𝐄𝐥𝐲𝐬𝐢𝐮𝐦
Статистикаچون ما همگی از زندگی دور افتادهایم. همگی، کمابیش تک تک ما، فلج شدهایم. چنان از زندگی بریدهایم که نوعی انزجار از زندگی واقعی در ما پدید آمده... میدانید اوضاع در کتابها بهتر است ... 📮ناشناسم: https://t.me/HarfChatBot?start=211b9e746841
- Последний пост
- 11 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 4
- Всего постов
- 42
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 72
- 1/48двое суток
- 82
- 1/72трое суток
- 88
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
هانا! دوست نازنین مجازی آشنا شدمون، راه طولانی اومد تا همدیگه رو ببینیم! ( و با اینکه من با حق ذاتی برنده شدن متولد شدم چون هانا یه جاسوس فرانسوی دو جانبه ست درنهایت برنده شد😔 )
видео или голосовое, без подписи
همیشه خیلی دیر میرسیدم ولی امروز زود رسیدم دارم سعی میکنم ۱۰۰ مترپیاده رو یجوری برم ۲۰ دقیقه طول بکشه قیافه آدمای رندوم که حس میکنن فلج حرکتیم:
پیشرفت یه مسیر مادام العمریه
ما آدما از افت آدرنالین بیشتر از افزایشش عذاب میکشیم یعنی درد حس کردن پوچی > درد حس کردن اضطراب
-
« اگه به اندازه کافی ادامه بدی، پاداششو میگیری، ولی قدرت بیشتر با مسئولیت بیشتری همراه میشه »
من: تو سابجکت سلام میکنیم یا زیرش؟ مامانم: خاک به سرم تو سابجکت سلام نکنیا😂😭
اخه چرا هنوز ایمیل زدن منقرض نشده
یه تیکه از پایان ناممو بجای استاد راهنمام به یه ایمیل رندوم فرستادم 😐
دلم میخواد « یانگ » باشم اما حتی نمیتونم « و همکاران » باشم
« نمیتوانم باور کنم که وقتی سرشت چیزی خوب باشد یک دفعه و ناگهانی از این رو به آن رو شود آن هم به دلیل اشتباهات فردی. اگر سیستم عادلانه و سالم بود حتما برای جبران اشتباهات راهی پیدا میکرد. اگر این سیستم تنها درصورتی جواب میدهد که سران جامعه همه از نوابغ و مردم هم صددرصد صادق باشند؛ این روش شاید در بهشت جواب بدهد اما برای این دنیا یک توهم احمقانه است. » • زیر تیغ ستاره جبار | هدا مارگولیوس کووالی #book
👒° 𝑰 𝒄𝒂𝒏 𝒃𝒆 𝒚𝒐𝒖𝒓 𝑳𝒐𝒖 𝑺𝒂𝒍𝒐𝒎é 🌿°
видео или голосовое, без подписи
گفت که « مدتی همینجا کنار من نشست و من بهش گفتم: خانم بلوخ نترسید. » میدانم کاری از کسی ساخته نبود، اما نازیها داشتند مادربزرگی ۸۶ ساله را به سمت مرگی هولناک سوق میدادند و اهالی روستایی که تمام عمرش را آنجا سپری کرده بود، که همشان دوستش داشتند، فقط نگاه کرده بودند. فقط گفته بودند « خانم بلوخ، نترسید » • زیر تیغ ستاره جبار | هدا مارگولیوس کووالی #book
-
نمیدونم چرا ولی امروز مغزم همراهم نیست
« به دنبال کسی میگشتم که انسانیتش از ترسش بیشتر باشد؛ جایی که درمیانه ویرانی هنوز مثل قبل باقی مانده باشد. » • زیر تیغ ستاره جبار | هدا مارگولیوس کووالی #book
видео или голосовое, без подписи
ما درس مهمی گرفتیم، دور کردن هر چی وسیله مربوط به اشپزیه از عامل بحران!