tgindex
اسطوره شناسی

اسطوره شناسی

Статистика
@Mythology_istперсидский

Managed by: @Fereshte_abbasii Insta: instagram.com/fereshte.abbasi_ instagram.com/janus_psychoanalysis Oth:t.me/psychoanalysis_classical

Последний пост
12 июл.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
21
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
381
+1 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
770
21 постов
Вовлечённость
202,1%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 21
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 12 июл.23939из ashkghdmythology

    اسطوره‌های یونان - قسمت سی‌ و یکم پسر خدا و بحران هویت #اشکان_دانشمند #اشکان_غفاریان_دانشمند #اسطوره #اساطیر https://youtube.com/@gameofmyths https://t.me/ashkghdmythology

  • (22) تا آنكه روشنایی راكه ديوان فرو داده اندک اندک، به وسيله خراميدن و پالیدن خورشيد و ماه تصفيه نموده روان سازند (23) پس اهریمن با پیش بینی دانست كه این روشنایی به وسیله گردش خورشيد و ماه به زودى صاف و بی آلايش ميشود (24) برای اينكه به زودی روشنایی از تاريكى جدا نشود اين جهان کهین را مانند مردم و چهارپایان و جانوران ديگر را مانند نمونه جهان مهین با آفریدگان جسمانی دیگر بیاراست (25) زندگی و نور را در بدن حبس کرد و آنها را اسیر ساخت (26) تا در حالي كه نوري كه خورشيد و ماه برانگيخته اند با هم زیستی و زايش موجودات زنده از بين میرود (27) و جدا شدن (روشنایی از تاریکی)به تاخیر بیفتد پی نوشت: واژه، Kunni را كه نام ديوى است، وست و مناس هردو احتمال داده اند كه مى تواند: Kundi > kunni, kunda > *Kundag و... باشد. Kund و در اوستا، Kunda ديو مادينه اى ست كه بدون نوشيدن مى، مست است. در بندهش كوندک ذكر شده و «توسن جاودان» است. در «امّ الكتاب» آمده: « و این آب ها كه در هفت اخلاطهاست برابر هفت درياست، پیه ها و رگ ها برابر رودهاست و گوشت برابر كل گل و خاک است و استخوان ها برابر كوه و كمر هاست و موی ها برابر دار و درخت است.»

  • #یمو قسمت ۱۰: استوره های ایرانی بخش ۲: در بخش شانزدهم کتاب اسکند گومانیگ ویزار (گزارش گمان شکن) از سده نهم میلادی که در آن پوست دیوی به نام کونی (کوند) به آسمان، از گوشت او زمین، استخوان‌هایش کوه‌ها و از موهایش گیاهان می‌آید: (8) او باز این را بیان می کند که وجود دنیوی، صورت جسمانی از مبانی اهریمن است. (9) دنیای جسمانی آفرینش اهریمن است. (10) توضیح این که آسمان از پوست، (11) زمین از گوشت، (12) کوه ها از استخوان، (13) و گیاهان از موهای دیو کونی (کوند) هستند. (14) باران از منی دیوان مازندران است، که به سپهر در بند باشند. (15) مردم دیو دو پا و حیوانات دیو چهار پای هستند (16)و کونی (کوند) دیو سپهسالار اهریمن است. (17) چون ، او در نخستين جنگ، با ناخن خود، روشنایی را از اورمزد خدا ربوده فرو داد. (18) و در جنگ دوم، دیو کونی (کوند) همراه با بسیاری از دیوان گرفتند. (19) ويا کونی (كوند) ديو را به سپهر در بند نهاده ، بكشت (20) و این موجودات باشکوه از او محفوظ می ماند و شکل می گیرد. (21) و خورشيد و ماه را بيرون از آسمان (جسمانى) به بالاترين تقطه بياراست. #اساطیر_ایرانیان @Mythology_ist

  • #یمو قسمت ۱۰: استوره های ایرانی ادامه بخش ۱: «چون گاو در گذشت به سبب سرشت گیاهی از اندامهای گاو پنجاه و پنج نوع غله و دوازده نوع گیاه درمانی از زمین رست روشنی و زوری که در گاو بود به ماه سپرده شد. آن تخمه به روشنی ماه پالوده شد به همه گونه ها آراسته شد جان در او کرده شد و از آن جا جفتی گاو یکی نر و یکی ماده بر زمین آورده شد. سپس بر زمین از هر نوعی دو تا یعنی دویست و هشتاد و دو نوع فراز پیدا شدند گوسپندان را جای بر زمین و مرغان را جای در هوا و ماهیان در آب شنا کردند.... بندهش، ۱۳۸۰، ۶۵) از سوی دیگر زمانی که کیومرث میمیرد زندگی انسانی آغاز میگردد: «... کیومرث را مرگ بر آمد به دست چپ افتاد به هنگام درگذشتن تخمه اش به زمین رفت... از تن کیومرث هفت گونه فلز به پیدایی آمد آن تخم که در زمین رفت به چهل سال مشی و مشیانه برستند که از ایشان رونق جهان و نابودی دیوان و از کار افتادگی اهریمن بود. همان (۶۶) هر چند اهریمن به ظاهر توانسته بود در این نبرد پیروز شود ولی همین یورش وی سبب جاری شدن آفرینشی تازه میشود.» (هینلز، (۱۳۸۲، (۸۹) #کیومرث #اساطیر_ایرانیان @Mythology_ist

  • #یمو قسمت ۱۰: استوره های ایرانی بخش ۱: پنداره ی این اصل که زندگی تنها میتواند از زندگی دیگری که قربانی میشود زاده شود؛ همان طور که در اساطیر میان رودان سابقه داشت در اساطیر ایران نیز قابل تطبیق است؛ و آن قربانی شدن و کشته شدن کیومرث و گاو توسط اهریمن است که از پیکر و نطفه ی آنها زندگی نو و تازه ای پدید میآید اهریمن گاو را زخم میزند. اورمزد برای راحت کردن او گیاه «هوم» به وی میخوراند گاو به پهلو میافتد گیج میشود و میمیرد. از بقایای او غلات و گیاهان دارویی میرویند نطفه ی گاو به ماه میرود و ایزد ماه آن را می پالاید؛ به ایرانویج بازش میگرداند و گاو نر و ماده ای از آن شکل میگیرند و سپس تمام جانوران چهارپایان دیگر و ماهیها در آب و پرندگان در آسمان از آنها به وجود می آیند. «گاو» نقش مهمی دارد؛ هم حیوانات و هم گیاهان دارویی از او سرچشمه میگیرند. گاو نشان گر جنبههای فعال و منفعل نیروهای زاینده ی هستی است. هینلز، ۱۳۸۹، (۱۷۷) #کیومرث #اساطیر_ایرانیان @Mythology_ist

  • #یمو قسمت ۹: استوره های اوستی ادامه: فقط پرهای یافت شده توسط اخسرتاگ توانست او را از مرگ نجات دهد. نارت قطرات خون و پرهایش را روی زخم گذاشت، مادر دختر با شلاق جادویی آنها را لمس کرد و دزراسای زیبا بهبود یافت. پدر و مادر سپاسگزار دخترشان را به عقد ناجی او…

  • #یمو قسمت ۹: استوره های اوستی ادامه: فقط پرهای یافت شده توسط اخسرتاگ توانست او را از مرگ نجات دهد. نارت قطرات خون و پرهایش را روی زخم گذاشت، مادر دختر با شلاق جادویی آنها را لمس کرد و دزراسای زیبا بهبود یافت. پدر و مادر سپاسگزار دخترشان را به عقد ناجی او در آوردند. مرد جوان و دختر با هم ازدواج کردند. آنها در شادی زندگی می کنند، دزراسا در انتظار یک فرزند است، و سپس اخسرتاگ تصمیم گرفت با همسرش به وطن خود بازگردد، زیرا نارت ها تنها فرزندانی را که در سرزمین پدرانشان به دنیا آمده بودند، متعلق به خود می دانستند. اخسر از کف سپید امواج از بازگشت برادرش باخبر شد و تصمیم گرفت که با افتخار از او استقبال کند، به شکار رفت. اخسرتاگ زن جوانش را در چادر رها کرد و به دنبال برادرش رفت. برادران دلتنگ یکدیگر شدند. اخسر اولین کسی بود که به خیمه برگشت،دزراسا او را برای شوهرش گرفت (فقط خدا و مادر زمین می توانند بین برادران تمایز قائل شوند). وقتی به رختخواب رفتند، اخسر شمشیری برهنه بین خود و عروسش گذاشت که به نشانه بی گناهی در رابطه آنها بود. اخسرتاگ که صبح برگشته بود به برادرش مشکوک شد و او را کشت و با اطلاع از حقیقت خودکشی کرد.

  • #یمو قسمت ۹: استوره های اوستی (بازماندگان ایرانی سکاها در قفقاز) در باغ بورافرنیگ یک درخت سیب طلایی روییده بود. در طول سال فقط یک میوه روی آن رسیده بود، اما شخصی آن را دزدید. به درخواست صاحب، سورتمه ها به نوبت از باغ محافظت می کردند، اما بیهوده بود، نوبت برادران است. بر اساس نسخه ای، اخسر و اخسرتاگ که می خواهند از راه آسان ثروتمند شوند و کار بدنی را تحقیرکننده می دانند، برای نگهبانی باغ بورون ثروتمند استخدام می شوند. آنها شروع به نگهبانی کردند و در نیمه شب آدم ربا ظاهر شد - یک کبوتر. اخسرتگ به سوی پرنده تیراندازی کرد و او زخمی با فریاد ناپدید شد. برادران پرها و قطرات خون را جمع آوری کردند و صبح در مسیر خونینی که آنها را به دریا رساند به راه افتادند، اینجا دوقلوها از هم جدا شدند. اخسرتاگ به قعر دریا رفت. اخسر در ساحل چادری ساخت و در انتظار او بود. او سرنوشت برادرش را با وضعیت دریا تعیین کرد: کف سفید به معنای نیکی و قرمز مرگ را پیش بینی کرد. در پادشاهی زیر آب، اخسرتاگ خود را در قصر کریستالی دونبتیرها یافت و معلوم شد کبوتر زخمی دختر حاکم دریاهاست. #Akhsar_Akhsartag #اساطیر_اوستی @Mythology_ist

  • #یمو قسمت ۸: استوره های روم ادامه: این احتمال وجود دارد که رموس در ابتدا به عنوان قهرمان اصلی اسطوره لاتین دیده می شد، زیرا این فرمول در ابتدا توسط Remo et Romulo استفاده می شد و نام او اغلب به عنوان جایگزینی برای کل زوج استفاده می شد، مانند در Remi nepotes ("نوادگان" رموس")، نامی شاعرانه برای رومیان. در حالی که نام رومولوس به‌عنوان پس‌ شکلی از نام شهر روما تفسیر می‌شود، ریموس از PIE *Yemo، از طریق یک شکل پروتو-لاتین واسطه *Yemos یا *Yemonos مشتق شده است. در افسانه‌ای که لیوی گزارش می‌کند، رومولوس و رموس در دوران نوزادی توسط یک گرگ پرورش یافتند، نقشی که به موازات گاوی تغذیه‌کننده یمیر در نسخه نورس قدیم است. #Romulus_Remus #اساطیر_روم @Mythology_ist

  • #یمو قسمت ۸: استوره های روم نویسنده رومی، لیوی، قتل رموس (Remus) توسط برادرش رومولوس (Romulus) را در جریان تأسیس افسانه‌ای رم به دنبال اختلاف نظر در مورد اینکه شهر بر روی کدام تپه ساخته شود، نقل می‌کند. در نسخه‌ای از این اسطوره، گفته می‌شود که خود رومولوس توسط گروهی از سناتورها به دلیل ظالم بودن، دست و پا از بدن جدا شده است، که ممکن است بازتابی از خدایان باشد که غول دوقلو را در نقش اصلی قربانی کردند، مانند اسطوره های پروتو-هند و اروپایی، قربانی شدن رموس (یموس) به خلق نمادین نوع بشر منجر شد که با تولد سه «قبیله» رومی (Ramnes, Luceres Tities) و بر تخت سلطنت نشستن برادرش به عنوان "اولین پادشاه" منجر شد. #Romulus_Remus #اساطیر_روم @Mythology_ist

  • #یمو قسمت ۷: استوره های یونان سنت های یونانی-رومی اسطوره اطلس را ارائه می دهند. در کتاب دگردیسی، اووید می گوید که چگونه خدا به یک کوه تبدیل می شود: «ریش و موهای غول به جنگل تبدیل می شود، شانه ها و دستانش در یوغ، سرش بر بالای کوه و استخوان هایش به سنگ تبدیل می شود و سپس، با بزرگ شدن همه جا، از همه جا رشد کرد. (این خواست خدایان بود) و تمام آسمان با ستارگان بی‌شمارش بر او قرار گرفت. همچنین در سنت اورفیک قطعاتی می یابیم که از آفرینش جهان خبر می دهد. از اورفئوس صحبت می کنیم: «برای او آب اصل همه چیز بود و از آب گل و لای به وجود آمد و از هر دو حیوان اژدها متولد شد که سر شیری به آن چسبیده بود و در وسط آن جنبه ای از الوهیت به نام هراکلس به وجود آمد. و کرونوس یک تخم مرغ فوق‌العاده بزرگ تولید کرد که با خشونت کسانی که آن را تولید کردند، نیمه بالایی آن شکسته شد اورانوس و نیمه پایینی زمین، خدایی دو بدنه از آن بیرون آمدند. #اساطیر_یونان @Mythology_ist

  • #یمو قسمت ۶: استوره های سلتیک رفلکس سلتی اسطوره آفرینش پروتو-هندواروپایی در حماسه ایرلندی Táin Bó Cúailnge پیشنهاد شده است، جایی که دو گاو نر اسطوره ای، Donn Cúalnge و Findbennach Aí با یکدیگر می جنگند. نبرد با پاره شدن اندام حریف از بدن او به پایان می رسد و منظره ایرلندی را از بدنش ایجاد می کند. خود دان مدت کوتاهی پس از مبارزه از یک قلب شکسته می میرد و پس از آن نیز بدن خود را می دهد تا منظره جزیره را شکل دهد. ژولیوس سزار گزارش داد که گال ها به جد اسطوره ای اعتقاد داشتند که او را با دیس پاتر، خدای رومی جهان اموات مقایسه می کرد. به گفته برخی از محققان، این می تواند بازتابی از جد و فرمانروای دوقلوی اولیه پروتو-هندواروپایی و فرمانروای مردگان *Yemo باشد، عملکردی شبیه به یاماهای هند و ایرانی. #اساطیر_سلتیک @Mythology_ist

  • #یمو قسمت ۵: استوره های بالتیک در این استوره ها داریم : خداوند مرد یا فرشته ای گناهکار را از آسمان بیرون کرد و به زمین انداخت. در جایی که سر به زمین افتاد، افراد باهوش ظاهر شدند، جایی که شکم افتاد، پروس ها ظاهر شدند، جایی که پاها افتاد، روس ها ظاهر شدند. افسانه های دیگر از مردی با سر بسیار خوب، شکم بزرگ و پاهای بسیار قوی خبر می دهند. مردم از دست او عصبانی شدند، از پاهایش گرفتند و شروع کردند به عقب و جلو کشیدنش، سر او در لیتوانی پاره شد، شکمش در لتونی افتاد و پاهایش را در نزدیکی مسکو از دست داد. بنابراین، لیتوانیایی ها باهوش هستند، لتونیایی ها شکم بزرگی دارند و روس ها پاهای قوی دارند. بسیاری از افسانه‌های منشأ لیتوانیایی با این بیانیه شروع می‌شوند که پس از خلقت جهان، جهان هنوز شکل معمول خود را به دست نیاورده است: "تاریکی همه جا حکمفرماست"، "نه زمین، نه آسمان"، "نه زمین و نه خورشید". حالت اولیه قبل از ایجاد زمین به عنوان یک خلاء انتزاعی درک نمی شود. در افسانه‌های عامیانه، این فقط شکل دیگری از ماده است: «هیچ چیز به جز آب» یا «یک شربت، سپس ضخامت آن با مایع مخلوط می‌شود». #اساطیر_بالتیک @Mythology_ist

  • #یمو قسمت ۴: استوره های اسلاوی با وجود تاثیر شدید مسیحیت و استوره های ایرانی بر استوره های اسلاوی میتوان در منابع این استوره دید که : کتاب بزرگی از بهشت ​​افتاد که در آن تاریخ هستی نوشته شده بود. پادشاهان از تزار داوود می خواهند که آن را بخواند، اما کتاب بسیار بزرگ است، اما داوود، با الهام از روح القدس، به سه سؤال پاسخ خواهد داد. اولی مربوط به خلقت جهان است: دنیای سفید ما از جانب خداوند آمده است خورشید سرخ از چهره خدا نور جوان ماه از سینه اش شفق های سفید از چشم خدا ستاره های متراکم جامه های او بادهای سرسبز روح القدس قوم خدا از آدم استخوان های لخته شده از سنگ گرفته شده است بدن ما از خاک مرطوب و در نسخه های دیگر سه خط آخر: از این رو تزارها اینجا روی زمین هستند از سر مقدس حضرت آدم. از این رو کنیز و پسران متولد شدند: از قوای مقدس آدم. از این رو دهقانان ارتدکس: از زانوی مقدس آدم #اساطیر_اسلاو @Mythology_ist

  • #یمو قسمت ۳: استوره های نورستانی (کافرستانی) ایمرا (Imra) خدای اصلی مردم نورستانی قبل از گرویدن آنها به اسلام بود. اعتقاد بر این بود که ایمرا خالق زمین است، و همچنین اعتقاد بر این بود که او با نفس خود سه خدای اصلی دیگر پانتئون مون، گیش و باگیشت، را خلق کرد. در استوره های هندی هم برخی از خدایان سه گانه هندی مانند براهما از یمو (پوروشا)، که خودش هم جزء دیگه ای از این سه گانه، ویشنو، بوده به وجود آمدند. #Imra #اساطیر_نورستانی @Mythology_ist

  • #یمو قسمت ۲: استوره های هندی در وداهای اولیه، پوروشا (Purusha) موجودی کیهانی بود که قربانی کردنش توسط خدایان همه زندگی را به وجود آورد. در پوروشا سوکتا، وارنا به عنوان نتیجه انسان هایی که از قسمت های مختلف بدن خدای پوروشا خلق شده اند به تصویر کشیده شده است.…

  • #یمو قسمت ۲: استوره های هندی در وداهای اولیه، پوروشا (Purusha) موجودی کیهانی بود که قربانی کردنش توسط خدایان همه زندگی را به وجود آورد. در پوروشا سوکتا، وارنا به عنوان نتیجه انسان هایی که از قسمت های مختلف بدن خدای پوروشا خلق شده اند به تصویر کشیده شده است. در پوراناها، «باگاواتا پورانا و مهابهاراتا ویشنو را به‌عنوان پوروشای نهایی توصیف می‌کنند که در دعای پوروشا سوکتا توصیف شده است» همچنین در پوروشا سوکتای هندی قدیمی از ریگ ودا، که چگونگی تشریح مرد اولیه پوروشا را شرح می‌دهد، از چشمش خورشید، از دهانش آتش، از نفسش باد، از پاهایش زمین و غیره می آید. در میان منابع باقیمانده، آدامز و مالوری خلاصه می‌کنند که «متداول‌ترین همبستگی‌ها، یا بهتر است مشتق‌ها، موارد زیر است: گوشت = زمین، استخوان = سنگ، خون = آب (دریا و غیره)، چشم = خورشید، ذهن = ماه. ، مغز = ابر، سر = بهشت، نفس = باد. #Purusha #اساطیر_هند @Mythology_ist

  • #یمو قسمت ۱: استوره های ژرمن به یمیر (Ymir) به عنوان موجودی اولیه اشاره می‌کند که از آتر ، زهر مخمری که از رودخانه‌های یخی به نام الیواگار می‌چکید، متولد شد و در مکان خلأ و بی‌ علفی به نام Ginnungagap زندگی می‌کرد. یمیر از زیر بغل نر و ماده ای به دنیا آورد و پاهایش با هم موجودی شش سر به وجود آورد. خدایان اودین، ویلی و وی، زمین را از گوشت او، از خونش اقیانوس، از استخوان هایش کوه ها، از موهایش درختان، از مغزش ابرها، از جمجمه او بهشت، و از ابروهایش قلمروی میانی که بشر در آن زندگی می کند، میذگارد را ساختند. همچنین، در جایی دیگر عنوان‌ شده که خدایان کوتوله ها را از گوشت و خون یمیر (یا زمین و دریا) جان دادند. #Ymir #اساطیر_نورس @Mythology_ist

  • #مانو_یمو تصور می شود که مانو و یمو در اساطیر پروتو-هندواروپایی دو نفر بوده اند. در افسانه خلقت، مانو یمو را به عنوان بخش اساسی منشأ جهان می کشد. یمو گاهی اوقات به عنوان هرمافرودیت اولیه نیز تعبیر می شود. تحلیل تطبیقی ​​داستان‌های مختلف هند و اروپایی، محققان را به بازسازی یک افسانه اصیل پروتو-هندواروپایی که شامل برادران دوقلو، *Mónus ("انسان") و *YémHos ("دوقلو") به عنوان مولدین جهان و بشر، و قهرمانی به نام *تریتو ("سوم") که تداوم قربانی اولیه را تضمین کرد. #اساطیر #اساطیر_هندواروپایی #Manu_Yemo @Mythology_ist

  • #آفرودیت (ایزدبانوی عشق و زیبایی) از زیباترین الهه هاست. می‌گویند که آفرودیته از کف دریاها زاده شده‌است. در اساطیر روم از وی با نام ونوس یاد شده‌است. او معشوقهٔ آرس بود. #اساطیر_یونان @Mythology_ist