tgindex
Liberty Nexus
@Liberalmedaiперсидский

هدف ما گسترش گفتمان لیبرالیسم و آزادی خواهی و فرد گرایی هست و گذری به تاریخچه لیبرالیسم

Последний пост
28 июл.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
34
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
253
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
141
33 постов
Вовлечённость
55,7%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 34
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
121
1/48двое суток
138
1/72трое суток
149

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • فردریک هایک (Friedrich Hayek) ​«حاکمیت قانون به این معناست که حکومت در همه اقدامات خود تابع قواعدی ثابت و از پیش اعلام‌شده است؛ قواعدی که این امکان را به فرد می‌دهد تا با اطمینان بپندارد چگونه قدرتِ قاهره در شرایط مختلف به کار گرفته خواهد شد.» ​کتاب: راه بندگی (The Road to Serfdom)، فصل ۶ (تفاوت قانون و برنامه‌ریزی).

  • جان لاک (John Locke) ​«هدف قانون، از بین بردن یا محدود کردن آزادی نیست، بلکه حفظ و گسترش آن است... زیرا در جایی که قانونی وجود ندارد، آزادی نیز وجود ندارد.» ​کتاب: رساله‌ای درباره حکومت (Two Treatises of Government)، بخش دوم، فصل ۵، بند ۵۷.

  • مونتسکیو (Montesquieu) ​«آزادی عبارت است از حق انجام هر کاری که قوانین اجازه می‌دهند؛ و اگر شهروندی بتواند آنچه را که قوانین منع کرده‌اند انجام دهد، دیگر آزاد نخواهد بود، زیرا دیگران نیز همین قدرت را خواهند داشت.» ​کتاب: روح‌القوانین (The Spirit of the Laws)، کتاب یازدهم، فصل ۳.

  • 🔸 اردولیبرالیسم (لیبرالیسم اقتدارگرایانه) و اقتصاد آزاد؛ بررسی اندیشه کارل اشمیت:

  • 🔸 اردولیبرالیسم (لیبرالیسم اقتدارگرایانه) و اقتصاد آزاد؛ بررسی اندیشه کارل اشمیت:

  • 📉 سقوط یک افسانه و درمانِ تلخ؛ روزهایی که اقتصاد آمریکا تا مرز سکته رفت! این یک داستان دو قسمتی از یکی از بزرگ‌ترین درس‌های تاریخ اقتصاد کلان است؛ زمانی که سیاست‌گذاران تصور می‌کردند می‌توان با چاپ پول رفاه ایجاد کرد، اما در نهایت مجبور به یک جراحی دردناکِ بدون بی‌حسی شدند. 🔻 بخش اول: دهه ۱۹۷۰ و مرگ یک توهم پولی (رکود تورمی) در آغاز دهه ۷۰، سیاست‌گذاران فدرال رزرو به «منحنی فیلیپس» ایمان داشتند: "کمی پول چاپ کن، تورم را بالا ببر تا چرخ کارخانه‌ها بچرخد و بیکاری کم شود!" نتیجه؟ یک فاجعه تمام‌عیار. بمباران نقدینگی: دولت آمریکا برای جبران کسری بودجه (جنگ ویتنام و طرح‌های رفاهی) ماشین چاپ پول را روشن کرد. فدرال رزرو با پایین نگه داشتن نرخ بهره، نقدینگی (M2) را در این دهه بیش از ۱۶۰ درصد افزایش داد و رشد سالانه نقدینگی به ارقام بی‌سابقه ۱۰ تا ۱۳ درصد رسید. به این ترکیب، خروج دلار از استاندارد طلا (شوک نیکسون) را هم اضافه کنید که دست دولت را برای خلق پول کاملاً باز کرد. 🛑 تولد هیولا (Stagflation):طبق تئوری، بیکاری باید صفر می‌شد! اما برخلاف انتظار، پدیده‌ای رخ داد که اقتصاددانان کلاسیک آن را غیرممکن می‌دانستند: «رکود تورمی». چرا؟ چون «انتظارات تورمی» در ذهن مردم شکل گرفت. وقتی کارگران دیدند قدرت خریدشان آب می‌شود، دستمزد بیشتری طلب کردند. تزریق پول دیگر به تولید ختم نمی‌شد، بلکه مستقیماً قیمت‌ها را بالا می‌برد. همان‌طور که  میلتون فریدمن هشدار داده بود، در بلندمدت نمی‌توان با چاپ پول از نرخ طبیعی بیکاری فرار کرد. هم‌زمان شدن این اشتباه پولی با شوک‌های نفتی اوپک، تورم را به بالای ۱۳٪ و بیکاری را به بالای ۷٪ رساند! 〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️ 🔻 بخش دوم: دهه ۱۹۸۰ و «شوک ولکر» (درمان با طعم زهر) در سال ۱۹۷۹، اقتصاد آمریکا در حال فروپاشی بود. تورم افسارگسیخته شده بود و هیچ‌کس به پول ملی اعتماد نداشت. در این زمان، پل ولکر (Paul Volcker) به ریاست فدرال رزرو منصوب شد. او می‌دانست که برای کشتن اژدهای تورم، باید «انتظارات تورمی» را درهم بشکند و این کار هزینه سنگینی داشت. 🏦 داروی تلخ: ولکر سیاست پولی را با قدرت منقبض کرد. او به جای تمرکز روی نرخ بهره، مستقیماً عرضه و خلق پول را هدف گرفت و ترمز نقدینگی را کشید. نتیجه این کار، پرواز نرخ بهره بانکی بود. نرخ بهره فدرال رزرو که در حالت عادی یک‌رقمی بود، به رکورد تاریخی ۲۰ درصد رسید! 💥 تاوان جراحی: بالا رفتن نرخ بهره، اقتصاد را وارد یک رکود بسیار عمیق کرد. کارخانه‌ها توان وام گرفتن نداشتند، ورشکستگی‌ها اوج گرفت و نرخ بیکاری در سال ۱۹۸۲ به نزدیک ۱۱ درصد (بالاترین حد از زمان رکود بزرگ) رسید. کشاورزان و کارگران با تراکتورهایشان خیابان‌های واشنگتن را بند آوردند و خواستار استعفای ولکر شدند. ✅ طلوعِ پس از طوفان: ولکر در برابر تمام فشارهای سیاسی مقاومت کرد. سرانجام این سیاست جواب داد. کمر تورم شکست و از حدود ۱۴ درصد در سال ۱۹۸۰، به زیر ۴ درصد در سال ۱۹۸۳ سقوط کرد. اعتبار فدرال رزرو احیا شد، مردم باور کردند که دوران چاپ پول بی‌حساب و کتاب تمام شده و همین ثبات کلان‌اقتصاد، بستر را برای یک دوره طولانی از رشد اقتصادی پایدار در دهه‌های بعدی (معروف به Great Moderation) فراهم کرد. 📌 درس کلان: پولی که بدون پشتوانه تولید و صرفاً برای سرپوش گذاشتن بر کسری بودجه تزریق شود، شاید در کوتاه‌مدت مسکّن باشد، اما در بلندمدت اقتصاد را فلج می‌کند و درمان آن، بهای سنگینی برای کل جامعه خواهد داشت. #اقتصاد_کلان #تاریخ_اقتصادی #تورم #رکود_تورمی #فدرال_رزرو #میلتون_فریدمن #نقدینگی #سیاست_پولی

  • 18 июл.9633из UTfinance

    📄 اقتصادانی که شاخ غول تورم را شکست تورم ماهانه آرژانتین از ۲۵.۵ درصد در دسامبر ۲۰۲۳، در می 2026 به محدوده ۲ درصد رسیده است؛ تغییری که «معجزه» نامیدن آن، نادیده‌گرفتن مجموعه تصمیم‌هایی است که هم‌زمان و در یک مسیر به کار گرفته شدند. #تورم #خاویر_میلی ◽️@UTfinance◽️

  • 🇻🇳 تقابل دیدنی ویتنام و تایلند؛ ببر جدید شرق آسیا چگونه فرمول توسعه را تغییر داد؟ در سال ۲۰۱۵، تایلند با اختلاف خیره‌کننده ۹۴ میلیارد دلار، صادرات بیشتری نسبت به ویتنام داشت. اما تا سال ۲۰۲۳، ویتنام بازی را به طور کامل تغییر داد و از تایلند پیشی گرفت! این یکی از سریع‌ترین جابه‌جایی‌های قدرت اقتصادی در جنوب شرق آسیاست. اما چطور این اتفاق افتاد؟ بیایید با زبان آمار و تحلیل به دلایل این جهش نگاهی بیندازیم: 🔍 ریشه تفاوت‌ها؛ بوروکراسی کمتر و شرط‌بندی روی آموزش در حالی که تایلند در حال تثبیت دستاوردهای گذشته خود بود، ویتنام مسیر متفاوتی را انتخاب کرد: درهای باز به روی تولیدکنندگان: کاهش شدید بروکراسی اداری. سرمایه‌گذاری روی انسان‌ها:ساخت شهرک‌های صنعتی مدرن و تربیت مهندسان آموزش‌دیده. جذب غول‌های فناوری:غول‌هایی مثل سامسونگ و اپل وارد ویتنام شدند. 📱 داستان موفقیت با سامسونگ و اپل: سامسونگ: تا سال ۲۰۲۱ بیش از ۱۸ میلیارد دلاردر ویتنام سرمایه‌گذاری کرد. اکنون این شرکت ۶ کارخانه و یک مرکز تحقیق و توسعه (R&D) در هانوی و ۷۲٪ گوشی‌های هوشمند سامسونگ در ویتنام مونتاژ می‌شوند! اپل: زنجیره تامین اپل ۲۰۰ هزار شغل در ویتنام ایجاد کرده و کل سرمایه‌گذاری آن از طریق تامین‌کنندگان به ۱۶ میلیارد دلار (از سال ۲۰۱۹ تا کنون) رسیده است. ویتنام اکنون چهارمین کشور تامین‌کننده بزرگ اپل در جهان است و تولید ۶۵٪ از ایرپادهای جهان را در دست دارد. 📊 آمارها به زبان ارقام (مقایسه ویتنام و تایلند): صادرات در سال ۲۰۱۵: 🇻🇳 ویتنام: ۱۸۱ میلیارد دلار 🇹🇭 تایلند: ۲۷۵ میلیارد دلار صادرات در سال ۲۰۲۳: 🇻🇳 ویتنام: ۴۰۰ میلیارد دلار 🇹🇭 تایلند: ۳۴۵ میلیارد دلار رشد اقتصادی پیش‌بینی‌شده در سال ۲۰۲۵: 🇻🇳 ویتنام: ٪۸ 🇹🇭 تایلند: ٪۲.۴ پیش‌بینی تولید ناخالص داخلی (GDP): ویتنام با سرعت فعلی می‌تواند بین سال‌های ۲۰۲۶ یا ۲۰۲۷ از نظر تولید ناخالص داخلی اسمی از تایلند پیشی بگیرد؛ کشوری که در سال ۲۰۱۵ با کسری تجاری مواجه بود! همچنین ویتنام هدف‌گذاری کرده تا سال ۲۰۴۵به یک کشور با «درآمد بالا» تبدیل شود. 🎯 برگ برنده ویتنام: «جمعیت‌شناسی» و نیروی کار جوان دلیل اصلی پیشرفت ویتنام را می‌توان در یک کلمه خلاصه کرد: دموگرافی (جمعیت‌شناسی) 🇻🇳 میانگین سنی در ویتنام:۳۰ سال (نیروی کار جوان، پرانرژی و ارزان) 🇹🇭 میانگین سنی در تایلند: ۴۰ سال (جامعه‌ای که سریع‌تر از رشدش در حال پیر شدن است) تایلند با کمبود جدی نیروی کار و افزایش هزینه‌های مراقبت‌های بهداشتی مواجه شده است؛ داستانی شبیه به بحران جمعیتی که ژاپن و کره جنوبی دو دهه زودتر از موعد تجربه کردند. حتی فدراسیون صنایع تایلند اعتراف کرده که ویتنام اکنون از نظر رقابت‌پذیری، مهارت‌ها و رشد اقتصادی دست بالاتر را دارد. درس بزرگ وفاداری برندها؛ چرا تایلند شکست‌خورده نیست؟ با وجود این جابه‌جایی قدرت، تایلند هنوز شکست نخورده است. تایلند زیرساختی قوی دارد که دهه‌ها برای آن زحمت کشیده است. اما واقعیت این است: «شرکت‌هایی که با شما ساخته شده‌اند، هیچ‌گاه از روی وفاداری با شما نمی‌مانند. آنها تا زمانی می‌مانند که شما بهترین پاسخ به سوالات اقتصادی‌شان باشید. به محض اینکه شخص دیگری پاسخ بهتری (هزینه کمتر، نیروی کار ماهرتر، بروکراسی کمتر) ارائه دهد، آنها بلافاصله او را انتخاب خواهند کرد.» اگر ویتنام بتواند سرعت کنونی خود را حفظ کند و سیاست‌های شفاف‌تر و ثبات سیاسی بیشتری اعمال کند، تایلند بدون شک تحت تأثیر شدیدتری قرار خواهد گرفت. نظر شما چیست؟ به نظرتان ویتنام می‌تواند جایگاه سنتی تایلند و دیگر قطب‌های صنعتی آسیا را کاملاً مال خود کند؟ #اقتصاد_توسعه #اقتصاد_آزاد #رقابت #ویتنام #تایلند #قانون #نیروی_کار

  • 🔍 کالبدشکافی اقتصاد پس از انقلاب؛ چرا چرخ معیشت لنگ می‌زند؟ انقلاب سال ۱۳۵۷ با شعار عدالت اجتماعی، خودکفایی و مبارزه با سرمایه‌داری رانتی روی کار آمد. اما چرا پس از چهار دهه، ساختار اقتصادی کشور همچنان از بیماری‌های جدی رنج می‌برد؟ منتقدان چند آسیب ساختاری کلیدی را مطرح می‌کنند: 1️⃣ دولتی‌سازی افراطی و ظهور «خصولتی‌ها» با مصادره اموال کارآفرینان ملی در ابتدای انقلاب، اقتصاد به شدت دولتی شد. بعدها نیز فرآیند خصوصی‌سازی به واگذاری به نهادهای عمومی غیردولتی و شبه‌نظامی (شبه‌دولتی یا خصولتی) منجر شد که رقابت آزاد و شفافیت را کاملاً نابود کرد. 2️⃣ تداوم و تشدید «اعتیاد به نفت» برخلاف شعارهای اولیه، اقتصاد ایران همچنان رانتیر ماند. دلارهای نفتی در زمان وفور، به جای زیرساخت‌های پایدار، صرف تامین بودجه جاری، واردات مصرفی و سرکوب مصنوعی نرخ ارز شد تا اثرات تورم به طور موقت پنهان شود. 3️⃣ تورم مزمن و ویرانگر دو رقمی ایران یکی از معدود کشورهای دنیاست که بیش از ۴ دهه تورم دو رقمی مداوم را تجربه کرده است. علت؟ کسری بودجه مزمن دولت، چاپ پول بی‌ضابطه و رشد نقدینگی بدون پشتوانه تولید. 4️⃣ انزوای بین‌المللی و هزینه بالای مبادلات تنش‌های مداوم در سیاست خارجی و تحریم‌های بی‌سابقه، کشور را از فناوری روز دنیا، سرمایه‌گذاری خارجی و شبکه بانکی بین‌المللی محروم کرده که پیامد مستقیم آن فرار سرمایه‌های مادی و مهاجرت شدید نخبگان (فرار مغزها) بوده است. نقل قول برخی موافقان و مخالفان سیاستهای جمهوری اسلامی: موافق:محمدجواد ایروانی (عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و وزیر پیشین اقتصاد): ​«انقلاب اسلامی توانست ساختار استعماری و وابسته اقتصاد پهلوی را به یک اقتصاد مستقل تبدیل کند. پیش از انقلاب، ایران کاملاً وابسته به واردات و کارشناسان خارجی بود. امروز ما در تولید بسیاری از محصولات استراتژیک، صنایع دفاعی، سدسازی، نانو و پزشکی به خودکفایی رسیده‌ایم. تمرکز ما بر "اقتصاد مقاومتی" و درون‌زایی، کشور را در برابر تکانه‌های شدید خارجی مصون نگه داشته است.» مخالف:دکتر مسعود نیلی (اقتصاددان و استاد دانشگاه صنعتی شریف): ​«بزرگ‌ترین آسیب اقتصاد ما در دهه‌های گذشته، عدم درک قوانین پایه‌ای علم اقتصاد و جایگزین کردن آن با آرزوها و تصمیمات سیاسی بوده است. ساختار بودجه‌ای که با کسری مزمن مواجه است، اصرار بر قیمت‌گذاری دستوری و چاپ پول بدون پشتوانه تولید، نتیجه‌ای جز تورم ساختاری و کاهش قدرت خرید مردم نداشته است. ما خود را از تعامل سازنده با جهان محروم کرده‌ایم و هزینه این انزوا را مستقیماً مردم با کوچک شدن سفره‌هایشان می‌پردازند. دکتر فرشاد مؤمنی (اقتصاددان نهادگرا و استاد دانشگاه علامه طباطبایی): ​«خصوصی‌سازی در ایران عملاً به "خصولتی‌سازی" و توزیع رانت میان خودی‌ها تبدیل شد. این فرآیند نه تنها به رقابت و کارآمدی کمک نکرد، بلکه بخش تولیدی مستقل کشور را نابود کرد و یک طبقه جدید غارتگر از دلالان و رانت‌خواران شبه‌دولتی ایجاد کرد که حیاتشان در گرو تورم، بی‌ثباتی بازار ارز و قاچاق سازمان‌یافته است.» 📊 جدول مقایسه متغیرهای کلان سه دوره (دهه ۴۰، ۵۰ و پس از انقلاب) به همراه گزارش تحلیلی کامل را در فایل PDF زیر دانلود کنید 👆👆👆 #اقتصاد_ایران #نقد_اقتصادی #تورم_ساختاری #تحریم #خصولتی #جمهوری_اسلامی

  • ⚖️ قضاوت تاریخ؛ کارنامه اقتصادی شاه از نگاه موافقان و مخالفان هر دو طیف موافق و مخالف توسعه دوران پهلوی، استدلال‌ها و نقل‌قول‌های مستندی دارند. برای درک واقعیت، باید هر دو روایت را در کنار هم شنید: 🟢 روایت موافقان: مدرنیزاسیون و جهش صنعتی موافقان شاه معتقدند او ایران را از یک کشور عقب‌مانده به یک قدرت صنعتی منطقه‌ای تبدیل کرد. 🎙 دکتر علینقی عالیخانی (وزیر اقتصاد دهه ۴۰): «شاه در دهه ۴۰ علاقه شدیدی به پیشرفت کشور داشت و به تیم اقتصادی خود اعتماد می‌کرد. ما توانستیم با سیاست‌های حمایتی گمرکی و تقویت بخش خصوصی، پایه صنعتی ایران را بگذاریم... پیشرفت‌های این دوره واقعی بود.» موافق سیاست های اقتصادی دهه ۵۰: هوشنگ انصاری (وزیر امور اقتصادی و دارایی در دهه ۵۰): ​«افزایش قیمت نفت به ما این امکان را داد که عقب‌ماندگی‌های تاریخی ایران را در کوتاه‌ترین زمان ممکن جبران کنیم. خریدهای تسلیحاتی، سرمایه‌گذاری در صنایع سنگین مانند مس سرچشمه و فولاد بندرعباس، و خرید سهام شرکت‌های بزرگ غربی مانند کروپ آلمان، جایگاه ایران را به عنوان یک قدرت اقتصادی جهانی تثبیت کرد.» 💡 نکات مثبت کلیدی: ایجاد صنایع مادر (ذوب‌آهن اصفهان، ماشین‌سازی اراک، تراکتورسازی تبریز) و توسعه چشمگیر بهداشت و باسوادی همگانی. 🔴 روایت مخالفان: دولت رانتیر، وابستگی و انسداد سیاسی مخالفان استدلال می‌کنند که این توسعه، صوری، نامتوازن و عاری از عمق اجتماعی بود. 🎙 یرواند آبراهامیان (تاریخ‌نگار برجسته در کتاب ایران بین دو انقلاب): «شاه با ایجاد یک دولت رانتیر و توزیع دلارهای نفتی از بالا به پایین، شکاف طبقاتی عظیمی ایجاد کرد. اصلاحات ارضی او ساختار سنتی روستاها را نابود کرد و میلیون‌ها دهقان بی‌زمین را روانه حاشیه شهرهای بزرگ کرد؛ افرادی که بعدها به سربازان پیاده انقلاب تبدیل شدند.» 🎙 دکتر احمد اشرف (جامعه‌شناس اقتصادی): «توسعه در دوران شاه "نامتوازن" بود؛ مدرنیزاسیون اقتصادی شتابان پیش می‌رفت در حالی که ساختار سیاسی کشور کاملاً بسته، استبدادی و متکی بر تصمیمات فردی شاه بود. این انسداد سیاسی مانع از پایداری اقتصادی شد.» 💡 نکات منفی کلیدی: شکل‌گیری صنایع مونتاژیِ وابسته به قطعات وارداتی و سقوط کامل بخش کشاورزی و خودکفایی غذایی. نقد جلال آل‌احمد (نویسنده و منتقد اجتماعی در کتاب «غرب‌زدگی» - دهه ۴۰): ​«ما ماشین را تولید نمی‌کنیم، ما ماشین را مصرف می‌کنیم و به این مصرف افتخار می‌کنیم. کارخانه‌هایی که در این دهه ساخته می‌شوند، چیزی جز شعبات فرعی کمپانی‌های خارجی نیستند که کارگر ایرانی را با دستمزد ناچیز به کار می‌گیرند تا سود اصلی را به جیب کارتل‌های غربی بریزند. این صنعت ملی نیست، این ترویج مصرف‌گرایی غربی است.» #شاه #روایت_تاریخ #توسعه_نامتوازن #تاریخ_شفاهی

  • 📊 واکاوی اقتصاد ایران؛ دهه ۴۰ در برابر دهه ۵۰ چرا یک حکومت در دو دهه پیاپی، دو کارنامه کاملاً متفاوت اقتصادی خلق کرد؟ 🔑 دهه ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ ایران، دو روی متفاوت از یک سکه اقتصادی هستند. تحلیل ساختاری این دو دهه نشان می‌دهد که پول پاشی نفتی چگونه می‌تواند پایه‌های یک توسعه متوازن را ویران کند: 1️⃣ دهه ۱۳۴۰؛ دوران طلایی تکنوکراسی ▫️ رشد اقتصادی شگفت‌انگیز سالانه ۱۱ تا ۱۳ درصد. ▫️ میانگین تورم بی‌نظیر حدود ۲ درصد! ▫️ میدان دادن شاه به تکنوکرات‌های برجسته‌ای مانند «علینقی عالیخانی» (وزیر اقتصاد) و «مهدی سمیعی» (رئیس بانک مرکزی). ▫️ سیاست‌گذاری متمرکز بر صنعتی‌سازی داخلی، حمایت از کارآفرینان خصوصی و تولید واقعی (تولد غول‌هایی مثل ایران ناسیونال، کفش ملی، ارج و آزمایش). 2️⃣ دهه ۱۳۵۰؛ توهم ثروت و بیماری هلندی (Dutch Disease) ▫️ پس از جنگ اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۷۳، قیمت نفت ناگهان ۴ برابر شد. ▫️ شاه هشدارهای کارشناسان سازمان برنامه را نشنیده گرفت و تصمیم به تزریق شتاب‌زده پول به بازار گرفت. ▫️ پیامد: جهش تورمی شدید (بالای ۲۵ درصد)، نابودی کشاورزی داخلی به دلیل واردات ارزان‌قیمت، هجوم بی‌سابقه روستاییان به حاشیه شهرها و ایجاد یک اقتصاد حبابی و به شدت وابسته به نفت. 📌 خلاصه مأموریت: دهه ۴۰ ثابت کرد که توسعه واقعی از مسیر "تولید، تخصص و ثبات" می‌گذرد، در حالی که دهه ۵۰ نشان داد "درآمدهای بادآورده نفتی" بدون ساختار نهادی قوی، تنها به تورم و نابرابری دامن می‌زند. 📥 تحلیل کامل و نمودارهای مقایسه‌ای را در فایل PDF پیوست بخوانید. #تاریخ_اقتصاد #دهه_۴۰ #دهه_۵۰ #پهلوی #بیماری_هلندی

  • ​از تکنوکراسی تا رانت‌خواری.pdf (بیانگر سیر تغییرات مدیریت اقتصادی)

  • 🪙بازی با اعداد؛ چگونه ۳۰٪ سود بانکی در اقتصاد  تورمی شما را فقیرتر می‌کند؟ تصور کنید ۲ میلیارد تومان سرمایه را روانه بانک کرده‌اید و بانک هم با روی گشاده، سالانه ۳۰ درصد سود به شما پرداخت می‌کند. در پایان سال، موجودی حساب شما می‌شود ۲ میلیارد و ۶۰۰ میلیون تومان در ظاهر همه چیز عالی است؛ شما روی کاغذ ۶۰۰ میلیون تومان سود کرده‌اید! اما بیایید نقاب از چهره این اعداد برداریم و واقعیت تلخ را ببینیم. 🔴 سناریوی واقعی: قدرت خرید شما چقدر شد؟ در همین یک سال، اقتصاد با تورم سنگین ۸۰ درصدیپیش رفته است. این یعنی کالا، خدمات یا دارایی که در ابتدای سال می‌توانستید با همان ۲ میلیارد تومان بخرید، حالا قیمتش به ۳ میلیارد و ۶۰۰ میلیون تومان رسیده است. پول شما در بانک:۲ میلیارد و ۶۰۰ میلیون تومان قیمت واقعی کالاها: ۳ میلیارد و ۶۰۰ میلیون تومان عقب‌افتادگی شما از بازار:۱ میلیارد تومان! تحلیل اقتصادی: «توهم پولی» و «مالیات تورمی» در ادبیات اقتصادی به این پدیده «توهم پولی» (Money Illusion)می‌گویند؛ وضعیتی که در آن افراد صرفاً به ارزش اسمی (عددی) پول خود نگاه می‌کنند و از کاهش ارزش واقعی (قدرت خرید) آن غافل می‌شوند. وقتی نرخ سود بانکی از نرخ تورم عقب می‌ماند، شما عملاً با نرخ بهره واقعی منفی (در این سناریو حدود ۲۸٪-) روبرو هستید. در واقعیت: شما سودی دریافت نکرده‌اید.   بلکه بدون آنکه بدانید، یک «مالیات تورمی» سنگین پرداخت کرده‌اید که دارایی شما را ذوب کرده است. یک قانون طلایی در اقتصاد: > در اقتصادهای تورمی، سپرده‌گذاری طولانی‌مدت در بانک، نوعی انتقال سیستماتیک ثروت از جیب «پس‌اندازکننده» به جیب «وام‌گیرنده» است. وام‌گیرنده با ریالِ ارزش‌زدایی‌شده بدهی خود را می‌دهد و شما با ریالی که قدرتش را از دست داده، بانک را ترک می‌کنید. به نظر شما، در چنین شرایطی بهترین پناهگاه برای حفظ ارزش این ۲ میلیارد تومان چیست؟ طلا و ارز، ملک، یا سرمایه‌گذاری در کسب‌وکار؟ نظرات خود را بنویسید. 👇 #اقتصاد_کلان #تورم #سود_بانکی #توهم_پولی #سواد_مالی #بازار_مالی

  • 📊 ایران، کره جنوبی و ترکیه در دهه ۵۰: توهم رفاه نفتی در برابر توسعه پایدار یکی از رایج‌ترین مقایسه‌ها در تاریخ اقتصاد سیاسی، مقایسه وضعیت ایران با کشورهایی مثل کره جنوبی و ترکیه در دهه ۵۰ شمسی (دهه ۷۰ میلادی) است. در سال ۱۳۵۶، ایران از نظر درآمد سرانه و ارزش پول ملی، فرسنگ‌ها جلوتر از این کشورها بود. اما چرا توسعه ایران به یک انفجار اجتماعی در سال ۵۷ ختم شد، ولی کره جنوبی به یک غول اقتصادی پایدار در جهان تبدیل شد؟ بیایید رفاه ایران را با کشورهای هم‌دوره از ۳ زاویه کالبدشکافی کنیم: ۱. درآمد سرانه و قدرت خرید: برتری مطلق اما توخالی ایران در دهه ۵۰، به لطف جهش دلارهای نفتی، ایران ثروتمندترین کشور در میان هم‌رده‌های خود بود. ایران در برابر کره جنوبی: در سال ۱۳۵۶ (۱۹۷۷)، اقتصاد ایران به دلیل جهش نفتی، حدود ۶۵ درصد بزرگ‌تر از کره جنوبی بود. درآمد سرانه یک ایرانی به بیش از ۲۲۰۰ دلار رسیده بود، در حالی که درآمد سرانه یک کره‌ای کمتر از نصف آن یعنی حدود ۱۰۰۰ دلار بود! ایران در برابر ترکیه: اقتصاد ایران حدود ۲۶ درصد بزرگ‌تر از ترکیه بود. ارزش ریال ایران به قدری بالا بود که استانبول عملاً به یک مقصد تفریحی و خرید ارزان‌قیمت برای طبقه متوسط ایران تبدیل شده بود. از نظر قدرت خرید نقدی برای کالاهای لوکس و وارداتی، رفاه ایرانی‌ها بی‌رقیب بود. ۲. تله ضریب جینی: توزیع کاریکاتوری ثروت تفاوت اصلی و مهلک، در نحوه توزیع این ثروت ملی بود. مدل کره جنوبی (توسعه عدالت‌محور): کره جنوبی مسیر خود را با آموزش همگانی و تمرکز بر صادرات صنعتی آغاز کرد. ضریب جینی در کره پایین (حدود ۰.۳۳) بود؛ یعنی ثروت ملی به موازات تلاش کارگر و کارآفرین، به طور متوازن پخش می‌شد و یک طبقه متوسط نیرومند و پایدار ساخت. مدل ایران (توزیع رانتی):در ایران، ثروت نفتی به جای توزیع ساختاری، در دست دربار، دیوان‌سالاران پایتخت و سرمایه‌داران نورچشمی متمرکز شد. ضریب جینی ایران در سال ۱۳۵۵ به عدد بسیار خطرناک ۰.۵۰ رسید که نشان‌دهنده یک شکاف طبقاتی عمیق و انفجاری بود. زرق‌وبرق مدرن تهران با فقر مطلق روستاها و حاشیه‌نشینان در تضاد شدید بود. ۳. زیرساخت‌های انسانی و توسعه پایدار سرعت افزایش رقم‌های بانکی در ایران، هرگز با سرعت توسعه زیرساخت‌های انسانی همخوانی نداشت. نرخ باسوادی: در اواخر دهه ۵۰، با وجود تمام تلاش‌ها، نرخ باسوادی در ایران حدود ۳۵ تا ۴۰ درصد بود؛ یعنی بیش از نیمی از جمعیت کشور حتی سواد خواندن و نوشتن نداشتند. در همان زمان، نرخ باسوادی در کره جنوبی به بالا ۹۰ درصد و در ترکیه به ۶۰ درصد رسیده بود! بهداشت عمومی: ایران به دلیل عدم توانایی در تربیت نیروی متخصص بومی، ناچار بود هزاران پزشک و پرستار از هند و پاکستان وارد کند. در حالی که کشورهای هم‌دوره روی سیستم آموزش و بهداشت بومی خود سرمایه‌گذاری عمیق کرده بودند. بحران مسکن: در حالی که کره و ترکیه با برنامه‌های آپارتمان‌سازی دولتی هجوم مهاجران شهری را مدیریت کردند، در ایران بی‌برنامگی دولتی منجر به انفجار چندصد درصدی قیمت اجاره‌بها در شهرهای بزرگ و رانده شدن مهاجران به حلبی‌آبادها شد. 📌 نتیجه‌گیری برای اقتصادهای امروز: اگر رفاه را صرفاً در «قدرت خرید نقدی طبقه مرفه پایتخت» خلاصه کنیم، ایران دهه ۵۰ یک بهشت اقتصادی در منطقه بود. اما علم اقتصاد به ما می‌گوید رفاه واقعی بدون توسعه انسانی (آموزش)، توزیع عادلانه فرصت‌ها و ثبات ساختاری، شبیه به ساختن برجی مجلل روی ماسه است. کره جنوبی بدون داشتن یک قطره نفت، ثروت خود را از مسیر ارتقای سرمایه انسانی و صادرات صنعتی خلق کرد و امروز به یک ابرقدرت تکنولوژی تبدیل شده است. اما اقتصاد ایران با تکیه بر ثروت بادآورده نفت و نادیده گرفتن توسعه متوازن، ساختاری چنان شکننده پیدا کرد که با اولین نوسان نفتی و رکود ساختمانی در سال ۵۶، کل سازه اجتماعی و سیاسی آن از هم پاشید. #تاریخ_اقتصاد #توسعه_صنعتی #بیماری_هلندی #کره_جنوبی

  • 📌وجود چهارچوب های حقوقی در کشور های ازاد و تفاوت با چهارجوب های حقوقی ایدولوژیک(۱/۲) مقدمه اول: ابراهام لینکن در مناظره مشهور خودش با استیون داگلاس، در رابطه با تز داگلاس مبنی بر تفویض مشروعیت برده داری به ایالات(یعنی وجود آن منوط بر رای مردم باشد)…

  • Liberty Nexus pinned a photo

  • چرا حقوق بشر و بازار آزاد دو روی یک سکه‌اند؟ (از جان لاک تا آدام اسمیت) بسیاری از ما «حقوق بشر» را امری کاملاً سیاسی و «بازار آزاد» را مقوله‌ای صرفاً اقتصادی می‌دانیم. اما آیا می‌دانستید این دو سیستم فکری، یک ریشه ژنتیکی و فلسفی مشترک دارند؟ دکتر موسی غنی‌نژاد در مقاله خود به بررسی این پیوند عمیق در اندیشه‌های جان لاک (فیلسوف قرن ۱۷) و تأثیر آن بر آدام اسمیت می‌پردازد. خلاصه و لُبّ مطلب این تحلیل را می‌توان در چند بند خلاصه کرد: ۱. مالکیت خصوصی، امتداد حق حیات است جان لاک معتقد است انسان در «وضع طبیعی» مالک انحصاری بدن و جان خویش است. بنابراین، هرگاه او نیروی کارش را صرف بهره‌برداری از طبیعت می‌کند، آن محصول به مالکیت انحصاری او درمی‌آید. از دیدگاه لاک، مالکیت خصوصی یک «حق موضوعه» (ساخته دست دولت‌ها) نیست؛ بلکه یک «حق طبیعی، ذاتی و پیشاسیاسی» است که هیچ حکومتی حق سلب آن را ندارد. ۲. پول؛ ابزار انباشت ثروت بدون فساد لاک در پاسخ به منتقدانی که می‌گفتند مالکیت حد و مرز دارد، دو شرط می‌گذارد: ثروت نباید ضایع شود و باید برای دیگران هم باقی بماند. او استدلال می‌کند که اختراع پول (به عنوان کالای فاسدنشدنی)، راه‌حل بشر برای گسترش مالکیت و انباشت ثروت، بدون اسراف و هدررفت کار بود. ۳. شاه سرخ‌پوستان در برابر کارگر روزمزد انگلیسی! نکته شاهکار اندیشه لاک که بعداً آدام اسمیت نیز در (ثروت ملل )از آن استفاده کرد، مقایسه کارایی سیستم‌هاست. یک شاه سرخ‌پوست آمریکایی بر سرزمین‌های وسیع و باروری حکمرانی می‌کند، اما به دلیل نبود سیستم مالکیت و انگیزه کار، در فقر زندگی می‌کند؛ در حالی که یک کارگر روزمزد در بریتانیای مبتنی بر مالکیت و بازار، رفاه و پوشاک بهتری دارد. ثروت ملل نه در منابع طبیعی آن‌ها، بلکه در «سیستم نهادی» مشوقِ کار نهفته است.** ۴. تقدم اقتصاد بر سیاست؛ دولت به مثابه نگهبان در جوامع سنتی، سیاست بر اقتصاد سیطره داشت و تجارت مذموم بود. اما لاک و اسمیت این رابطه را معکوس کردند. حوزه اقتصاد (مبادله آزاد) مقدم بر دولت است. وظیفه اصلی دولت صرفاً صیانت از حقوق طبیعی (حیات و مالکیت) در برابر تجاوز است. هرگونه دخالت دولت در بازار (مانند سیستم‌های مرکانتیلیستی و دولتی)، ناقض منافع جامعه است. 🔑 نتیجه‌گیری راهبردی: بخش عمده‌ای از پیشرفت خارق‌العاده جوامع توسعه‌یافته، ناشی از این چرخش پارادایم بود: رها شدن انرژی مهارشده فردی برای جست‌وجوی رفاه در سایه امنیت مالکیت. اعلامیه استقلال آمریکا (۱۷۷۶) و اعلامیه حقوق بشر فرانسه (۱۷۸۹) بازتاب دقیق همین نگاه هستند؛ جایی که دولت وسیله‌ای است در خدمتِ اهدافی والاتر، یعنی حقوق طبیعی و آزادی‌های اقتصادی انسان.

  • تجزیه تحلیلی بر مقاله دکتر غنی نژاد با مضمون از جان لاک تا آدام اسمیت رو خواهیم داشت

  • @ghaninejad_mousa

  • без подписи