tgindex
کتابخانه FFRF

کتابخانه FFRF

Статистика
@ketabkhaFFRFперсидский

کانالی برای کتاب - مقاله - تایپک و غیره . - علمی - تاریخی - نقد ادیان - جامعه شناسی - سیاست - ساینس . لینک کانال : https://t.me/ketabkhaFFRF

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
12 авг.
Постов за неделю
6
Всего постов
539
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
12 авг.
Подписчики
713
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
153
40 постов
Вовлечённость
21,5%
к подписчикам
Постов в день
0,9
всего 539
Упоминаний
2
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
119
1/48двое суток
136
1/72трое суток
147

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • شهر باستانی سیراف بندری که به مدت 700سال از مراکز دریایی دادوستد در جهان باستان بود #ایران_ما https://t.me/ketabkhaFFRF

  • چگونه تورم را متوقف کنیم؟ میلتون فریدمن_اقتصاددان امریکایی #جامعه_شناسی #دنیای_اقتصاد https://t.me/ketabkhaFFRF

  • ▪︎یاد و خاطره هخامنشیان نزد ساسانیان گفتگو با جناب امین بابادی دانش آموخته تاریخ ایران باستان. نسخه کم حجم #مسئله_آگاهی_ساسانیان_از_هخامنشیان #دکتر_بابادی https://t.me/ketabkhaFFRF

  • 9 авг.171710

    سوسیالیسم در ۲۰ ثانیه #جامعه_شناسی #دنیای_اقتصاد https://t.me/ketabkhaFFRF

  • برخی قوانین درباره ارث زنان براساس کتاب مادیان هزار دادستان. نادیا حاجی پور ۲۲ص #ساسانیان #مقاله #حقوق_زنان_ایران_باستان https://t.me/ketabkhaFFRF

  • بررسی نظام مالیاتی ساسانی و اصلاحات مالی خسرو انوشیروان علی اصغر میرزایی ۱۶ص #ساسانیان #مقاله #خسرو_انوشیروان https://t.me/ketabkhaFFRF

  • بازتاب شخصیت انوشیروان ساسانی در ادبیات فارسی قرون چهارم تا هفتم هجری نویسندگان: علی پیران _ امیررضا موچانی #ساسانیان #خسرو_انوشیروان #مقاله https://t.me/ketabkhaFFRF

  • 8 авг.11162из IranianDDBastan

    آیا عرب‌ها کتاب‌های ایرانیان را نابود کردند؟ بخش سوم پی‌نوشت‌ها (۱) ماتسوخ، ماریا، ۱۳۹۳،《ادبیات پهلوی》، ترجمه‌ی نرجس‌بانو صبوری، تاریخ ادبیات فارسی، جلد ۱۷، زیر نظر احسان یارشاطر، تهران: سخن، ص. ۱۵۸. (۲) کریستن‌سن، آرتور، ۱۳۱۴،《تعلیم و تربیت و معلومات در عصر ساسانیان》، تعلیم و تربیت، شماره ۹ و ۱۰، ص. ۴۵۳. (۳) بیرونی، ابوریحان، ۱۳۸۶، آثارالباقیه، ترجمه‌ی اکبر داناسرشت، تهران: امیرکبیر، ص. ۷۵. (۴) ابن القفطی، جمال‌الدین، ۱۹۰۸، تاریخ الحکما، لایپزیگ: دیتریش، ص. ۳۵۵. (۵) ابن خلدون، عبدالرحمن، ۱۳۶۲، مقدمه، ترجمه محمد پروین گنابادی، تهران: علمی و فرهنگی، ص. ۱۰۰۲. (۶) دولتشاه سمرقندی، ۱۳۱۸، تذکره الشعرا، تصحیح ادوارد براون، کمبریج، ص. ۳۰. (۷) بشم، آرتور لولین، ۱۳۹۴، هند باستان، ترجمه فریدون بدره‌ای و محمود مصاحب، ص. ۳۹۰. (۸) بویس، مری، ۱۳۷۷، چکیده تاریخ کیش زرتشت، ترجمه همایون صنعتی‌زاده، تهران: صفیعلیشاه، ص. ۲۴۵. (۹) بیرونی، همان، ص. ۵۷، ۷۵. (۱۰) قفطی، همان، ص. ۱۳۳. (۱۱) ابن خلدون، همان، ص. ۱۳. (۱۲) متز، آدام، ۱۳۶۴، تمدن اسلامی در قرن چهارم هجری یا رنسانس اسلامی، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگوزلو، تهران: امیرکبیر، ج. ۱، ص. ۲۰۱؛ رجبی، پرویز، ۱۳۸۹، سده‌های گمشده، تهران: پژواک کیوان، ج. ۱، صص. ۳۱۵-۳۱۶. (۱۳) حمزه اصفهانی، ۲۰۰۹، الامثال الصادره عن بیوت الشعر، دارالمدار الاسلامی، ص. ۶۴. (۱۴) ابن ندیم، محمد ابن اسحاق، ۱۳۸۱، الفهرست، ترجمه محمدرضا تجدد، تهران: اساطیر، صص. ۱۸۶، ۲۷۲، ۴۴۱، ۴۴۶، ۵۴۱. (۱۵) کندی، ا. اس.، ۱۳۶۳،《علوم دقیقه》، تاریخ ایران از اسلام تا سلاجقه، ترجمه حسن انوشه، تهران: امیرکبیر، صص. ۳۳۰-۳۴۵؛ نصر، حسین، ۱۳۶۳،《علوم زیستی》، تاریخ ایران از اسلام تا سلاجقه، ترجمه حسن انوشه، تهران: امیرکبیر، صص. ۳۴۶-۳۶۴. (16) van Bladel, Kevin T., (2024), Written Middle Persian Literature Under the Sasanids, AOS, 16, pp. 1-43 (زیر چاپ به ترجمه‌ی همین قلم). (۱۷) یعقوبی، ابن واضح، ۱۳۸۲، تاریخ یعقوبی، ترجمه ابراهیم آیتی، تهران: علمی و فرهنگی، ص. ۲۹؛ طبری، محمد ابن جریر، ۱۳۶۲، تاریخ طبری، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران: اساطیر، صص. ۱۸۱۰-۱۸۱۸. (۱۸) بلاذری، احمد ابن یحیی، ۱۳۳۷، فتوح البلدان، ترجمه محمد توکل، تهران: نقره، ص. ۵۶۴؛ طبری، همان، صص. ۲۱۶۵-۲۱۶۹. ✍🏻 امین بابادی، دانش‌آموخته‌ی دکتری تاریخ ایران باستان دانشگاه تهران @IranianDDBastan

  • 8 авг.9265из IranianDDBastan

    آیا عرب‌ها کتاب‌های ایرانیان را نابود کردند؟ بخش دوم ۴. اما آنچه در مقابل تصور نابودی کتاب‌های ایرانیان به دست عرب‌ها قرار دارد، ارجاعات پرشمار منابع دوران اسلامی به کتاب‌های ساسانیان در زمان خودشان و استفاده‌ی زیاد نویسندگان و دانشمندان ایران پس از اسلام از این کتاب‌ها است. بنابراین، این پرسش مهم پیش می‌آید که اگر عرب‌ها کتاب‌های ساسانیان را نابود کردند، پس دانشمندان اسلامی چه در دست داشتند؟ در تاریخ بغداد آمده است که در دوره‌ی اسلامی، هنوز کتابخانه‌ی یزدگرد سوم در مرو (در ترکمنستان کنونی) باقی بود (۱۲)؛ حمزه اصفهانی که کتابخانه‌های ساسانی را《بیوت الحکمه》می‌نامد، از شمار زیاد شعرهای ساسانی بازمانده تا زمان خود سخن می‌گوید که بازماند‌هایشان به بیش از ۱۰ هزار برگ می‌رسید (۱۳). ابن ندیم در اثر خود از شمار نسبتاً زیادی از کتاب‌های ایران پیش از اسلام سخن می‌گوید که پس از اسلام توسط برخی، به ویژه ابن مقفع به عربی ترجمه شده بودند (۱۴). از داده‌های مربوط به حوزه‌های گوناگون علمی و ادبی در دوران اسلامی نیز می‌توان دریافت که نویسندگان و پژوهشگران این دوره، از آثار دوره‌ی ساسانی استفاده‌ی فراوان کرده‌اند (۱۵). اگر نویسندگان پس از اسلام به شکلی گسترده از آثار دوره‌ی ساسانی بهره برده‌اند، پس چگونه می‌توان روایات نابودی کتاب‌های ایرانیان به دست عرب‌ها را توجیه کرد؟ ۵. چنانکه گفته شد، برخی با تصور غلبه‌ی ادب شفاهی، بازنماندن آثار پرشماری از ایران پیشااسلامی را توجیه کرده‌اند. کوین فن بلادل اخیراً با نگارش مقاله‌ای مفصل، این تصور را به چالش کشیده است. به عقیده‌ی او، مجموع شواهد معاصر ساسانیان و پس از آنان نشانگر آن است که ساسانیان در مجموع، کمتر از معاصرانشان نمی‌نوشتند و اگر امروز آثار پرشماری از آنان باز نمانده است، باید آن را رخدادی طبیعی دانست که حاصل چند عامل است: عدم رونوشت‌برداری این آثار در دوره‌های بعد، عدم نگارش آنها روی مواد پردوام و تغییر دین و در نتیجه تغییر جهانبینی، خط و زبان علمی ایرانیان پس از اسلام که خود، توجه کمتر به آثار باستانی را به دنبال داشت (۱۶). او آگاهانه عامل نابودی کتاب‌ها به دست عرب‌ها را نادیده می‌شمارد و بنابراین بخشی از همان منابع اسلامی که خودش به آنها اتکا دارد را کنار می‌گذارد. با این حال چنانکه دیدیم، این گروه از منابع را نمی‌توان به سادگی نادیده انگاشت. ۶. این دو گروه منابع مورد بررسی، الزاماً در تضاد با هم نیستند. در واقع می‌توان پنداشت که بخشی از کتاب‌های ساسانی به دست مهاجمان از میان رفتند، در حالی که برخی دیگر بازماندند. گزارش ابن خلدون مشخصاً به میان‌رودان و احتمالاً مرکز شاهنشاهی ساسانی اشاره دارد که سعد ابن ابی وقاص، با جنگ آن را گشوده بود (۱۷)؛ قتیبه نیز در پی سرکوب شورش خوارزمیان، به کشتار دانشمندان و نابودی کتاب‌های آنان دست زد. در مقابل، در مرو که کتابخانه‌ی ساسانی در آن دوام آورده بود، عرب‌ها در پی چند درگیری، با مردم و مقامات محلی به صلح رسیدند (۱۸). بسیاری از دیگر سرزمین‌های درون قلمرو ساسانی نیز به صلح گشوده شدند، اما در سرزمین‌هایی که با خشونت به زیر فرمان عرب‌ها در آمدند، الزاماً هدف مهاجمان، یافتن و از میان بردن همه‌ی کتاب‌ها نبود و چنانکه از گزارش‌ها برمی‌آید، بیشتر آثار مرتبط با بخش‌های مرکزی و اداری مورد نظر بودند. ۷. اکنون می‌دانیم که نمی‌توان با یک واژه به پرسش نخست این جستار پاسخ گفت. منابع یادشده، هدف از نابودی کتاب‌ها را بیشتر تعصب دینی فاتحان می‌دانند، با این حال با قرار دادن دوره‌ی فتوحات عرب‌ها در چهارچوبی تاریخی می‌دانیم که همه‌ی سرداران عرب، فاتحانی خشن و خون‌ریز نبودند، بلکه برعکس برخی از آنان مردانی باهوش و انعطاف‌پذیر بودند که می‌توانستند به خوبی با مقامات محلی به سازش برسند. هرچند تعصب دینی برخی، شمار زیادی از کتاب‌های ساسانی را برای همیشه از میان برد، اما سازگاری برخی دیگر، در کنار موقعیت‌شناسی شماری از مقامات محلی ایرانی، بسیاری از آثار فرهنگی ساسانی را نجات داده و به دوران اسلامی رساند تا نویسندگان این دوران از آنها بهره‌ی فراوان گیرند. در نهایت بازنماندن این دسته از کتاب‌ها، در کنار ویرانگری‌های بعدی ترکان و مغول‌ها، معلول عوامل طبیعی گوناگون بود. @IranianDDBastan

  • 7 авг.10786из IranianDDBastan

    آیا عرب‌ها کتاب‌های ایرانیان را نابود کردند؟ بخش یکم ۱. یکی از پرسش‌هایی که از دیرباز ذهن ایران‌شناسان را درگیر کرده، دلیل بازنماندن کتاب‌های ایرانیان پیش از اسلام، تا روزگار ما است. پاسخ به این پرسش در میان غیرمتخصصان، معمولاً به دو شکل متفاوت و تندروانه صورت می‌گیرد. گروهی این مسئله را نتیجه‌ی کتاب‌سوزی و خشونت اعراب بدوی و خشن می‌دانند و گروه دیگر، نه تنها چنین چیزی را باور ندارند، که جامعه‌ی پیشااسلامی را جامعه‌ای کم‌سواد و فاقد یک سنت ادبی نیرومند برمی‌شمارند. در میان متخصصان، هرچند رویکردها متعادل‌تر است، اما تقریباً همین خط سیر پی‌گیری می‌شود. برای نمونه ماتسوخ یکی از مهم‌ترین دلایل کمبود آثار پهلوی کنونی را از میان رفتن آنها در دوره‌ی هجوم اعراب و مهاجمان بعدی می‌داند (۱). در سوی مقابل اما انحصار طبیعی یا اجباری سواد خواندن و نوشتن و محدود بودن آن تنها به برخی از مردم دوره‌ی ساسانی از جانب برخی چون کریستن‌سن مورد تاکید قرار گرفته (۲) و به طور کلی برای شماری از پژوهشگران دلیلی بر کمبود آثار ساسانی پنداشته شده است. ۲. برخی از منابع متاخر، به نابودی کتاب‌های ایرانی و رومی به دست مسلمانان در جریان فتوحات آنان اشاره داشته‌اند. ابوریحان بیرونی (قرن ۴ و ۵ ه.ق.)، از نابودی کتاب‌ها و البته دانشمندان خوارزم به دست قتیبه ابن مسلم در دوره‌ی اموی سخن می‌گوید (۳). به گفته‌ی قفطی (قرن ۷ ه.ق.)، عمروعاص به فرمان عمر کتاب‌های مصری را از بین برد (۴) و ابن خلدون (قرن ۸ ه.ق.) نیز همین رویکرد را به سعد ابن ابی وقاص درباره‌ی نابودی کتاب‌های ایرانیان به فرمان عمر نسبت می‌دهد (۵) با این حال، انگشت اتهام همواره به سوی اعراب اشاره نرفته و برای نمونه دولتشاه سمرقندی (قرن ۹ ه.ق.) اشاره دارد که عبدالله طاهر که هم ایرانی بود و هم شخصی فرهنگ‌دوست، فرمان به نابودی کتاب‌های زردشتیان در قلمرو خود داد (۶) و هندیان نیز مسلمانان مهاجم به دره‌ی گنگ که در این زمان دیگر عرب نبودند را به آتش زدن کتابخانه‌هایشان متهم می‌کنند (۷). بویس که خود در میان زردشتیان زیسته، می‌گوید که مسلمانان تا سده‌ی ۱۹ م. به دنبال کتاب‌های زردشتی می‌گشتند تا آنها را نابود کنند (۸) و در نتیجه منابع، نابودی کتاب‌ها را نه به بدوی بودن اعراب، که به تعصب مسلمانان نسبت می‌دهند. ۳. متاخر بودن منابع، الزاماً به معنی ارزش پایین یا غیر قابل اعتماد بودن آنها نیست. درست است که این گزارش‌ها در متون نخستین مرتبط با فتوحات اسلامی نیامده‌اند، اما گزارش‌های فتوحات، خود نیز نسبت به زمان فتوحات متاخرتر هستند و مهم‌تر از آن، اغلب حاصل گردآوری گزارش‌های گوناگون هستند که به اهدافی خاص پرداخته شده و بنابراین نیازمند احتیاط فراوان هستند. از این گذشته، ناقلان روایات مربوط به از بین رفتن کتاب‌ها، خود نویسندگانی دقیق بودند که همواره منابع قدیمی‌تر را مد نظر داشته و بر پایه‌ی آنها سخن می‌راندند و از این گذشته تعصب ایرانی یا ضداسلامی/ضدعربی را به هیچ یک نمی‌توان نسبت داد. بیرونی که در اثرش گاه به پژوهش روی تاریخ برخی سرزمین‌ها احساس نیاز کرده، دست نیافتن به منابع خوارزمی را متاثر از کشتار دانشمندان این سرزمین به دست قتیبه ابن مسلم می‌داند (۹) و بنابراین، یک خلا کاربردی در بهره‌وری از منابع او را به انتقال این گزارش تاریخی واداشته است. همچنین به نظر می‌رسد که قفطی نیز به منابع قدیمی دسترسی داشته و برای نمونه او ضمن ستایش دانش پزشکی دوره‌ی ساسانی، از کنگره‌ای پزشکی در زمان خسرو انوشیروان سخن می‌گوید که خروجی آن، نشانگر تسلط علمی بالای شرکت‌کنندگانش بود (۱۰). ابن خلدون، دانشمند و جامعه‌شناسی برجسته بود که در آغاز اثر یادشده‌اش، روش پژوهش خود در تاریخ را به خوبی تبیین کرده است:《اگر [مورخ] تنها به نقل کردن اخبار اعتماد کند، بی آنکه به قضاوت اصول عادات و رسوم و قواعد سیاست‌ها و طبیعت تمدن و کیفیات اجتماعات بشری بپردازد و حوادث نهان را با وقایع پیدا و اکنون را با رفته بسنجد، چه بسا که از لغزیدن در پرتگاه خطاها و انحراف از شاهراه راستی در امان نباشد》(۱۱) و بنابراین، ابن خلدون در شناخت منابعش و چهارچوب شکل‌گیری آنها حساسیتی فراوان داشت. با این حال ارجاع قفطی به یحیی النحوی به عنوان واسطه‌ی گزارش، مشکل‌آفرین است، چون او احتمالاً در زمان فتح مصر به دست عرب‌ها مرده بود، هرچند احتمال جابه‌جایی نام‌های مشابه را نباید فراموش کرد و کنار گذاشتن کامل گزارش، منطقی نیست. @IranianDDBastan

  • مجسمهٔ شاپور ❇️از یک ستون چکیده غول‌پیکر که در این غار وجود داشته تراشیده شده و با وجود گذشت ۱۷۰۰ سال هم‌چنان پابرجا می‌باشد و تنها مجسمهٔ باقی‌مانده از دوران باستان است که حدود ۷ متر ارتفاع دارد. بعد از گذشت سال‌ها کماکان سر این مجسمه سالم می‌باشد ولی دو دست آن شکسته‌اند. ♦️ مجسمه واژگون شده‌ بود که در سال ۱۳۳۶ در جای خود قرار گرفت. این مجسمه، شاپور را به صورت ایستاده نشان می‌دهد. 🔹در دهانه غار دو کتیبه سنگی وجود دارد که یکی از آن‌ها ترجمه کتیبه شاپور در نقش رجب و دیگری نحوه برپاسازی مجدد مجسمه پس از ۱۰۰۰ سال و اندی در سال ۱۳۳۶ توسط ارتش را شرح می‌دهد. هر دو کتیبه توسط ارتش ایجاد شده‌است. عنوان شده‌است که در جریان افتادن استان فارس امروزی به دست اعراب، ۲۵ اوت سال ۶۳۳ میلادی یک سردار عرب به نام  «نصر ابن سیار» وارد غار شاپور شد. 🔸نصر دستور افکندن مجسمه شاپور از جایگاهش داد و آثار دیگر هم از آسیب در امان نماند. نصر پیشنهاد مردم محل را که در برابر دریافت مقداری زر از آنان، اجازه دهد که مجسمه را به حالت اول بازگردانند، رد کرد #ساسانیان #شاپور_اول https://t.me/ketabkhaFFRF

  • "کهن‌ترین و بزرگ‌ترین صندوق امانات بانکی ایران و جهان در روستای سريزد" دژ سریزد ؛ مربوط به دوره ساسانیان است و در شهرستان مهریز، روستای سریزد واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۷ خرداد ۱۳۵۴ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است. قدمت قلعه سریزد به حکومت ساسانیان می‌رسد. این قلعه در قدیم کاربرد نظامی نداشته و از آن به عنوان ذخیره‌سازی غلات و مواد غذایی استفاده می‌شده‌است. علاوه بر غلات، روستاییان نیز در مواقع هجوم و غارت، پول، طلا و زیورآلات خود را در این قلعه نگهداری می‌کردند. گرداگرد این بنا، خندقی به عرض تقریبی ۶ متر و عمق تقریبی ۳ تا ۴ متر وجود دارد که اولین لایه دفاعی قلعه محسوب می‌شده‌ است. علاوه بر آن، این قلعه دارای دو دیوار متحدالمرکز تودرتو با برج و باروهایی بلند است که توسط خندق محصور شده‌است. #هنر_معماری_ایران_باستان #ساسانیان https://t.me/ketabkhaFFRF

  • نقد دیدگاه همایون کاتوزیان درباره کتاب‌سوزی خلفا در ایران @Kheradgan_Official جناب محمدعلی همایون کاتوزیان (تاریخ‌پژوه، اقتصاددان و ...) در سخنانی دیدگاه خود را درباره این پرسش که آیا در دوره خلافت، کتاب‌های دوره ساسانی نابود شده‌اند یا خیر، بیان کرده و…

  • 5 авг.1364из kheradgan_official

    نقد دیدگاه همایون کاتوزیان درباره کتاب‌سوزی خلفا در ایران @Kheradgan_Official جناب محمدعلی همایون کاتوزیان (تاریخ‌پژوه، اقتصاددان و ...) در سخنانی دیدگاه خود را درباره این پرسش که آیا در دوره خلافت، کتاب‌های دوره ساسانی نابود شده‌اند یا خیر، بیان کرده و با وقوع چنین رویدادی مخالفت کرده‌اند. البته از میان مطالب و دلایلی که ایشان مطرح کرده‌اند، به‌جز چند مورد، بیشتر مطالب صرفاً توصیفی ــ آن هم به‌صورت ناقص ــ از وضعیت آثار بر جای مانده به زبان پهلوی است و نه نقدی بر ادعای کتاب‌سوزی. موضوع نابودی دانش و میراث مکتوب در دوره خلافت مسئله‌ای نیست که بتوان به‌سادگی از کنار آن گذشت. سخنان جناب کاتوزیان نشان می‌دهد که ایشان آنطور که بایسته و شایسته است با منابع ایران باستان، نظام‌های اجتماعی و سیاسی باستانی و… آشنا نبودند. برخلاف ادعای کاتوزیان، آثار بر جای مانده از ایران باستان اندک نیستند. نوشته را بخوانید: https://kheradgan.ir/p/23640

  • تأثیر حكمت زرتشتی بر فلاسفۀ پيش سقراطيان و افلاطون رضا امیری ۳۰ص #زرتشت #مقاله #دانش_ایران_باستان https://t.me/ketabkhaFFRF

  • видео или голосовое, без подписи

  • 5 авг.12733из IranianDDBastan

    در یک منبع چینی از سده‌ی ۱۱ میلادی، داستان پیامبر اسلام (بدون بردن نام شخصی) به شکلی متفاوت از منابع اسلامی ذکر شده است و این منبع، پیامبر اسلام را ایرانی می‌داند. هرچند استفاده از لفظ داشی/تازی برای عرب‌ها نشان می‌دهد که چینیان، اعراب را از طریق ایرانیان شناخته‌اند، اما در متن به یک هیئت سفارت عربی در سال ۳۴ از حکومت اعراب اشاره می‌شود که برابر سال ۶۵۵ میلادی و اواخر حکومت خلیفه عثمان است و ظاهراً چینیان این داستان را نیز از اعضای این گروه شنیده‌اند! ماخذ تصاویر: Kotyk, Jeffrey, 2024, Sino-Iranian and Sino-Arabian Relations in Late Antiquity, Leiden, Boston: Brill. @IranianDDBastan

کتابخانه FFRF — tgindex