tgindex
دَرِ تَنگ | مصطفی نوذری

دَرِ تَنگ | مصطفی نوذری

Статистика

دانش‌آموز و معلم جامعه‌شناسی‌ام و اینجا درباره دین، خاورمیانه و آموزش مشق می‌کنم... @mostafa_nzr

Последний пост
10 авг.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
1
Всего постов
22
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Образование
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
627
−1 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
665
21 постов
Вовлечённость
106,1%
к подписчикам
Постов в день
0,1
всего 22
Упоминаний
4
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
478
1/48двое суток
547
1/72трое суток
590

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 10 авг.5392824

    🟠نقدی بر مصاحبه محمد فاضلی و نوید کلهرودی °به قلم یک معلم علوم اجتماعی° 🔶دکتر فاضلی در یکی از گفت‌وگوهای اخیرش، یک معلم علوم سیاسی را دعوت کرده تا درباره نسل زد گفت و گو کنند. اتفاق مبارکی که امیدوارم ادامه پیدا کند. اما چند نقد جدی به اظهارات میهمان برنامه وارد است که مایلم به عنوان معلم علوم اجتماعی/سیاسی همین مدارس در میان بگذارم. امید که گفت‌وگوی بالا، تنها دریچه شناخت برخی از دهه هشتادی‌ها نباشد... 🔶۱. تعمیم بر اساس مشاهدات محدود، خصوصاً در این شرایط چند پاره شده جامعه ایران، خطرناک و ناصواب است. مهمان در سراسر گفت‌گو، تجربه تدریسش در چند مدرسه غیرانتفاعی شمال تهران را هر بار با عبارت «این نسل اینطوری می‌اندیشد و آن طوری» ارائه می‌دهد. 🔸این نسل شامل بچه های غیر مراکز شهرها، بچه های بندرعباس و گرگان و جنوب کرمان هم هست. در همان مدارس خاص و کلونی شده هم، در مدرسه‌هایی که کلهرودی را در آن دعوت نمی‌کنند، نگرش‌های دیگری در حال بازتولید و بازسازی هستند. 🔶۲. در جهان معلمی نوید کلهرودی، نوجوان حزب‌اللهی اصلا وجود ندارد! او هنگام توصیف مصرف گرایی و اقتدارناپذیری و عادت به «لش کردن» و سطحی شدن دهه هشتادی ها، جانب توصیف علمی را رعایت کرده و ارزش داوری نمی‌کند. 🔸 اما همین که به نوجوان طرفدار جمهوری اسلامی می‌رسد، ناگهان نوجوانان تمام جهان نزد کلهرودی دو دسته می‌شوند: 🔸 یک عده «طرفداران سیستم» که آن ها را «پاک نیت‌های ساده‌اندیش» می‌نامد و ناگهان دهه هشتادی‌های روبروی این ها از بچه های اهل لش و کافه تبدیل می‌شوند به فیلسوفانی که شایگان می‌خوانند و جمهوری اسلامی را ناسازه نظری می‌دانند! و به جای مصدق طرفدار فروغی و قوام هستند!! نه یک نفر و دو نفر ها! می‌گوید «این نسل به جای شریعتی عاشق قوام‌اند» 🔸این صورت بندی کوتاه یک خطای ساده نیست. از قضا خطرناک است و منطق مشابه از آن در سطح وسیع، یکی از عوامل فاجعه دی ماه شد. این خطای خطرناک، «فکر زدایی، عدد زدایی و نهایتاً انسان زدایی» از یکی از طرفین دوپاره شده جامعه ایران است. 🔸حزب‌اللهی‌ای که نیست و اگر هم هست ساده اندیش است فرقی با گفتاری که همه معترضان را دستگاه امنیتی خارجی می‌بیند ندارد و هر دو صورت بندی، غیر از اینکه در کولونی های خاص برای گوینده لایک می‌آورد، ضد به‌روزی ایران است. 🔶۳. کلهرودی هنگام ارائه راه حل با گردن افراشته از «گسست» از همه تجربه های سیاسی قبلی ایران سخن می‌گوید. 🔸من فکر می‌کنم که این بی‌راه ترین نسخه‌ای است که در شرایط کنونی می‌توان برای نوجوانان پیچید. از قضا دم و دستگاه استعماری خارجی هم در این سال ها بسیار کوشید که همین را به جامعه ایرانی القا کند و بعضی راست‌های اقتصادی هم از لج چند شخصیت با آن ها همراه شدند: بی اعتبار سازی همه جریانات و مبارزان سیاسی معاصر و بازنمایی لحظه انقلاب ۵۷ به عنوان یک جنون آنی جمعی که این رهبران بر سر ایران آوردند. 🔸من با همه وجودم در کلاس های این مدارس سعی می‌کنم که بچه ها را به تجربه مبارزان سیاسی شریف صدسال اخیر اتصال بدهم. 🔸 فارغ از حب‌ام به بعضی و بغضم به برخی، می‌کوشم که از سید جمال تا مصدق و شریعتی و فروغی و دهخدا، از نهضت آزادی، سازمان مجاهدین صدر(نه مجاهدین پس از رجوی)چپ‌ خط امامی دهه شصت تا اصلاح طلبی دوم خردادی تا جنبش عدالت‌خواه حزب اللهی‌ها و توافق گرایی، بچه ها یک بار با دغدغه ها و پای‌مردی مردان اصیل این جریانات آشنا شوند. 🔸این ها سرمایه های ایرانند. آجر به آجر برای نفی استبداد داخلی و استعمار خارجی کوشیده‌اند و مهم ترین وظیفه هرکسی که با نسل جدید در ارتباط است، اتصال بچه ها به این میراث تاریخی و احترام به صداقت افراد صادق(حتی اگر مشی‌شان را نمی‌پسندیم) آن‌هاست. 🔸بیرون انداختن این تجربه صد ساله، هیچ تفاوتی با آن ساده‌اندیشی که نسخه‌اش برای ایران، یک انقلاب سوم و یک دوباره ساختن از صفر بعد از چند بار امتحان کردن این تجربه است، ندارد. 🔸به عنوان یک پژوهشگر نزدیک به اسلام انقلابی، از صورت بندی روابط بین‌المللِ هیچ تحلیل‌گر زنده‌ای به اندازه احمد زیدآبادی دور نیستم. اما احترام به مبارزان سیاسی برایم مهم است و همواره تجربه زندان رفتن و پشت نکردنش به ایران را حتی برای دانش آموزان حزب اللهی‌ام روایت می‌کنم. همانطور که همیشه درباره محمد توسلی بزرگ‌وار چنین می‌کنم. توسلی و زیدآبادی سرمایه ایران هستند. حتی اگر من با کلمه به کلمه تمام تحلیل هایشان مخالف باشم. این به نظرم، ارتفاع گرفتن از جناح‌بندی سیاسی و رعایت انصاف معلمی است و نیاز این نسل. 🔸امیدوارم در باقی میهمانان جوانی که دعوت می‌شوند، گفت‌وگو کمتر شکل پروموت برند شخصی و بیشتر صورت تحلیلی به خود بگیرد. 🔸بعد از این نقد ها مایلم از تجربه متفاوتم در آموزش علوم سیاسی این مدارس بنویسم... https://t.me/TheNarrrowGate

  • 🔶ژست شریعتی، بی قریحه شریعتی ✏️مصطفی نوذری اخیراً دار و دسته اقتصادی ها حملات جدیدی علیه شریعتی ترتیب داده اند. گفتمانی که این دوستان به آن تعلق دارند، سال هاست ادعا دارد که سخن گفتن از معیشت مردم و سازوکار توزیع ثروت در جامعه، مِلکِ طِلقِ آنچه به آن «علم اقتصاد» میگویند است و دیگر علوم اجتماعی را حقی در آن نیست. اما آیا همین مشروعیت و استقلال را برای سایر حوزه های علوم قائلند؟ 🔸فراتر رفتن از حوزه تخصصی و سخن راندن در حوزه های پیرامونی، کار سختی است. نیازمند «فرهیختگی» و تتبع عمیق در ادبیات سایر حوزه هاست. 🔸شریعتی خود چنین شخصیتی بود و چنین میکرد. اما بسیار از شما آقایان موفق تر بود. او حتی در جدلی ترین آثارش مانند تشیع علوی و صفوی، به طور حیرت انگیزی آثار خصم خود را مطالعه کرده و -بر خلاف مشهور- خط به خط با افرادی مانند مرتضی عسکری دیالوگ میکند و منطق ارجاع را رعایت. البته برای دیدن این ابعاد باید قدری از «هیجان زده شدن» در مواجهه با زبان ادبی شریعتی به سبک جوانی آقای طبیبیان خودداری کرد. 🔷در مقابل به منطق و دقت متون دو مورد از عزیزانی که احساس تکلیف کرده تا دست به نقد شریعتی بزنند توجه کنید: 1️⃣محمد طبیبیان اخیراً در کانال تلگرامی خود نقدی به شریعتی نوشته و در پایان گفته است: «یافته‌های جدید روان‌شناسی اجتماعی: آشفتگی ذهنی، زمینه‌ساز استبداد. در سال‌های اخیر پژوهش‌های فراوانی درباره کنترل رفتار جمعی از طریق دست‌کاری ذهن‌ها انجام شده است. خلاصه این پژوهش‌ها روشن است:هرچه آشفتگی ذهنی و اضطراب عمومی در جامعه بیشتر شود، جامعه مستعد استبداد و نظام‌های توتالیتر می‌شود.» 🔸آقای طبیبیان، علوم اجتماعی امروز خیلی فراتر از دوره تحصیل شما که فردی از خارج بیاید و بگوید «امروزه علم به این نتیجه رسیده است» تفاوت کرده. علوم اجتماعی نسبت به نیمه اول قرن بیستم متواضع تر شده و دقت آن هم بر روی مفاهیم و تکرار پذیری و تعریف عملیاتی متغیر ها، خیلی بیش از آن است که شما در کانال تلگرامی خودتان از کلمه «آشفتگی ذهنی»و ارتباط آن با علی شریعتی در مبهم ترین و کلی ترین حالت خود استفاده کنید. 🔸همچنین اگر دوست دارید پژوهش های «جدید» را ببینید، سری به آثاری بزنید که مرز میان «جامعه» و «دولت» را بر خلاف دوره تحصیل شما، پررنگ نمیبینند و از دوگانه های نظام توتالیتر/نظام دموکراتیک فاصله گرفته اند. 2️⃣قوچانی و کتاب روشنفکر مسلح 🔸قوچانی زحمت بیشتری کشیده و حداقل چند نقل قول از شریعتی آورده است، اما جالب است بدانید که در چارچوب نظری و عینک تحلیلی او که محوریتش بر گونه شناسی «اسلام سیاسی» و بنیادگرایی دینی است، چه رفرنس های اساسی ای وجود دارد؟ کتاب «اندیشه سیاسی در اسلام معاصر» اثر حمید عنایت. کتاب، کتاب خیلی خوبی است! فقط مشکل این است که در سال 1356 چاپ شده و در شمار نخستین آثاری که در این حوزه در ایران نگاشته میشوند. 🔸از آن زمان تا کنون درباره مفهوم شناسی اسلام سیاسی/بنیادگرایی دینی و نگرش های انتقادی به این نام گذاری ها در تیپولوژی انواع اسلام، صدها پژوهش معتبر انگلیسی و عربی و نهایتاً فارسی انجام شده. اما در کتاب اوکه بارها و بارها کلمه اسلام سیاسی و بنیادگرایی به میان کشیده میشود و به راحتی آب خوردن با تروریسم این همان میشود، تنها ارجاع های بیرون ذهن خلاق و قلم پر خیال جناب قوچانی، کتاب عنایت در سال 56 و البته دو کتاب از حمید احمدی در دهه نود است که اگر آن ها را هم بررسی دقیق کنید، متوجه میشوید که عمدتاً رونویسی از استاد خود، آقای عنایت است. 🔸در واقع محمد قوچانی در کتابش شریعتی را ذیل یک مفهوم پیچیده به نام «ایکس» صورت بندی کرده اما به نظر میرسد که مفهوم ایکس را از روی جزوه های دوره دانشجویی اش در کلاس حمید احمدی نوشته و حوصله دقت بیشتر نداشته است. 🔶بله آقایان. سخن گفتن در حوزه تخصصی خود متواضعانه تر است و فراتر رفتن و تبدیل شدن به روشنفکر عرصه عمومی، دشوار و نیازمند سختی و مطالعه وسیع و دقت و پذیرفتن چندی خطا و اشکال. 🔶شریعتی چنین بود و چنین میکرد و در همین یک متغیر و آنچه مایکل بورآوی به آن «جامعه شناس مردم مدار» میگفت(و نقل میشود که خودش در کنفرانسی در تهران شریعتی را مصداق جامعه شناس مردم مدار دانسته بود) جزو اشخاص درخشنده تاریخ معاصر ایران است. شما مایلید که همان کار را انجام دهید و چنان کنید. اما بسیار بی دقت تر و مبتذل تر. آن هم در عصر وفور ترجمه و مترجم و رفت و آمد و گوگل اسکالر و هوش مصنوعی. https://t.me/TheNarrrowGate

  • 25 июл.461511из hanifcenter

    🔉فراخوانِ پذیرش در مدرسه تابستانی «واسازی صهیونیسم و بازپس گیری امت اسلامی» در استانبول 🌐 چهارمین مدرسه تابستانی موسسه سیگا(مرکز مطالعات اسلام و امور جهانی) از تاریخ ۲۱ تا ۳۱ مرداد ماه ۱۴۰۵ در دانشگاه صباح‌الدین زعیم استانبول برگزار می‌شود. 🌐عنوان مدرسه تابستانی امسال «فراتر از فلسطین: واسازی صهیونیسم و بازپس گیری امت اسلامی» می‌باشد. 💠با هماهنگی به عمل آمده با موسسه سیگا، پذیرش دانشجویان ایرانی از طریق این فراخوان و مصاحبه متعاقب آن صورت می‌گیرد. 🥇🥈خانه علوم انسانی حنیف به دو نفر از داوطلبان دارای شرایط، کمک هزینه شرکت در مدرسه تابستانی اعطا می‌کند. 📌برای ثبت نام و درخواست کمک هزینه مدرسه تابستانه به این لینک مراجعه کنید. 📂 کاتالوگ جزییات برنامه‌های مدرسه تابستانه 🔴آخرین مهلت ثبت نام: سه شنبه ۶ مرداد ۱۴۰۵ 🟢اعلام نتایج: جمعه ۹ مرداد ۱۴۰۵ @hanifcenter

  • 6 июл.1 8374831

    🔴سیدعلی خامنه‌ای و سنگرهای امپراتوری رسانه‌ای: یک تجربه زیسته 🔸کودکی ما در نیمه دهه هشتاد و شمال تهران، با ورود ماهواره و ایجاد شکاف فرهنگی وسیع با پدر و مادران‌ مذهبی‌مان طی شد. 🔸جهان فرهنگی‌مان با جم تی‌وی و فارسی وان و اولین صورت بندی احساسات سیاسی‌مان با پارازیت کامبیز حسینی شکل گرفت‌. 🔸در دبستان به عنوان بچه خلاف‌کارهای مدرسه زد بازی و شاهین نجفی گوش می‌کردیم و در راهنمایی که زبان انگلیسی‌مان خوب شد آهنگ‌های مبتذل LMFAO. اگر می‌خواستیم خیلی فرهیخته باشیم به جای بالایی ها ادل گوش می‌کردیم و شب‌های اسکار و گلدن گلوب تا صبح مراسم را لایو تماشا می‌کردیم و عکس هیچکاک به دیوار اتاق‌مان می‌زدیم. 🔸هرچه بود، زندگی و مصرف فرهنگی‌مان هیچ ربطی به ایران و جنوب جهانی و خاورمیانه نداشت. 🔸به سید علی خامنه‌ای هم حتماً احساس خوبی نداشتیم. 🔸یادم می‌آید که با نیمچه استعداد لودگی‌ام در مدرسه در تمسخر و هجویه سرودن برای مقامات سیاسی جمهوری اسلامی طلایه‌داری می‌کردم. 🔸زمان گذشت و مسیر فردی‌ای را در علوم‌انسانی طی کردم و جای دیگری ایستادم که استعمار اندیشی و هویت دینی و توسعه ایران در آن مهم بود و نگاهم به این فرد نیز تغییر کرد. اولین باری که در عید نوروز در خانه اقوام پای سخنرانی نوروزی رهبر شهید نشستم را یادم هست. بعد از سال تحویل تلوزیون میوت شد. در میانه همهمه من رفتم کنار تلوزیون نشستم که گوش بدهم. یادم هست که از قضاوت دیگران ترس داشتم؛ چرا که واکنش پیش‌فرض در این جمع‌های خانوادگی و آن گروه سنی این است که «آها، یه معلمی داشته که شست و شوی مغزیش داده؟ جو گیر شده؟ دو روز دیگه عوض میشه...» 🔸در دوره دانشجویی نیز برای کسی که داخل حلقه دوستی مستحکم بسیجی-حزب‌اللهی نبود، رفتن سراغ آقای خامنه‌ای به هر شکلی، راحت و بدون طرد و افت کلاس روشنفکری نبود. در کار و بخش خصوصی و آنچه «جامعه مدنی»؟! می‌نامیدنش، نیز همنیطور. 🔻این تجربه زیسته را در پایان روز تشییع حیرت انگیز او ثبت کردم که بگویم، نگاه کردن منصفانه به کارنامه سیاسی سیدعلی خامنه‌ای، خصوصاً برای کسانی که مصرف فرهنگی طبقه متوسطی دارند، به هیچ رو کار ساده ای نیست. 🔸انگار که هرکس بخواهد چنین کند، باید از دیوار بزرگ امپراتوری رسانه‌ای و جامعه‌مدنی(به معنای گرامشیایی و نه در ادبیات لیبرال خود) دنباله‌اش و سنگرهای وجب به وجبش، عبور سختی انجام دهد تا ساده‌ترین فکت‌ها درباره زندگی او مثل ساده زیستی، شجاعت و استقلال اندیشی‌اش را تصدیق کند و پس از آن نیز، در «به حساب آمدن» فرایند فکری‌اش در حلقه‌های اطرافیان، کار سختی در پیش دارد و این همان، سنگرهای نرم ذهن استعماری است که ساده‌ترین توصیفات ذهنی ما از یک سیاست‌مدار بومی را، چنین دارای نویز و «پارازیت» می‌کند... 🔻روح او در اعلی علیین آرام باشد. عالم قدرت‌اندیش و استقلال‌گرا و بومی‌طلب و ادب‌دوست و تمدن‌اندیش و استعمار‌-خصم و و واژه‌پرداز و شاید، آخرینِ همه آن‌ها، باهم... 🔻امید که پس از این آخرین رقص سرخ خودخواسته و خودساخته‌اش در پرده پایانی زندگی پرداستان که نشان داد قامتش بسیار بلند تر از آن دیوارهای امپراتوری‌های رسانه‌ای است، بتوانیم او را از پس شیوه‌های تقلیدی دوستان و دشمنان و همان حجاب معاصرتی که چاوشی گفت، بخوانیم و دوباره، به خاورمیانه و ایستادنش روی پای خود و ققنوس‌وار برخاستنش از میانه این خاکستر و این میراث، فکر کنیم... https://t.me/TheNarrrowGate

  • 23 июн.7201из Farzad_notes1

    از تُرشک‌های نارنگی تا جهانی شدن یک رویا| به مناسبت شانزدهمین سال تاسیس کتابخانه فاطمه‌ها (به همراه عکس هایی از کتابخانه ی قدیمی و جدید فاطمه ها و دهکهان و کتابخانه های روستایی) @farzad_notes1

  • 20 июн.719106из Omidi_Reza

    «بازار به‌مثابه خدا» عنوان کتابی است بحث‌برانگیز از هاروی کاکس؛ استاد الهیات دانشگاه هاروارد، که در سال ۲۰۱۶ توسط انتشارات این دانشگاه منتشر شده است. ایدۀ اصلی کاکس در این کتاب این است که بازار آزاد مدرن عملاً از سطح ابزار فراتر رفته و نقش یک دین را پیدا کرده است، با آیین‌ها و مناسک خاص که باید به آن ایمان آورد و قوانینش را مقدس فرض کرد! بازار به نهادی تبدیل شده که مرجع نهایی حقیقت و نجات است، و جهانی‌سازی دعوتی همگانی است به وحدانیت این خدا. او در این کتاب دربارۀ الهیات بازار بحث می‌کند و به این پرسش می‌پردازد که چرا سیاستمدارها در برابر بازار تسلیم هستند و این چه پیامدهای اخلاقی و انسانی در پی داشته است. او نشان می‌دهد که اقتصاددانان دیگر فقط تحلیل‌گر نیستند، بلکه کاهنان یک نظام اعتقادی هستند؛ دست نامریی همان دست خدا است که همه چیز را تقدیر و تدبیر می‌کند. این خدا خشمگین می‌شود، پاداش می‌دهد، و تنبیه می‌کند. کاکس می‌گوید الهیات بازار خدایی دارد که بیش از خدای ادیان کهن قربانی می‌طلبد و رنج‌های انسان را به‌عنوان جراحی ناگزیر برای مصلحت بازار توجیه می‌کند.

  • 17 июн.570246из HosseinGhatib

    ‏سپاس خدای را که سهم ما از تاریخ، ایستادن در روزگار سقوط نیشابور نبود؛ نه هنگام جدا شدن هرات از پیکر ایران زیستیم و نه در شهریور بیست، آن‌گاه که بیگانگان از شمال و جنوب آمدند و وطن را اشغال کردند. تقدیر نسل ما این نبود که تنها راوی شکست باشد. ما را برای روز دیگری نگه داشتند؛ برای روز ایستادن. ‏انقلاب اسلامی پنجاه‌وهفت، با همه فراز و فرودها و همه داوری‌ها، چیزی را در جان این ملت زنده کرد که قرن‌ها تحقیر و شکست می‌کوشید از او بگیرد: اعتماد به نفس ملی. این باور که ایران می‌تواند بر پای خود بایستد، برابر دو قدرت اتمی عقب ننشیند، عراق نشود، لیبی نشود، ونزوئلا نشود و سرنوشتش را دیگران برایش ننویسند. ‏ما افسانه شهرهای موشکی را نشنیدیم؛ دریچه‌هایشان را دیدیم که گشوده شد. دیدیم چگونه از دل کوه، آتش برخاست و آسمان را شکافت. دیدیم مردانی را که در پای پرتابگرها ماندند و آنان را که پشت سامانه‌های پدافندی، چشم به آسمانی دوختند که هر لحظه می‌توانست مرگ از آن فرود آید. ‏ما قهرمانان را این بار روی پرده سینما ندیدیم. نسخه واقعی دلیران تنگستان را دیدیم؛ در خلیج فارس و هرمز؛ بی‌گریم، بی‌موسیقی حماسی، بی‌نورپردازی. مردانی خاموش، کنار قایق‌ها، پهپادها، موشک‌ها و رادارها، در میان آژیر و آتش، که شاید نام بسیاری‌شان هرگز دانسته نشود، اما ایران نام کارشان را به یاد خواهد سپرد. ‏و دیدیم که زندگی نیز تسلیم نشد. نوازنده‌ای در دل خطر، در کنار نیروگاه ساز زد؛ مردمی روی پل‌ها ایستادند، با آنکه می‌دانستند آسمان امن نیست. شبها و شبها در خیابان با وجود تهدید. گویی هر کدام می‌خواستند به دشمن بگویند: می‌توانید آسمان را ناامن کنید، اما نمی‌توانید زندگی را از این سرزمین بگیرید. ‏ما ایران را بی‌زخم ندیدیم. داغ دیدیم، ترس دیدیم، ویرانی دیدیم. اما نگریختیم. آن روز که تاریخ در خانه ما را کوبید، پشت در پنهان نشدیم. ایستادیم و فهمیدیم که میهن فقط خاک نیست؛ لحظه‌ای است که می‌دانی خطر نزدیک است، اما باز هم جایت را ترک نمی‌کنی.

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • 13 июн.44886из hanifcenter

    🏫 مدرسه تابستانه خانه علوم انسانی حنیف در سه رشته جامعه‌شناسی، علوم تربیتی و سیاستگذاری اجتماعی برگزار می‌گردد. 📌 طراحی آموزشی نوین همراه با مسیر یادگیری تخصصی 📌 حلقه‌های مطالعاتی هفتگی، کلاس‌های تخصصی و رویدادهای هفتگی با حضور اساتید و متخصصان هر حوزه 🎓 ویژه دانشجویان مقطع کارشناسی تمامی رشته‌های علوم انسانی 🗓️ از نیمه تیر تا نیمه مهر ۱۴۰۵ 🔸 علاقه‌مندان از تمامی رشته‌های علوم انسانی جهت انجام ثبت‌نام اولیه لینک زیر را نهایتا تا ۲۹ خرداد تکمیل بفرمایید. https://survey.porsline.ir/s/ausf0uCo 🔸 پس از انجام ثبت نام اولیه، از علاقه‌مندان جهت انجام مصاحبه حضوری دعوت به‌عمل می‌آید. دانشجویان پذیرفته‌شده در مصاحبه، از بورسیه تحصیلی جهت شرکت در مدرسه تابستانی بهره‌مند خواهند شد. 🔻 مدرسه تابستانه خانه علوم انسانی حنیف، به صورت حضوری در شهر تهران برگزار می‌گردد. دانشجویان ساکن در دیگر شهرها از امکان شرکت مجازی در دوره برخوردار خواهند بود. 🔻جهت طرح سوالات خود می‌توانید با آیدی @hanifadmin در ارتباط باشید. 🆔 @hanifcenter

  • 5 июн.747922

    🌠متن و ترجمه آهنگ: سلامُ اشتياقي لكم يا رفاقي سلام و درودِ اشتیاقم بر شما، ای رفیقانم سلامٌ مِن غَريبٍ للبدورِ الراحله سلامی از یک غریب به ماه‌های سفر کرده أمدُّ يديَّ لتأتوا إليَّ دو دستم را دراز می‌کنم تا به سوی من بیایید... إذا ضيّعت يا صحبي طريقَ القافلة اون وقتی که راهِ قافله رو گم کردم. قصدتُكم يا أحبّتي لترشدوا دربي قصد شما رو کردم، ای عزیزانم، تا راه رو نشان بدید مستوحشٌ وسطَ غربتي فآنِسوا قلبي در میان غربت دچار وحشت و تنهایی‌ام؛ پس دل مرا مونس شوید. قد اضعتُ عمري سُدى عمرم را بیهوده از دست داده‌ام. ليسَ لي سواكُم هُدى جز شما هیچ هدایتگری ندارم. وبروحِ روحي النّدا و از عمق جانم ندا می‌دهم. يا لغبطةِ الشُّهدا ای خوش به حااال شهدا وفيما مضى كان لِيَ أيُّ إخوان در گذشته برادرانی داشتم. مضوا في الحقِّ حتى أدركوا أنسَ المنون که در راه حق رفتند تا به اُنسِ مرگ شهادت رسیدند. إلى الله حنّوا وكم طالَ حزنُ به سوی خدا اشتیاق داشتند، و چه قدر اندوهشان طولانی بود... ولمّا يُلهِهِم في العمرِ مالٌ أو بنون و توی زندگی هرگز مال و فرزند اونا رو سرگرم نکرد... لصاحبِ الرأسِ في القنا قد وهَبوا الرأسَ برای صاحبِ سری که بر نیزه رفت، سرِ خویش را بخشیدند... واللهُ مَن يشتري مِن المتيَّمِ النفسَ و خداوند است که جانِ عاشقِ دلداده را خریداری می‌کند... وتجارةٌ لا تبيد و این تجارتی است که هرگز زیان و نابودی ندارد... يشتري دِماءَ الوريد خونِ های رگ‌ را می‌خرد... فيسجَّلُ العاشقُ و اسم عاشق رو ثبت میکنه عند ذي الجلالِ شهيد نزد پروردگار صاحب جلال بهذا المكانِ حنينٌ أتاني در این مکان، شوق و دلتنگی به سراغم آمد. هنا صحتمُ لهُ يا ليتنا كنّا معك اینجا شما برای او فریاد زدید: «ای کاش ما نیز با تو بودیم... فأيّ يقينِ چه مرتبه ای از یقین لازم است؟ لكي يرتضيني تا او مرا بپذیرد؟ لهُ أخلِص ايا قلبي الهوى كي يسمَعك ای دل من، محبتت رو برای اون خالص کن تا صدات رو بشنوه.... تشفّعوا لي عند الحسينْ وأبلغوا وَجدي نزد حسین برایم شفاعت کنید و بهش بگید که چه قدر مشتاقم... قولوا له خَلفَنا غريبْ ما زالَ يستجدي بهش بگید که پشت سر ما غریبی هست که هنوز شور و اشتیاق داره... قلت يا رِفاق الولا گفتم: ای رفقا اين يذهبُ المبتلى انسان گرفتار و درمانده به کجا برود؟ إنما اتاني الجواب تنها این پاسخ به من رسید: هل سوى إلى كربلا مگر جایی جز کربلا هم هست؟ https://t.me/TheNarrrowGate

  • 5 июн.678830

    🎙بهترین نشید عربی‌ای که تا به امروز شنیده ام: سلام يا رفاقي از حسین عجمی 🇱🇧 پاییز پارسال یک ماهی ضاحیه بیروت بودم و شب‌ها، همین ساعت‌ها از ماشین هر چند جوانی که از کنار خانه رد می‌شد، از یکی آن‌ها صدای این مداحی می‌آمد... 🇱🇧آری، همین جوانانی که این شب‌ها دارند با هرچه دارند و ندارند در صور و نبطیه جلوی اهریمن تکنولوژی و آتش می‌جنگند، در خلوت‌های خودشان این‌گونه و با این مضامین نیت می‌کنند و خودشان را برای روز معرکه آماده می‌کنند... ای کاش که شرمنده لبنان نشیم... https://t.me/TheNarrrowGate

  • 17 мая5803из vaziat_talks

    🔸خوش‌خیالی نسبت به نظم جهانی 🔹یک سوال سخت از یک فعال سیاسی اصلاح‌طلب: آیا بعد از تجربه‌ی جنگ‌های اخیر، نظر اصلاح‌طلبان و مشخصاً آقای ظریف، درمورد مفاهیمی مثل «دشمن» و «مذاکره» تغییری کرده است؟! 🔹گفتگو با محمدرضا جلائی‌پور 🔻#وضعیت؛ تأملی درباره‌ی ایرانِ پس از جنگ 🔸 جهت تماشای فایل کامل این قسمت کلیک کنید. 🔹همراه ما باشید... 📌 آپارات | اینستاگرام | تلگرام | بله @vaziat_talks

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи