرکت بازو و مشت گره کرده ات درست در نقطه ای به آخر میرسد که دماغ من آغاز میشود! این تمرین حق و مشق آزادی نیست که دیگران را تهدید کنی، به آنها زور بگویی، اموالشان را سرقت کنی، به آنها حمله ور شوی، یا آنها را به قتل برسانی. درست بر عکس، تو با انجام این کارها به آن آزادی که دیگران برای در امان ماندن از تهدید و زورگویی دارند تعرض کرده ای. اجتناب از آسیب رساندن به دیگران به اصلِ «عدم آسیب رسانی» یا عدم تعرض معروف است. اصلی که می گوید: تو آزادی که هر آن چه میخواهی انجام دهی، به شرط آن که عمل تو به دیگران آسیبی نرساند. به همین سیاق، تو با مقاومت در برابر تجاوز دیگران، موجب سلب آزادی آن ها نمی شوی؛ یا به عبارت دیگر، اگر دیگران به تو تعرض و تجاوز کنند و تو در برابر آن ها مقاومت کنی، آزادیِ تجاوزگران را خدشه دار نساخته ای. آزادی و اصلِ عدم آسیب رسانی به اتفاق به تو امکان میدهند تا مانع از تعرض دیگران به خودت و عزیزانت شوی. تو حتی حق داری که وقتی در حضورت به دیگران تعرض می شود برای جلوگیری از تجاوز به دیگران مداخله کنی، گر چه وظیفه محافظت از دیگر شهروندان اغلب به پلیس و مقامات قانونی واگذار شده است. اما باید توجه داشت که اصل عدم آسیب رسانی فقط در مورد آسیب و تعرض به دیگران مصداق دارد. این اصل به تو اجازه می دهد که با جسم و اموال خودت هر کار که دلت می خواهد انجام دهی، به شرط آن که در روند انجام آن عمل به آزادی دیگران تعرضی نکنی. به طور مثال، تو میتوانی همهٔ اموال خودت را ببخشی، خطر صدمه دیدن به واسطه یک کار خطرناک را به جان بخری، یا حتی به جسم خودت آسیب برسانی، به شرط آن که و تا جایی که هیچ یک از این کارها موجب آسیب رسانی به دیگران نباشد. گر چه دیگران ممکن است از سر خیرخواهی تو را از آسیب رساندن به جسم و اموالت بر حذر بدارند، اما چنان چه انجام چنین کارهایی به انتخاب سنجیده خودت باشد، آن ها مجاز نیستند که به شکل فیزیکی تو را از انجام تصمیمت باز دارند. 📚ایمون باتلر ■بنیان های جامعهٔ آزاد؛ ص ۱۷_۱۹.آرسین @cafe_andishe95
ضمن عذرخواهی... میفرمایند که "حکومت پهلوی یه بشکه گُهه که روش دو سانت عسله، به لحاظ اقتصادی" نظر هر کس محترمه، ولی جا داره ببینیم اعداد و ارقام چی میگه: ▪️اول به لحاظ رشد اقتصادی: از سال ۱۳۳۵ تا ۱۳۵۵ (۱۹۵۶ تا ۱۹۷۶)، بر اساس برآورد بانک مرکزی ایران که در گزارش صندوق بینالمللی پول استفاده شده، رشد واقعی GDP ایران بهطور متوسط ۹٫۸ درصد در سال بوده. صندوق بینالمللی پول این دوره رو یکی از سریعترین دورههای رشد اقتصادی ایران و حتی جهان توصیف میکنه. ▪️به لحاظ درآمد سرانه: و اما رشد واقعی درآمد سرانه/تولید ناخالص داخلی سرانه بین سالهای ۱۳۳۵ تا ۱۳۵۵: ۱۳۳۵: حدود ۲٬۵۷۷ (دلار بینالمللیِ ثابت ۲۰۰۵) ۱۳۵۵: حدود ۱۳٬۳۳۰ (دلار بینالمللیِ ثابت ۲۰۰۵) این یعنی در این بیست سال درآمد سرانه واقعی حدود ۴۱۷٪ افزایش یافته؛ به عبارت دیگه در سال ۱۳۵۵ تقریباً ۵٫۲ برابر سال ۱۳۳۵ بوده ▪️نکتهٔ سوم و مهم: رشد جمعیت مقایسه جمعیت در این بیست سال ۱۳۳۵: حدود ۱۹٫۳ میلیون نفر ۱۳۵۵: حدود ۳۳٫۶ میلیون نفر. یعنی در طول این بیست سال درآمد سرانه در حالی بیش از پنج برابر شده که جمعیت حدود ۷۴٪ رشد داشته. ▪️نکتهٔ تکمیلی: در این جور مواقع بر درآمد نفتی تاکید میکنند. در همین دوره، رشد بخش غیرنفتی حدود ۱۰٫۱ درصد و رشد صنایع و معادن حدود ۱۴ درصد در سال بوده؛ یعنی رشد فقط حاصل افزایش درآمد نفت نبوده. ▪️و اما تورم: میانگین حسابی نرخهای تورم بین ۱۳۳۵ تا ۱۳۵۵ حدود ۶ درصد در سال بوده. البته حتی در بعضی سالها زیر ۱ درصد بوده. بهتره به تفکیک هم ببینیم: میانگین تورم سالانه: — ۱۳۳۵–۱۳۵۵ حدود ۶٪ — دهه ۱۳۴۰ حدود ۲٪ — ۱۳۵۰–۱۳۵۵ حدود ۱۳٪ راستی... گفتم درآمد سرانه در سال ۱۳۵۵ حدود ۱۳.۳۳۰ دلار بوده، یادآوری کنم در سال ۲۰۲۵ حدود ۳.۹۰۰ دلار بوده. کمتر از یکسوم. @Garajetadayoni | گاراژ