tgindex
بازار آزاد

بازار آزاد

Статистика
@FreemarketEconomyКнигиперсидский

کپی تمام پستها با یا بدون ذکر منبع، بلامانع است. غرض نشر مفاهیم آزادیخواهانه و دفاع از مالکیت خصوصی و بازار آزادست. این کانال، یک کتابخانهٔ تلگرامی و بانک اطلاعاتی برای آزادیخواهان، مدافعان بازار آزاد و علاقمندان به مکتب اتریشی است.

Последний пост
3 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
3 618
+19 за 4 дн.
Сутки
+7
+0,19%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
3 208
20 постов
Вовлечённость
88,7%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
2
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
3 473
1/48двое суток
3 980
1/72трое суток
4 292

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 3 авг.4 7274997

    شاهکار اقتصادی عصر طلایی دونالد ترامپ که پیشتر وعده داده بود؛ Rice: +45% Cotton: +27% Wheat: +25% Wool: +21% Rubber: +20% Cheese: +16% Tea: +15% Sunflower oil: +15% Palm oil: +15% Lumber: +14% Soybeans: +13% می‌گفتند‌، Golden Age در راه است! بالاخره وعده « عصر طلایی » محقق شد، فقط یک سوءتفاهم پیش آمد؛ ما فکر می‌کریدم طلایی شدن یعنی رفاه، نه فاکتور خرید! مهم‌ترین دلیل این جهش قیمت‌ها؟ تعرفه‌ها. قرار بود تعرفه‌ها «کشور را دوباره بزرگ کنند»، اما فعلاً بزرگ‌ترین چیزی که رشد کرده، برچسب قیمت‌هاست. 🆓 @freemarketeconomy

  • 25 июл.3 1062973

    رالف رایکو در مقاله «چرا اروپا رشد کرد و دیگران نکردند» به این پرسش می‌پردازد که چرا اروپا توانست به سرمایه‌داری مدرن، رشد اقتصادی و انقلاب صنعتی برسد، در حالی که تمدن‌های بزرگ دیگری مانند چین، هند و جهان اسلام با وجود پیشرفت‌های مهم، مسیر مشابهی را طی نکردند. از نظر رایکو، پاسخ اصلی را نباید فقط در منابع طبیعی، استعمار یا عوامل جغرافیایی جست‌وجو کرد، بلکه باید به نهادهای سیاسی و حقوقی اروپا توجه کرد. رایکو معتقد است یکی از ویژگی‌های مهم اروپا، پراکندگی قدرت سیاسی بود. اروپا برای قرن‌ها یک حکومت واحد و متمرکز نداشت، بلکه از مجموعه‌ای از پادشاهی‌ها، شهرهای آزاد و دولت‌های رقیب تشکیل شده بود. این رقابت میان حکومت‌ها باعث می‌شد قدرت حاکمان محدودتر شود و افراد، بازرگانان و اندیشمندان بتوانند در مناطقی که آزادی بیشتری وجود داشت فعالیت کنند. او تأکید می‌کند که رشد اقتصادی نیازمند امنیت مالکیت خصوصی، اجرای قراردادها و محدود بودن قدرت دولت است. در بخش‌هایی از اروپا، به‌تدریج چنین نهادهایی شکل گرفتند و به مردم اجازه دادند سرمایه‌گذاری کنند، تجارت کنند و نوآوری داشته باشند، بدون اینکه همیشه نگران دخالت یا مصادره اموال توسط حکومت باشند. رایکو همچنین نگاه مثبتی‌تر از دیدگاه سنتی به قرون وسطی دارد. او معتقد است این دوره فقط دوران عقب‌ماندگی نبود؛ بلکه در آن شهرهای آزاد، اتحادیه‌های تجاری، حقوق بازرگانی و برخی نهادهای مستقل شکل گرفتند که بعدها به پایه‌های جامعه سرمایه‌داری تبدیل شدند. از دیدگاه او، سرمایه‌داری اروپا نتیجه یک تحول تدریجی در نهادها بود؛ یعنی وجود رقابت سیاسی، آزادی نسبی اقتصادی، احترام بیشتر به مالکیت و محدود شدن قدرت دولت. به همین دلیل، او با این دیدگاه که پیشرفت اروپا فقط حاصل استعمار و غارت دیگر مناطق جهان بوده مخالفت می‌کند و معتقد است عوامل درونی اروپا، پیش از دوره استعمار گسترده، نقش مهمی در شکل‌گیری این مسیر داشتند. در مجموع، استدلال اصلی رایکو این است که «معجزه اروپایی» به دلیل وجود جامعه‌ای بود که در آن قدرت سیاسی پراکنده‌تر بود، دولت‌ها با یکدیگر رقابت می‌کردند، و فضای بیشتری برای آزادی اقتصادی، تجارت و نوآوری به وجود آمد. 🆓 @freemarketeconomy https://fee.org/articles/why-europe-rose-and-others-didnt/?utm_source=chatgpt.com

  • 25 июн.3 0623947

    جیمی دایمون، مدیرعامل جی‌پی‌مورگان، درباره حرف مارک کارنی که گفته بود «قدرت‌های متوسط باید با هم متحد شوند» می‌گوید: «این یک خیال خام است. آن‌ها قبلاً با هم متحد شدند؛ اسمش اروپا است. اقتصاد اروپا که زمانی حدود ۹۰ درصد اقتصاد آمریکا بود، حالا به حدود ۷۰ درصد رسیده. از نظر ما هم احتمالاً با گذشت زمان باز بیشتر ضعیف می‌شود، چون مالیات‌ها بالاست.» گفت‌وگوی کامل را تماشا کنید. https://m.youtube.com/watch?v=wQWn6zf3Ty0&t=2s&pp=2AECkAIB 🆓@freemarketeconomy

  • 25 июн.2 34018

    без подписи

  • 25 дек.3 5131915из austro_libertarian

    🎯به زودی منتشر می شود: 📚تئوری بانکداری آزاد؛ عرضۀ پول با استفاده از رقابت در انتشار ارز 🖊از جورج سلجین 🖊ترجمه محمد جوادی و محمد سرافراز @austro_libertarian

  • 7 дек.4 2735732

    اینجوری میشه وقتی زیاد مقررات می‌ذاری‌.

  • 4 дек.3 4743565из Anjoman_elmi_eqtesad

    📌 سقوط از کجا آغاز شد؟ ایدئولوژی ضد تولید ثروت؛ منشأ بحران ایران ✍ جعفر ساعی‌نیا مشکل بنیادین ایران این است که ما به‌جای آنکه تولید ثروت را فضیلت بدانیم، آن را امری ثانوی و حتی غیراخلاقی تصور کرده‌ایم. این نگاه، ریشه‌ عمیق ایدئولوژیک دارد. ایدئولوژی‌ای که در ظاهر شعار عدالت می‌دهد اما در باطن، به‌گونه‌ای عمل می‌کند که نه عدالت را محقق می‌کند و نه ثروت را. در فلسفه توسعه، تولید ثروت تنها یک کنش اقتصادی نیست؛ یک باور اخلاقی است. جامعه‌ای که تولید را ارزشمند بداند، به کار، خلاقیت، مسئولیت‌پذیری و مالکیت احترام می‌گذارد. اما جامعه‌ای که ثروت را «مشکوک»، سود را «پلید» و سرمایه‌داری را «استثمار» می‌بیند، ناگزیر به سمت الگوی دیگری حرکت می‌کند: الگوی توزیع‌محورِ چپ‌گرایانه! الگوی کنترل، نه آفرینش! الگوی تقسیم، نه تولید! در ایران، همین ذهنیت چپ‌گرایانه—چه در دولت، چه در فرهنگ عمومی—تولید را از ابتدا در جایگاه «گناه» و «طمع» نشانده است. سرمایه‌داری را با بدگمانی نگاه می‌کنیم. سود را نجس می‌دانیم. بخش خصوصی را تهدید می‌بینیم و دولت را قهرمان عدالت فرض می‌کنیم. و این دقیقاً همان نگاه ایدئولوژیکی است که در اقتصادهای کمونیستی به فروپاشی انجامید: جامعه‌ای که ارزش تولید ثروت تولیدکننده را نفی کند، به‌ناچار محتاج توزیع‌کننده می‌شود؛ و توزیع‌کننده هم همیشه دولت است. در چنین چارچوب فکری، ثروت‌سازی نه تنها تشویق نمی‌شود، بلکه نوعی بی‌اخلاقی تلقی می‌گردد؛ انگار تولید ثروت خیانت به مردم است، اما مصرف منابع عمومی افتخار. این وارونگی اخلاقی باعث شده است که: سرمایه‌گذاری متوقف شود، نوآوری بی‌معنا شود، ریسک‌پذیری نابود شود، دولت بزرگ شود، و جامعه در انتظار سهمی از منبعی بنام «دولت» بماند، نه سهمی از نتیجه کار خودش. نتیجه؟ همان چیزی که امروز در آن گرفتاریم: بحران انرژی در سرزمین انرژی، بحران مالی در کشور منابع، آلودگی در کشوری با سرمایه طبیعی عظیم، تورم مزمن، نابسامانی شهری، بیکاری گسترده و سقوط مداوم امید. این‌ مشکلات بی‌انتها تصادفی نیستند؛ محصول یک ایدئولوژی‌اند. ایدئولوژی‌ای که تولید ثروت را غیراخلاقی می‌انگارد و توزیع را اخلاقی؛ در حالی که تجربه جهان ثابت کرده: توزیع دولتی، نه عدالت می‌آورد و نه رفاه. تنها فقر را پخش می‌کند. ایران امروز درگیر پیامدهای همان ذهنیتی است که دهه‌ها ما را از فلسفه تولید دور نگه داشت. کشوری که تولید را فضیلت اخلاقی نداند، سرانجام در چرخه معیوب توزیع دولتی که نتیجه آن فروپاشی اقتصادی است، غرق می‌شود. و تا زمانی که این ریشه فکری اصلاح نشود، هیچ برنامه اقتصادی کار نمی‌کند. ما از فقر تولید رنج نمی‌بریم؛ از فقر ایدئولوژیِ تولید رنج می‌بریم. 🆔 Telegram 🆔 Instagram

  • 27 нояб.2 9392135

    https://www.worldbank.org/en/topic/poverty/overview از وقتی دنیا جدی‌تر به بازار آزاد و تجارت روی آورد، هر ۲۴ ساعت حدود ۱۲۰ هزار نفر برای همیشه از فقر شدید خارج می‌شوند. این عدد را یک لحظه تصور کنید: ۱۲۰ هزار زندگی تازه در یک روز. در همین سی و چند سال اخیر، فقر شدید جهانی از ۳۸ درصد جمعیت دنیا به کمتر از ۸.۵ درصد رسیده است؛ یعنی بیش از یک و نیم میلیارد انسان از گرسنگی و بی‌چیزی مطلق نجات پیدا کرده‌اند. این بزرگ‌ترین پیروزی تاریخ بشریت علیه فقر است و دقیقاً در دورانی رخ داده که سرمایه‌داری بازار آزاد، تجارت آزاد و کارآفرینی خصوصی در بسیاری از کشورها آزادانه نفس کشیده‌اند. 🆓 @freemarketeconomy

  • 23 нояб.2 4945249из iranian_libertarian

    تاریخ مبارزات طبقاتی: آنچه مارکس درست فهمیده بود! هانس هرمان هوپه، متفکر لیبرتارین، معتقد است تاریخ، همان‌طور که مارکس به درستی فهمیده بود، تاریخ نبرد طبقاتی‌است! اما اشتباه مارکس در این بود که گمان می‌کرد این نبرد، بین کارگر و سرمایه‌دار است. درحالی که در واقعیت، نبرد بین تولیدکنندگان و غارتگران است! بین کسانی که ثروت مشروع می‌آفرینند و کسانی که دسترنج بقیه را می‌دزدند؛ نبردی بین مردم و دولت!

  • 22 нояб.2 3192033

    مفهوم «تخریب خلاق» (Creative Destruction) اولین بار توسط جوزف شومپیتر‌ مطرح شد. جمله معروف شومپیتر اینه: «فرآیند انقلاب صنعتی را نمی‌توان بدون این طوفان دائمی که ما آن را تخریب خلاق می‌نامیم، فهمید.» و دقیق‌تر: «این فرآیند تخریب خلاق، جوهره اصلی سرمایه‌داری است… سرمایه‌داری یعنی تغییر مداوم از درون، نابود کردن ساختار قدیمی و آفریدن ساختار جدید.» 🆓 @freemarketeconomy

  • 22 нояб.2 353524

    https://www.bbc.com/persian/articles/c2emx33kleyo چرا برنده نوبل اقتصاد می‌گوید برای پیشرفت باید ساختارهای قدیمی را ویران کرد؟ اعضای کمیته نوبل توضیح داده‌اند: «رشد اقتصادی از دل تخریب خلاق پدید می‌آید. این فرآیند از آن رو خلاق است که بر پایه نوآوری بنا شده، اما در عین حال ویرانگر است، زیرا محصولات قدیمی را منسوخ می‌کند و ارزش تجاری‌شان را از میان می‌برد.»

  • 17 нояб.2 6652725

    در دنیای سیاست امروز، وعده‌های اقتصادی فوری مثل بارانی از پول و مزایا، همیشه جذاب‌ترین ابزار برای جلب قلب رأی‌دهندگان است. تصور کنید: یک رهبر بلندپرواز، با صدای رسا، از توزیع مستقیم ثروت حرف می‌زند – نه از جیب خزانه عمومی، بلکه از “دشمنان خارجی” یا منابع جادویی اقتصاد. این‌گونه وعده‌ها، مثل یک نمایش آتش‌بازی، هیجان ایجاد می‌کنند، اما اغلب ریشه در واقعیت ندارند و فقط برای یک هدف می‌درخشند: پیروزی در انتخابات. حالا بیایید نگاهی بیندازیم به یکی از تازه‌ترین نمونه‌ها از آن سوی اقیانوس، و آن را با الگوهای آشنا در ایران مقایسه کنیم. اخیراً، در ۱۷ نوامبر ۲۰۲۵، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در یک پست جنجالی در شبکه‌های اجتماعی، وعده داد که تا اواسط سال ۲۰۲۶، هر آمریکایی (به جز افراد پردرآمد) مبلغ ۲۰۰۰ دلاری به عنوان “سود تعرفه‌ای” (tariff dividend) دریافت کند. او این را “هدیه تعرفه” نامید و ادعا کرد که درآمد هنگفت از تعرفه‌های وضع‌شده بر واردات خارجی – که به گفته‌اش، آمریکا را به ثروتمندترین و محترم‌ترین کشور جهان تبدیل کرده – مبنای این پرداخت‌هاست. ترامپ با لحنی پرطمطراق نوشت: “کسانی که مخالف تعرفه‌ها هستند، احمق‌اند! ما تریلیون‌ها دلار جمع کرده‌ایم و حالا وقت پرداخت بدهی‌های عظیم‌مان است، در حالی که سرمایه‌گذاری رکوردشکنی در کارخانه‌ها داریم.” این اعلامیه، مثل بمب خبری، در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی ترکید و بحث‌های داغی درباره “چک‌های محرکه جدید” به راه انداخت. اما منتقدان سریع واکنش نشان دادند: هزینه سالانه این طرح می‌تواند به ۶۰۰ میلیارد دلار برسد، در حالی که درآمد تعرفه‌ها در سال مالی ۲۰۲۵ فقط حدود ۱۹۵ میلیارد دلار بوده – دو برابر بیشتر از آنچه جمع‌آوری شده! علاوه بر این، چنین پرداختی نیاز به تصویب کنگره دارد، و خزانه‌دار آمریکا، اسکات بسنت، بلافاصله گفت که تمرکز اصلی روی کاهش بدهی ملی ۳۸ تریلیون دلاری است، نه توزیع چک‌های پاپوشی. حالا، چرا ترامپ دقیقاً در این لحظه – درست یک سال قبل از انتخابات میان‌دوره‌ای – این کارت را رو می‌کند؟ انتخابات مجلس نمایندگان آمریکا (و ۳۵ کرسی سنا) در ۳ نوامبر ۲۰۲۶ برگزار می‌شود، و این وعده، مثل یک تیر مستقیم به هدف است: جلب حمایت طبقه متوسط و کارگر، که از تورم و هزینه‌های زندگی خسته‌اند. ترامپ، استاد پوپولیسم اقتصادی، می‌داند که چنین وعده‌هایی – شبیه چک‌های محرکه دوران کووید – رأی‌ها را مثل آهن‌ربا جذب می‌کنند. هدف؟ حفظ اکثریت جمهوری‌خواهان در کنگره، تا سیاست‌هایش بدون مانع پیش برود. بدون این پیروزی، تعرفه‌ها و دیگر برنامه‌هایش در خطر خواهند بود. این نه یک سیاست پایدار، بلکه یک ترفند انتخاباتی است: بذل و بخشش موقت برای بردن صندلی‌های کلیدی. این الگو، متأسفانه، در ایران هم تکراری و غم‌انگیز است. یادتان هست وعده‌های پرزرق‌وبرق دم انتخابات – از یارانه‌های نقدی فوری، تخفیف‌های مسکن، یا حتی “بخشش” بدهی‌های بانکی برای اقشار ضعیف؟ مثلاً در انتخابات ریاست‌جمهوری یا مجلس، کاندیداها و حامیان‌شان ناگهان از “هدایای انتخاباتی” حرف می‌زنند: پرداخت مستقیم پول به خانوارها، افزایش حقوق بازنشستگان بدون پشتوانه بودجه‌ای، یا وعده‌های تورم‌صفرکننده که بعد از رأی‌گیری، مثل حباب می‌ترکند. این‌ها هم مثل “airdrop تعرفه‌ای” ترامپ، ابزار پوپولیستی برای خرید رأی هستند – نه برنامه‌های بلندمدت، بلکه بذل‌های لحظه‌ای برای جلب توجه. تفاوت؟ در ایران، این وعده‌ها اغلب با شعارهای ایدئولوژیک آمیخته می‌شوند، در حالی که ترامپ آن را با ناسیونالیسم اقتصادی (آمریکا اول!) می‌پیچد. اما نتیجه یکی است: بدهی‌های انباشته، تورم پنهان، و رأی‌دهندگانی که بعد از انتخابات، با واقعیت تلخ روبرو می‌شوند. در نهایت، این نمایش‌های پوپولیستی، چه در کاخ سفید و چه در صحن‌های تهران، یادآوری می‌کنند که سیاست واقعی فراتر از چک‌های کاغذی است. رأی‌دهندگان باید به جای هیجان لحظه، به پایداری وعده‌ها بنگرند. ترامپ با ۲۰۰۰ دلارش شاید صندلی‌های کنگره را ببرد، اما آیا آمریکا را واقعاً ثروتمندتر می‌کند؟ یا فقط یک چرخه جدید از بدهی و وعده‌های توخالی می‌سازد؟ زمان، قاضی نهایی است – و تاریخ، پر از چنین داستان‌هایی. 🆓 @freemarketeconomy

  • 17 нояб.1 82714

    без подписи

  • 16 нояб.2 7571439

    چین در سال ۲۰۲۵ در حال اجرای یکی از مهم‌ترین چرخش‌های اقتصادی خود از زمان اصلاحات دنگ شیائوپینگ است: باز کردن تدریجی بخش‌های کلیدی تحت سلطه دولت به سرمایه خصوصی و کاهش موانع ورود سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی، در حالی که حزب کمونیست همچنان کنترل استراتژیک را در دست دارد. در ۱۱ نوامبر ۲۰۲۵، دولت مرکزی رسماً اعلام کرد که سقف مالکیت بخش خصوصی در صنایع حساس مانند انرژی، حمل‌ونقل، مخابرات و فناوری‌های پیشرفته افزایش می‌یابد و برخی محدودیت‌های قدیمی مجوز و سهام‌داری حذف می‌شود. هدف اصلی، جذب سرمایه خصوصی برای جبران بدهی عظیم دولت‌های محلی (حدود سه برابر تولید ناخالص داخلی) و تأمین مالی پروژه‌های مدرن‌سازی بدون افزایش بیشتر بدهی دولتی است. این حرکت بخشی از استراتژی بلندمدت «گردش دوگانه» است که از سال ۲۰۲۰ آغاز شد و در سال ۲۰۲۵ شتاب چشمگیری گرفته: کاهش وابستگی به صادرات و تقویت بازار داخلی، همزمان با حفظ رهبری حزب در جهت‌گیری کلی اقتصاد. در عمل، بخش خصوصی اکنون ۸۷ درصد اشتغال شهری، ۸۸ درصد صادرات و ۶۵ درصد سرمایه‌گذاری ثابت را در اختیار دارد، در حالی که شرکت‌های دولتی فقط ۲۵ درصد تولید ناخالص داخلی را تولید می‌کنند، اما همچنان دو سوم سرمایه‌گذاری‌های خارجی بزرگ و صنایع استراتژیک را کنترل می‌کنند. در مارس ۲۰۲۵، در جلسات سالانه «دو مجلس»، دولت هدف رشد ۵ درصد را برای سال جاری تعیین کرد و همزمان بزرگ‌ترین بسته اوراق قرضه ویژه محلی در تاریخ چین (۴٫۴ تریلیون یوان) را برای خرید مسکن مازاد، تسویه بدهی‌های دولتی به شرکت‌ها و سرمایه‌گذاری در صنایع نوظهور مانند خودروهای برقی، انرژی تجدیدپذیر و اقتصاد کم‌ارتفاع (پهپادها و تاکسی‌های پرنده) تصویب کرد. وزارت بازرگانی نیز طرح اقدام ۲۰۲۵ برای تثبیت و جذب سرمایه‌گذاری خارجی را منتشر کرد که شامل واگذاری اختیارات بیشتر به مناطق ویژه اقتصادی و تضمین دسترسی برابر به زمین، نیروی کار و انرژی برای سرمایه‌گذاران خارجی است. قانون ترویج اقتصاد خصوصی که قرار است تا پایان ۲۰۲۵ به تصویب نهایی برسد، برای اولین بار رقابت عادلانه‌تر بین بخش دولتی و خصوصی را تضمین قانونی می‌کند، هرچند همچنان اقتصاد را به سه دسته دولتی، خصوصی داخلی و خارجی تقسیم می‌کند و شرکت‌های خارجی با مالکیت اکثریت را کاملاً زیر چتر این قانون قرار نمی‌دهد. در مجموع، چین در سال ۲۰۲۵ بیش از هر زمان دیگری به سمت یک مدل سرمایه‌داری هدایت‌شده توسط دولت حرکت کرده است؛ مدلی که در آن بازار و انگیزه سود نقش بزرگ‌تری بازی می‌کند، اما حزب کمونیست از طریق صندوق‌های راهنمایی صنعتی، کمیته‌های حزبی در شرکت‌ها و برنامه‌ریزی پنج‌ساله، جهت‌گیری نهایی را تعیین می‌کند. این همان «اقتصاد بازار سوسیالیستی با ویژگی‌های چینی» است که اکنون وارد مرحله جدیدی از باز شدن کنترل‌شده شده، بدون اینکه حتی یک لحظه از کنترل سیاسی حزب کوتاه بیاید. https://www.bloomberg.com/news/articles/2025-11-11/china-opens-state-dominated-sectors-wider-to-private-investments

  • 15 нояб.1 8801624

    در مقاله‌ای تازه‌نشر از C2C Journal، متیو لاو با قلمی صریح و استدلالی، دو چهره برجسته سیاست امروز را زیر ذره‌بین می‌برد: زوهران ممدانی، شهردار سوسیالیست دموکراتیک نیویورک، و مارک کارنی، نخست‌وزیر کانادا. ممدانی را چون نمادی از پیروزی افسانه‌های ضدسرمایه‌داری تصویر می‌کند؛ کسی که با شور و شعار، توده‌ها را به این باور رسانده که بازار آزاد کارگران را استثمار می‌کند، مصرف‌کنندگان را فریب می‌دهد و محیط زیست را ویران می‌سازد. اما نویسنده با استناد به گزارش موسسه فریزر، یادآوری می‌کند که در سرزمین‌های آزادی اقتصادی، درآمد سرانه شش برابر بیشتر، عمر متوسط هشت سال طولانی‌تر و فقر به مراتب کمتر است. او تأکید دارد که حتی در بدترین سناریوهای تغییرات آب‌وهوایی – کاهش ۱۶.۵ درصدی تولید ناخالص داخلی تا سال ۲۲۰۰ – ترک بازار آزاد نه تنها راه‌حل نیست، بلکه تنها بازار آزاد است که می‌تواند نوآوری‌های ارزان و سریع برای حفاظت از طبیعت به بار آورد. در سوی دیگر، کارنی را می‌نگرد که با چهره‌ای اطمینان‌بخش از لزوم کنترل هزینه‌های دولتی سخن می‌گوید، اما در بودجه اخیر فدرال، نه تنها هزینه‌ها را افزایش داده، بلکه قرض‌گیری را نیز بالا برده است. نویسنده این تناقض را چون آینه‌ای از ریاکاری سیاستمداران مداخله‌گر می‌داند؛ کسانی که در ظاهر مدافع انضباط مالی‌اند، اما در عمل منابع را هدر می‌دهند، رقابت را سرکوب می‌کنند و آزادی اقتصادی را به زنجیر می‌کشند. او هشدار می‌دهد که چنین سیاست‌هایی، درست مانند آنچه در بودجه کارنی دیده می‌شود، بحران‌ها را طولانی‌تر و عمیق‌تر می‌کنند. نویسنده با این دو مثال، پرده از چهره‌ای برمی‌دارد که در آن مداخله دولتی نه تنها راه‌حل نیست، بلکه خود ریشه بسیاری از بحران‌هاست. در مقابل، بازار آزاد را چون جریانی زلال و پویا ستایش می‌کند؛ جریانی که ثروت می‌آفریند، قیمت‌ها را فرو می‌کشاند – مانند کاهش ۸۵ درصدی قیمت گوشی‌های هوشمند در پانزده سال – و حتی طبیعت را بهتر از هر سیستم دیگری پاس می‌دارد، زیرا در آن، نوآوری سودآور است و آلودگی، هزینه‌ای غیرقابل قبول. 🆓 @freemarketeconomy https://c2cjournal.ca/2025/11/let-free-markets-reign-how-capitalism-protects-workers-consumers-and-the-environment

  • 13 нояб.6 9092063

    در نه ماهی که از آغاز دوره دوم ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ گذشته است، دولت آمریکا اقداماتی بی‌سابقه در بخش خصوصی این کشور انجام داده است. وزارتخانه‌های بازرگانی، دفاع و انرژی در شرکت‌های خاص سهام خریداری کرده‌اند و وعده داده‌اند از قدرت دولت برای افزایش ارزش سرمایه‌گذاری‌های خود استفاده کنند. رئیس‌جمهور شخصاً در معاملات شرکت‌ها و تخصیص سرمایه دخالت می‌کند و در فعالیت‌های شرکت‌های خدمات حرفه‌ای و تصمیم‌گیری‌های نیروی انسانی شرکت‌های بزرگ ۱۰۰تایی (Fortune 100) نقش دارد. دولت همچنین از ابزارهایی مانند کنترل صادرات و تعرفه‌ها برای دریافت پرداخت‌ها و تأثیرگذاری بر تصمیمات سرمایه‌گذاری شرکت‌های خصوصی خاص، از جمله اپل و انویدیا، استفاده می‌کند. این اقدامات نمونه‌ای از شکل نوظهور سرمایه‌داری دولتی آمریکایی است. سیاستمداران از چپ مشکوک به بازار تا راست پوپولیست از تلاش‌ها برای مهار بازار استقبال کرده‌اند، از جمله سناتور برنی سندرز و معاون رئیس‌جمهور جی‌دی ونس. در مقابل، طرفداران سرمایه‌داری آزاد این اقدامات را محکوم کرده و دولت ترامپ را به «انتخاب برندگان و بازندگان» متهم می‌کنند. آزادی‌خواهان مانند سناتور رند پل و لیبرال‌هایی مانند رهبر اقلیت سنا چاک شومر در این نقد مشترک هستند. برخی مفسران راست‌گرا این اقدامات را سوسیالیسم توصیف کرده‌اند و بخش‌هایی از مطبوعات تجاری آن را «اقتصاد فرماندهی و کنترل» خوانده‌اند. مخالفان این اقدامات آن را نشانه‌ای از گرایش به سمت اقتدارگرایی می‌دانند. مداخله دولت در اقتصاد آمریکا چیز جدیدی نیست؛ اما آنچه دوره کنونی را متمایز می‌کند، آمادگی دولت برای هدایت مستقیم تصمیمات شرکت‌ها و سرمایه‌گذاری در آن‌ها برای کسب رانت است. این رویکرد بسیار هدفمند است و از نفوذ دولت برای حمایت از شرکت‌ها و صنایع خاص استفاده می‌کند، که می‌تواند رقابت آزاد بازار را کاهش دهد و فرصت‌ها را به نفع شرکت‌هایی که روابط نزدیکی با دولت دارند، تغییر دهد. پیامدهای این رویکرد انتقادی است. این اقدامات می‌تواند منجر به تحریف بازار، کاهش رقابت، رفتار رانت‌جویانه و محدود شدن فرصت‌های واقعی برای شرکت‌های مستقل و نوآور شود. شرکت‌هایی که با اولویت‌های دولت همسو هستند، مزیت پیدا می‌کنند، در حالی که شرکت‌های مستقل با چالش‌های جدی روبرو می‌شوند. این وضعیت نشان‌دهنده یک تغییر ساختاری نگران‌کننده در رابطه دولت و بخش خصوصی است و اصول سرمایه‌داری آزاد که پایه رشد اقتصادی آمریکا بوده، را تهدید می‌کند. 🆓 @freemarketeconomy https://www.cfr.org/article/state-capitalism-america-government-investor-broker-rentierthug

  • 8 нояб.2 1566834

    ناسیونالیسم بی‌مایهٔ ایرانی که ملت را متوهم و باد کرده است، بدون اینکه عایدی روشنی داشته باشد روی دیگر سکهٔ اسلامگرایی رادیکال و ستیزه‌جوی ایرانی است. ملّت باید سطحی از شعور را برای خود حفظ کند. اگر سابقاً از ناسیونالیسم باستان‌گرا خسته شد و به اسلامگرایی ضدآمریکایی پناه آورد، عاقلانه نیست دوباره دنده را معکوس کند. روزگاری برای اعتراض به حکومت مقنعه و لچک سر می‌کرد. الان برای اعتراض کشف حجاب می‌کند. تا کی می‌خواهد این بازی را تکرار کند؟ دستکاری جامعه موجب شده توازن عقلی مملکت بهم بریزد و یک ثنویت پوشالی باعث رفتارهای هیستریک و مبتذل توسط ناسیونالیست‌ها و اسلامیست‌ها شود. ناسیونالیست‌ها از تاریخ باستان برای ما ایدئولوژی ساختند و هزار دروغ و راست را مخلوط کرده و مهمل می‌بافند، اسلامیست‌ها نیز دین را بدل به مذهب مبارزه با استکبار و غرب‌ستیزی و اسلامی‌سازی‌های من‌درآوردی کرده‌اند. صد سال است همین دو ایدئولوژی حاکم بوده. مصادیق فراوان هم دارد که دل را می‌میراند و عقل را خسته می‌کند. ایرانی می‌تواند از این دو قطب نجات پیدا کند هرچند خیلی سخت است، این عفونت خیلی پیشرفته است. صفحهٔ ۴۸

  • 5 нояб.2 3066570из FreemarketEconomy

    بیل ماهر: «تمام عمرت رو صرف گفتن این کردی که دولت زیادی وارد کارها می‌شه، که واقعاً هم می‌شه، و زیادی خرج می‌کنه. و اینجا ترامپ رو داری… و از اون طرف، یه نفر تو نیویورک هست به اسم ممدانی که کاملاً کمونیسته.» جورج ویل: «من می‌خوام اون برنده بشه. فکر می‌کنم هر بیست سال یه‌بار لازمه یه آزمایش واضح و محدود از سوسیالیسم داشته باشیم تا دوباره بتونیم مسخره‌ش کنیم.» 🆓 @freemarketeconomy

  • نیاز است که قانون شفاف باشد؛ اگر کسی به خانه شما حمله کند، شما این حق را دارید که از خانه و خانواده‌ی‌ خود دفاع کنید. شما باید قادر باشید که هر آنچه که لازم است را انجام دهید تا از خودتان مراقبت کنید و آن‌ها‌ را متوقف کنید. _ در دفاع از مالکیت خصوصی 🆓 @freemarketeconomy

  • قطبی شدن عرصه سیاست امریکا اینگونه است که مردم امریکا آزادی‌هایی را که خودشان نمی‌خواهند، یا برای‌شان‌ مهم نیست، یا نمی‌خواهند دیگران داشته باشند، با تنظیم‌گری یا ممنوع‌کردن‌شان توسط دولت مشکلی ندارند. بعضی‌ها در مسائل مربوط به سکس یا مواد مخدر فوق‌العاده آزادی‌خواه‌اند، اما در موضوع اسلحه یا اقتصاد کاملاً غیرِ آزادی‌خواه. نوعی آزادی‌خواهِ چپ وجود دارد که مثلاً درباره ازدواج همجنس‌گرایان بسیار پرشور است؛ اما همان باورهای فرهنگی که او را وامی‌دارد بگوید دولت باید «از اتاق‌خواب بیرون بماند»، او را به این نتیجه هم می‌رساند که دولت باید در کار نانوایی دخالت کند و نانوا را مجبور کند برای یک زوج همجنس کیک عروسی درست کند. یا جناح راست! حامیان بی‌شرم‌ ترامپ. همه کسانی که ادعا می‌کنند عاشق و پیرو ثابت‌قدم بازار آزاد هستند ولی با تعرفه‌ها و سیاست‌های صنعتی او هیچ مشکلی ندارند. 🆓 @freemarketeconomy https://thedispatch.com/newsletter/gfile/libertarianism-both-sidesism-politics/