tgindex
روان‌کاوی زندگی روزمره

روان‌کاوی زندگی روزمره

Статистика

روان‌کاوی زندگی روزمره راه ارتباطی @freudisalive1 صفحه‌اینستاگرام https://www.instagram.com/freud.is.alive

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
15
Всего постов
55
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Психология (по похожим)
В каталоге с
12 авг.
Подписчики
9 657
+28 за 3 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
1 445
40 постов
Вовлечённость
15,0%
к подписчикам
Постов в день
2,1
всего 55
Упоминаний
9
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1 162
1/48двое суток
1 331
1/72трое суток
1 436

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 14 авг.5932824

    видео или голосовое, без подписи

  • 14 авг.5862816

    видео или голосовое, без подписи

  • 13 авг.9522517

    به نظر می‌رسد قدرت علوم اعصاب شناختی دقیقاً از این ناشی می‌شود که با اندام ذهن یعنی مغز چنان رفتار می‌کند که گویی هیچ تفاوتی با سایر اندام‌های بدن ندارد. همان‌طور که الیور ساکس عصب‌شناس بریتانیایی بیان می‌کند: «عصب‌روان‌شناسی، مانند عصب‌شناسی کلاسیک، در پی آن است که کاملاً عینی باشد، و قدرت عظیمش و پیشرفت‌هایش نیز دقیقاً از همین امر ناشی می‌شود. اما موجود زنده، و به‌ویژه انسان، در نهایت و در ابتدا موجودی فعال است؛ یک سوژه است، نه یک ابژه. در این رویکرد دقیقاً همین سوژه، یعنی «من» زنده و تجربه‌گر کنار گذاشته می‌شود. عصب‌روان‌شناسی ستودنی است، اما روان را حذف می‌کند؛ تجربه‌کردن، فعال‌بودن و «من» زنده را حذف می‌کند.» ● @freudisalive ● مارک سالمز رئیس انجمن جهانی عصب‌روان‌کاوی

  • 13 авг.1 0563624

    بخش بزرگی از کار و زندگی فکری من صرف تلاش برای از میان برداشتن آرمان‌های واهی خودم و آرمان‌های واهی بشر شده است. ● @freudisalive ● زیگموند فروید به رومن رولان ۴ مارس ۱۹۲۳

  • 13 авг.1 1132712

    آنچه فرایند بازآموزی موسوم به روان‌کاوی در واقع انجام می‌دهد، از میان برداشتن یا بازتنظیم اجتناب‌های بی‌ربط و جست‌وجوهای نامتناسب است. ● @freudisalive ● آدام فیلیپس، در باب بهتر شدن

  • 13 авг.1 5133338

    ممکن است بیمار با میل روان‌کاو به درمان کردن او همراه شود؛ همان‌گونه که کودک می‌تواند با میل والد به اینکه «والد خوبی» باشد همراهی کند. اگر هدف روان‌کاو درمان بیمار باشد، با همهٔ آنچه این هدف در خود دارد؛ از جمله تصور همه‌چیزدانی و اینکه بداند چه چیزی برای دیگری بهتر است، این امکان وجود دارد بیمار در جریان درمان، خودش را گم کند. یا به تعبیر میلنر(Milner): «نباید روان‌کاوی را با قصد "درمان کردن" کسی آغاز کرد.» درمان روان‌کاوانه پادزهری در برابر تلقین و القای عقیده است؛ جست‌وجویی است دربارهٔ اینکه آدم‌ها چگونه بر یکدیگر اثر می‌گذارند و اینکه هر فرد چگونه زندگی خود را در میان نظام‌ها، قواعد و انتظاراتی شکل داده است که دیگران بر او تحمیل کرده‌اند. ● @freudisalive ● آدام فیلیپس، در باب بهتر شدن

  • 12 авг.1 2094347

    بانوی دلربا، عشق دلنشین (Fair mistress, sweet love) به آگاهی‌ات می‌رسانم که نامهٔ دلپذیرت، که در آن با بزرگواری اجازه داده‌ای سفری زیارتی به سوی چشمان زیبایت داشته باشم، مرا بسیار شاد کرده است و اکنون دارم خورجینم را می‌بندم تا ببینم که آیا از تو فقط نگاهی پرمهر نصیبم خواهد شد یا بوسه‌ای از لبانت نیز در انتظارم است. و از آنجا که مسافرِغریب از امتیازات و حقوق گوناگونی برخوردار است، بر من خرده مگیر اگر بیش از یک بوسه بخواهم. سخن آن شاعر انگلیسی را به یاد داشته باش، همان که نمایشنامه‌های بسیار شاد و غمگین نوشت و خودش نیز در آنها بازی کرد؛ ویلیام شکسپیر: «پایان سفر، دیدار دلدادگان است، این را هر فرزند انسان خردمندی می‌داند.» و در ادامه چنین می‌پرسد: «عشق چیست؟ چیزی که نباید به آینده موکول شود؛ شادی امروز، خندهٔ امروز را با خود دارد. آنچه در راه است، هنوز نامعلوم است. در درنگ، بهره‌ای نیست. پس بیا، ای دلبرک شیرین، مرا ببوس؛ که جوانی دیری نمی‌پاید.» ● @freudisalive ● زیگموند فروید به نامزدش مارتا برنایس وین، ۱۴ ژوئیه ۱۸۸۲

  • 12 авг.1 1862536

    شاهدخت من، اگر اختیار اعطای نشان‌های افتخار با من بود، به پاس نامهٔ اخیرت زیباترینشان را به تو می‌دادم؛ نشان «کبوتر نامه‌رسان سفید» که باید آن را بر روبانی سرخ به سینه‌ات می‌زدی. نامه‌ات درست وقتی به دستم رسید که تازه به نوشتن مقاله‌ام مشغول شده بودم. همین که آن را خواندم، آن‌قدر سرحال شدم که کارم خیلی زود پیش رفت. ساعت سه‌ونیم نوشتن را شروع کردم و وقتی تا ساعت نه تمامش کردم، از خوشحالی شروع کردم به بالا و پایین پریدن. هر وقت کوچک‌ترین بهانه‌ای داشته باشم، این کار را از دست نمی‌دهم! ● @freudisalive ● زیگموند فروید نامه به مارتا برنایس وین، پنجشنبه‌شب ۷ فوریهٔ ۱۸۸۴

  • 12 авг.1 4654040

    هیچ‌کس نمی‌تواند نسبت به نادیده‌گرفته‌شدن بی‌تفاوت باشد. هیچ راهی برای مصون ماندن از آن وجود ندارد؛ چنین چیزی ممکن نیست، وقتی رخ می‌دهد، دیگر نمی‌توان طوری رفتار کرد که گویی اتفاقی نیفتاده است... مانند این است که کسی که قصد فراموش کردنت را دارد، مدام در تعقیبت باشد. وقتی نادیده گرفته می‌شویم، ناگزیر به گذشتهٔ خود برمی‌گردیم؛ به تمام شیوه‌هایی که پیش‌تر برای مواجهه با این وضعیت به کار گرفته‌ایم... اما مسئله این است که در همان راه‌هایی گرفتار می‌شویم که برای محافظت از خود در برابر نادیده‌گرفته‌شدن ساخته‌ایم. ● @freudisalive ● آدام فیلیپس، جعبهٔ هودینی: هنر گریز

  • 11 авг.1 3113123

    واقعیت اقتضایی گریزناپذیر دارد؛ اقتضایی که هم‌اندازهٔ ممنوعیت زنای با محارم الزام‌آور است: ابژهٔ محبوبی که از دست رفته است باید رها شود و به تعبیر فروید، سرمایه‌گذاری روانی از آن پس گرفته شود(Disinvested). ● @freudisalive ● ژان-کلود رولان روان‌کاو فرانسوی

  • 10 авг.1 5133522

    از آنجا که کار سازنده یکی از بهترین چیزها برای رهایی از افسردگی است، اغلب این اتفاق می‌افتد که ما از کار خود با افراد افسرده (و دیگران) برای مقابله با افسردگی خودمان استفاده می‌کنیم. ● @freudisalive ● دانلد وینیکات ارزش افسردگی، ۱۹۶۳

  • 10 авг.1 3792110

    همهٔ نشانه‌های مرضی (symptoms)، نوعی نقشهٔ جغرافیایی هستند: آدم را به سمت‌وسوهای خاصی می‌برند، به بعضی جاها می‌رسانند و از بعضی جاهای دیگر دور می‌کنند. آنها الگویی از اجتناب‌ها و مجموعه‌ای از علائم هشدارند. ● @freudisalive ● آدام فیلیپس، جعبهٔ هودینی: هنر گریز

  • 10 авг.1 6585731

    شما به ⁠فرزند کوچک خود یاد می‌دهید که بگوید «متشکرم». درواقع، شما از روی ادب به فرزندتان یاد می‌دهید که بگوید «متشکرم»، نه به این دلیل که منظور کودک همین است. به عبارت دیگر، شما شروع به آموزش رفتارهای خوب می‌کنید و امیدوارید که فرزندتان بتواند دروغ بگوید؛ یعنی بتواند تا آن حدی که زندگی را قابل مدیریت می‌کند از عرف پیروی کند. شما به‌خوبی می‌دانید که منظور کودک همیشه «متشکرم» نیست. اکثر کودکان می‌توانند این عدم صداقت را همچون بهایی برای اجتماعی‌شدن بپذیرند. برخی از کودکان هرگز نمی‌توانند این کار را انجام دهند. یا اینکه زیادی زود تلاش کرده‌اند به آن‌ها یاد بدهند که بگویند «متشکرم»، یا خودشان به‌شدت گرفتار این مشکل در انسجام شخصیت شده‌اند. مطمئناً کودکانی هستند که ترجیح می‌دهند غیراجتماعی به‌حساب بیایند تا اینکه دروغ بگویند. ● @freudisalive ● دانلد وینیکات مفهوم خود کاذب، ۱۹۶۴

  • 10 авг.1 7094724

    برای اینکه منتقد باشم، نخست باید به خودم سخت بگیرم. ● @freudisalive ● زیگموند فروید به ویلهلم فلیس ۱ مارس ۱۸۹۶

  • 9 авг.1 7193235

    باور به دوام ــ باوری که دست کشیدن از آن از همه دشوارتر است ــ حمله‌ای است به لذت. سوگواری سالم، به تعبیر فروید، آدم‌ها را به حرکت وامی‌دارد و کمک می‌کند در گذر زمان به زندگی ادامه دهند؛ سوگواری ناسالم به چیزی شبیه یک دین شخصی زاهدانه بدل می‌شود. فروید تلویحا می‌گوید که دوست داشتن زندگی، بدون دوست داشتن گذرا بودن آن ناممکن است. ● @freudisalive ● آدام فیلیپس، کرم‌های داروین: درباب داستان‌های زندگی و داستان‌های مرگ

  • 9 авг.1 7444028

    بنا به تجربهٔ من، در انسان میلی همگانی و مشترک برای بازگشت به امنیت رحم مادر وجود دارد. مرد ممکن است این میل را به‌صورت ناهشیار، هنگامی محقق کند که وارد بدن شریک جنسی خود می‌شود؛ بدنی که در فانتزی به مادرش تعلق دارد و از این طریق می‌تواند احساس کند که چه برای او و چه برای خودش، تجربهٔ رضایت‌بخشی رقم زده. این تجربه در زندگی بزرگسالی ممکن است تا حد زیادی به ترمیم زخم‌های دوران کودکی کمک کند. اما بدن یک زن تنها زمانی می‌تواند چنین امکانی را برایش فراهم کند که خود او به‌طور عینی و واقعی مادر شود و بتواند هم با مادر خود و هم با خودش در مقام کودک همانندسازی کند. ● @freudisalive ● استلا وِلدُن مادر، مدونا، فاحشه

  • 9 авг.1 6934741

    داروین و فروید، هر دو به ما می‌گویند که در تمام مدت در جای نادرست به‌دنبال چیزهای نادرستی بوده‌ایم؛ مسحور ایده‌های پیشرفت و خودشناسی، تا سرانجام دریابیم... که آن‌ها به معنای دقیق کلمه، وجود خارجی نداشتند و هرگز نمی‌توانستند آن نوع عشقی را که در جست‌وجویش بودیم، به ما ببخشند... و اینکه تنها لذتی که از خود دریغ کرده‌ایم، لذتِ واقعیت بوده است. ● @freudisalive ● آدام فیلیپس، کرم‌های داروین: درباب داستان‌های زندگی و داستان‌های مرگ

  • 8 авг.1 9513165

    جولیت میچل روانکاو بریتانیایی در پیش‌گفتار این کتاب اشاره می‌کند: [زمانی زنان نمی‌توانستند منحرف تلقی شوند، به این دلیل که الگوی انحراف اساساً بر مبنایی مردانه شکل گرفته بود. استلا وِلدُن (Estela Welldon) یکی از نخستین کسانی بود که در اعتبار این گزارهٔ روانی_اجتماعی تردید کرد. نادیده گرفتن انحراف در زنان باعث شده شمار بی‌شماری از زنان در رنجی ناشناخته و به‌رسمیت‌شناخته‌نشده گرفتار شوند و فرزندانشان نیز در معرض خطر قرار گیرند. ولدُن استدلال می‌کند که برای فهم زن منحرف، باید چیزی دربارهٔ مادر او و مادر مادرش بدانیم.] جوزف سندلر دربارهٔ این کتاب می‌گوید: «کتاب برجستهٔ دکتر ولدُن حوزهٔ پنهان انحراف جنسی زنانه را آشکار می‌کند؛ این کتاب اثری بسیار مهم است و باید توسط همهٔ کسانی که به‌صورت درمانی با زنان کار می‌کنند خوانده شود.» آدم فیلیپس در جستاری ذیل نقد دیدگاه ولدُن، می‌نویسد: «هرچند گوش دادن -به دلیلی نامعلوم‐ موضوعی است که روان‌کاوان دربارهٔ آن بسیار کم نوشته‌اند، اما این کتاب آشکارا حاصل گوش سپردنی عمیق و پرشور به انسان‌هایی است که داستان‌های هراس‌انگیزی برای گفتن داشته‌اند.» ● @freudisalive

  • 7 авг.1 8835939

    گنج‌ گران‌بها و نازنینم، خیلی خوشحالم که مرا بخشیدی. فکر اینکه دیگر با همان مهر و محبت همیشگی‌ات به من فکر نمی‌کنی، احساس وهم‌آلودی از دلتنگی و بی‌پناهی در من به وجود آورده بود؛ احساسی که نمی‌توانستم برای مدت زیادی تحملش کنم، به‌خصوص از آن جهت که کسی جز خودم را لایق سرزنش نمی‌دیدم. ● @freudisalive ● زیگموند فروید نامه به مارتا برنایس پاریس، چهارشنبه ۲۷ ژانویهٔ ۱۸۸۶

  • 6 авг.2 6584047

    داروین و فروید هر دو نسبت به این باور که انسان می‌تواند به کمال برسد، عمیقاً تردید دارند. از نظر هر دوی آن‌ها، انسان پیش از هر چیز حیوانی است که از آرمان‌های خودش رنج می‌برد. در واقع، یکی از نکات اساسی و اخلاقی اندیشهٔ آن‌ها فقط این نیست که ما آرمان‌هایمان را به کار می‌گیریم تا واقعیت را انکار کنیم یا خود را بیش از اندازه از رویارویی با آن محافظت کنیم؛ بلکه این نیز هست که همین آرمان‌ها ــ آرمان رستگاری، درمان، پیشرفت، معرفت مطلق و خیر ناب ــ به پناهگاه‌هایی بدل می‌شوند که مانع از آن‌اند که جهان را آن‌گونه که هست زندگی کنیم، آن را واقعاً بشناسیم، و در نتیجه، دریابیم که در چنین جهانی چه کسی می‌توانیم باشیم. ● @freudisalive ● آدام فیلیپس، کرم‌های داروین: درباب داستان‌های زندگی و داستان‌های مرگ