Finance & Economics
Статистика/مالی و اقتصاد و فلسفه سیاسی/مقاله و کتاب و ویدیو/ 📚E-Library @UTfinance ارتباط با ادمین: @UTfinanceAdmin 📌فایلهایی که در کانال منتشر میشوند یا با موافقت مؤلف و ناشر منتشر شدهاند، یا پیش از این به طور گسترده در دسترس همگان بودهاند.©
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 35
- Всего постов
- 165
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 1 178
- 1/48двое суток
- 1 282
- 1/72трое суток
- 1 382
Медиана по постам, которые мы застали свежими и померили через сутки.
Посты
🔻تحریف به مثابه روش؛ بررسی کیفی استنادات در پژوهشهای کوئین اسلوبودیان ✍️ ترجمه، تنظیم و تلخیص: مهران خسروزاده این یادداشت نسبتا طولانی، به بهانه بررسی کتاب «حرامزادگان هایک» تنظیم شده است. قسمت اول قسمت دوم قسمت سوم قسمت چهارم قسمت پنجم قسمت ششم قسمت هفتم قسمت هشتم قسمت نهم قسمت دهم قسمت یازدهم قسمت دوازدهم قسمت سیزدهم قسمت چهاردهم قسمت پانزدهم قسمت شانزدهم قسمت هفدهم @Mehrannotes
📄 از ذهن تا بازار، از ایده تا نهاد | پیش از قانون، پیش از بازار، پیش از ثروت | چگونه ایدهها سرنوشت جوامع را مینویسند؟ ◽️ وقتی به ساختارهای اقتصادی و سیاسی مینگریم، ابتدا مجموعهای از واقعیتهای ملموس و مادی توجه ما را جلب میکند. ما وزارتخانهها، ساختمان مجلس، شهرداری، فرمانداری، ادارات دولتی، کارخانهها، شرکتها، بانکها، مجتمعهای تجاری، بورس و صرافی و... را میبینیم. این نمودهای فیزیکی و نهادی به قدری فضای اطراف ما اشغال کردهاند که بسیاری از افراد و حتی برخی از روشنفکران و دانشگاهیان هم تصور میکنند که تاریخ بشر و اقتصاد سیاسی کشورها صرفاً برآیندی از نیروهای مادی، جبر جغرافیایی، منابع طبیعی یا پیشرفتهای تکنولوژیک است. اما آنچه جهان مادی ما را میسازد، پیش از آنکه در عالم واقعیت تجلی یابد، به شکل یک «ایده» و «اندیشه» در ذهن انسانها جوانه زده است. در واقع، تاریخ اقتصاد سیاسی کشورها، تاریخ ابزارها و منابع نیست، بلکه تاریخ اندیشهها، ارزشها، نگرشها و باورهای انسانهاست. ◽️ «به یاد داشته باشید شما مردان گردنفراز عمل که هیچ نیستید مگر بیآنکه خود بدانید ابزارهایی در دست مردان اندیشه، که در آرامش محقر خویش بسا قطعیترین طرحهای عمل شما را پیشاپیش در افکندهاند.» این جملهها از شاعر بزرگ آلمانی سده نوزدهم، هاینریش هاینه، در کتابی به نام «تاریخ دین و فلسفه در آلمان» است (۱۸۳۴) که آیزایا برلین در اوایل مقاله معروف خود، «دو مفهوم آزادی» (۱۹۵۸) از آن چنین یاد کرده است: «بیش از یکصد سال پیش، شاعر آلمانی هاینه به فرانسویان هشدار داد که قدرت اندیشه را دست کم نگیرند، زیرا مفاهیم فلسفی که در آرامش اتاق کار فیلسوفی پرورانده میشوند، ممکن است تمدنی را نابود کنند.» ◽️@utfinance◽️
📄 دولتگراییهای نقابدار: نقدی بر درک نادرست از نظام اجتماعی سرمایهداری 👤 مهرپویا علا آقای محمد قوچانی، سردبیر نشریهٔ آگاهی نو، مقالهای را در شمارهٔ ۶۴۲ نشریه تجارت فردا با عنوان «لیبرالیسم نقابدار: نقدی بر اندیشهٔ اقتصادی-سیاسی دکتر عبدالکریم سروش» نوشته است که مصداق دفاع بد و درک نادرست از نظام فکری لیبرالیسم و نظام اجتماعی سرمایهداری است. این قضاوت را کاملاً فارغ از قضاوتم دربارهٔ مواضع سیاسی ایشان میگویم که در همین مقاله در کنار آقای سروش ایستاده است و همدل و همزبان با او درصد بالایی از جمعیت کشور را که اتفاقاً من به دلایل گوناگون خودم را جزوشان نمیدانم و بسیار هم با آنها کشمکش فکری داشتهام، «هتاک، بیوطن و خشونتورز» خطاب کرده است. داوری پیرامون این توصیفات را بر عهدهٔ مخاطب و بر عهدهٔ تاریخ میگذارم و کاملاً فارغ از اختلافات سیاسی، خطای نظری بنیادین متن را نشان میدهم. نخست برای آنکه انصاف مراعات شود، به این اشاره کنم که نقطهٔ قوت متن، روایت انتقادیای است که از تاریخچهٔ روشنفکری دینی و بررسی و مقایسهٔ بعضی نوشتهها و مصاحبههای آقای سروش به دست داده است و اطلاعات مفیدی در بر دارد. ایراد مقاله از همان عنوان آن آغاز میشود؛ عنوانی که به متن ارتباطی ندارد: منظور از «لیبرالیسم نقابدار» کیست یا چیست؟ نقاب را معمولاً برای پنهان ساختن چهره بر روی صورت میگذارند. آیا منظور قوچانی این است که سروش درواقع لیبرالی است که نقابی بر چهره گذاشته تا آن را پنهان کند؟ اما این کاملاً خلاف پیام مقاله است و قوچانی، بهدرستی، میخواهد بگوید سروش لیبرال نیست. آیا صرفاً خواسته کنایهای به عنوان جزوهٔ قدیمی «دگماتیسم نقابدار» سروش زده باشد؟ اما هستهٔ اصلی نقد قوچانی به اندیشهٔ سروش که عمدتاً بر اساس کتاب تفرج صنع و مصاحبهٔ اخیر سروش با نشریهٔ اندیشهٔ پویا، بنا شده این است: «دکتر عبدالکریم سروش در نیمه و میانهٔ دههٔ ۶۰ در شرایطی علیه تکنولوژی سخن میگفت که میدانست تکنولوژی جوهرهٔ توسعه است» (تأکید از من است) 🔗 ادامه را اینجا بخوانید ◽️@utfinance◽️ #دولتگرایی_نقابدار #لیبرالیسم_نقابدار #محمد_قوچانی #عبدالکریم_سروش
🖥 Oldest Evidence of Humans in Iran 👤 Hamed Vahdati Nasab 📌 TEDxEsfahan @henrikibsen
🖥 اقتصاد دستوری و بنزین 👤 موسی غنینژاد شما میتوانید به من بگویید که نفت خام تولید ایران را چه کسی صادر میکند؟ اگر اینها حل نشه، بعد بیاید بپرسید که قیمت سوخت رو چه جوری واقعی کنم؛ من چی بگم به شما؟ ◽️@utfinance◽️ #اقتصاد_دستوری #موسی_غنینژاد #بنزین #قیمت_بنزین
🖥 آدمها محترمند، عقایدشون نه 👥 گفتوگوی آرش نعلچگر با امیررضا پورسیفی ©️ پادکست فیوز ◽️@utfinance◽️
🖥 ما یه مشت شیادیم #رپ #سه_فاسد #شیاد ◽️@utfinance◽️
📄 چرا بسیاری از اقتصاددانان بازارها را دوست دارند؟ 👤 خسوس فرناندز ویاورده استاد اقتصاد در دانشگاه پنسیلوانیا چرا بسیاری از اقتصاددانان بازارها را دوست دارند؟ زیرا اکثر بازارها، اگرچه نه همه آنها، به خوبی کار میکنند. نان در نانواییها، ماشین در نمایندگیهای خودرو و کتاب در کتابفروشیها وجود دارد زیرا سیستم قیمت، به عوامل اقتصادی انگیزه میدهد تا این نتایج را تضمین کنند. البته، بازارها هرگز خارج از کتابهای درسی اقتصاد کامل نیستند. اغلب اوقات، ما با ناکارآمدیهایی مانند رقابت محدود یا اثرات خارجی مواجه هستیم. دلیل هوشمندانه برای بازارها هرگز این نبوده است که آنها بیعیب و نقص هستند، گزارهای که آنقدر آشکارا نادرست است که حتی ارزش بحث کردن ندارد (مگر اینکه برای دایرهالمعارف فلسفه استنفورد بنویسید). دلیل برای بازارها این است که آنها معمولاً بهتر از جایگزینهای ممکن عمل میکنند. توجه داشته باشید که من از سه کلمه استفاده کردم: "معمولاً"، "بهتر" و "امکانپذیر". کلمه "معمولاً" به ما میگوید که گاهی اوقات، بازارها شکست میخورند. بعید است که بازاری برای دفاع ملی کارساز باشد، زیرا غیرممکن است که یک نیروی هوایی خصوصی از خانه من دفاع کند، اما از خانه همسایهام که از خرید این خدمات امتناع میکند، نتواند. کلمه «بهتر» به ما یادآوری میکند که حتی وقتی بازارها خوب کار نمیکنند، جایگزینها ممکن است بدتر باشند. پرواز با خطوط هوایی آمریکایی بلیطی برای یک تجربه ناخوشایند است. اما آن دسته از ما که با خطوط هوایی دولتی پرواز کردهایم، میدانیم که خدمات میتواند به طور قابل توجهی بدتر باشد. کلمه آخر، «عملی»، تأکید میکند که نباید رفتار بازار را در برابر یک سرویس عمومی ایدهآل که توسط فرشتگان اداره میشود، قضاوت کرد. جایگزینهای سیستمهای بازار توسط انسانها، با نقاط قوت و کاستیهایشان، و به ویژه بدون انگیزههای ارائه شده توسط انگیزه سود، اداره میشوند. ممکن است با استدلال من برای بازارها مخالف باشید. اما، حداقل، باید بفهمید که من چه ادعا میکنم. در غیر این صورت، این یک بحث روشنفکرانه نیست؛ این یک دعوای در یک بار است. ◽️@utfinance◽️
در برابر فاجعه چگونه باید اندیشید؟ این اندیشه چه ساختار و خصوصیاتی دارد؟ در دوران فاجعه چه فرمی از «خرد» به کار میآید؟ رمان بینظیر فرانتس کافکا، «مسخ»، چیزهای زیادی دارد که در این مورد به ما بگوید. امیدوارم که به کارتان بیاید و اگر آمد، آن را به دست دیگران هم برسانید. سرتان سلامت. [برای شنیدن این بخش نیاز نیست که حتماً رمان را خوانده باشید] دربارهٔ «جهان تراژیک»: اینجا دسترسی به کارگاه «مسخ»: اینجا دانلود بدون فیلترشکن: اینجا #ادبیات_در_دوزخ ۱۹ @agrafoss
🖥 پاسخ به یاوهگویی عبدالکریم سروش علیه پهلویها 👤 جمشید چالنگی ◽️@utfinance◽️ #سروش #عبدالکریم_سروش
🖥 شاهکار قیمتگذاری دستوری در ایران! 👤 مرتضی کاظمی ماجرای واقعی و عجیب جلسه مدیران «#سازمان_حمایت» درباره #نرخگذاری_قهوه در خیابان انقلاب تهران! روایت تلخ اما ملموس دکتر مرتضی کاظمی از ذهنیتی که تصور میکند با مداخله، تعرفهگذاری و سرکوب قیمتها میتواند بازار را کنترل کند؛ ذهنیتی که نتیجهاش خروج کالا، ایجاد رانت و افزایش آمار فقر بوده است. 🔗 ویدیوی کامل در یوتیوب ◽️@utfinance◽️ #قیمتگذاری_قهوه #هشیوار #قیمت_گذاری_دستوری #سازمان_حمایت #تورم #کافه #خیابان_انقلاب #اقتصاد_دستوری #مرتضی_کاظمی
📄 شریعتی و سروش؛ جفنگیات در تنگی قافیه و بکسوات در سنت 👤 اشکان زارع قصه «#روشنفکری_دینی» که از برکات انقلاب است در این دیار، حکایت کشدار و ملالآوری از تلاش بیهوده برای بخیه زدن آسمانِ سنت به ریسمانِ مدرنیته است. وقتی با ارجاع به عقل یک فاصلهگذاری به کارنامه چهرههایی چون #علی_شریعتی و #عبدالکریم_سروش نگاه میکنیم، توهمات یک دوران تاریخی با تمام تناقضهایش بیرون میزند. شریعتی، آن آخوند فرنگ رفته، با کراوات و سیگار ژیتان در حسینیه ارشاد معرکهای به پا کرد که دودش هنوز به چشم این ولایت میرود. او با نثر مطنطن و رمانتیک خود، یک ذهنیت جهادی خطرناک را در زرورق جامعهشناسی و ادبیات چپ مارکسیستی پیچید و به خورد نسلی داد که تشنه قهرمانبازی بود. مخاطب آرمانی او، در واقع همان بچه شیعه شیرین عقل بود که خیال میکرد میتواند با یک دست کتاب سارتر و فانون را ورق بزند و با دست دیگر شمشیر ابوذر را در هوا بچرخاند؛ غافل از اینکه این معجون هلاهل، در نهایت نه به آزادی و توسعه، که تولید تمامیت خواه لوده میانجامد که حتی به کاریکاتورهای تاریخی خودش هم رحم نمیکند و در خیابانها نعره میکشد. بعد از فروکش کردن آن تب و لرزهای چریکی و آرمانگرایانه، نوبت به عبدالکریم سروش رسید تا با قبض و بسطهای بیپایانش، همان ماشین فرسوده ایدئولوژی را در گلولای معرفتشناسی به بکسوات بیندازد. سروش و هممسلکانش، با تمام ادعاهای پوپری، لیبرالمآبانه و بازی با کلمات فلسفه علم، در نهایتِ امر همان بچههای شیخ فضل الله هستند که فقط عبا و عمامه را با کت و شلوار و کرسیهای دانشگاهی تاخت زدهاند. البته عینک هم میزنند. آنها تلاش میکنند تا ناسازگاریهای ذاتی یک سیستم بسته و مجهول را با کلمات پرطمطراق ماستمالی کنند، اما در این چرخشِ درجا، هیچ راهی به سوی جهان آزاد باز نمیشود. هر دوی این جریانها - چه آنکه با شورش و خون پیوند خورد و چه اینکه در لابهلای متون عرفانی و معرفتشناختی در زیر پتو پنهان شد - در هسته مرکزی خود تجدد ستیز هستند. وانگهی، این قسم تلاشها برای اختراع چرخِ «اسلامِ دموکراتیک»، به طرز غمانگیزی محصول عقب ماندههای فکری است؛ دلیلش هم سهل و ممتنع است، سپهر دین جایی بزرگتر از سپهر سیاست است و کاراییاش هم چیز دیگری است. واقعیت تلخ این جماعت شیرین عقل این است که هرجا قافیه تمدن مدرن به ایشان تنگ میآید و پای نقد و عقل خودبنیاد به میان کشیده میشود، نقاب تساهل و روشنفکریِ این آقایان فرو میافتد و با چنگال و خنج به جان عقلانیت عرفی میافتند تا مبادا تَرَکی بر آن اتوپیای مقدس و ذهنیشان وارد شود. پاینده ایران ◽️@utfinance◽️
🖥 استعمار به نام مبارزه با استعمار؛ چرا غرب قتلعام دیماه را ندید؟ شماره ۳۱ پادکست زیرورو 👤 کاوه کاردگر پژوهشگر شرقشناسی و اسلامشناسی 👤 نیما آبکنار هنرمند و پژوهشگر فلسفه سیاسی 👤 مهرداد محمدی ◽️@utfinance◽️ محورها: مطالعات پسااستعماری و ادوارد سعید، پسااستعمارگرایی؛ مساله و اهداف سیاسی این پروژه، فرانتس فانون، استعمار غرب و مساله اسلام، چپ نو؛ از مبارزه با غرب تا همراهی با جنایتهای اسلامگرایان، خدمات متقابل پسااستعمارگرایان و جمهوری اسلامی، دیگریسازی، استانداردهای دوگانه و تبعیض مثبت، استعمار قدیم و جدید؛ پناه بردن از مسیحیت به اسلام، خیزش اسلامگرایی در غرب، تجربههای زیسته در آکادمی ایران و غرب، وظیفه ما پس از دیماه
📄 «تصفیه بزرگ» و مواجهه مرگبار چپهای ایرانی با کمونیسم واقعی در جریان کشتار وسیع #استالین در سالهای ۱۹۳۶ تا ۱۹۳۸، که به «#تصفیه_بزرگ» معروف است، تعداد زیادی از #کمونیستهای_ایرانی نیز قربانی شدند. اعدام و کشتار چپهای ایرانی که به #شوروی مهاجرت کرده بودند، مواجهه تلخ و سخت آنان با #کمونیسم واقعا موجود بود. درباره دلایل این سرکوب گسترده، مورخان به موارد متعددی اشاره کردهاند. از جمله اینکه استالین برای تحکیم مناسبات سیاسی با همسایگان جنوبی و حفظ ثبات مرزها، هرگونه پتانسیل انقلاب مستقل در شرق را مخرب میدید. بر اساس فرمان شماره ۰۰۴۴۷ کمیساریای خلق و دستورالعملهای بعدی مربوط به «عملیات ملی»، دستگاه امنیتی شوروی به تصفیه قومی و ایدئولوژیک دست زد که طی آن، بسیاری از کمونیستهای ایرانی نیز حذف فیزیکی شدند. برجستهترین قربانی تئوریک این پاکسازی، #آوتیس_سلطانزاده (با نام اصلی #آوتیس_میکائیلیان) بود. میکائیلیان نه تنها یکی از رهبران #حزب_عدالت و نیز از بنیانگذاران اصلی #حزب_کمونیست_ایران در کنگره انزلی (۱۲۹۹/۱۹۲۰) و عضو هیئت رئیسه اجرایی کمینترن بود، بلکه یکی از مستقلترین و خلاقترین مارکسیستها در منطقه به شمار میرفت. میکائیلیان در سال ۱۹۳۸ به اتهام وابستگی به «کانون جاسوسی تروتسکیستی-زینوویفیستی» و جاسوسی برای آلمان نازی دستگیر، محاکمه کوتاهی شد و در مرکز تیرباران و گورهای دستهجمعی کومونارکا در اطراف موسکو به قتل رسید. ◽️@utfinance◽️
🖥 رهایی بخش مانند، سارا شریعتی 👤 عباس سوری ©️ رسانه پارسی #سارا_شریعتی فرزند دکتر #علی_شریعتی در سخنرانیای عنوان کرده است که علوم انسانی نقش رهاییبخش را برای انسان بازی میکند. رهایی بخش از طبقههای اجتماعی. این ایدئولوژی دقیقا همان چیزی است که دکتر علی شریعتی نیم قرن پیش در حسینیه ارشاد و در دانشگاه میگفت. خطر چنین گفتمانی دقیقا همان فاجعهای است که در سال ۵۷ روی داد. اما این گروه معتقد هستند که حادثه ۵۷ نتوانست رهایی بخشی را بدرستی انجام دهد و ما بار دیگر باید رها شویم! ◽️@utfinance◽️
видео или голосовое, без подписи
◽️ توئیت روز 👤 علی دادپی: سلام. میخواهم یک سؤال بپرسم. دو عکس را که میبینید؟ یکی #محمدصادق_فاتحیزدی است؛ #کارآفرین #ایرانی که امروز سالگرد قتل اوست. مارکسیستهای «تحصیلکرده» او را به جرم اینکه یک «سرمایهدار گردنکلفت» بود، کشتند. دیگری محمدرضا خاوری است؛ مدیر متعهد، فلسطیندوست و ضداسرائیلی بانک ملی ایران که نامش در تاریخ اختلاسهای ایران ماندگار شد. حالا سؤال من این است: کدامیک شغل ایجاد کرد؟ کدامیک خانه ساخت؟ کدامیک برای فرزندان خانوادههای تهیدست مدرسه ساخت و هر تابستان هزینه آموزش شبانهروزی آنان را پرداخت کرد تا حرفهای بیاموزند و بتوانند روی پای خود بایستند؟ گاهی فکر میکنم چند نفر از همان مارکسیستهای کارآفرینکش امروز همشهری جناب خاوری شدهاند؟ طنز تلخ تاریخ همینجاست: گویا بعضی از قاتلان، همسایگی با راهزنان را به زندگی در کنار ایراندوستان و زحمتکشان ترجیح دادهاند. ◽️@utfinance◽️
📄 شریعتی و جمله سازی از زبان فیض کاشانی ✍️ روح الله نجفی دانشیار گروه علوم قرآنی و حدیث دانشگاه خوارزمی جناب علی شریعتی در دهه پنجاه شمسی بر سر مصداق درخت ممنوع در قصه قرآنی آدم، جدلی قلمی با جناب ناصر مکارم شیرازی داشته است که این جدل در جلد ۲۴ مجموعه آثار شریعتی با عنوان انسان منعکس شده است. پیش زمینه بحث آن است که بر وفق برخی روایات شیعه، آن درخت ممنوع، حسادت آدم بر اهل بیت بوده است. شریعتی این قول را به مکارم نسبت داده است و سپس در رد آن، سخنی از تفسیر الصافی آورده است. وی جمله ای عربی را بدین شکل به تفسیر الصافی نسبت داده است: «قال بعض اهل الهوی و التاویل: الحسد»؛ یعنی برخی از اهل هوای نفس و تاویل گفته اند که آن درخت، حسد است. بر این مبنا، جناب شریعتی به جناب مکارم که در همان دهه پنجاه نیز عالم شناخته شده ای بود، توهین می کند و او را اهل هوسبازی و تاویل سازی می نامد. اما مراجعه به تفسیر الصافی نشان می دهد که این جمله ساخته ذهن بداندیش شریعتی است و نه تنها فیض کاشانی چنین نگفته است، بلکه وی قول به حسد را در کنار اقوال دیگر پذیرفته است، با این توجیه که درخت بهشتی می تواند ثمرات مختلف داشته باشد. فیض ذیل عبارت قرآنی «ولاتقربا هذه الشجره» (بقره/۳۵) جمله ای دارد که در آن واژه های «الهوى» و «التأويل» آمده است اما آن جمله با مدعای شریعتی کاملا متفاوت است. متن سخن فیض چنین است: «لا منافاة بين الروايات ولا بينها وبين ما قاله أهل التأويل انها شجرة الهوى والطبيعة»؛ یعنی میان روایات با یکدیگر منافاتی نیست و همچنین روایات با آن چه اهل تاویل (مفسران) گفته اند که آن درخت، هوای نفس و [میل به] طبیعت باشد، منافاتی ندارند. ◽️@utfinance◽️
📄 ردیهای بر رد دادن سروش 👤 مجتبی اسکندری عبدالکریم سروش بازهم دهان گشاد خود را به پهنای فلک گشود و در پدافند از شریعت و شریعتی، لجن پراکند. آنچه اکنون بر مردم ایران میرود، نتیجه تمناهای شریعتیست. او بود که جهان را صحنه پیوسته یک نبرد عاشورایی میدید و اکنون تمام کارگزاران شکوهمند اسلامی نیز بر این باورند که صحنهای یزیدی/حسینی برپاست و آنها نیز باید کاری حسینی کنند. #شریعتی بود که میگفت فقها هرگز زیر هیچ ننگنامهای را امضا نکردهاند و برایشان نوشابهای به شیرینی منابع ایران باز کرد. او بود که نظریه امت_امامت (تا پیش از این کتاب، آیتالله، پیشوند نام رهبر شکوهمند اسلامی بود و نه امام)، بنیانهای دولت_ملت مدرن ایران را نشانه رفت. پس بیبرو و برگرد، امروز ملت ایران و حکومت هر دو بر سر سفره شریعتی نشستهاند، منتهی یکی در قسمت ویآیپی و دیگری در قسمت نان خشک کپکزده! اکنون تقریبا دو هفته است که به موسی غنینژاد بابت نقدش به شریعتی، بیوقفه یورش میبرد و حتی گاله سیاهچاله خود را به هتاکی علیه طباطبایی گشوده که اگر بود، از درز شلوارک روشنفکرانهاش جرواجرش میکرد. به گونهای رفتار میکند که انگار انحصارا بررسی کارنامه افراد در صلاحیت دریدهدهان و گسستهخردی چون اوست و هرکس نقدی بر دیگران (از زیدآبادی تا شریعتی و ملکیان و...) روابط بدارد، باید دندانهای مصنوعی استاد را در پاچههای خود فرو رفته ببیند که فراموش نکند ملت ایران از چه خطری رسته: #روشنفکری_دینی 🔗 متن کامل را اینجا بخوانید ◽️@utfinance◽️ #سروش #عبدالکریم_سروش #جواد_طباطبایی #موسی_غنینژاد #علی_شریعتی
◽️ سالروز حمله به سلمان رشدی با چاقو ۱۲ آگست ۲۰۲۲، سلمان رشدی در حالی که قرار بود در مؤسسه چاوتاکوا در ایالت نیویورک درباره آزادی هنری و پناهجویان سخنرانی کند، مورد حمله هادی مطر، جوان ۲۴ ساله لبنانیتبار، قرار گرفت. مهاجم با چاقو ضربات متعددی به گردن و شکم رشدی وارد کرد. این حمله منجر به نابینایی دائم چشم راست رشدی و جراحات جدی به دست و کبد او شد. ◽️ کتاب «چاقو» سلمان رشدی پس از ماهها درمان و بهبودی نسبی، تجربه این حمله و تأملاتش بر خشونت، ایمان، و ارادهی انسانی را در کتابی با عنوان چاقو (Knife) منتشر کرد. این اثر نهتنها روایتی شخصی از لحظه حمله و روند درمان است، بلکه بهعنوان اثری فلسفی و تأملبرانگیز درباره شکنندگی آزادی و خطرات افراطگرایی دینی خوانده میشود. رشدی در این کتاب از مواجهه با مرگ، نقش شانس در زنده ماندنش، و معنای ادامه دادن راه نویسندگی سخن میگوید. 🔗 لینک دانلود ترجمه فارسی کتاب ◽️ دادگاه هادی مطر هادی مطر پس از دستگیری، به اتهام تلاش برای قتل درجه یک و حمله درجه یک محاکمه شد. در فوریه ۲۰۲۵، دادگاه او را مجرم شناخت و در دادگاه به جرم تلاش برای قتل سلمان رشدی محکوم و به زندان طولانیمدت محکوم شده است. وکلای مدافع مطر تلاش کردند این حمله را به انگیزههای شخصی و نه صرفاً دینی مرتبط کنند. ◽️@utfinance◽️