- Последний пост
- 12 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 2
- Всего постов
- 27
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 18
- 1/48двое суток
- 20
- 1/72трое суток
- 22
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
فرزندپروری فقط غذا دادن، مدرسه فرستادن و فراهم کردن امکانات نیست. بخش واقعیِ والد بودن، جایی شروع میشود که فرزندتان اشتباه میکند و شما بهجای توجیه و دفاع کورکورانه، وادارش میکنید مسئول رفتار خودش باشد. بچه باید یاد بگیرد هر رفتاری پیامدی دارد، عذرخواهی همیشه لازم است و هیچکس به خاطر بچه بودن، حق آسیب زدن به دیگران را ندارد. اینکه هر بار رفتار زشت فرزندتان را با جملهی «بچهست، چیزی نمیفهمه» جمع کنید، تربیت نیست؛ پاک کردن صورت مسئله است. جامعه قرار نیست بزرگسالی را تحمل کند که سالها یاد گرفته هر خطایی مرتکب شود و والدینش پشت سرش بایستند و مسئولیتش را از دوشش بردارند. اگر امروز به فرزندتان مسئولیتپذیری یاد ندهید، فردا دیگران مجبور نیستند تاوان تربیت نکردن شما را بدهند.
اعتمادبهنفس اسم محترمانهای نیست که روی بیادبی بچسبانید و خیال کنید تربیت کردهاید. بچهای که یاد نگرفته به دیگران احترام بگذارد، «آزاد» نیست؛ فقط هنوز کسی مسئولیت رفتارش را به او یاد نداده. جامعه قرار نیست هزینهی تربیتنکردن شما را بدهد.
لازم نیست همیشه قوی باشی، همیشه درست رفتار کنی، همیشه بدون نقص باشی. دوست داشته شدن قرار نیست جایزهای باشه که بعد از کامل شدنت بهت بدن.
کودک درون مال پولداراست، من از نوجونی پیر بودم.
خلاصه که غمگینم...
غمگینم... مثل کسی که برای یه سگ یا گربه هزار تا قلب میذاره، اما بیرون از قاب، حتی یک لحظه هم اهمیت نمیده.
غمگینم... مثل کسی که تمام دنیا مقصره، جز خودش.
غمگینم... مثل کسی که همیشه دنبال آدم درست میگرده، اما خودش لاشیترین زندگی بقیهست.
غمگینم... مثل کسی که از موفقیت دیگران ناراحت میشه.
غمگینم... مثل دختری که هر شب خونه پسرست، میگه داداشیمه.
غمگینم... مثل دختری که تنها ملاکش از رابطه پوله، به پسره میگه پول تو زندگی من هیچ جایگاهی نداره.
غمگینم... مثل پسری که به قصاب سر کوچشون هم چشم داره، به زیدش میگه چشام فقط تو رو میبینه.
غمگینم... مثل پسری که وقتی دختر جدید میاد تو زندگیش، میگه من فقط برا تو خرج کردم.
غمگینم... مثل دختری که هر بار وارد رابطه جدید میشه، میگه بار اولمه.
غمگینم... مثل کسی که بزرگترین دستاورد سالش، باز کردن جعبهی آیفون جدیده.
غمگینم... مثل کسی که هرچه داره، از سفرهی دیگران برداشته، اما موقع تعریف کردن، انگار همه رو خودش ساخته.
غمگینم... مثل کسی که از ایمان حرف میزنه، اما وقتی پای منفعتش وسط باشه، حتی وجدانش هم رو میفروشه.
غمگینم... مثل کسی که برای هر آدم جدید، همون جملههای تکراری رو میفرسته. «تو فرق داری...» «اولین باره این حس رو دارم...» انگار فقط اسم مخاطب عوض میشه، نه متن.
غمگینم... مثل کسی که میگه «وفاداری همهچیزه»، اما قبل از خشک شدن اشک رابطهی قبلی، وارد رابطهی بعدی شده. مثل کسی که از عشق فقط جملههاش رو بلده، نه مسئولیتش رو.
غمگینم... مثل آدمی که هر روز از اصالت خانوادگیش میگه، اما حتی یک دلیل برای افتخار به خودش نداره. مثل کسی که اسم فامیلش از شخصیتش بزرگتره. مثل کسی که با خاطرات دیگران احساس مهم بودن میکنه.