tgindex
تاریخ اشکانیان | Aškānān gāhnāmag

تاریخ اشکانیان | Aškānān gāhnāmag

Статистика
@Arsacid_ChronicleВидеоперсидский

📜Aškānān ōhibbūd! بازبینی و بررسی آکادمیک تاریخ اشکانیان و عناصر مربوط به آن(هخامنشیان-سلوکیان-کوشانیان-ساسانیان) از این کانال حمایت کنید: t.me/boost/Arsacid_Chronicle گروه: https://t.me/Arsacid_Chronicle_GP همچنین بنگرید به : @Achaemenid_Heritage

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
30
Всего постов
33
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Видео (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
5 778
+14 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
367
25 постов
Вовлечённость
6,4%
к подписчикам
Постов в день
4,3
всего 33
Упоминаний
2
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
325
1/48двое суток
372
1/72трое суток
401

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 🔶خلاصه اقدامات و تاریخ کل حاکمیت بلاش اول (۵۱–۷۷/۷۹ میلادی) به روایت گرگوراتی بلاش اول پس از یک دوره بحران سیاسی بزرگ به قدرت رسید؛ پدرش ونن (ونون) سال‌های زیادی پادشاه ماد آتروپاتن بود و احتمالاً فقط چند ماه در سال ۵۱ میلادی بر ایران اشکانی حکومت کرده بود، اما در همان سال بلاش جانشین پدر شد و برای مدت طولانی با معیارهای شایسته اشکانیان حکومت کرد. او از نقشه‌ای که توسط اردوان دوم ترسیم شده بود، پیروی کرد و به ویژه تلاش کرد تا حمایت مهمترین پادشاهی‌های تابعه را برای پادشاه خود به دست آورد. او در این مسیر، دو برادرش یعنی تیرداد و پاکر (پاکور) را به ترتیب در ارمنستان و ماد آتروپاتن به عنوان پادشاه بر تخت سلطنت نشاند. به این ترتیب بلاش ثبات را در رأس ساختار دولت برقرار کرد و کل شاهنشاهی را تثبیت نمود (Tac. Ann. 15.2). این بهبود سیاسی، اشکانیان را قادر ساخت تا در یک حمله نظامی موفقیت آمیز به ارمنستان (۵۴-۶۶ میلادی) بود با روم روبرو شود. این درگیری در ارمنستان با غصب تاج و تخت ارمنستان توسط رادامیستوس، پسر پادشاه ایبری قفقاز (گرجستان)آغاز شد. برای بلاش اول این نقض توافقات قبلی بین روم و پارت در مورد ارمنستان بود. بنابراین او احساس آزادی کرد که به پادشاهی حمله کند و تاج و تخت را برای اشکانیان و برادر کوچکترش ادعا کند. جنگ برای رهبری روم اجتناب ناپذیر بود. امپراتور نرو، دومیتیوس کوربولو ژنرالی که پیش از این، شایستگی نظامی خود را در ژرمانیا نشان داده بود به رهبری این عملیات نظامی منصوب کرد (Tac. Ann. 12.8). این ژنرال به ارمنستان حمله کرد، کنترل شهرهای بزرگ آرتاشسیه و تیگران‌کرت را به دست گرفت و تیرداد اشکانی پادشاه ارمنستان (۵۴ـ۵۹ میلادی) را بیرون راند. تیرداد که از پادشاهی خود، که عنصری حیاتی در ساختار جدید دولتِ طراحی شده توسط برادرش بود محروم شده بود، در مقابل کل دربار اشکانی اعتراض کرد و پادشاه بزرگ را به عدم تلاش کافی برای محافظت از خدمتگزارانش متهم کرد (Tac. Ann. 15.1). این اتهام با زیر سوال بردن اعتماد بین پادشاه بزرگ و رعایای او خطر نابودی کل ساختار حکومتیِ طراحی شده توسط بلاش را به همراه داشت. بلاش مجبور شد جنگ را با عزم راسخ از سر بگیرد و در سال ۶۲ میلادی موفق شد با تسلیم سازی فرماندار تازه منصوب و متکبر کاپادوکیه (کازنیوس پائتوس) در نبرد راندیا، او را به دام بیندازد. پس از پیروزی اشکانیان در نبرد راندیا، تیرداد مجددا اجازه یافت تا پادشاه ارمنستان شود و به روم سفر کرد تا تاج را از دست نرون در یک مراسم عمومی دیدنی بگیرد (Tac. Ann. 15.31–2; Cass. Dio 63.1–7). پس از توافق دو امپراتوری برای چند دهه به طور مسالمت آمیز در کنار هم زندگی کردند. این دوره، دوره ای از رونق برای اشکانیان بود که تنها با حمله قبایل آلان در سال ۷۲ میلادی که ارمنستان و ماد را ویران کردند و احتمالاً از رشته کوه قفقاز عبور کردند قطع شد (Joseph. Bell. Jud. 7. 244–51). بلاش اول اهمیت تجارت بسیار پرسود و طولانی مدت را که از طریق خشکی و دریا، شرق آسیا و هند را با سواحل مدیترانه متصل می‌کرد و از بسیاری از مهمترین شهرهای اشکانی عبور می‌کرد درک کرده بود. بنابراین، او شهر بلاشیه(بلاش‌کرت) را در جنوب سلوکیه در کنار دجله تأسیس کرد تا انحصار شهر یونانی را در فعالیت تجاری بشکند. تحقیقات اخیر سکه‌شناسی نشان داده است که بلاش اول تا سال ۷۹ میلادی سکه ضرب می‌کرد و پسر جوانش پاکر (پاکور دوم) را در سال‌های آخر سلطنتش با خود بر تخت سلطنت نشان می‌داد. ‌ 📚| Gregoratti, L. (2018). The Encyclopedia of Ancient History Vologases I of Parthia. (Link) ‌ @ARSACID_CHRONICLE

  • 🔶مجموعه پست های اصلی درباره پادشاهان ایرانی خاراکنه(هییسپائوسین ها و اشکانیان) ‌ 🔹نقشه کلی پادشاهی خاراکنه 🔹استقلال پادشاهان میشان/خاراکنه؟ 🔹آیین بومی میشان 🔹آیین مندایی و هیسپائوسین ها 🔹احیا سنت های سلوکی در بابل توسط هیسپائوسین 🔹 خیزش هیسپائوسین به روایت متون بابلی 🔹فتح میشان توسط بلاش چهارم 🔹توضیحات جامع کوسمین درباره هیسپائوسین 🔹استفاده از تقویم اشکانی بجای سلوکی توسط آتامبلوس چهارم 🔹مهرداد اشکانی پادشاه خلیج فارس ‌ @ARSACID_CHRONICLE

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • 🔶 سلوکوس نیکاتور نماینده ایرانیان؟ در شماری از پژوهش‌های امروزی، بابل به‌عنوان تکیه‌گاه واقعی و اصلی قدرت سلوکوس در تلاش او برای ایجاد دولت معرفی شده است. اما به نظر می‌رسد اگر رویدادهای شناخته‌شده و منابع مرتبط با آنها را بررسی کنیم، این برداشت چندان قابل دفاع نیست. درست است که سلوکوس در بابل می‌توانست بر حمایت نیرومند جمعیت بومی حساب کند؛ اما اندکی پس از ورودش به بابل در سال ۳۱۲ ق.م ، ناچار شد شهر را ترک کند تا با نیکانور بجنگد. سلوکوس پس از پیروزی شگفت‌انگیز خود در رود دجله، در ایران غربی باقی ماند و شوش، ماد و پارس را تحت فرمان خود درآورد. پارت نیز احتمالاً برتری یا حاکمیت عالی او را پذیرفت؛ البریخت نتیجه میگیرد حامیان اصلی سلوکوس نه جمعیت بابلی بلکه اشراف ایرانی بودند! در واقع ایرانیان قابلیت کنار زدن و جنگ با همه سرداران مقدونی در جنگ های دیادوخوی را نداشتند، بنابراین تصمیم گرفتند نماینده ای نزدیک به آرمان های خود میان آنها انتخاب کنند‌. Olbrycht, M. J. (2004). CREATING AN EMPIRE: IRAN AND MIDDLE ASIA IN THE POLICY OF SELEUKOS I. 231-233. @ARSACID_CHRONICLE

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • 🔶اشکانیان از دیدگاه مورخین معاصر خود: دولت متمدنانه یونانی یا ظالم ایرانی؟ محققین باستان بمانند پوزیدونیوس و پلوتارک با اینکه به وجود اثر فرهنگ یونانی در شرق فرات اشاره کردند، اما تعهد به آن و وجود هرگونه تأثیر واقعی فرهنگ یونانی بر اشکانیان را انکار میکردند‌. اشکانیان حداقل تا حدی وارثان سلوکیان بودند(بکار گیری زبان یونانی، القاب و...) اما اینها در دیدگاه مورخین معاصر نادیده گرفته میشد؛ با اینکه بعضی محققان مدرن گاهی اوقات سلطنت اشکانی را در میان سلطنت‌های هلنیستی طبقه‌بندی می‌کنند، اما مورخین معاصران اشکانیان؛ هرگز دولت آنها را به عنوان یکی از پادشاهی‌های یونانی مآب حقیقی به رسمیت نشناختند؛ بلکه آن را ادامه دولت کهن پارسیان هخامنشیان می‌دانستند و ترسیم دربار منحط ظالم و پرتجمل از آنها، در امتداد روایت یونانی رایج از دربار تجمل گرا و فاسد هخامنشیان بود. Charlotte Lerouge-Cohen (2013). Le banquet des Arsacides d’après les sources grecques. Le banquet du monarque dans le monde antique. C. Granjean, Chr. Hugoniot, Br. Lion éd., Tours. pp. 209-211. @ARSACID_CHRONICLE

  • 12 авг.3501011

    قوم‌زایی عرب‌ها: از قرن نهم پیش از میلاد تا ظهور اسلام و از دوران عباسی تا به امروز از منظر دستوری، «عربی» یک صفتِ نِسبی (صفت بیانگر وابستگی) برگرفته از واژه «عرب» است؛ اصطلاحی که به مردمی خاص در خاورمیانه اشاره دارد. اما این امر پرسش دیگری را پیش می‌آورد:…

  • 12 авг.3211111

    🐫 طبق آخرین شواهد علمی: «هویت قومی عربی، پیش از اسلام وجود نداشت» - بخش دوم در واقع، از دیدگاه پژوهش دانشگاهیِ مدرن، هنگام بحث درباره عربستان پیش از اسلام نباید واژه «عرب‌ها» را به‌طور دلخواه به کار برد، زیرا بسیاری از مردمانی که در آنجا زندگی می‌کردند، به…

  • 12 авг.5231412

    🔶بیماری و وضعیت نامناسب سلامتی پادشاهان بطلمیوسی مطالعات اخیر اساس ارثی برای سندرم آپنه خواب برای اعضای دودمان بطلمیوسی توصیف کرده‌اند که توسط گزارش‌های تاریخی پشتیبانی می‌شود؛ شواهدی ارائه نشان می‌دهد چندین عضو بطلمیوس، خانواده سلطنتی که از ۳۰۵ تا ۳۰ ق.م بر مصر حکومت می‌کردند، از چاقی و اختلال تنفسی در خواب رنج می‌بردند. بیشتر این اطلاعات توسط فیلسوف و مورخ یونانی آثنائوس (۱۷۰-۲۳۰ ق.م) گزارش شده است. مگاس چاق: آثنایوس گزارش داده است که مگاس «در روزهای آخر عمرش توده‌های عظیم گوشتی داشت؛ در واقع او خود را خفه کرد و مرد.» بطلمیوس دوم و خواهرش آرسینوئه سوم: هردو بسیار چاق بودند. بطلمیوس دوم مرد پرانرژی نبود و از فعالیت بدنی بیزار بود. اگرچه تا سن ۶۲ سالگی زندگی کرد، اما در بیشتر عمرش از بیماری رنج می‌برد. بطلمیوس چهارم فیلوپاتِر: او مردی کم تحرک چاق توصیف میشد که حتی با معیارهای معاصرانش نیز به عنوان فردی عیاش و تنبل شناخته میشد . کالوین ولز گزارش داده است که او چاق بوده و در بی‌حالی همیشگی، شاید به دلیل بیماری مزمن، رنج می‌برده است. بطلمیوس پنجم اپیفان: او نیز به چاقی مفرط مبتلا شده و در رویدادهای اجتماعی و سیاسی از خوابیدن استفاده می‌کرده است آثنائوس نوشت: «روزی، آریستومنس نخست وزیر و مشاور ارشد او، وقتی پادشاه در یک مهمانی دیپلماتیک چرت می‌زد، گستاخانه او را بیدار کرد. بطلمیوس ششم فیلومتر: او توسط پولیبیوس به عنوان « مرد خوب و مهربان و مستعد بی‌حالی و بی‌تحرکی» به تصویر کشیده شده است. یوستین اضافه می‌کند که او بسیار چاق و تنبل بود.  بطلمیوس هشتم اورجت دوم: او به طرز بیمارگونه‌ای چاق بود. اسکندریه‌ای‌ها علاوه بر نامگذاری او به Evergetes (نیکوکار)، او را Kakergetes (بدکار) می‌نامیدند و به دلیل چاقی و شکم بزرگش - «belly—“Physcon”» (حباب بزرگ). شکم بطلمیوس هشتم آنقدر بزرگ بود که دور آن از دو دست بازتر بود. برای پوشاندن شکمش، تونیک بلندی می‌پوشید که تا مچ پایش امتداد داشت و آستین‌هایش تا مچ دستش بود. به دلیل او به دلیل چاقی قادر به راه رفتن نبود، به جز یک مورد که برای ملاقات با اسکیپیون کنسول رومی آفریقایی رفت. کنستانتین کاوافی شاعر یونانی درباره چاقی او حتی شعر سروده. بطلمیوس دهم( الکساندر اول) او آنقدر چاق بود که در دو طرفش مردی بود که به او در راه رفتن کمک می‌کرد. او بیکار، مست و در سبک زندگی خود بسیار ولخرج بود. از این توصیفات مشخص است که چاقی در همه آنها وجود داشته و حداقل در چهار نفر از هفت پادشاه، گزارش‌هایی از خواب‌آلودگی در طول روز وجود داشته است. این سلسله احتمالاً اولین خانواده گزارش شده با اختلال تنفسی خواب بود که زمینه خانوادگی داشت. 📚| A. Michalopoulos, G. Tzelepis & S. Geroulanos. (2003) Morbid obesity and hypersomnolence in several members of an ancient royal family. @ARSACID_CHRONICLE

  • 12 авг.4471817

    مجموعه پست‌های مربوط به «هویت ایرانی» از آغاز تا اندکی پیش از ظهور اسلام 1. واژهٔ «ایران»؛ از ایرانی باستان تا زبان پارتی (لینک) 2. مایکل کوک: ایران یک مکان نیست (لینک) 3. توضیحات گراردو نیولی دربارهٔ سنت دینی ایرانیان (لینک) 4. شکل‌گیری «هویت ایرانی»؛ «اساطیر…

  • 🔶اردوان دوم دربرابر مخالفین سورنی و روم البریخت در طبقه بندی خود اشکانیان را به شاخه های مختلفی بمانند اردوانیان، سنتروکیان، فرهادیان و اشکانیان نو‌ تقسیم می‌کند، اردوان دوم پس از برتری یافتن به جبهه های دیگر بمانند فرهادیان و سنتروکیان و مستقر شدن شاخه…

  • تارکوندیموتوس حاکم شرق کیلیکیه: حاکم ضد اشکانی و وفادار روم تارکوندیموتو اول حدود ۱۰۰ سال ق.م در کیلیکیا متولد شد. ظهور او به قدرت منطقه‌ای در دوره آشفته فروپاشی سلوکیان در اواخر دهه هفتاد پیش از میلاد رخ داد. این دوره شاهد فتح تیگران ارمنستان (۷۴ ق.م)،…

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • تارکوندیموتوس حاکم شرق کیلیکیه: حاکم ضد اشکانی و وفادار روم تارکوندیموتو اول حدود ۱۰۰ سال ق.م در کیلیکیا متولد شد. ظهور او به قدرت منطقه‌ای در دوره آشفته فروپاشی سلوکیان در اواخر دهه هفتاد پیش از میلاد رخ داد. این دوره شاهد فتح تیگران ارمنستان (۷۴ ق.م)، دفع او توسط لوسیوس لیسینیوس لوکولوس (۶۹ ق.م) و احیای کوتاه مدت پادشاهی سلوکیان بود. به نظر می‌رسد که تارکوندیموتو حدود ۷۰ ق.م کنترل ارتفاعات کوه آمانوس در کیلیکیای شرقی یا علیا را به دست گرفت و در سال ۶۶ ق.م یا پس از آن، توسط گنائوس پمپئی به عنوان پادشاه یا دودمان محلی تأیید شد. با استفاده از کوه آمانوس به عنوان یک دژ طبیعی، نفوذ تارکوندیموتو به سمت غرب دره رودخانه پیراموس به سمت خلیج ایزوس گسترش یافت. اگرچه قلمرو او چندین شهر هلنی شده را احاطه کرده بود، اما به نظر می‌رسد که همه آنها تا حدودی حس خودمختاری را حفظ کرده‌اند. او در نهایت به عنوان متحد وفادار روم جایگاه خود را تثبیت کرد. Wright, N. L.(2010). Tarkondimotid responses to Roman domestic politics: from Antony to Actium. JNAA 20. pp. 73-76. @ARSACID_CHRONICLE