روانکاوی کلاسیک/ژانوس
СтатистикаManaged by: @Fereshte_abbasii Insta: instagram.com/fereshte.abbasi_ instagram.com/janus_psychoanalysis Oth: https://t.me/Mythology_ist
- Последний пост
- 5 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 39
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Психология (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 574
- 1/48двое суток
- 657
- 1/72трое суток
- 709
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
تماشای فیلم «اعتراف میکنم» بار دیگر این پرسش را برایم زنده کرد که چرا سینمای ایران تا این اندازه در بازنمایی روانکاوی دچار سوءبرداشت است؟ یکی از شخصیتهای فیلم با عنوان «روانکاو» معرفی میشود، اما آنچه روی پرده میبینیم، تقریباً هیچ نسبتی با روانکاوی ندارد. او بهراحتی از زندگی شخصی خود سخن میگوید، دست به خودافشاگری میزند، با متهمان جلساتی برگزار میکند تا به کشف حقیقت و حل پروندههای جنایی کمک کند و در نهایت بیشتر شبیه یک روانشناس جنایی، مشاور پلیس یا بازجو عمل میکند تا یک روانکاو. نقد من متوجه این فیلم بهتنهایی نیست. این مسئله به یک الگوی تکرارشونده در سینمای ایران تبدیل شده است؛ الگویی که در آن هر شخصیتی که چند پرسش روانشناختی مطرح کند یا با افراد آسیبدیده و مجرمان گفتوگو داشته باشد، «روانکاو» نامیده میشود. گویی این واژه صرفاً جذابیت دراماتیک بیشتری دارد. اما روانکاوی یک عنوان تزئینی نیست. روانکاوی یک سنت نظری و بالینی با تاریخی بیش از یک قرن است؛ سنتی که از فروید آغاز میشود و در مسیرهای گوناگون، از جمله در اندیشه لکان، بسط مییابد. این سنت نه بر کشف مجرم استوار است، نه بر گرفتن اعتراف، نه بر تشخیص دروغ و نه بر حل معماهای جنایی. روانکاوی اساساً پروژهای برای کشف حقیقت قضایی نیست. از سوی دیگر، اخلاق روانکاوی نیز با آنچه در این آثار میبینیم فاصلهای بنیادین دارد. روانکاو قرار نیست با روایت زندگی شخصی خود رابطهای صمیمانه با تحلیلشونده برقرار کند یا با خودافشاگری اعتماد او را جلب کند. جایگاه روانکاو بر حفظ چارچوب تحلیل، کار با انتقال و پرهیز از اشغال کردن جایگاه دانای کل استوار است. هر مداخلهای در اتاق تحلیل باید تابع منطق درمان باشد، نه نیازهای عاطفی یا نمایشی تحلیلگر. همچنین، روانکاوی ابزار پلیسی نیست. اگر روانشناسی در کنار دستگاه قضایی، زندان یا پلیس فعالیت میکند، معمولاً در حوزههایی مانند روانشناسی جنایی، روانشناسی قانونی یا ارزیابیهای تخصصی مشغول به کار است؛ این را نباید با روانکاوی خلط کرد. شاید برخی بگویند اینها فقط جزئیات یک فیلم هستند. اما سینما یکی از مهمترین منابع شکلگیری تصور عمومی از حرفههاست. همانگونه که انتظار داریم پزشکی، وکالت یا قضاوت با حداقلی از دقت به تصویر کشیده شوند، روانکاوی نیز سزاوار چنین دقتی است. وقتی بارها و بارها شخصیتهایی با عنوان «روانکاو» نمایش داده میشوند که هیچ نسبتی با نظریه، تکنیک و اخلاق روانکاوی ندارند، مخاطب نیز تصویری نادرست از این حوزه پیدا میکند. پیشنهاد میکنم فیلمنامهنویسان و کارگردانان، پیش از استفاده از عنوان «روانکاو»، اندکی درباره آن مطالعه کنند یا دستکم با یک روانکاو مشورت داشته باشند. اگر شخصیت داستان یک روانشناس، روانشناس جنایی، روانشناس قانونی، مشاور یا کارشناس علوم رفتاری است، همان عنوان را به کار ببرند. دقت در واژهها، دقت در اندیشه است. «روانکاو» یک نام پرطمطراق برای جذابتر کردن شخصیتها نیست؛ عنوانی است که به یک جایگاه نظری، بالینی و اخلاقی مشخص اشاره دارد. وقتی این عنوان بیدقت به کار میرود، تنها یک اشتباه واژگانی رخ نداده است؛ بلکه تصویری مخدوش از روانکاوی در فرهنگ عمومی بازتولید میشود. #اعتراف_میکنم ✍فرشته عباسی @psychoanalysis_classical
آلفورد از این پرسش آغاز میکند که اگر رابطه ما با «دیگری» پیش از هر شناخت، هویت یا انتخابی شکل میگیرد، این امر چه تغییری در فهم ما از انسان، جامعه و اخلاق ایجاد میکند؟ از نظر لویناس، اخلاق از مواجهه با دیگری آغاز میشود؛ جایی که انسان خود را در برابر دیگری مسئول مییابد، حتی پیش از آنکه درباره او قضاوت یا تصمیمگیری کند. نویسنده سپس این ایده را با اندیشه متفکران مکتب فرانکفورت، مانند آدورنو، هورکهایمر و مارکوزه، پیوند میدهد. این متفکران نشان دادهاند که سلطه تنها در عرصه سیاست و اقتصاد عمل نمیکند، بلکه فرهنگ، رسانه، آموزش و حتی شیوههای اندیشیدن نیز میتوانند انسان را در بند نگه دارند. آلفورد معتقد است که مفهوم «دیگری» در اندیشه لویناس، میتواند افق تازهای برای نظریه انتقادی بگشاید و نقد قدرت را به مسئولیت اخلاقی گره بزند. در بخش دیگری از کتاب، آلفورد به روانکاوی، بهویژه اندیشههای فروید و لکان، میپردازد. او نشان میدهد که چگونه مفاهیمی مانند ناخودآگاه، میل، سوژگی و رابطه با دیگری را میتوان در پرتو فلسفه لویناس بازاندیشی کرد و در مقابل، چگونه روانکاوی میتواند درکی عمیقتر از تجربه اخلاقی و نسبت انسان با دیگری به دست دهد. این کتاب صرفاً معرفی سه نظریه نیست، بلکه تلاشی برای برقراری گفتوگویی میان فلسفه، نقد اجتماعی و روانکاوی است؛ گفتوگویی که پرسشهایی بنیادین درباره مسئولیت، میل، قدرت، سوژگی و امکان زیستن اخلاقی در جهان معاصر پیش روی خواننده میگذارد. از همین رو، این اثر برای علاقهمندان به روانکاوی، فلسفه قارهای و نظریه انتقادی، یکی از خواندنیترین آثار میانرشتهای سالهای اخیر به شمار میرود. ✍ادمین ژانوس @psychoanalysis_classical
کتاب «لویناس، مکتب فرانکفورت و روانکاوی» نوشته ج. فرد آلفورد، اثری میانرشتهای است که سه سنت مهم اندیشه معاصر را در گفتوگو با یکدیگر قرار میدهد: فلسفه اخلاق امانوئل لویناس، نظریه انتقادی مکتب فرانکفورت و روانکاوی. @psychoanalysis_classical
آیا روانکاو باید به تقاضای روانکاوی شونده پاسخ دهد؟ یکی از پرسشهای بنیادی در اخلاق روانکاوی لکانی این است که روانکاو در برابر تقاضای مراجع چه موضعی باید داشته باشد. آیا وظیفهی روانکاو پاسخ دادن به خواستهها، ارائهی راهحل و هدایت مراجع به سمت انتخابی بهتر است؟ یا آنکه باید از پاسخ مستقیم به این تقاضا فاصله بگیرد؟ از منظر لکان، روانکاو نباید در جایگاهی قرار گیرد که گویی میتواند خواستهی مراجع را برآورده کند یا حقیقت زندگی او را بهتر از خودش بداند. البته این به معنای بیتفاوتی یا سکوت مطلق نیست؛ بلکه به این معناست که پاسخ روانکاو نباید در جهت ارضای تقاضا باشد، بلکه باید امکان شنیدن و آشکار شدن نسبت آن تقاضا با میل سوژه را فراهم کند. لکان این مسئله را در مقالهی «کارکرد و میدان گفتار و زبان در روانکاوی» (۱۹۵۳) مطرح میکند؛ متنی که بازگشت او به فروید را نمایندگی میکند. لکان در این مقاله تأکید میکند که روانکاوی اساساً با گفتار سروکار دارد. ناخودآگاه ساختاری زبانی دارد و حقیقت سوژه نه در پاسخهای آماده، بلکه در خلال گفتار او آشکار میشود. برای فهم این موضوع، باید تمایز لکان میان «نیاز»، «تقاضا» و «میل» را در نظر گرفت. نیاز امری زیستی است؛ مانند گرسنگی که با غذا برطرف میشود. اما زمانی که نیاز وارد زبان میشود و خطاب به دیگری قرار میگیرد، به تقاضا تبدیل میشود. کودک وقتی شیر میخواهد، تنها غذا نمیخواهد؛ بلکه همزمان حضور، توجه و عشق دیگری را نیز طلب میکند. به همین دلیل هر تقاضایی در خود چیزی فراتر از خواستهی آشکار حمل میکند. اما حتی زمانی که تقاضا برآورده میشود، چیزی باقی میماند که ارضا نمیشود. این باقیمانده همان چیزی است که لکان «میل» مینامد. میل چیزی نیست که بتوان با یک پاسخ یا یک ابژهی مشخص آن را خاموش کرد. از همین رو، وقتی مراجع از روانکاو میپرسد: «آیا این رابطه را ادامه بدهم؟»، «آیا باید ازدواج کنم؟» یا «چه تصمیمی بگیرم؟»، روانکاو نباید در جایگاه تصمیمگیرنده قرار گیرد. زیرا پاسخ مستقیم ممکن است اضطراب را کاهش دهد، اما همزمان سوژه را از مواجهه با پرسش اساسی دور کند: «من در این انتخاب چه میخواهم؟» لکان در «جهتدهی درمان و اصول قدرت آن» تأکید میکند که روانکاو نباید جایگاه دانای مطلق را اشغال کند. اگر تحلیلگر خود را صاحب حقیقت بداند، از جایگاه روانکاو خارج شده و به مشاور یا مربی تبدیل میشود. تحلیل زمانی پیش میرود که مسئولیت میل همچنان بر عهدهی خود سوژه باقی بماند. این موضوع در سمینارهای مختلف لکان، بهویژه در سمینار هفتم، «اخلاق روانکاوی»، نیز بسط پیدا میکند. جملهی مشهور لکان، «تنها گناه، عدول از میل خویش است»، نشان میدهد که هدف تحلیل صرفاً کاهش رنج یا سازگار کردن فرد با شرایط نیست؛ بلکه مواجههی سوژه با حقیقت میل خویش است. بنابراین، پاسخ ندادن به تقاضای مراجع/آنالیزان به معنای سکوت یا بیاعتنایی نیست. روانکاو به گفتار مراجع پاسخ میدهد، اما نه با ارائهی نسخه و راهحل، بلکه با شنیدن دالها، تکرارها، لغزشها و نقاطی که سوژه در آنها میتواند چیزی از ناخودآگاه خود را کشف کند. البته این اصل شامل همهی تقاضاها نمیشود. مسائل مربوط به چارچوب درمان، مانند زمان جلسه، هزینه و قرارداد درمانی، نیازمند پاسخ روشن هستند. مسئلهی اصلی، تقاضاهایی است که از روانکاو میخواهند جایگاه تصمیمگیرنده دربارهی زندگی و میل سوژه را اشغال کند. در نهایت، روانکاو برای ارضای تقاضا وارد صحنه نمیشود، بلکه برای شنیدن آن حضور دارد. تقاضا نقطهی پایان نیست؛ مسیری است که میتواند سوژه را به سوی پرسش از میل خویش هدایت کند. ✍فرشته عباسی @psychoanalysis_classical بهزودی مقالهای مفصلتر در همین زمینه، با بررسی دقیقتر مفهوم تقاضا، میل و جایگاه روانکاو در نظریهی لکان منتشر خواهد شد...
📩 ارتباط با ژانوس برای دریافت اطلاعات تکمیلی، ثبتنام در دورههای آموزشی، هماهنگی جلسات روانکاوی و رواندرمانی، و همچنین دریافت اطلاعات روانکاوان و روانتحلیلگران معرفیشده توسط ژانوس، میتوانید از طریق آیدی زیر در تلگرام یا پیامرسان بله با ما در ارتباط باشید: @Psycho_Analysis_janus_admin روانکاوان و رواندرمانگران ژانوس با رویکرد روانکاوی لکانی و در امتداد سنت فکری ژاک لکان فعالیت میکنند. برای دریافت نوبت، آشنایی بیشتر با روند جلسات، انتخاب درمانگر متناسب با نیازهای فردی و هماهنگیهای لازم، میتوانید از طریق راههای ارتباطی مجموعه اقدام فرمایید. : ✍ادمین ژانوس @psychoanalysis_classical
📚 آیا ممنوعیت، لذت را میسازد؟ دومین کتاب بوککلاب ژانوس این جلسات فرصتی است برای قرار دادن اندیشههای آدام فیلیپس در گفتوگو با دستگاه فکری لکان و تأمل دربارهی جایگاه میل، قانون و فقدان در تجربهی انسانی. 🗓 پنجشنبه و جمعه | ۱ و ۲ مرداد 🕰 ساعت ۲۱:۰۰ |…
ساختار جلسه اول بوککلاب ژانوس خوانش کتاب «لذتهای ناممنوع» اثر آدام فیلیپس از قانون تا خودنکوهی قانون، فرمانبرداری و دادگاه درونی؛ چگونه علیه خودمان قاضی میشویم؟ در نخستین نشست بوککلاب ژانوس، سه فصل ابتدایی کتاب «لذتهای ناممنوع» مورد خوانش و گفتوگو…
📚 آیا ممنوعیت، لذت را میسازد؟ دومین کتاب بوککلاب ژانوس این جلسات فرصتی است برای قرار دادن اندیشههای آدام فیلیپس در گفتوگو با دستگاه فکری لکان و تأمل دربارهی جایگاه میل، قانون و فقدان در تجربهی انسانی. 🗓 پنجشنبه و جمعه | ۱ و ۲ مرداد 🕰 ساعت ۲۱:۰۰ |…
📚 آیا ممنوعیت، لذت را میسازد؟ دومین کتاب بوککلاب ژانوس این جلسات فرصتی است برای قرار دادن اندیشههای آدام فیلیپس در گفتوگو با دستگاه فکری لکان و تأمل دربارهی جایگاه میل، قانون و فقدان در تجربهی انسانی. 🗓 پنجشنبه و جمعه | ۱ و ۲ مرداد 🕰 ساعت ۲۱:۰۰ | آنلاین 🎙 تسهیلگر: فرشته عباسی با حضور: رضا احمدی | فیلسوف و روانکاو پریس تنظیفی | روانکاو و پژوهشگر روانکاوی 📩 جهت دریافت اطلاعات و ثبتنام: @Psycho_Analysis_janus_admin
📚 دوره آموزشی ژانوس خوانش لکانی مفهوم ژوییسانس از ژوییسانس عام تا ژوییسانس زنانه 👤 مدرس: دکتر مکارمی ژوییسانس (Jouissance) یکی از مفاهیم بنیادین در نظریهی لکان است؛ مفهومی که فراتر از لذت قرار میگیرد و ما را به رابطهی سوژه با میل، قانون، بدن و امر واقع وارد میکند. در این دوره، پیش از پرداختن به مفهوم ژوییسانس زنانه، مسیر شکلگیری و جایگاه این مفهوم در آموزههای لکان بررسی خواهد شد؛ چرا که ژوییسانس زنانه تنها در نسبت با مفهوم عام ژوییسانس و انواع صورتبندیهای آن قابل فهم است. این دوره در سه بخش اصلی برگزار خواهد شد: 🔹 بخش اول: مفاهیم بنیادین ژوییسانس در آموزههای لکان (۵ جلسه) بررسی زمینههای نظری شکلگیری مفهوم ژوییسانس و نسبت آن با میل، فقدان، قانون، لذت و امر واقع. 🔹 بخش دوم: ژوییسانس عام (۳ جلسه) بررسی مفهوم کلی ژوییسانس در دستگاه نظری لکان و جایگاه آن در نسبت با سوژه، دیگری و بدن. 🔹 بخش سوم: انواع ژوییسانس و ژوییسانس زنانه (۲ جلسه) بررسی انواع ژوییسانس و ورود به مسئلهی ژوییسانس زنانه در پیوند با فرمولهای سکسوالیته در نظریهی لکان. 📅 شروع دوره: اول مهر پنجشنبه ها ساعت ۲۰:۳۰ به وقت ایران ⚠️ ظرفیت دوره محدود است.. 📩 برای دریافت اطلاعات تکمیلی و ثبتنام: @Psycho_Analysis_janus_admin
بهتر است به جای اینکه همه چیز را «ژوئیسانس» بنامیم، از مفاهیم دقیقتر استفاده کنیم ، زیرا هر شکل از رنج، لذت، پرخاشگری، مازوخیسم یا رابطه با دیگری، سازوکار خاص خودش را دارد و نباید همه را زیر یک عنوان واحد جمع کرد... #لیدر @psychoanalysis_classical
از بودگی تا سوژهبودگی انسان چگونه هست؟ معنای بودن چیست؟ در سنت هستیشناسی، بهویژه در اندیشهی مارتین هایدگر، مسئلهی انسان فقط «وجود داشتن» نیست بلکه این است که بودن خودش برای او به یک پرسش تبدیل میشود. انسان موجودی است که نسبت به هستی خود موضع میگیرد، دربارهی آن میاندیشد و آن را تجربه میکند. و اما در روانکاوی، بهخصوص در خوانش لکانی، این بودنِ انسانی هرگز یک حضور کامل و یکپارچه نیست. انسان برای اینکه به یک سوژه تبدیل شود، باید وارد جهان زبان و نماد شود؛ جهانی که پیش از او وجود داشته است. سوژه پیش از آنکه خودش را تعریف کند، در شبکهای از دالها، نامها، خواستههای دیگری و ساختارهای نمادین قرار گرفته است. از این منظر، «سوژهبودگی» به معنای داشتن یک خودِ کاملاً شفاف و مسلط نیست. لکان میگوید که سوژه همیشه شکافته است، میان آنچه دربارهی خودش میداند و آنچه در ناخودآگاهش عمل میکند فاصلهای وجود دارد. سوژه همان نقطهای است که در زبان شکل میگیرد، اما هیچگاه کاملاً در زبان قابل بیان نیست. در همین نقطه است که مفهوم «کمبودگی» یا فقدان اهمیت پیدا میکند.فقدان یک نقص یا کمبود اتفاقی نیست که بتوان آن را با یافتن یک شیء یا تجربهی خاص برطرف کرد، بلکه بخشی از ساختار سوژه است. ورود انسان به زبان، هم امکان سخن گفتن، رابطه برقرار کردن و سوژه شدن را فراهم میکند و هم فاصلهای میان انسان و تجربهی کامل و بیواسطه ایجاد میکند. بنابراین، سوژه دقیقاً به دلیل همین شکاف شکل میگیرد. اگر انسان کاملاً با خودش یکی بود، اگر هیچ فاصلهای میان خواست، تجربه و هویت او وجود نداشت، چیزی به نام میل و حرکت روانی شکل نمیگرفت. میل از همین کمبودگی سرچشمه میگیرد، از چیزی که همیشه به دنبال آن هستیم، اما هرگز به شکل کامل به دست نمیآوریم. در نتیجه، این سه مفهوم را میتوان در یک پیوستار فهمید: «بودگی» پرسش از هستی انسان است؛ «سوژهبودگی» شکل خاصی از بودن است که از مسیر زبان و رابطه با دیگری ساخته میشود و «کمبودگی» شکافی است که در قلب این سوژه وجود دارد و امکان میل، پرسش و شدن را فراهم میکند. از منظر روانکاوی لکانی، انسان سوژهای نیست که ابتدا کامل وجود داشته باشد و سپس چیزی را از دست بدهد ، در واقع سوژه از دل همین فقدان و ناتمامی پدیدار میشود. پس بودنِ انسان، بودنِ یک حضور کامل نیست ، بودنِ موجودی است که همیشه نسبتی با آنچه ندارد، با آنچه نمیداند و با آنچه هنوز در جستوجوی آن است برقرار میکند. ✍فرشته عباسی @psychoanalysis_classical
📩 برای دریافت اطلاعات تکمیلی و ثبتنام: @Psycho_Analysis_janus_admin ✍ادمین ژانوس @psychoanalysis_classical
📩 برای دریافت اطلاعات تکمیلی و ثبتنام: @Psycho_Analysis_janus_admin ✍ادمین ژانوس @psychoanalysis_classical
در کنار آموزش زبان، گروه ژانوس در تلاش است تا بهتدریج جمعی از علاقهمندان به زبان آلمانی و روانکاوی را گرد هم آورد. زبانآموزانی که در این مسیر پیشرفت کنند و به خوانش متون تخصصی علاقهمند باشند، این امکان را خواهند داشت که در آینده در پروژههای پژوهشی ژانوس، از جمله خوانش آثار فروید، تسهیلگری برخی جلسات مطالعاتی و مشارکت در ترجمه و انتشار مقالات و متون روانکاوی، با گروه همکاری کنند.
شروع ثبت نام کلاس فرانسه هم به زودی اعلام میشود .
ظرفیت هر گروه پنج نفر و تعداد گروه ها محدود میباشد
видео или голосовое, без подписи
دوره آموزش زبان آلمانی 🇩🇪 در گروه ژانوس زبان آلمانی، زبان بسیاری از مهمترین آثار فلسفه، روانکاوی، علوم انسانی و ادبیات است. در ژانوس این زبان را از پایه، با رویکردی اصولی و مکالمهمحور آموزش میدهیم. این دوره برای همه علاقهمندان مناسب است؛ چه هدفتان ادامه تحصیل، مهاجرت، کار یا سفر باشد و چه بخواهید در آینده متون تخصصی را از زبان اصلی بخوانید. دوره با تدریس زهرا کایدنژاد، رتبه ۱ کنکور سراسری رشته مترجمی زبان آلمانی دانشگاه تهران و دانشآموخته کارشناسی ارشد این دانشگاه برگزار میشود. ویژگیهای دوره: • آموزش از سطح مبتدی • کتاب Starten wir • کلاسهای آنلاین ۹۰ دقیقهای • پشتیبانی آموزشی و آزمونهای دورهای 📩 برای دریافت اطلاعات تکمیلی و ثبتنام: @Psycho_Analysis_janus_admin ✍ادمین ژانوس @psychoanalysis_classical
شاید این روزها صدای انفجار را از نزدیک نشنوم، اما مگر میشود دلم آرام باشد وقتی مردمان جنوب، در خوزستان، بوشهر، بندرعباس و شهرهای دیگر، روزها و شبهایشان را با اضطراب میگذرانند؟ مگر میشود خبرها را خواند، نام شهرها را شنید و بیتفاوت از کنارشان گذشت؛ وقتی میدانی پشت هر نام، خانهای، خانوادهای، کودکی، مادری و پدری ایستادهاند که بزرگترین آرزویشان یک شب آرام شده است. این نخستین بار نیست که جنوب ایران بهای سنگین جنگ را میپردازد. از سال ۱۳۵۹، با آغاز جنگ ایران و عراق، خوزستان سالها خط مقدم بود. خرمشهر و آبادان زیر آتش ماندند، هزاران خانواده آواره شدند و نسلی با صدای آژیر، انفجار و پناهگاه بزرگ شد. بسیاری از آن کودکان، امروز خود پدر و مادر شدهاند اما انگار خاطرهی جنگ هنوز از حافظهی این سرزمین پاک نشده است. گویی جنوب، هنوز فرصت نکرده نفس راحتی بکشد. گاهی با تلخی از خودم میپرسم: مگر جرم مردمان جنوب چیست؟ اینکه بر سرزمینی زندگی میکنند که نفت و گاز، بخش بزرگی از ثروت این کشور، در آن نهفته است؟ انگار سهمشان از این ثروت، بیش از آنکه امنیت، رفاه و آسایش باشد، سالها تحمل اضطراب، ناامنی و قرار گرفتن در خط مقدم بحرانها بوده است. این پرسشی است که بارها در ذهنم تکرار میشود و پاسخی برایش پیدا نمیکنم.من نمیتوانم نسبت به رنج آنها بیتفاوت باشم. فاصلهی جغرافیایی، فاصلهی دلها نیست. وقتی بخشی از این سرزمین ناآرام است. امنیت، چیزی نیست که بتوان آن را فقط برای یک شهر یا یک استان خواست. امنیت یا برای همه هست، یا برای هیچکس کامل نیست. به جنوب که فکر میکنم، فقط به پالایشگاهها و اسکلهها فکر نمیکنم به مردمی فکر میکنم که با گرمای طاقتفرسا، با سختیهای بسیار و با نجابتی کمنظیر، سالها بار بزرگی از اقتصاد این کشور را بر دوش کشیدهاند. به کودکانی فکر میکنم که حق دارند آیندهشان را با رؤیا بسازند، نه با خاطرهی آژیر. به مادرانی فکر میکنم که نباید هر بار با شنیدن خبری، دلشان فرو بریزد. به پدرانی که حق دارند تنها دغدغهشان ساختن زندگی باشد، نه حفظ آن در میان بحران. شاید نتوانم دردشان را زندگی کنم، اما میتوانم فراموششان نکنم. میتوانم یادم بماند که آنسوی این فاصله، انسانهایی زندگی میکنند که رنجشان، رنج بخشی از وجود همهی ماست. همدلی، شاید جنگ را متوقف نکند، اما اجازه نمیدهد رنج انسانها در سکوت گم شود. امروز دلم با جنوب ایران است با خوزستان، بوشهر، بندرعباس و همهی شهرهایی که بارها هزینهی سنگینی پرداختهاند. ای کاش روزی برسد که هیچ کودکی در این سرزمین، خاطرهی جنگ را به ارث نبرد هیچ مادری با اضطراب چشم به آسمان ندوزد هیچ خانوادهای، تنها به خاطر جغرافیای خانهاش، سهم بیشتری از رنج نداشته باشد و هیچ ایرانی، در هیچ نقطهای از این سرزمین، طعم تلخ جنگ را دوباره تجربه نکند. #جنوب_ایران #دلنوشته ✍فرشته عباسی @psychoanalysis_classical