پژوهشگاه ایرانشناسی
Статистикаشناسایی فرهنگ و پیشینهی ایران زمین به نام خداوند کیوان و هور که چشم بد از خاک ایران به دور
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 14
- Всего постов
- 1 547
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 851
- 1/48двое суток
- 975
- 1/72трое суток
- 1 051
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
آن کس که نان حرام ستمگر را خورده در برابر ظلم کور، از شنیدن فریاد مظلوم کر و در گفتن حق، لال می شود. #ایرانشناسی #پژوهشگاه_ایرانشناسی @atorabanorg
تبارشناسی نام "ترکیه" #ایرانشناسی #پژوهشگاه_ایرانشناسی علیرضا غفاری حافظ با فروپاشی دولت عثمانی که مبنای آن بر حول محور ادامه خلافت عثمانی و گرد آمدن کلیه مسلمانان در زیر لوای خلیفه واحد و جهاد با کفار و مسلمان کردن یا جزیه گرفتن از آنها به حیات خود ادامه داده بود سرزمینهای باقی مانده که عموماً در قلمرو آسیای صغیر یا آناتولی بودند، با بحران هویتی جدی رو به رو شدند و در موج ناسیونالیستی که در جهان آن روزگار به تفکر غالب درآمده بود، فرهنگ غالب که دولتمردان عثمانی نیز از آن طیف بودند مجال بروز یافت. در همین دوره بود که هویت و حتی زبان تركى پا به عرصه حیات گذاشت. (۱) در سال ۱۹۲۱ با مهندسی ملت جدید "ترک" که نوع جدیدی از خرده امپریالیسم محلی بود، سایر ملت های قدیمی ساکن در آناتولی به صورت خشن سرکوب و یا با سیاست های فرهنگی مورد استحاله قرار گرفتند. و در همین زمان بود که کشور جدیدی با نامی نا آشنا به نام "ترکیه" در عرصه سیاسی ظاهر شد. کلمه ترک در این نام واژه ای ناآشنا نبود؛ (۲) اما پسوند "ـیّه" مانند بسیاری از نامجاهای آناتولی، ریشه یونانی و سپس لاتین داشت. (۳) سرزمینی متشکل از اقوام متعددی مانند ترک ها، کردها، ارمنی ها، یونانی ها و... که حاضر به اعطای حقوق بدیهی سایر ملت ها نبوده و سعی در ذوب آنان داشت، به زودی با نام خود مشکل پیدا کرد و چنان که اخیراً دیده می شود این اعتراض ها به فضای رادیو - تلویزیونی و حتی به صحن مجلس نیز کشیده شده است. (۴) اما بر خلاف نظر بسیاری از منتقدین واژه "ترکیه" توسط طیف فکری "گنج تورکلر" و طرفداران آتاترک یا خود وی ساخته نشده است. پیش از آن حکومت مملوکان که از سال ۶۴۸ تا ۹۲۳ هجری حکومت مصر را بر عهده داشتند در برخی منابع با نام "دولة الترکیة" شناخته شده اند. (۵) ولی پسوند الحاق شده بر نام ترک (۶) در این جا پسوندی عربی و اسمی بود و نه یونانی و مکانی. اما ریشه کهن تری که از واژه ترکیه شناخته شده است به کتاب "چهل مجلس" نوشته "علاءالدوله سمنانی" (درگذشته به سال ۷۲۴ هجری) بر می گردد که از ترکیب کلمه ترک و تاء تانیث عربی، در ذکر کنیزک ترک دیده می شود: "امروز کنیزکی و سریتی از پیش سلطان می آورند و حق من است، به کسی دیگر ندهی! چون ساعتی برآمد، شخصی آمد و کنیزکی را بیاورد که شیخ به هرکس که داند بدهد. شیخ زنگی را طلب کرد و به او داد. و اکنون فرزندان او همه ترک چهره اند که از آن ترکیه اند". (۷) با این تفاصیل پیداست که ریشه نام کشور ترکیه به اوایل قرن بیستم می رسد اما ریشه کلمه ترکیه به چندین سده دورتر راه پیدا می کند که برخلاف پندار غرورآمیز و سخنان پرطمطراق ملی گرایان تندرو ترکیه گاه مفهومی تحقیرآمیز داشته است. پانوشت ها: (۱) زبان محاوره ای و مکاتبه ای عثمانی زبانی "پیجین" یا "کرئول" محسوب می شد که از آمیختگی زبان های فارسی و عربی و ۲۵% لغات ترکی تشکیل یافته بود و معیار واحدی نیز برای این زبان مشخص نبود. (۲) هر چند که این نام در عثمانی و سایر جاها بار معنایی منفی داشت. در آذربایجان هنوز هم به افراد ساده لوح و بی سواد "تؤرکی سایا" گفته می شود که به معنی "ترک مانند" است. شبیه این وضعیت در بین اعراب نیز دیده می شود که به اقوام وحشی عرب "اعرابی" گفته می شود و این مورد در قرآن نیز دیده می شود. و نیز نگاه کنید به: در نشست «تُرک اوجاقی» مطرح شد: در عثمانی عناوین تحقیر آمیز برای تُرکها استفاده می شد http://www.azariha.org/?lang=fa&muid=53&item=955 ۳- Latin -ia and Ancient Greek -ία (-ía), -εια (-eia) این پسوند در بسیاری از نامجاهای جهان دیده می شود: سوریه، سیبریه، قسطنطنیه و در تلفظ نامهای بین المللی مانند Algeria, brazilia, India و غیره ۴- مناظره یوسف خلیج اوغلو و عایشه حر در خصوص مفهوم ترک: عایشه حُر: نام ترکیه نخستین بار در 1921 استفاده شد/ خلج اُغلو: ویژگی های اخلاقی منشاء نژادی دارند http://www.azariha.org/?lang=fa&muid=53&item=978 عضو ارشد حزب عدالت و توسعه: چیزی به اسم تُرک وجود ندارد http://www.azariha.org/?lang=fa&muid=53&item=954 ۵- برای مثال کتاب التحفة الملوکیة فی الدولة الترکیة نوشته بَیبَرس منصوری (متوفی ۷۲۵)، که خود سپاهی و دولتمرد و مورخ مملوکی بود و رویدادهای ۶۴۷ تا ۷۱۱ را به صورت سالشمار به رشته تحریر درآورده است. (چاپ عبدالحمید صالح حمدان، قاهره ۱۴۰۷/ ۱۹۸۷). ۶- چنان که دیده می شود در این جا نیز اقلیت ترک که بنا به حقایق صریح تاریخی باز در خیل آنان چرکسها و ایرانیان نیز بودند بر اکثریت جامعه عرب و قبطی و... حکومت می راندند ولی نام خود را به کل جامعه تحمیل کرده بودند. ۷- شیخ علاءالدوله سمنانی؛چهل مجلس؛ تحریر امیر اقبال سیستانی؛ به اهتمام عبدالرفیع حقیقت؛ شرکت مولفان و مترجمان؛ تهران؛ ۱۳۵۸؛ مجلس چهل و سوم؛ صفحه ۱۱۸ @atorabanorg
اعلی حضرت بلاش یکم شاهنشاه ایران تاج پادشاهی ارمنستان را بر سر برادرش تیرداد یکم میگذارد. ◻️نگارگر: کارن ویرابیان هنرمند ارمنی
شکسته شدن بیعت رومیان با موریس امپراتور روم و فرستادن چوبه دار عیسی از اورشلیم به نزد خسرو پرویز #مسیحیت_در_ایران #کتاب_مرجع #ساسانی #ایرانشناسی خسرو شنید که رومیان بیعتشان را با موریق شکسته و او را کشته اند، بسیار برانگیخته شد و آن را زشت دانست و در خشمی گران فرو رفت. وی به پسر موریق که به سایه او گریخته بود، پناه داد، و تاج بر سرش نهاد و او را پادشاه رومیان بشناخت (۱) و آنگاه او را با سپاهی گران به سالاری سه تن از سرداران خود، باز فرستاد.(۲) از این سرداران یکی به نام رمیوزان (۳) بود که خسرو او را به شام روانه کرد که آنجا را بگشود (۴) و تا سرزمین فلسطین برفت.(۵) او به شهر اورشلیم در آمد(۶) و اسقف آنجا و کشیشانی که در آن شهر بودند و دیگر مسیحیان را بگرفت و آنان را در مورد چوب دار عیسی که در جعبه ای زرین نهاده و در باغی به زیر خاک کرده بودند و روی آن سبزی کاشته بودند، سخت بازخواست کرد تا اینکه آنان نهانگاه آن را بدو نمودند. وی آن جای را بکاوید و دار را به دست خود بیرون آورد و پیش خسرو فرستاد و این در بیست و چهار مین سال پادشاهی او بود.(۷)(ص ۱۹۱ _ ۱۹۲) تعلیقات: ۱) شایعه بوده است، نک. نولدکه، همانجا و بازورث - طبری، ص ۳۱۷، ی ۷۴۳. ۲) خسرو مدتها پیش منتظر بود فرصتی یابد و به امپراتوری روم تازد. واقعه موریس و پناه بردن شاهزاده خیالی(؟)، این فرصت را بدو داد. ۳) این نام تحریفی است از لقب رَزمیوُزن «جنگجو» ( واژه «رزم یوز» را در فردوسی داریم)، که به ریختهای گوناگون آمده است: به ارمنی رُميزُن (Romizon) و ایرَزمَن (Erazman)، به سریانی رومیزان (Rõmīzān) و حتی روزی بهان (رُزیِ بَهن!)؛ سبئوس در یک جا به درستی خُرِئم رزمیزن دارد( ترجمه، ص ۶۸)، و تئوفانس (ص ۲۰۲) خُریانیس رَسميوزن، و تومانس ارتسرونی خرییم رزمَيوزن (Xorem Razmayuzan) = فرخان رزمیوزن آورده اند. موسی دسخرونی (دوم، بند ۱۰= ترجمه، ص ۷۷) می گوید: وقتی خسرو پیروزیهای درخشان این سردار را، که به غرب فرستاده بود، دید «او را که نام حقیقی اش خرئم [Xoream = فرخان] بود هر از گاهی به نامی ستایش آمیز لقب داد: گاهی او را رزمیوزن (رزم جو) می خواند و گاهی شهروَرَز (Sahrvaraz) (شهروراز [یعنی، ورازِ ایرانشهر]) می نامید». این گواهی بود که بالاخره کلید مشکلات عدیده مربوط به این نام و ارتباطش با دو سردار دیگر را به دست داد و معلوم شد که فرخان، هم رَزمیوزن لقب داشته است و هم [ایران-] شهروراز، نک. نولدکه، ترجمه تاریخ بی نام گوئیدی، ص ۲۴، ی ۴( و نولدکه - طبری، ص ۲۹۰، ی ۳)؛ یوستی، نامنامه ایرانی، ص ۶۰ گرگوار، «قهرمانان گمنام شرکان و رومیزان»، با هوشیاری تمام متوجه شد که داستان بسیار دلکش و بلند شرکان و رومیزان در هزار و یک شب از قصه های رایج درباره این سردار درست شده بوده است و با داستانهای سرداران دیگر خسرو در آمیخته است. یکی دیگر از سرداران بزرگ خسرو را «شهر پلنگان»، یعنی «پلنگ ایرانشهر»، لقب بود (سبئوس، ترجمه، ص ۶۶)، که به ارمنی شهر پلنکن (šahrplankan) و به یونانی سَرَبلنگاس (Sarablangās)(تئوفانس، ترجمه، ص ۴۴۱ و بعد) نوشته اند، نک. نولدکه - طبری، ص ۲۹۲، ی. ۴) منابع مربوط به جنگهای خسرو را راولینسن و نولدکه و اشتاین و هوارد - جانستن و دیگران به دقت بر رسیده اند، و مجموعه ای از آنها در ترجمه انگلیسی با تفسیر و ارجاع به تحقیقات جدید را در گریت رکس - لیو، ص ۲۳۷-۱۸۲ می یابید. این اثر اخیر کار ارجاع تفصیلی به مراجع را در اینجا رفع می کند. سوریه در ۶۰۶ م فتح شد: تئوفانس، ترجمه، ص ۹۹ و ۲۹۳ و ۲۹۵. درباره این لشکر کشی نک. پایین تر، ی ۱۰۳۰. ۵) انطاکیه خود تسلیم شد (سبئوس، ترجمه ۶۲). دمشق در ۶۱۳م گشوده شد.. ۶) این واقعه در تابستان ۶۱۴م اتفاق افتاد، و در مورد آن چند روایت عمده در دست داریم، که یکی را - که به عربی است - پیترز در مجموعه انتشارات دانشگاه سن ژوزف بیروت، ج ۹، ۱۹۲۳ چاپ کرده است. منابع دیگر عبارت اند از: تاریخ پاسکال (ترجمه، ص ۱۵۶)؛ نیکوفوروس (فصل ۱۲)؛ تئوفانس (با تاریخی که یک سال عقب است) و سبئوس، فصل ۴. بهترین روایت از آنِ یک شاهد عینی به نام آنتیوخوس استراتگیوس است که به نام فتح اورشلیم به دست ایرانیان با ترجمه فرانسوی و تفسیر تاریخی توسط گاریته به سال ۱۹۶۰ چاپ شده است، و در آن می گوید که ایرانیان اسرا را واداشتند صلیب منسوب به عیسی را له و پایمال کنند. این روایت از شاهد عینی مخالف فرستادن صلیب به ایران و بازگشتن آن در ۶۲۹ م است. اگرچه هم ایرانیان آن زمان و هم مسیحیان نفع خود را در آن می دیده اندکه بگویند صلیب حقیقی باز گردانده شد. ۷) مقصود از اسقف، بطریق زکریاست.(ص ۶۱۷ _ ۶۱۸) 📚بن مایه: شهبازی، علیرضا شاپور. تاریخ ساسانیان (ترجمه بخش ساسانیان از کتاب تاریخ طبری و مقایسه آن با تاریخ بلعمی). ترجمه و تحقیق و تعلیقات علیرضا شاپور شهبازی. مرکز نشر دانشگاهی . سال ۱۳۸۹ @atorabanorg
بدرود پهلوان آواز ایران درگذشت حسین خواجهامیری با نام هنری ایرج خواننده موسیقی سنتی ایرانی را به تمام دوستداران موسیقی تسلیت عرض می نماییم #ایرانشناسی #ترانه #تاریخ_ایران به ایرج لقب «پهلوان آواز» را دادهاند و در میان طرفدارانش با این لقب شناخته میشد. @atorshiz
پژوهشگاه ایرانشناسی pinned Deleted message
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
افلوطین فیلسوفِ بزرگِ نوافلاطونی برای آشنایی با فلسفهی ایرانی به لشکرِ امپراتور گوردیانوس پیوست، فردریک چارلز کاپلستون #ساسانی #دانش #پژوهشگاه_ایرانشناسی زادگاهِ افلوطین نامعلوم است، زیرا اوناپیوس آن را لوکون و سوئیداس لوکوپولیس دانسته است. در هر حال وی در حدودِ سالِ ۲۰۳ یا ۲۰۴ میلادی در مصر متولد شد(فورفوریوس ۲۰۵/۶ را بهعنوانِ سالِ تولدِ وی ذکر میکند). فورفوریوس به ما میگوید که افلوطین در درسهای استادانِ مختلف در اسکندریه به نوبت حاضر میشد، اما آنچه را میجست نمییافت تا اینکه به آمونیوس ساکاس برخورد، و در این هنگام در حدودِ بیستوهشت سال داشت. وی تا ۲۴۲ شاگردِ آمونیوس باقی ماند. در آن سال در لشکرکشیِ امپراتور گوردیانوس به ایران شرکت کرد تا با فلسفهی ایرانی آشنا شود. اما چون گوردیانوس در میانرودان[بدست ایرانیان] کشته شد و لشکرکشی به نتیجه نرسید، افلوطین راهِ رُم را در پیش گرفت و در چهل سالگی به آنجا رسید. 📚 تاریخ فلسفه(۹ جلدی)، فردریک چارلز کاپلستون، ج ۱: یونان و روم، ترجمهی سید جلالالدین مجتبوی، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ هفتم ۱۳۸۸، ص ۵۳۳ @atorabanorg
видео или голосовое, без подписи
شاه سلطان حسین صفوی: بر ایران زمین گر منم شهریار شهنشاهیم داده پروردگار نیارد چرا شاه ترکان خراج ز قیصر نگیرم ز بهر چه باج نبوسد چرا پیش تختم زمین اگر شاه هند است اگر شاه چین شهان را به کشورستانی است نام پی ملک جم بود باید،نه جام نشستن ز پا دشمن آرد به سر گرفتن به کف تیغ،به از سپر مرا رفت باید به هند و به چین به توران و بر هفت کشور زمین #صفویه #لفظ_ایران #ایرانشناسی #پژوهشگاه_ایرانشناسی 📚بن مایه:کتاب تحفه العالم فی اخبار سلطان حسین، نوشته مولانا ابوالقاسم بن ابوطالب میرحسینی فِندِرسکی مشهور به میرفندرسکی ،برگ ۸۷ @atorabanorg
آنشی گائو، بودای ایرانی #اشکانی #ایرانشناسی #پژوهشگاه_ایرانشناسی آن شی گائو نخستین و پرآوازهترین مبلغ بودایی در تاریخ چین است. نام دقیق او روشن نیست، ولی آنشی تلفظ چینی ارشک است که به احتمال زیاد نام این شخصیت برجستهی ایرانی بوده است. برپایهی کتابهای چینی، او شاهزادهای اشکانی بود که از پادشاهی چشم پوشید و زندگانی خود را صرف آیین بودایی کرد. او پس از فراگرفتن باورهای بودایی به شرق آسیا سفر کرد و در سال ۱۴۸ میلادی در شهر لوئویانگ در مرکز چین سکونت گزید. آنشی گائو نخستین مرکز آموزش آیین بودا در چین را بنیان نهاد و به ترجمهی آثار بودایی به زبان چینی پرداخت. او طی حدود بیست سال ۱۷۶ متن بودایی را به زبان چینی ترجمه کرد و نقش محوری در گسترش آیین بودا در چین داشت. 📕 جعفری. محسن، اشکانیان فرمانروایان فراموش شده، تهران، ققنوس، چاپ اول ۱۴۰۲، ص ۱۰۰، سرفصل "دین بودایی و نقش ایرانیان در گسترش آن" @atorabanorg
видео или голосовое, без подписи
تجاوز دسته جمعی به سفیر انگلیس در اصفهان هنگام فتح این شهر توسط علیمردان خان بختیاری از سرداران سابق نادرشاه و از رقبای کریم خان زند #افشاریه #زندیه #پژوهشگاه_ایرانشناسی «خانه میرزا مصطفی نشیمن بالیوز انگلیز [سفیر انگلیس] بود و لرهای بسیار در آنجا هجوم نموده بودند و اموال آنجا را به غارت بردند. بالیوز[یعنی سفیر] از راه خوف از درخت بالا رفت او را به ضرب سنگ از درخت بزیر آوردند و چون بالیوز جوانی بود خوش شکل و شمایل و معشوقیت[دلربایی] تمام داشت ، آن لران بی مروت به زور و ضرب آنقدر با آن دلارام پری سیما و طی نمودند که از ضرب عمود های لحمی آن بی تمیزان سپر شحمی آن محبوب چاک چاک گردید و در میان خون غوطه ور گردید ، و نزدیک به هلاکت رسید، در آن حالت آشنائی در رسید و او را از دست لران رهائی بخشید و تا یک سال تمام ، جراحان با مهارت به معالجه او پرداختند تا آن نازنین را صحیح و سالم ساختند.» 📚بن مایه:رستم التواریخ ، محمد هاشم آصف رستم الحکما، برگه ۲۵۱ @atorabanorg
رزم سهراب و گردآفرید سهراب در مقابل قلعه مرزی سپید دژ می ایستد و از ایرانیان مبارز می طلبد ، هژیر فرمانده دژ به جنگ او می رود اما شکست میخورد. سپس گردآفرید به میدان می رود و در میانه جنگ کلاهخود از سر او بر زمین می افتد و سهراب آگاه میشود که جنگاور ایرانی دختر است. ◻️نگارگر: یوزف روتر (۱۸۶۷–۱۹۳۷) ◻️تصویر از کتاب مصور رستم و سهراب از شاهنامه فردوسی ،این کتاب که به زبان ترکیِ آذربایجانی، توسط عباس آقا نذیر (Abbas ağa Nazir) بهصورت نظم ترجمه شده است، در سال ۱۹۰۸ میلادی (۱۲۸۶ خورشیدی) در تفلیسِ گرجستان، توسط انتشارات گایرت مطبعهسی (Gayret Matbaası) منتشر شده است. #شاهنامه ◻️آدرس صفحه اینستاگرام: https://www.instagram.com/negargari__iran?igsh=b3RuMWVidmR1amRi @negargari_iranian
видео или голосовое, без подписи
«کریم خان زند اتحاد پیشنهادی مهرعلی خان تکلو از همدان را رد کرد. مهرعلی که دو بار از زندیان شکست خورده بود، از حسنعلی خان، والی اردلان[ منطقه کردستان] مدد خواست. به مدت شش هفته، تاکتیکهای جنگ و گریز سواران زند، کردها را به ستوه آورد تا اینکه شورشی در داخل، والی را مجبور به عقبنشینی کرد. کریم خان اکنون به رقیب پیشین خود، زکریا خان، که بروجرد و کزاز را در اختیار داشت، و ۲۰۰۰ سواره نظام از قبیله قراگوزلو از ناحیه همدان داشت پیوست. آنها با هم به سمت جنوب، به گلپایگان، نقطهای استراتژیک در جاده اصفهان، که همچنین مرز گسترش علی مردان خان بختیاری به سمت پایتخت سابق[اصفهان] بود، لشکرکشی کردند. کریم خان یک نیروی بختیاری را شکست داد و گلپایگان را تصرف کرد. با این حال، او بلافاصله مجبور شد برای مقابله با حمله دیگری از مهر علی خان به سمت شمال حرکت کند. او قاطعانه تکلوها را شکست داد و همدان را تصرف کرد.» #زندیه #ایرانشناسی #پژوهشگاه_ایرانشناسی 📚: Karim Khan Zand , John R.Perry, P_21 @atorabanorg
وظایف پلیس دربار #هخامنشی #ایرانشناسی پلیس ویژهی دربار و یا《چشم و گوش شاه》اعضای مهم و سیاسی حکومتهای هخامنشی و نیز ساسانی را تشکیل میدادند. رئیس آنان《سَپَک》(چشم پادشاه)نام داشت که در جریان سیاسی و اوضاع اجتماعی کشور نقش مهمی ایفا میکرد. وظایف این اداره نظارت بر اعمال کارکنان کشوری و لشکری در سراسر کشور بود. آنان میتوانستند دربارهی نحوهی ادارهی کشور، حسن و یا سوء رفتار ماموران دولتی و دیگر امور کشوری، نظریه و برداشت خود را به شاه گزارش دهند. این اداره دارای کارمندان متعدد بود که با فرمان شاه از دستگاههای دولتی پایتخت و یا ایالات، بازرسی به عمل میآوردند و نتیجهی کار را در یک《پیک》یا لوحهی گزارشی ثبت میکردند. کار این گزارش، معمولا ماهانه انجام میشد و حاوی جزئیات امور هر روز بود. مقام《سَپَک》یکی از عالیرتبهترین مقام دستگاه دولتی بود. وی هنگام مسافرت هم در معیت پادشاه بود و عملا حفاظت از شاه نیز بر عهدهی او بود. به همین سبب این مقام یکی از محرمترین افراد دربار محسوب میشد. علاوه بر دستگاه بازرسی شاهنشاهی، ادارهی دیگری وجود داشت که عهدهدار امور مخفی و امنیتی کشور بود و ریاست آن را شخصی با منصب《گَوشَکه》(گوش پادشاه)برعهده داشت که میتوان این شغل را بهعنوان ریاست آگاهی تلقی کرد.(ج ۱_ص ۵۳۴) 📚بن مایه: میراحمدی.مریم، تاریخ تحولات ایران شناسی ،تهران، طهوری، ۱۳۸۹ @atorabanorg
کفتار تاریخ دشمن دیروز دشمن امروز دشمن آینده @atorabanorg
видео или голосовое, без подписи